فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق درباره موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران

اختصاصی از فایلکو تحقیق درباره موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 96

 

موضوع تحقیق:

موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران

فهرست مطالب

عنوان:

پیشگفتار

دولت مدرن

دولت مدرن و توسعه اقتصادی

ساختار قدرت در ایران قدیم

تحولات ساختار قدرت در عصر مشروطیت

تکوین دولت مدرن مطلقه در عصر پهلوی

تحولات ساختار قدرت در جمهوری اسلامی

روانپارگی اجتماعی

دولت مدرن

درآمد

شاخص های دولت مدرن

جایگاه و نقش دولت

منشا و درجه استقلال دولت

ظرفیت دولت

قدرت دولت

پیدایش دولت مدرن

نظریه های دولت مدرن

درآمد

کثرت گرایی

نخبه سالاری

مارکسیسم

گزینش اجتماعی

نهادگرایان

فراساختارگرایی

منابع

پیشگفتارطی صد و پنجاه سال گذشته جهان شاهد تلاشهای مستمر، جانکاه و غرورآفرین ایرانیان برای ایجاد دولت مدرن و توسعه اقتصادی بوده است. اما این تلاشها با ناکامی های متعددی مواجه شده اند. در این روند تحولات و تراژدیهای سترگی صورت گرفته و ایرانیان بهای سنگینی را با جان و مال خود هزینه کرده اند. شکست اصلاحات امیرکبیر، ناکامی انقلاب مشروطه، تاسیس سلسله پهلوی، شکست نهضت ملی دکتر محمد مصدق و انقلاب اسلامی 1357، تنها چند نمونه از تلاشها و ناکامی های بزرگ ایران در راه مبارزه برای توسعه اقتصادی و سیاسی است. بی شک دلایل این ناکامیها متعدد و بسیار پیچیده اند. اما شناخت نهاد دولت مدرن، درک رابطه آن با روند توسعه اقتصادی و بررسی موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران، میتواند به دریافت علل این ناکامی ها کمک کند و راه توسعه اقتصادی وسیاسی ایران را هموار سازد. دولت مدرندولت مدرن یکی از دست آوردهای مهم مدرنیته است که بر پایه سه اصل فردگرایی، خردباوری و دنیاگرایی استواراست. دولت مدرن، دولتی مدنی است که خردباوری، جدایی نهاد دولت از نهاد دین، حکومت قانون، قرارداد اجتماعی، مصالح عمومی، جامعه مدنی، شهروندی، فردیت و پیوند ارگانیک نهاد دولت با جامعه مدنی مشخصه ها و مفاهیم پایه ای آن میباشند. اقتدار، حاکمیت و مشروعیت دولت مدرن از اراده مردم برمیخیزد و برپایه قرارداد اجتماعی و قوانینی که در چارچوب مصالح عمومی تدوین شده اند استوار است. دولت مدرن، دولت قانون و شهروندان است، نه دولت رعایا یی که پیرو فرمانهای پدرانه شخص رهبر میباشند. در دولت مدرن، قدرت غیرشخصی است، یعنی قدرت براساس قانون، ازطریق کانالهای بوروکراتیک و براساس ضوابط تعیین شده اعمال میشود و نظم حاکم، نظمی است که در آن قانون فرمان میراند نه شخص. به عبارت دیگر، قدرت متعلق به پست ها است، نه اشخاص و حدود اختیارات و مسئولیتهای پست ها توسط قانون تعیین و کنترل میشوند. اقتدار دولت مدرن محدود به عرصه عمومی است و به عرصه خصوصی گسترش نمی یابد. در دولت مدرن رابطه ای ارگانیک، متقابل و پردامنه بین نهاد دولت و نهادهای جامعه مدنی وجود دارد. به عبارت دیگر، دولت مدرن برفراز جامعه قرار ندارد، بلکه به لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به آن وابسته است. جامعه مدنی نیز به نوبه خود به یاری نهاد دولت نیازمند است تا فعالیت نهادهای آنرا هماهنگ سازد و روند شکل گیری و توسعه آنها را تسهیل نماید. این وابستگی های نهادی که دارای جنبه های متعدد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میباشند به نهاد دولت امکان میدهد تا بتواند جامعه را به نحوی کارآمد مدیریت و رهبری کند و به جامعه مدنی اجازه میدهد تا بتواند قدرت نهاد دولت را به نحوی موثر مهار کند و نظارت دموکراتیک خود را بر آن اعمال نماید. به دلیل این ویژگی ها، دولت مدرن، در مقایسه با دولت پیشا مدرن، از ظرفیت بسیار بیشتری در اجرای اهداف خود برخوردار میباشد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران

مقاله درباره موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران

اختصاصی از فایلکو مقاله درباره موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 20

 

موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران

بخش نخست: دولت مدرن5. موانع تکوین دولت مدرن در خارج از جهان غربwww.hadizamani.comدرآمددولت مدرن پدیده ای برخاسته از تمدن غرب است که ابتدا دراروپای غربی شکل گرفت و با سرعت به سایر نقاط جهان گسترش یافت. تکوین دولت مدرن در کشورهایی مانند آمریکا، کانادا و استرالیا با موفقیت انجام پذیرفت. اما درسایرنقاط جهان، از جمله اروپای شرقی وآمریکای لاتین و به ویژه آسیا و آفریقا، تکوین و گسترش دولت مدرن با مشکلات متعددی مواجه گردیده که دلیل آنرا میبایست در مجموعه ای از عوامل تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جستجو کرد. نظریه پردازان موانع متعددی برای تکوین و گسترش سرمایه داری و دولت مدرن در کشورهای خارج از حوزه غرب برشمرده اند. در کشورهای اروپای شرقی، دولتهای مطلقه با بازسازی و تداوم مناسبات فئودالی آهنگ توسعه مناسبات سرمایه داری و تکوین دولت مدرن را آهسته و دشوار ساختند. در کشورهای آسیایی، دولتها به جای آنکه با ایجاد شرایط اقتصادی و سیاسی لازم به امر توسعه خلاقیتها و فعالیتهای اقتصادی یاری رسانند، غالبا خود به صورت مانعی در برابرپاگیری و توسعه مناسبات سرمایه داری عمل کرده اند. در چین، نظام دیوانسالاری پرقدرتی که بر پایه ارزش ها و فلسفه کنفسیوس بنا گردید، نقش مهمی در این روند ایفا نمود. در هندوستان، نظام « کاستی» و نقش دولت در حفظ و تداوم آن بصورت مانعی در برابر توسعه سرمایه داری و تکوین دولت مدرن عمل کرد. درکشورهای اسلامی غلبه نگرشهای مذهبی – خرافی، بی ثباتی سیاسی، تنشها و جنگهای ایلی و ضعف دولتهای مرکزی ازعوامل مهم کند شدن آهنگ مناسبات سرمایه داری و تکوین دولت مدرن بوده اند. مارکس دلیل عدم توسعه نظام سرمایه داری و تکوین دولت مدرن در کشورهای آسیایی را در شیوه تولید آسیایی جستجو میکند که مشخصه اصلی آن، نبود و یا ضعف مالکیت شخصی بر زمین، هجوم قبایل و تمرکز قدرت دردست حکومتهای مستبدانه است. به اعتقاد مارکس، مجموعه این عوامل مانع از شکل گیری مناسبات طبقاتی، گسترش شهرها، انباشت سرمایه، پاگیری و توسعه نظام سرمایه داری و تکوین دولت مدرن گشت. از سوی دیگر، «وبر» توجه خود را بیشتر متوجه عوامل فرهنگی، نقش مذهب و تاثیر نوع سازماندهی اجتماعی و سیاسی میکند. به اعتقاد وبر، به جز مذهب پروتستان، مذاهب دیگر دارای عناصر اساطیری، افسانه ای و غیرعقلایی بسیار شدیدی هستند که مانع از برخورد عقل گرایی به جهان که لازمه شکل گیری و توسعه نظام سرمایه داری است میشوند. به باور وبر، مذاهب کاتولیک در اروپای شرقی، کنفسیوس در چین، بودائیسم درهندوستان و اسلام در بقیه آسیا چنین نقشی را ایفا کرده اند. وبرهمچنین به نقش منفی دیوانسالاری چین درجلوگیری ازتکوین نظام سرمایه داری و دولت مدرن توجه دارد. از این منظر، نظام کاستی در هندوستان نقش مشابهی ایفا کرده است. عده ای دیگر از نظریه پردازان، کلونیالیسم و نئوکلونیالیسم را مسئول عقب ماندگی کشورهای آسیایی و آفریقایی و عدم توسعه مناسبات سرمایه داری و تکوین دولتهای مدرن در کشورهای این مناطق میدانند. بررسی جامع موارد فوق خارج از حیطه پژوهش حاضر است. آنچه در زیر میآید تنها اشاره مختصری به برخی از رئوس اصلی این موارد است. اروپای شرقیدر عصر فئودالیسم سه ویژگی، اروپای شرقی را از اروپای غربی متمایز میساخت که به اعتقاد نظریه پردازان سیرشکل گیری و گسترش مناسبات سرمایه داری و تکوین دولت مدرن در این منطقه را تحت تاثیر قرارداد. اولا اروپای شرقی امپراتوری روم و میراث تاریخی آنرا مستقیما تجربه نکرده بود. دوما، اروپای غربی عمدتا در حوزه کلیسای کاتولیک روم قرار داشت، درصورتیکه در اروپای شرقی، به استثنای لهستان و پروس، کلیسای ارتودوکس غالب بود. سوما، پاگیری نظام سرمایه داری در اروپای شرقی دیرتر و در رقابت شدید با دولتهای قوی اروپای غربی صورت گرفت. از عوامل فوق، دو عامل نخست موجب شد تا اروپای شرقی در حاشیه فرهنگ غرب قرارگیرد. از سوی دیگر، عامل سوم امر تکوین و گسترش سرمایه داری و دولت مدرن در کشورهای اروپای شرقی را دشوار ساخت. به اعتقاد اندرسون، در اروپای غربی شکل گیری دولتهای مطلقه در پایان دوره فئودالیسم که به باور بسیاری پیش درآمد پیدایش نظام سرمایه داری است، بر پایه عوامل درونی انجام پذیرفت. درصورتیکه دراروپای شرقی پیدایش دولتهای مطلقه در برابرتهدید دولتهای نیرومند اروپای غربی صورت گرفت. از این منظر، دولتهای اروپای شرقی برای مقابله با تهدید دولتهای نیرومندتر اروپای غربی مناسبات فئودالیسم را درکشورهای خود بازسازی و تقویت نمودند و به قول اندرسون، دور دومی از مناسبات ارباب- رعیتی را بر مردم خود تحمیل کردند تا قدرت سیاسی را تماما به انحصار خود درآورند و ارتش عظیمی را بر پایه مناسبات حاکم سازمان دهند. این امر، همراه با دو عامل پیش گفته، روند شکل گیری سرمایه داری و تکوین دولت مدرن در کشورهای اروپای شرقی را آهسته و دشوارساخت. نظریه اندرسون از جهات متعدد، مانند ساده نگری، نادیده گرفتن نقش سایر عوامل و بی توجهی به تجربه های متفاوت انگلستان و هلند در اروپای غربی و لهستان و پروس در اروپای شرقی، مورد انتقاد قرار گرفته است. با اینهمه، تاثیرمنفی عوامل فوق بر سیر تکوین سرمایه داری و دولت مدرن در کشورهای اروپای شرقی مورد توجه غالب نظریه پردازان است.در هرصورت، پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتبر1917 در روسیه و متعاقب آن گسترش نظام سوسیالیستی به سایر کشورهای اروپای شرقی پس از جنگ جهانی دوم، روند تحولات نهاد دولت در کشورهای اروپای شرقی را در مسیر کاملا متفاوتی قرارداد. اکنون، پس از فروپاشی نظام سوسیالیستی، روند تکوین دولت مدرن در کشورهای اروپای شرقی همچنان با مشکلات متعددی روبرو است که بخشی ناشی از ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که از نظام پیشین به آنها به ارث رسیده است میباشند. چیندولت چین درسال 221 پیش از میلاد، توسط خاندان چین به صورت یک حکومت پادشاهی مرکزی و شدیدا تحت کنترل تاسیس شد. علیرغم جنگهای متعدد و دست به دست شدن سلطنت بین خاندانهای مختلف، این شکل از حکومت برای متجاوز از دوهزار سال، یعنی تا تاسیس نهاد جمهوری در سال 1911 بر چین حاکم بود. عناصر برجسته این شیوه حکومت، یعنی مرکزیت شدید و بوروکراسی بسیار پرقدرت حتی پس از تاسیس جمهوری نیز تداوم یافت. مذهب و ایدئولوژی کنفسیوس در شکل گیری شیوه حکومتداری در چین نقش عمده ای برعهده


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران

اقتصادکلان

اختصاصی از فایلکو اقتصادکلان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران

نهاد دولت همواره نقشی تعیین کننده در توسعه اقتصادی ایفا نموده است. با اینهمه، اهمیت دولت در توسعه اقتصادی، چه درعمل و چه در نظر، از فراز و نشیب های متعددی گذشته است. علم اقتصاد با نام اقتصاد سیاسی و به عنوان شاخه ای ازعلم سیاست، برای کمک و مشاوره دادن به دولتمردان در اداره امور اقتصادی، متولد شد. با گسترش سرمایه داری، عنصر سیاسی این شاخه ازدانش، به مرور کم رنگ گردید و در پایان قرن نوزدهم این شاخه ازدانش با نام جدید علم اقتصاد هویتی مستقل یافت. اما دیری نپایید که دولت به کانون نظریات و مدیریت اقتصادی بازگشت. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته، با تولد اقتصاد رفاه عمومی آرتور پیگو و متعاقب آن تولد اقتصاد کلان کینز، نقش دولت در مدیریت اقتصادی مجددا مورد توجه قرارگرفت و درچارچوب علم اقتصاد فرمول بندی گردید. اقتصاد رفاه نشان داد که بازار کاملا آزاد نارسا است و بدون مداخله ونظارت دولت نمیتواند متضمن تخصیص مطلوب منابع از دید کل جامعه باشد. لذا، دولت میبایست مستقیما به تولید کالاهای عمومی که خارج از حیطه توانایی بازارمیباشد، اقدام نماید و در مورد کالاهای نیمه و شبه عمومی، به تنظیم بازار، از جمله تنظیم قیمت ها و کنترل قدرت انحصارات بپردازد تا شرایط مطلوب برای عمکرد بهینه بازار را فراهم آورد. بعد از جنگ جهانی دوم، به لحاظ نظری وعملی، کفه ترازو به زیان لیبرالیسم اقتصادی و بسود نظارت دولت برروابط اقتصادی چرخید. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته غرب، نظریه اقتصاد کلان کینز چیره گشت و اقتصادهای ناظر بر رفاه همگان جانشین اقتصادهای آزاد لیبرالی گردید. در اروپای شرقی و بخش هایی از آسیا، سوسیالیسم با سرعت گسترش یافت و برای نزدیک به دو دهه دستآوردهای اقتصادی چشمگیری به ارمغان آورد. کشورهای درحال رشد و توسعه نیافته نیز برای مقابله با کلونیالیسم، استعمارنو و تسریع آهنگ توسعه به مدیریت دولتی اقتصاد، روی آوردند. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته، جنگ جهانی دوم موجب پیدایش اتحادهای سیاسی جدیدی، با شرکت فعال نیروهای سیاسی چپ گردید. نقش برجسته چپ در مبارزه علیه فاشیسم و گسترش جنبش و سندیکاهای کارگری موجب شد تا پس ازپایان جنگ جهانی دوم مسئله تامین اشتغال و رفاه در صدر دستور کاردولت های سرمایه داری غرب قرار گیرد. از سوی دیگر، موفقیت برنامه مارشال در بازسازی اقتصاد ویران اروپای غربی و ژاپن، مستلزم شرکت فعال نهاد دولت در فعالیت های اقتصادی بود. گرچه در فضای سیاسی جنگ سرد، گسترش جنبش های کارگری به نحو قابل توجهی محدود شده بود، اما عوامل فوق موجب شد تا توسعه سرمایه داری درغرب برپایه ائتلافهای طبقاتی و توجه به ابعاد اجتماعی توسعه، نظیر تامین اشتغال و رفاه عمومی استوار گردد. توجه به اشتغال و رفاه عمومی پس از جنگ جهانی دوم در پاره ای از کشورهای سرمایه داری غرب، مانند کشورهای اسکاندیناوی و فرانسه بسیار قوی بود و به شکل گیری سرمایه داری اجتماعی انجامید. در بریتانیا و به ویژه آمریکا گسترش سرمایه داری اجتماعی محدودتر بود. اما حتی در این کشورها نیز دولت های حاکم ناچار به مداخله گسترده در امور اقتصادی جهت تامین اشتغال و رفاه عمومی شدند که اقتصاد کلان کینز چارچوب نظری آنرا فراهم آورد. کینز نشان داد که اقتصاد سرمایه داری دارای نوسانات ادواری است و در شرایط معینی میتواند برای مدتی طولانی در چرخه رکودی اسیر گردد و نتواند اشتغال بهینه منابع تولیدی را تضمین نماید . لذا دولت میبایست با استفاده از ابزارهای مالی و پولی، فعالیت اقتصادی را تنظیم کند تا اشتغال کامل منابع تولیدی را تامین کند. به این ترتیب، نظریه های اقتصاد رفاه عمومی و اقتصاد کلان کینز، همراه با تلاش دولت های غرب برای بازسازی ضایعات جنگ و روند ملی سازی صنایعی که در اثر جنگ به زیان دهی افتاده بودند، عرصه گسترده ای برای مداخله دولت در امور اقتصادی در کشورهای سرمایه داری غرب بوجود آورد. از سوی دیگر، پیروزی و گسترش سوسیالیسم در اروپای شرقی و بخشی از آسیا و موفقیت آن طی دهه های 50 و 60 در تامین رشد اقتصادی سریع و همچنین گسترش جنبش های آزادیخواهی در کشورهای توسعه نیافته و خیزش کشورهای در حال رشد برای صنعتی شدن، موجب گسترش الگوهای توسعه اقتصادی دولت محور گردید.پیروزی و استقرار سوسیالیسم در اروپای شرقی و بخش هایی از آسیا نقش مهمی در گسترش توسعه اقتصادی دولت محور ایفا نمود. به ویژه آنکه کشورهای سوسیالیستی نقش تعیین کننده ای در شکست فاشیسم بر عهده داشتند و پس از جنگ جهانی دوم، طی دو دهه 50 و 60 ، نظم اقتصادی جدید توانست دستآوردهای اقتصادی گسترده ای، ازجمله نرخ رشد چشمگیری را برای کشورهای مزبور به ارمغان آورد. برخی از تحولات فنآوری و نظری، نظیر توسعه صنعت کامپیوتر، پیشرفت تکنیک ها و ابزارهای محاسبه، پیش بینی و برنامه ریزی، مانند تحلیل نهاده - ستاده ها، مدل های ریاضی برنامه ریزی و تکنیک های آماری و اقتصاد سنجی، چشم انداز امیدوارکننده ای را برای برنامه ریزی مرکزی اقتصاد، به عنوان جانشین بازار، بوجود آورد. این امر به نوبه خود، به رونق اقتصاد سوسیالیستی یاری رساند. با پیروزی جنبش های آزادی خواهی و ضد استعماری، انگیزه کسب استقلال اقتصادی و صنعتی شدن در میان کشورهای توسعه نیافته و در حال رشد با سرعت گسترش یافت و تحت تاثیر پیروزی سوسیالیسم، گرایشی دولت محور به خود گرفت. شرایط اقتصادی و تحولات نظری علم اقتصاد نیز حرکت کشورهای مزبور در جهت توسعه اقتصادی دولت محور را ترغیب کردند. در دوره مورد نظر، اکثر کشورهای توسعه نیافته و در حال رشد به صادرات کالاهای اولیه وابسته بودند. در حالیکه در شرایط موجود چشم انداز توسعه اقتصادی بر پایه صادرات کالاهای اولیه بسیار تیره بود. اقتصاد بین المللی به ویژه پس از رکود بزرگ 1939 و سقوط تجارت جهانی، بسیار شکننده و ناپایدار بود. بعلاوه، رابطه مبادله بازرگانی به نحوی سیستماتیک به زیان کالاهای اولیه حرکت میکرد، یعنی قیمت صادراتی کالاهای اولیه نسبت به قیمت صادراتی سایر کالاها، پیوسته در حال تنزل بود. در نتیجه کشورهای توسعه نیافته و در حال رشد ناچار بودند تا برای خرید یک واحد کالای صنعتی، همواره مقدار بیشتری کالای اولیه به کشورهای پیشرفته بپردازند. از سوی دیگر، کلیه شواهد حاکی از آن بود که کالاهای اولیه دارای کشش درآمدی کمتر از یک و کالاهای صنعتی داری کشش درآمدی بالاتراز یک میباشند. این امر موجب میشود که با افزایش درآمد جهانی، رشد تقاضا برای کالاهای صنعتی همواره بسیار سریعتراز رشد تقاضا برای کالاهای اولیه باشد. به این ترتیب، افت رابطه مبادله بازرگانی کالاهای اولیه و پایین بودن کشش درآمدی آنها سبب میشد تا شکاف اقتصادی بین کشورهای صنعتی و توسعه نیافته پیوسته عمیقتر گردد. در چنین شرایطی، این نظریه مطرح گشت که راه برون رفت کشورهای توسعه نیافته از چرخه عقب ماندگی دراستراتژی صنعتی شدن ازطریق جانشین سازی واردات، با استفاده ازسیاست های حمایتی میباشد. نظریه جدید تاکید نمود که توسعه اقتصادی بر پایه استراتژی صنعتی شدن، در مقایسه با استراتژی متکی بر توسعه کشاورزی وکالاهای اولیه، ازپویایی درونی قوی تری برخوردار است. زیرا پیوندهای بین بخشی در بخش صنایع بسیار نیرومندتر و گسترده تر از سایر بخش ها است. به عبارت دیگر، تولید ارزش افزوده در بخش صنعتی مستلزم استفاده گسترده ازتولیدات کلیه بخشها است، درصورتیکه این وابستگی در بخش های کشاورزی وکالاهای اولیه ضعیف و محدود میباشد. لذا، رشد اقتصادی در بخش صنعتی با سرعت به کلیه بخشهای اقتصاد منتقل شده، موجب پیدایش رشد خودپو و پایدارمیگردد. از سوی دیگر، نظریه «فشار بزرگ» روزنشتاین- رودن، نرسک و اسکیتوفسکی خاطرنشان ساخت که به دلیل وابستگی شدید بخش های صنعتی به تولیدات یکدیگر ، استراتژی صنعتی شدن در کشورهای توسعه


دانلود با لینک مستقیم


اقتصادکلان

مقاله روند تکوین و توسعه فیزیکی شهر بهاباد

اختصاصی از فایلکو مقاله روند تکوین و توسعه فیزیکی شهر بهاباد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله روند تکوین و توسعه فیزیکی شهر بهاباد


مقاله روند تکوین و توسعه فیزیکی شهر بهاباد

این محصول در قالب ورد و قابل ویرایش در 86 صفحه می باشد.

 

چکیده

 

این پژوهش  به بررسی روند تکوین و توسعه فیزیکی شهر بهاباد می پردازد . جهت رسیدن به این امر متغیرهایی نظیر راههای ارتباطی ، عوامل اقتصادی ( کشاورزی ،صنعت ، خدمات )حوزه نفوذ شهر و مدیریت شهری مورد بررسی قرار می گیرد .نتایج حاصله نشان دهنده آن است که راههای ارتباطی در مراحل توسعه و رشد شهر نقش اساسی را عهده دار بوده است .در بخش  عوامل اقتصادی با توجه به شوری خاک ،کمبود منابع آب ،بارش کم و تبخیر شدید ،کشاورزی در این منطقه بیشتر به صورت محصولات باغی می باشد .

 

در زمینه صنعت و خدمات به خصوص (صنایع قالیبافی ) باعث افزایش اشتغال در این منطقه شده است .

 

گذشته از این موارد یاد شده مدیریت شهری شهر بهاباد با توجه به اینکه در سال 1362 صاحب شهرداری شده است و از آن زمان به بعد این نهاد با اقدامات خود در فضا سازی و اجرا و نظارت بر طرح های شهری نقش موثری در توسعه شهر داشته است .

 

با توجه به مراحل توسعه شهری و محدودیت های فضایی در قسمت های شمال و شرق به علت اراضی کشاورزی ، در قسمت غرب به علت وجود کشتارگاه و گورستان ،مانعی در توسعه شهری می باشد اما در قسمت های جنوب و جنوب غربی برای توسعه آتی شهر مناسب می باشد .

 

 

 

کلید واژه ها : بهاباد ، توسعه فضائی ، اقتصاد ، توسعه فیزیکی

مقدمه :

پس از انقلاب کشاورزی ، ایجاد شهرها دومین انقلاب عظیم در فرهنگ انسان ها  بوده است . این امر روند اجتماعی برجسته ای بود که بیشتر موجب دگرگونی در روابط متقابل انسان با محیط و انسان های دیگر گردید .

در حقیقت تغییر در واکنش های انسان نسبت به هم و نسبت به محیط به تحول اجتماعی و دگرگونی فضائی امکان داد که نمد عینی آن به صورت یک پدیده نو که اصطلاحا شهر نامیده می شود نمایان گردد پیدایش زندگی  شهری در مراکز متعددی صورت گرفته ولی مدنیت و شهرنشینی در ایران قدیمی و پر سابقه است که در تمام فلات ایران توسعه و گسترش یافته است . در این میان پیدایش و توسعه و مکان گزینی شهر های ایران به تبعیت از ویژگیهای خاص زمانی و مکانی خود شکل گرفته است . و در فراز و نشیب های تاریخ دگرگونی ها و تغییراتی را برچهره خود پیدا کرده اند تا این که امروز بصورت میراثی از تاریخ تحولات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کشور به دست ما رسیده است.1

توسعه شهری متاثر از فرایند های طبیعی ، اقتصادی ، زیست محیطی ، اجتماعی و سیاسی است که در طول تاریخ مراحل گوناگونی را طی کرده است . شهر ها در طول زمان رشد می یابند و آنچه امروز به مشکلات شهری معروف است روز به روز زیادتر می شود .

شهر سیستمی بسیار پیچیده و متنوع از عناصر اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و کالبدی است که با تعاملات یکدیگر و با عوامل و شرایط محیط طبیعی شکل یافته است . این مجموعه حاصل کنش و واکنش عناصر متعدد و بی شماری است که شکل گیری و تغییر و تحول هر عنصر شهری وابسته به عوامل و عناصر متعدد دیگر است در نتیجه نمی توان هر عنصر و مساله شهر را بدون شناخت و مطالعه سایر عناصر شهری بررسی و ساماندهی کرد .

امروزه رشد فزاینده جمعیت شهر ها و تغییر و تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی آن ها شکل تازه ای از شهر و شهر نشینی را به وجود آورده است . این شکل شهر نشینی با آنچه که در قبل از سالهای 1300 در شهرها دیده می شد تفاوت بسیار زیادی دارد از این رو امروزه در بررسی جغرافیای شهری ، سیاستهای حاکم بر شهرها ، تحلیل تصمیمات حکومتی در مورد خلق فضاهای فیزیکی و اجتماعی و فرهنگی ، کیفیت دسترسی مردم به نیاز های اساسی و چگونگی توزیع فضایی مراکز خدمات شهری ، عدالت اجتماعی در شهر و نیز توسعه پایدار شهری از مهم ترین مسائل مورد توجه محققان است .

 

تحقیق حاضر در 7 فصل به شرح زیر تدوین شده است :

 

فصل اول شامل طرح تحقیق می باشد در این فصل با طرح مسئله و تبیین آن و همچنین اهداف و ضرورت و اهمیت آن ، فرضیه های تحقیق مشخص شده است . در فصل دوم ویژگیهای طبیعی ،اجتماعی و اقتصادی شهر بهاباد اشاره شده است . فصل سوم عوامل موثر در پیدایش و گسترش شهر بهاباد مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است .فصل چهارم بررسی سهم کاربری های شهری در فرایند گسترش شهر ( در سال 1375 تا 1385 ) پرداخته شده است . فصل پنجم نتایج رشد فیزیکی شهر و نتایج مثبت و منفی آن اشاره شده است و فصل ششم نتیجه گیری و آزمون فرضیات و راهکارها آمده است و در فصل هفتم منابع و ماخذ آمده است.

فصل اول

طرح تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1-بیان مسئله :

پدیده شهر نشینی که شامل رشد جمعیت شهر ها ، افزایش تعداد شهر های بزرگ و ظهور شهر های تازه می شود ، تحولاتی  را در ساختار فیزیکی ، اقتصادی و فرهنگی – اجتماعی آن ها به وجود آورده است . تردیدی نیست که با گرایش روز افزون شهر نشینی ، با توجه به مسائل فضائی ، تدارکات و چگونگی شکل گیری آن ها ، همچنین ارتباط با محیط اطراف و روستاها از اهمیت شایانی برخوردار است مهم ترین عامل ایجاد شهر را بایستی در مازاد تولید محصولات کشاورزی ، توسعه شبکه راهها و تمایل بشر به ایجاد یک زندگی دسته جمعی در کنار یکدیگر جست و جو کرد در میان مهم ترین عوامل پیدایش شهر ها ، بایستی توسعه شبکه راهها را عادی ترین و قدیمی ترین عامل دانست .

منشا ایجاد شهر ها را در عوامل عمده ای از قبیل توسعه مبادلات کالا ، پیشرفت تجاری و تمدن انسانی می توان شمرد . همچنین در ایجاد و توسعه شهر ها عامل طبیعی مانند وجود آب ،مساعدت زمین و خاک و امثال آن ها را باید مورد توجه قرار داد از دیدگاه دیگر وجود نقاط امن ، سر پناهها و مقابله مردم در مقابل حملات خارجی را بایستی از جمله عواملی دانست که به شهر ها نقش دفاعی داده و مردم را برای مقابله و دفع حملات دشمنان در کنار یکدیگر قرار داده است .

به نظر می رسد عوامل متعددی در شکل گیری و توسعه شهربهاباد نقش داشته است به طوری که فضای این شهر در طول پیدایش تاکنون بیانگر عوامل مختلفی چون قرار گیری در مسیر ارتباطی ، منابع آب زیر زمینی ، باغات فراوان ، توسعه اقتصادی - فرهنگی ، شبکه آب های سنتی از مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر توسعه فیزیکی بهاباد بوده است .

این تحقیق در راستای دستیابی به چگونگی رشد و توسعه فیزیکی شهر بهاباد و راهکارهای ساماندهی آن است . و تا کنون تحقیقات عمیق و گسترده ای در این  زمینه صورت نگرفته است .

 

1-2- تعاریف عملیاتی

توسعه : توسعه روندی است فراگیر در جهت افزایش توانایی های انسانی ، اجتماعی برای پاسخگویی به نیازهای انسانی ، اجتماعی ضمن آن که نیازهای پیوسته در پرتوهای ارزش های فرهنگی و بینش های پایداری جهان پالایش یابند.

توسعه فضایی : تغییرات در فاصله های  زمانی به لحاظ محیط طبیعی ،فعالیت های اقتصادی و کالبدی است .

 

توسعه فیزیکی : فرآیندی پویا و مداوم است که طی ان محدوده های فیزیکی و فضای کالبدی آن در جهات عمودی و افقی از حیث کمی و کیفی افزایش می یابند .

توسعه شهری : بسیج امکانات بالقوه اجتماعی و اقتصادی و کالبدی برای بالا بردن کیفیت محیط زیست شهری و برقراری توازن در کیفیت و کمیت زندگی شهری  است .

برنامه ریزی شهری : عبارتست از تامین رفاه شهرنشینان از طریق محیطی بهتر ، مساعدتر ، سالمتر ، آسانتر ، موثرتر و دلپذیرتر .1

 

1-3- محدوده مورد مطالعه

بهاباد به عنوان محدوده مورد مطالعه بین طول شرقی 55 درجه تا 65 درجه و 15 دقیقه و عرض شمالی 31 درجه و 35 دقیقه تا 32 درجه و 5 دقیقه شمالی واقع شده است که در منتهی الیه جنوب شرقی استان قرار گرفته است که از نظر توپوگرافی فاقد عارضه مهمی است و شیب آن از جنوب به شمال می باشد منطقه مورد مطالعه بر روی خط زلزله با آسیب پذیری متوسط قرار گرفته است و به علت بارندگی و نفوذ پذیری مناسب و اقدامات انجام شده امکان سیل گیری آن کاهش یافته است .

توسعه شهر بهاباد عمدتا از سال 1357 صورت گرفته و از سال 1362 به عنوان یک نقطه شهری شناخته شده و دارای شهرداری گردیده است . واز دید سلسله مراتب کالبدی شهر بهاباد به عنوان نقطه رشد و مرکز منظومه شرق شهرستان بافق محسوب می شود .

جمعیت شهر بهاباد در سال 1385 ، 7378 نفر بوده است و نرخ رشد جمعیت در سالهای 85-1375 برابر 4.6 درصد بوده است .

 

 

 

 

 

 

 

 


1-4-فرضیه ها

 

  1. یکی از دلایل توسعه فیزیکی شهر بهاباد شبکه ارتباطی و تقویت محور ارتباطی منطقه با اطراف می باشد .
  2. یکی از دلایل توسعه شهر بهاباد حوزه نفوذ شهر است .
  3. یکی دیگر از عوامل توسعه فیزیکی شهر بهاباد استفاده بهینه از توانمندیهای زراعت و باغداری است .
  4. و عامل دیگر در توسعه فیزیکی شهر مدیریت شهری است که در دوره های مختلف نقش داشته است .

 

1-5- روش تحقیق

 

نوع تحقیق ، کاربردی – توسعه ای و روش بررسی آن توصیفی –تحلیلی است . محدوده جغرافیایی تحقیق شهر بهاباد است . اطلاعات این تحقیق به صورت کتابخانه ای و با استفاده از اسناد و مدارک و نتایج سر شماری و آمارنامه و نقشه ها جمع آوری شده است . علاوه بر ان از اطلاعات میدانی هم استفاده شده است و در مرحله بعد طبقه بندی اطلاعات به دست آمده از منابع مکتوب ، عملیات میدانی و تحلیل اطلاعات انجام گرفته است . مرحله آخر نتیجه گیری و ارائه راه حل مناسب جهت رسیدن به وضعیت مطلوب و سازماندهی بهتر شهر است .

 

1-6-اهداف تحقیق

 الف : شناخت عوامل موثر در پیدایش و شکل گیری شهر بهاباد

  ب  : روند توسعه فیزیکی شهر بهاباد

  ج  : دستیابی به چگونگی توسعه فیزیکی شهر بهاباد

 

 

 

 

 

 

1-7- اهمیت و ضرورت موضوع

 

شهر موجودی زنده است که متاثر از عوامل و شرایط اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و تاریخی ، جغرافیایی و سیاسی و .... است .

امروزه شهر نشینی به یکی از پیچیده ترین فضاهای کالبدی و عملکردی تبدیل شده و هر روز مسائل و پرسش های تازه ای را در ارتباط با علت وجود مکانیسم حیات خود مطرح می سازد این که شهر ها چگونه پا گرفته اند و بر اساس چه روابطی به حیات خود ادامه می دهند و نیروی محرکه پویایی عظیم آن ها چیست و یا اینکه عوامل محیطی و جغرافیایی در مکان یابی آن ها تا چه حد موثر بوده است و به زبانی ساده تر جاذبه های شهرنشینی در چه نهفته است . از جمله پرسش هایی است که تنها به طور جسته و گریخته مورد بررسی قرار می گیرد و هنوز پاسخی درست و مبتنی بر یافته های علمی داده نشده است .

ضرورت تحقیق از لحاظ اجتماعی ، اقتصادی ،کالبدی و زیست محیطی و تاثیرات آن در توسعه شهری مورد توجه است و نهایتا توجه به ارزش های فرهنگی و اجتماعی از جایگاه ویژه بر خوردار است .

بنابراین ضرورت تحقیق عبارتست از :

  1. ساماندهی توسعه فیزیکی با توجه به زیر سخت های اقتصادی ، فرهنگی و زیست محیطی.
  2. ارائه الگوی مناسب و بهینه جهت توسعه آتی شهر و جلوگیری از رشد طولی شهر .
  3. پی بردن به نیاز های آتی شهر در زمینه توسعه زمین ، خدمات ، تجهیزات زیر ساختی .
  4. و ارائه الگوی بهینه جهت انجام تحقیقات مشابه .

1 هاتفی اردکانی ، محمد رضا ،پایان نامه دوره کارشناسی ارشد ، بررسی روند تکوین و توسعه فیزیکی شهر اردکان ، دانشگاه یزد ، بهمن 1384

 

 

 


دانلود با لینک مستقیم


مقاله روند تکوین و توسعه فیزیکی شهر بهاباد

اقتصادکلان

اختصاصی از فایلکو اقتصادکلان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران

نهاد دولت همواره نقشی تعیین کننده در توسعه اقتصادی ایفا نموده است. با اینهمه، اهمیت دولت در توسعه اقتصادی، چه درعمل و چه در نظر، از فراز و نشیب های متعددی گذشته است. علم اقتصاد با نام اقتصاد سیاسی و به عنوان شاخه ای ازعلم سیاست، برای کمک و مشاوره دادن به دولتمردان در اداره امور اقتصادی، متولد شد. با گسترش سرمایه داری، عنصر سیاسی این شاخه ازدانش، به مرور کم رنگ گردید و در پایان قرن نوزدهم این شاخه ازدانش با نام جدید علم اقتصاد هویتی مستقل یافت. اما دیری نپایید که دولت به کانون نظریات و مدیریت اقتصادی بازگشت. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته، با تولد اقتصاد رفاه عمومی آرتور پیگو و متعاقب آن تولد اقتصاد کلان کینز، نقش دولت در مدیریت اقتصادی مجددا مورد توجه قرارگرفت و درچارچوب علم اقتصاد فرمول بندی گردید. اقتصاد رفاه نشان داد که بازار کاملا آزاد نارسا است و بدون مداخله ونظارت دولت نمیتواند متضمن تخصیص مطلوب منابع از دید کل جامعه باشد. لذا، دولت میبایست مستقیما به تولید کالاهای عمومی که خارج از حیطه توانایی بازارمیباشد، اقدام نماید و در مورد کالاهای نیمه و شبه عمومی، به تنظیم بازار، از جمله تنظیم قیمت ها و کنترل قدرت انحصارات بپردازد تا شرایط مطلوب برای عمکرد بهینه بازار را فراهم آورد. بعد از جنگ جهانی دوم، به لحاظ نظری وعملی، کفه ترازو به زیان لیبرالیسم اقتصادی و بسود نظارت دولت برروابط اقتصادی چرخید. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته غرب، نظریه اقتصاد کلان کینز چیره گشت و اقتصادهای ناظر بر رفاه همگان جانشین اقتصادهای آزاد لیبرالی گردید. در اروپای شرقی و بخش هایی از آسیا، سوسیالیسم با سرعت گسترش یافت و برای نزدیک به دو دهه دستآوردهای اقتصادی چشمگیری به ارمغان آورد. کشورهای درحال رشد و توسعه نیافته نیز برای مقابله با کلونیالیسم، استعمارنو و تسریع آهنگ توسعه به مدیریت دولتی اقتصاد، روی آوردند. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته، جنگ جهانی دوم موجب پیدایش اتحادهای سیاسی جدیدی، با شرکت فعال نیروهای سیاسی چپ گردید. نقش برجسته چپ در مبارزه علیه فاشیسم و گسترش جنبش و سندیکاهای کارگری موجب شد تا پس ازپایان جنگ جهانی دوم مسئله تامین اشتغال و رفاه در صدر دستور کاردولت های سرمایه داری غرب قرار گیرد. از سوی دیگر، موفقیت برنامه مارشال در بازسازی اقتصاد ویران اروپای غربی و ژاپن، مستلزم شرکت فعال نهاد دولت در فعالیت های اقتصادی بود. گرچه در فضای سیاسی جنگ سرد، گسترش جنبش های کارگری به نحو قابل توجهی محدود شده بود، اما عوامل فوق موجب شد تا توسعه سرمایه داری درغرب برپایه ائتلافهای طبقاتی و توجه به ابعاد اجتماعی توسعه، نظیر تامین اشتغال و رفاه عمومی استوار گردد. توجه به اشتغال و رفاه عمومی پس از جنگ جهانی دوم در پاره ای از کشورهای سرمایه داری غرب، مانند کشورهای اسکاندیناوی و فرانسه بسیار قوی بود و به شکل گیری سرمایه داری اجتماعی انجامید. در بریتانیا و به ویژه آمریکا گسترش سرمایه داری اجتماعی محدودتر بود. اما حتی در این کشورها نیز دولت های حاکم ناچار به مداخله گسترده در امور اقتصادی جهت تامین اشتغال و رفاه عمومی شدند که اقتصاد کلان کینز چارچوب نظری آنرا فراهم آورد. کینز نشان داد که اقتصاد سرمایه داری دارای نوسانات ادواری است و در شرایط معینی میتواند برای مدتی طولانی در چرخه رکودی اسیر گردد و نتواند اشتغال بهینه منابع تولیدی را تضمین نماید . لذا دولت میبایست با استفاده از ابزارهای مالی و پولی، فعالیت اقتصادی را تنظیم کند تا اشتغال کامل منابع تولیدی را تامین کند. به این ترتیب، نظریه های اقتصاد رفاه عمومی و اقتصاد کلان کینز، همراه با تلاش دولت های غرب برای بازسازی ضایعات جنگ و روند ملی سازی صنایعی که در اثر جنگ به زیان دهی افتاده بودند، عرصه گسترده ای برای مداخله دولت در امور اقتصادی در کشورهای سرمایه داری غرب بوجود آورد. از سوی دیگر، پیروزی و گسترش سوسیالیسم در اروپای شرقی و بخشی از آسیا و موفقیت آن طی دهه های 50 و 60 در تامین رشد اقتصادی سریع و همچنین گسترش جنبش های آزادیخواهی در کشورهای توسعه نیافته و خیزش کشورهای در حال رشد برای صنعتی شدن، موجب گسترش الگوهای توسعه اقتصادی دولت محور گردید.پیروزی و استقرار سوسیالیسم در اروپای شرقی و بخش هایی از آسیا نقش مهمی در گسترش توسعه اقتصادی دولت محور ایفا نمود. به ویژه آنکه کشورهای سوسیالیستی نقش تعیین کننده ای در شکست فاشیسم بر عهده داشتند و پس از جنگ جهانی دوم، طی دو دهه 50 و 60 ، نظم اقتصادی جدید توانست دستآوردهای اقتصادی گسترده ای، ازجمله نرخ رشد چشمگیری را برای کشورهای مزبور به ارمغان آورد. برخی از تحولات فنآوری و نظری، نظیر توسعه صنعت کامپیوتر، پیشرفت تکنیک ها و ابزارهای محاسبه، پیش بینی و برنامه ریزی، مانند تحلیل نهاده - ستاده ها، مدل های ریاضی برنامه ریزی و تکنیک های آماری و اقتصاد سنجی، چشم انداز امیدوارکننده ای را برای برنامه ریزی مرکزی اقتصاد، به عنوان جانشین بازار، بوجود آورد. این امر به نوبه خود، به رونق اقتصاد سوسیالیستی یاری رساند. با پیروزی جنبش های آزادی خواهی و ضد استعماری، انگیزه کسب استقلال اقتصادی و صنعتی شدن در میان کشورهای توسعه نیافته و در حال رشد با سرعت گسترش یافت و تحت تاثیر پیروزی سوسیالیسم، گرایشی دولت محور به خود گرفت. شرایط اقتصادی و تحولات نظری علم اقتصاد نیز حرکت کشورهای مزبور در جهت توسعه اقتصادی دولت محور را ترغیب کردند. در دوره مورد نظر، اکثر کشورهای توسعه نیافته و در حال رشد به صادرات کالاهای اولیه وابسته بودند. در حالیکه در شرایط موجود چشم انداز توسعه اقتصادی بر پایه صادرات کالاهای اولیه بسیار تیره بود. اقتصاد بین المللی به ویژه پس از رکود بزرگ 1939 و سقوط تجارت جهانی، بسیار شکننده و ناپایدار بود. بعلاوه، رابطه مبادله بازرگانی به نحوی سیستماتیک به زیان کالاهای اولیه حرکت میکرد، یعنی قیمت صادراتی کالاهای اولیه نسبت به قیمت صادراتی سایر کالاها، پیوسته در حال تنزل بود. در نتیجه کشورهای توسعه نیافته و در حال رشد ناچار بودند تا برای خرید یک واحد کالای صنعتی، همواره مقدار بیشتری کالای اولیه به کشورهای پیشرفته بپردازند. از سوی دیگر، کلیه شواهد حاکی از آن بود که کالاهای اولیه دارای کشش درآمدی کمتر از یک و کالاهای صنعتی داری کشش درآمدی بالاتراز یک میباشند. این امر موجب میشود که با افزایش درآمد جهانی، رشد تقاضا برای کالاهای صنعتی همواره بسیار سریعتراز رشد تقاضا برای کالاهای اولیه باشد. به این ترتیب، افت رابطه مبادله بازرگانی کالاهای اولیه و پایین بودن کشش درآمدی آنها سبب میشد تا شکاف اقتصادی بین کشورهای صنعتی و توسعه نیافته پیوسته عمیقتر گردد. در چنین شرایطی، این نظریه مطرح گشت که راه برون رفت کشورهای توسعه نیافته از چرخه عقب ماندگی دراستراتژی صنعتی شدن ازطریق جانشین سازی واردات، با استفاده ازسیاست های حمایتی میباشد. نظریه جدید تاکید نمود که توسعه اقتصادی بر پایه استراتژی صنعتی شدن، در مقایسه با استراتژی متکی بر توسعه کشاورزی وکالاهای اولیه، ازپویایی درونی قوی تری برخوردار است. زیرا پیوندهای بین بخشی در بخش صنایع بسیار نیرومندتر و گسترده تر از سایر بخش ها است. به عبارت دیگر، تولید ارزش افزوده در بخش صنعتی مستلزم استفاده گسترده ازتولیدات کلیه بخشها است، درصورتیکه این وابستگی در بخش های کشاورزی وکالاهای اولیه ضعیف و محدود میباشد. لذا، رشد اقتصادی در بخش صنعتی با سرعت به کلیه بخشهای اقتصاد منتقل شده، موجب پیدایش رشد خودپو و پایدارمیگردد. از سوی دیگر، نظریه «فشار بزرگ» روزنشتاین- رودن، نرسک و اسکیتوفسکی خاطرنشان ساخت که به دلیل وابستگی شدید بخش های صنعتی به تولیدات یکدیگر ، استراتژی صنعتی شدن در کشورهای توسعه


دانلود با لینک مستقیم


اقتصادکلان