فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله ی بررسی راه های نفوذ اسلام و مسیحیت در غرب

اختصاصی از فایلکو مقاله ی بررسی راه های نفوذ اسلام و مسیحیت در غرب دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله ی بررسی راه های نفوذ اسلام و مسیحیت در غرب


 مقاله ی بررسی راه های نفوذ اسلام و مسیحیت در غرب

 دانلود مقاله ی  بررسی راه های نفوذ اسلام و مسیحیت در غرب بافرمت ورد وقابل ویرایش تعدادصفحات 26

مقدمه

محققین تا به حال راههای گوناگونی را که جهان اسلام و مسیحیت بر غرب اثر گذاشته بررسی و مطالعه کرده و نتایج حاصله از مطالعات خود را نیز طی آثار محققانه و مقالات علمی عرضه کرده اند . معهذا تلاشی برای نشان دادن این تاثیرات سالمی به صورت یکپارچه انجام نگشته  و اهمیت آن در یاری به غرب و جواب غرب در مقابل آن نمایانده نشده است . بنابراین هدف این بررسی کامل ارائه نظریه جامعی از این تاثیر و راه های نفوذ اسلام و مسیحیت در غرب و عکس العمل  و در مقابل آن است.  امروزه وقتی که مسیحیان و مسلمین ،‌غربئیان و اعراب در جهان واحدی هرچه بیشتر درگیر مسایل یکدیگر هستند، تاثیر اسلام بر غرب مناسب به نظر می رسد . نویسندگان مسیحی قرون وسطی، برای مدت مدیدی از اسلام تصویری ترسیم کرده بودند که از بعضی لحاظ بدنام کننده بود، ولیکن در نتیجه تلاشهای محققین سده های بعد و یا با مشاهده مستقیم ، حالا دیگر آن تصویر از ذهن افراد زدوده شده است. مسلمانان علوم و فنون را از غرب اقتباس کردند و چنان که گفته شد، بر آنچه گرفته بودند، توقف ننمودند، بلکه به گونه ای حیرت انگیز و غرورآفرین، علوم و فنون دریافتی را گسترش و تعمیق دادند و حتی در مواردی، رشته هایی تاسیس کردند. سپس جهان غیرمتمدن و قرون وسطایی فرو رفته در ظلمت را از انوار پر تلالؤ دانشمندان و فرهنگ و تمدن اسلامی خود روشن ساختند. مزایای نفوذ اسلام در غرب 1. کشف و شناسایی عوامل شکوفایی تمدن اسلام و کوشش در جهت تقویت آن ها; 2. کشف و شناسایی عوامل انحطاط تمدن اسلام و کوشش در جهت جلوگیری از ظهور مجدد آن عوامل; 3. شناخت نقاط عطف و روشن تمدن اسلام و معرفی آثار فرهنگی - علمی این تمدن براساس اسناد و مدارک در جهت تکذیب شرق شناسان متعصبی که سعی در مبهم نشان دادن و تاریک نمودن این نقاط درخشان دارند; 4. بازیابی هویت اسلامی مسلمانان در جهت اتکا بر گذشته خویش و اجتناب از حقارت و بی هویتی آنان; 5. اگر گفت وگوی تمدن ها را به معنای تعامل تمدن ها و دست کم شناسایی عناصر تمدنی و اخذ و اقتباس وجوه مثبت یک تمدن بدانیم، تعامل تمدن اسلام و غرب می تواند تجربه مفیدی را در این زمینه، فراروی ما قرار دهد.  اهمیت تاثیر تمدن اسلامی وقتی بیش تر می گردد که وضعیت فرهنگی اجتماعی غربی آن عصر را مورد مداقه قرار دهیم: در قرن نهم و دهم میلادی، همزمان با درخشش تمدن اسلامی در اندلس، مراکز علمی غرب به شکل قلعه هایی بود که صاحبان آن ها در حالت نیم وحشی به سر می برند و از این که دارای خط و سواد نبودند احساس غرور می کردند. عالم تر از همه آن ها راهب نادانی بوده است که با صرف تمامی اوقات خود، کتب قدیمی یونان و روم را از میان کتاب خانه های کلیسا بیرون می کشید و عبارات و کلمات آن را روی اوراق پوستی حک می کرد.  غرب در قرن نهم و دهم میلادی نه تنها خود در جهل و بربریت فرو رفته بود، بلکه از برخورد با تمدن اسلامی نیز واهمه داشت. سردمداران آن جا مردم را از قدرت سیاسی اسلام برحذر می داشتند; پژوهشگران متعددی مانند ژربرت اوریلای را که به مدارس مسلمانان در اسپانیا راه یافته بودند، متهم می کردند به این که روح خود را به شیطان فروخته اند.  الف - نحوه تاثیر انتشار علوم اسلامی در غرب به شیوه های گوناگون انجام گرفت، از جمله: 1. گسترش حضور و نفوذ مسلمانان تا فراسوی رشته کوه های پیرنه; 2. دربار سیسیلی، امپراتور مغرب اسلامی، فردریک دوم  (1250 - 1194 م) ; 3. روی آوردن افراد سرشناس، شاهان و حتی پاپ ها به پزشکان مسلمان که حاذق تر از غربیی ها بودند; 4. آشنایی غربیی هایی که در خط تماس قرار داشتند با پرتوهایی از علوم اسلامی که در پی این علم آموزی، راهی مراکز علمی مغرب اسلامی گشتند و با ترجمه گسترده کتب علمی به لاتین، بهترین زمینه را برای جهت گیری به سوی دوره سوم تاریخ خود (رنسانس) فراهم کردند; 5. جنگ های صلیبی; 6. ترجمه کتب علمی به زبان لاتین. هرچند جنگ های صلیبی در انتقال تمدن اسلامی به غرب بی تاثیر نبود، اما به نظر می رسد انتشار علوم اسلامی در غرب از راه ترجمه صورت گرفت;چنان که در سال 1130 در طلیطله، دارالترجمه ای ایجاد گردید و از این طریق، کتاب های مشهور مسلمانان به زبان لاتین برگردانده شد. فرایند ترجمه کتب به زبان لاتین تا قرن 14 ادامه یافت و از این رهگذر، غربییان به تدریج از بربریت و حالت نیم وحشی خارج شدند و با دنیای جدیدی روبرو گردیدند. غربییان نه تنها کتاب های رازی، ابن سینا و ابن رشد را به لاتین ترجمه کردند، بلکه کتاب های جالینوس، دیمقراطیس، افلاطون و بطلیموس را هم که مسلمانان به عربی ترجمه کرده بودند، به لاتین برگرداندند. از این جا معلوم می شود که غربییان تا چه حد باید قدردان مسلمانان باشند. اگر دانشمندان مسلمان کتب قدیمی آنان را با برگردان عربی حفظ نمی کردند ذخایر فرهنگی خودشان هم نابود شده بود; زیرا آنان از غیرطریق مسلمانان راهی برای استکشاف ذخایر فرهنگی خود نداشتند. بنابراین، با فرض پذیرش ابتنای عصرنوزایی بر علم و فرهنگ یونان و روم قدیم (البته فرضی است غیر قابل قبول) ، بازهم نمی توان مسلمانان را در حفظ و بقای تمدن یونان و روم نادیده گرفت. لیبری در این باره می نویسد: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود، عصر تجدید حیات علمی غرب تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد.»  چگونه می توان تاثیر تمدن اسلامی را در تجدیدحیات علمی غرب نادیده گرفت، در حالی که دانشمندان غربیی تا قرن پانزدهم، قولی را که از مصنفان اسلام نبود، مستند نمی شمردند. دانشمندان متعددی بودند که یا شاگرد علمای اسلام بودند و یا ناقل اقوال آن ها. «آلبرت بزرگ هرچه داشت از ابوعلی سینا قرار گرفته بود; سن توماس تمام فلسفه اش از ابن رشد بوده است; در دانشگاه های ایتالیا به ویژه دانشگاه پادو هم نفوذ و تسلط علوم اسلامی کم تر نبوده است و مؤلفان و تصانیف مسلمین در این دانشگاه ها، همان مقام را حایز بودند که در تجدید حیات علمی غرب کتب یونان و روم آن مقام را داشتند.» نفوذ مسلمانان - به طور عموم - و تاثیر ترجمه کتاب های دانشمندان اسلامی - به خصوص - به قدری است که هنوز واژه هایی که ریشه اسلامی و عربی دارند در زبان لاتین رایج است. از این نمونه است: ترافیک، (Trafic) ،تعرفه، (Tarrif) ،چک، (Checque) ، ریسک، (Risk) ،مگزین، (Magazin) کالیبر، (Colbr) و کابل، (Cable) این ها همه ریشه عربی دارند. در اخترشناسی نیز Beteleuse (الجوزاء) ، Algole (راس الغول) ، Famolhout (فم الحوت) ، zemite سمت الراس) ، Nadir (نظیر سمت) و Azimouth (السموت زاویه) نیز ریشه عربی اسلامی دارند. پس از چهار قرن که از ظهور تمدن اسلامی در اندلس (طلیطله) گذشت، با پیش روی تدریجی غربییان در داخل تمدن اسلامی، چشم های خفته غربییان از خواب گران بیدار شد. «شاه آلفونسوی، که طلیطله را فتح کرده بود، چنان تحت تاثیر رعایای جدید مسلمان خود قرار گرفت که بر خلاف میل اسقف ها، خود را امپراتور دو دین خواند. ریموند طلیطلی اسقف مسیحی دیگری است که در حقیقت، نخستین مدرسه مطالعات شرقی را در غرب در نیمه سده دوازدهم پایه گذاری کرد. او دانشمندان را از کشورهای مختلف گردهم آورد و آنان را واداشت تا زبان عربی را فرا گیرند و آثار عربی را ترجمه کنند. »  ب - جلوه های تاثیر تاثیرات ارزشمند علمی دانشمندان مسلمان بر غرب و به خصوص بر تجدید حیات علمی آنان (رنسانس) محدود به یک یا دو رشته علمی نمی گردد، بلکه آنان در رشته های گوناگون علمی همچون ریاضیات (حساب، جبر و مثلثات) ، هیئت، فیزیک و نورشناسی، شیمی، طب، جغرافیا، فلسفه، ادبیات و فنون (تکنولوژی) توانایی های خود را بر غربییان عرضه کردند. توضیح مختصر هر یک از این جلوه ها، حقیقت این تاثیر را بهتر می نماید: 1. ریاضیات: لوییس هنری هال اعتراف می کند که مساعدت های مسلمانان به ذخیره علمی و معرفت ریاضی دنیا به حدی است که زمانی طولانی نیاز است تا بتوان میزان آن را ارزیابی نمود. او علم «جبر» در ریاضیات را مدیون مسلمانان می داند و تحول ریاضیات غربیی را ناشی از اعداد - به اصطلاح - عربی می داند که از مسلمانان اقتباس کردند.هر چند غربییان در ابتدا از پذیرش پیشرفت های شگرف مسلمانان در زمینه ریاضیات استنکاف می ورزیدند، اما به تدریج و با آشنایی آنان با کتاب جبر و تکامله عمربن خیام و آشنایی با برجسته ترین ریاضی دان مسلمان، خوارزمی (9 م. /3 ه. ق) ، که ایتالیایی ها از راه اثار او درباره حساب و جبر با نظام عددنویسی دهگانی هندسی آشنا شدند. ناچار زبان اعتراف گشودند.  یکی از راه های تماس غربییان با مراکز اسلامی، اسپانیا بود، در نتیجه همین تماس بود که آرلارد باشی نسخه ای از اصول اقلیدس و نسخه ای از بحسطی بطلیموس، همراه با تحشیدها و الحاقات آن را در شهر طلیطله به چنگ آورده بود، از عربی به لاتین ترجمه و لئوناردو کتاب حساب خود را، بر پایه آثار خوارزمی تالیف کرده بود، انتشار داد. واژه «الگوریسم » و Algebra صورت تحریف شده «الخوارزمی » و «الجبرا» می باشد.  2. طب: غربییان در زمینه طب نیز از دانشمندان طبیب مسلمان بهره های فراوان بردند. این علم از اول قرن چهارم هجری از طریق بیزانس ایتالیا و سیسیل و همچنین کاوش های انسانی به جهان غرب انتقال یافت. ترجمه کتاب های طبی به زبان لاتین نقش عمده ای در انتقال علم طب به غرب بر عهده داشته است. تنها در یک مورد، کنستانتین، تاجر عرب الجزایری، با کمک دوستان کشیش خود، قریب 70کتاب طبی را به زبان لاتین ترجمه کرد.  کتاب الحاوی ابوبکر محمد رازی، که در غرب به رازس معروف است، از جمله کتاب هایی است که با عنوان لیبر کونتینتس به لاتین ترجمه می شود. این کتاب معتبرترین کتاب طبی و مهم ترین مرجع کتاب طبی غرب در آن زمان به شمار می رفت و یکی از 9 کتابی بود که در سال 1359 کتاب خانه دانشکده طب پاریس در اختیار داشت. «رساله رازی درباره آبله و سرخک نمونه مشاهده مستقیم و تحلیل دقیق و هم نخستین تحقیق علمی درست در زمینه امراض مسری بود. » این کتاب از سال 1498تا1896، 40باربه زبان انگلیسی چاپ شده است. »  «معروف ترین اثر رازی کتاب منصوری شامل 10 جلد به لاتین ترجمه شده و جلد 9 آن تا قرن 16 در میان دانشجویان طب غرب متداول بوده است. » کتاب های ابوعلی سینا نیز همانند کتاب های رازی به زبان لاتین ترجمه گردید و به مدت 6 قرن، اصول و مبانی طب و به عنوان کتاب درسی در دارالفنون های فرانسه و ایتالیا شناخته می شد. (54) کتاب های درالعین حسین بن اسحاق و المالیخولیا اسحاق بن عمران و الباه ابن جزار نمونه های دیگری هستند که به موازات کتاب های جالینوس در غرب رایج بوده اند.  3. هیئت: ترجمه کتاب های هیئت اندیشمندان مسلمان از قرن شانزدهم در زمان امپراتوری بیزانس از فارسی به یونانی آغاز شد.  هر چند تعداد کتب هیئت مسلمانان در اندلس فراوان بوده و اندیشمندانی همچون ابن اماجور، فرزندان موسی ابن شاکر، ابوالوفاء و ابوریحان در این راه موفقیت هایی داشته اند، اما حوادث تلخ تاریخ جز ترجمه لاتینی ناقص به نام علم النجوم از جابرتیانی باقی نگذاشته است. بیضوی بودن مدار سیارات و حرکت زمین به دور آفتاب از جمله مسائلی است که قبل از کپلر و کوپر نیک، علمای اسلام آن را کشف کرده بودند. 4. فیزیک و نورشناسی: اگرچه بیش تر کتاب های مسلمانان در زمینه فیزیک و نورشناسی، همچون کتب اخترشناسی، نابود شده، با این وجود، کتاب هایی همچون کتاب ابن هیثم و مناظر الحسن که از آن دوران به یادگار مانده است به خوبی نشان می دهد که مسلمانان در این علم نیز همچون سایر علوم پیشرفت شایانی داشته اند. ابن میثم که در سال های 1000 میلادی (4 تا 5 ه. ق) می زیسته است، در کتاب خود، از شعاع های منکسر و مستقیم در نورشناسی هم از دیدگاه فیزیکی و هم از دیدگاه، تن - کارشناسی به پژوهش می پردازد. او در زمان خود، بر نظریه اقلیدس خط بطلان کشید و اثبات کرد که دیدن اشیا ناشی از این است که پرتو نور از منشا خارجی خود به چشمان ما می رسد و از بازتاب آن در پیرامون ما، اشیا دیده می شوند. 5. شیمی: در مورد علم شیمی و پایه گذاری آن، بحث دامنه داری وجود دارد. در این که شخصی به نام گبر (معادل؟ ) بزرگ ترین شخصیت در تاریخ شیمی به حساب می آید شکی نیست. اما با توجه به این که کتاب های برجامانده از وی به خط لاتین است، اختلاف عظیمی در این موضوع وجود دارد که آیا گبر همان جابر است که در قرن دوم میلادی می زیسته یا او شخصیت دیگری است که متعلق به قرن دوازدهم می باشد.  هر کدام از طرف داران این دو نظریه برای خود دلایلی اقامه می کنند. فؤاد سزگین نویسنده کتاب تاریخ التراث العربی به سختی از این عقیده دفاع می کند که گبر نام تحریف شده همان جابر است. بر فرض که گبر همان جابربن حیان باشد که از علوم اهل بیت علیهم السلام استفاده می کرده است، بی تردید، او پایه گذار علم شیمی می باشد و حق عظیمی در پایه گذاری علم شیمی بر مغرب زمین دارد. گوستاولوبون در این مورد سخن لطیفی دارد: «چنانچه لابراتوارهای هزار سال پیش مسلمین و اکتشافات مهمه آن ها در این علم نمی شدند، هیچ وقت لاوازیه نمی توانست قدمی به جلو بگذارد. » لازم به ذکر است که کتاب جابر به نام التکمیل به زبان لاتین ترجمه و مورد استفاده بوده است. 6. جغرافیا: تسلط دانشمندان مسلمان بر علم هیئت و کشور گشایی هایی که داشتند، پیشرفت آنان را در علم جغرافیا تسهیل نمود. مسلمانان اگرچه نظیر سایر علوم، ابتدا شاگردی مکتب دانشمندان یونان همچون بطلمیوس را نمودند، اما به زودی به مرحله نوآوری رسیدند، به گونه ای که جهان گردانی همچون سلیمان در سفرنامه خود، مسعودی در مروج الذهب، ابن حوقل، بیرونی و به ویژه ابن بطوطه به چنان پایه ای از اهمیت در علم جغرافیا رسیدند که برخی از کتاب های آنان همچون کتاب نضر و کتاب عرب ادریسی به لاتین ترجمه و از منابع درسی غرب گردید. «کتاب جغرافیای ابن ادریسی متجاوز از سیصد سال جزو کتب درسی غرب بود. » او در نقشه هایش درباره منابع رود نیل به همان نتایجی می رسد که غربیی ها قرن ها بعد آن را کشف نمودند. 7. فلسفه: بیش ترین افتخار غرب به آثار بر جای مانده از تمدن یونان، به ویژه آثار ارسطو و افلاطون است. اگر جانب انصاف را رعایت کنیم، تردید نخواهیم کرد که کتاب های ارسطو و افلاطون توسط مسلمانان محفوظ ماند و توسط دانشمندان اسلامی به غرب و غرب معرفی گردید. دانشمندان و فیلسوفان مسلمان با ترجمه آثار فلسفی یونان و محفوظ نگه داشتن آن ها از حوادث ایام و سپس با شرح و تفسیر آن ها و اضافه نمودن نظریات جدید فلسفی، فکر غربی را عمیقا تحت تاثیر قرار دادند. 8. ادبیات: «تاثیر اسلام به طور غیرمنتظره ای در ساخت ادبیات نیز بسیار عظیم بود. ما غالبا آماده ایم تا ادبیات رومانتیک غرب را در اواخر قرون وسطا محصولی بومی بینگاریم، ولی هرچه بیش تر در آن تامل کنیم، نشانه های بیش تری از ریشه های شرقی در آن می یابیم. داستان های عشقی در حقیقت، اختراع شرقی است تا غربیی، داستان های شاه آرتور ریشه شرقی دارد. رمانس فرانسوی یک قصه شرقی است. حتی نویسندگان خطیری همچون دانته تحت تاثیر مسلمانان بودند. »  9. صنعت و فن آوری: جلوه های تاثیر فرهنگ و تمدن اسلامی در علوم و تحقیقات علمی خلاصه نمی گردد. مسلمانان در فن آوری (تکنولوژی) نیز تاثیرات شگرفی بر غربییان گذاردند. - آسیاب آبی و آسیاب بادی که مسلمانان درست کردند برای غربییان فوق العاده جالب توجه بود. - در مورد کشتیرانی و دریانوردی باید گفت که اگر مسلمانان نبودند، پای کریستف کلمب با آن وسایل مقدماتی به امریکا نمی رسید. ج - تعصب و لجاجت غربییان در کتمان حقایق با نگاهی به تاثیرات گسترده و همه جانبه علوم اسلامی در شاخه های متعدد و متنوع علمی در غرب، این حقیقت روشن می گردد که تعصب و لجاجت بعضی از غربییان در کتمان حقایق تاریخ و نادیده گرفتن تسلط و چیرگی علم و تمدن و فرهنگ اسلامی بر غرب و تجدید حیات علمی غرب را دنباله ای از تمدن یونان دانستن ریشه در اخلاق غربیی دارد. ریشه یابی تمدن کنونی غرب (رنسانس) توسط بیکن، هگل، اسکاروایلد و نیچه و اخیرا ماکس وبر در تمدن یونان قدیم، انکار پایه های واقعی تاثیرات گسترده تمدن اسلام در رشد و شکوفایی علم و اندیشه غرب است. چگونه می توان حق تمدن اسلام را نادیده گرفت، در حالی که معدود کتب یونان قدیم هم با تمدن اسلام حفظ گردید و به غرب برگردانده شد. گوستاولوبون برای حق ناشناسی و حق ناپذیری و نادیده گرفتن زحمات مسلمانان از سوی افراد مطلع غرب، هیچ وجه قابل قبولی جز بقای بر تعصب و عناد موروثی غرب نسبت به اسلام نمی شناسد. اعترافات برخی غربییان منصف حکایت از همگام بودن مباحث تجربی در کنار مباحث نظری دارد. اصل برابری و توازن نظریه و تجربه چیزی نیست که ابتدا توسط راجرز بیکن مطرح شده باشد. فلسفه اسلامی غرب: جان دیون پورت می نویسد: در زمانی که غرب در وحشیگری به سر می برد، فیلسوفان عرب مدارسی تاسیس کرده بودند که عده ای از مسیحیان در آن درس می خواندند . و در حقیقت باید قبول کرد که کلیه علوم و از جمله فلسفه ، از قرن دهم ودر غرب رونق گرفت و مسلمانان پدران فلسفه غربئیان می باشند . بغداد، کوفه ، بصره ،‌قاهره ،‌فارس ،‌مراکش ، قرطبه ،‌قرناطه ،‌و والانس همیشه از بلاغت محافل علمی و منبری برخوردار بودند و فلسفه مخصوصاً  فلسفه ارسطو به سرعت در غرب منتشر شد.  فیلیپ ک حتی در تاریخ عرب می گوید: مسلمانان ، فلسفه و سایر علوم را به غرب آوردند . زیرا قبلاً در غرب کسی از این علم بهره ای نداشت و مسلمانان بودند که حلقه تاریکی و ضلالت غرب را پاره کردد و با پاره شدن این حلقه ، غربئیان هم از خواب غفلت بیدار شدند . پس در حقیقت غربئیان باید ابدالدهر به مسلمین مدیون باشند. آلفرد کیوم ،‌مدیر دانگشاه کلمهم می نویسد: می توان گفت مغرب زمین ، اطلاعات خود درباره ارسطو را به مسملین مدیون است و آشنا شدن با افکار مسلمین ، غرب را به ارسطو علاقمند ساخت و در این قسمت بدون شک غربئیان در نتیجه تماس باافکار مسلمین به فلسفه عشق پیدا کردند و شوق فراوان به مطالعه آثار ارسطو پرداختندو یکی از عواملی که مسیحیان رابه فلسفه و عقاید اسلامی جلب نمود فلسفه ابن رشد بود.جان برند ترنر ، استاد زبان اسپانیای دانشگاه کمبریج می نویسد: بزگرترین چیزی که مسلمین اسپانیا به غرب آورده و اهدا نمودند ، آثار فلاسفه بود


دانلود با لینک مستقیم


مقاله ی بررسی راه های نفوذ اسلام و مسیحیت در غرب
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد