2-2-1تعاریف مدیریت کلاس
با توجه به گستردگی مفهوم مدیریت، تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است که میتوان گفت از لحاظ تاکید بر روی جنبههای مختلف کلاس درس متفاوت هستند. برخی تعاریف، مدیریت کلاس را هم معنا با واژه انضباط توصیف کردهاند. چنانکه به بیان کوهن[1] (1996) مفهوم مدیریت آنچنان که در دنیای اقتصاد بکار میرود بیانگر نقش سرپرستی وکنترل کننده درارتباط با کارکنان است؛ ازاین رو میتوان با کمیتسامح این تعریف را در مدیریت آموزش و کلاس درس به کاربرد. مدیریت کلاس بیشتر یک برنامه انضباطی است که شامل باورها و ارزشها ی معلم، راجع به انضباط میشود
(دنیس مور، 2003).
همچنین دویل[2] (1986) مدیریت کلاس را ایجاد و حفظ نظم اجتماعی، به منظور آرامش و یادگیری بهتر تعریف میکند. به بیان او این واژه با اندک خوش بینی برابر با انضباط است « درمان بدرفتاریها و اختلالاتی که درمحیط آموزش رخ میدهد » (زاکرمن، 2000). ولفگانگ و گلیکمن دریک تعریف جامع از مدیریت کلاس آن را دارای سه جنبه اساسی میدانند؛ به گفته آنها مدیریت کلاس، کلیه تلاشهای معلم برای سرپرستی فعالیتهای کلاس است که شامل تعاملات اجتماعی، رفتار دانشآموزان ویادگیری است؛ بنابراین مدیریت کلاس، انضباط را در بر میگیرد ولی محدود به آن نیست (مارتین، 1996).
مدیریت کلاس شامل اقداماتی است که معلم برای ایجاد نظم، درگیر کردن دانشآموزان یا جلب مشارکت آنان انجام میدهد. برای مثال دوک[3] (1979) مدیریت کلاس را عبارت از مقررات و روشهای ضروری ایجاد وحفظ محیطی میداند که درآن آموزش و یادگیری بتواند اتفاق بیفتد. اخیرا مفهوم پردازی تعریف مدیریت کلاس با مطرح شدن پیچیدگی محیطی که در آن راهبردها و روشها اجرا میشوند ونیز فضایی که در آن اهداف معلم در رفتار مدیریتی انجام میگیرد، گسترش یافته است. بطور مثال دویل (1989) آن را به شکل زیر خلاصه میکند: " اقدامات وراهبردهایی که معلمان برای حل مسئله نظم در کلاسها به کار میبرند ". به نظر جکسون (1968) پیچیدگی مدیریت کلاس ناشی از چندین ویژگی تدریس در کلاس است که عبارتند از چند بعدگرایی (رویدادها وافراد گوناگون)، هم زمانی (رویدادهای زیادی که دریک زمان رخ میدهد)، عدم قابلیت پیش بینی (رویدادها وپیامدها)، عمومیت (رویدادها اغلب در حضور اکثر یا همه دانشآموزان رخ میدهد)، و تاریخ (اقدامات ورویدادها دارای گذشته و آینده هستند). گروهی از تعاریف مدیریت بر کارکرد سازمان دهی مدیریت کلاس تاکید میکنند، از آن جمله وانگ؛ (1998) مدیریت کلاس را همه کارهایی میداند که معلم در جهت سازمان دهی دانشآموزان، فضا، زمان و مواد انجام میدهد که این کار به پرورش همکاری، درگیرشدن دانشآموزان در فعالیتهای کلاس و ایجاد یک محیط پر بار می انجامد (دولیتل، 2000).
جونز (1996) با تعیین پنج ویژگی عمده بر ماهیت جامع مدیریت کلاس تاکید میکند :
- درک پژوهش و نظریههای رایج درمدیریت کلاس و نیازهای روان شناختی و یادگیری دانشآموزان.
- ایجاد روابط مثبت دانشآموز، معلم و همکاران.
- استفاده از روشهای آموزشی که یادگیری مطلوب را با پاسخ به نیازهای تحصیلی تک تک دانشآموزان و گروه کلاس تسهیل کند.
- استفاده از روشهای مدیریت گروهی و سازمانی که رفتار ضمن کار را به حد اکثر برساند.
- توانایی استفاده گستردهای از روشهای رفتاری و مشاورهای برای کمک به دانشآموزانی که مشکلات رفتاری جدی ازخود بروز میدهند (جونز،1996).
2-2-2 اهداف مدیریت کلاس
مدیریت صرف، برای ایجاد نظم در کلاس بی فایده است و استفاده از فنون مدیریت در کلاس آن هم برای آرام نگه داشتن دانشآموزان از نظر اخلاقی درست نیست. پس هدف از مدیریت در کلاس چیست ؟
ولفلوک (1995) سه دلیل بر ضرورت مدیریت ذکر کرده است.
1- زمان بیشتر برای فراگیری : اگر با استفاده از یک زمان سنج، آگهیهای تجاری که در طول یکی ازفیلمهای تلویزیونی پخش میشوند، اندازه بگیرید، متوجه میشوید که حداقل یک چهارم برنامه ها
به آگهیهای تجاری اختصاص داده میشود. اگر از روشهای مشابهی نیز در کلاسها استفاده شود از اینکه زمان کمی صرف تدریس مفید میشود شگفت زده خواهید شد. هر روز به علت بی نظمیها درکلاس، وقفههای ایجاده شده دردرس، تکالیف ناقص و تغییرات نامناسب، دقایق مفید ازدست می روند؛ هرچند زمانی که به طور مفید صرف کارهای درسی میشود، ازیک کلاس به کلاس دیگرمتغیر است، با این حال تقریبا 25% درصد از زمان مفید دریک سال تحصیلی ضایع میشود، گاهی اوقات علل این مساله غیر قابل اجتناب است ولی میتوان این علل را تا حدودی مهار کرد.
بدیهی است که دانشآموزان مطالبی را بهتر می آموزند که فرصت آموختن آنرا داشته باشند. از این رو یک هدف مهم مدیریت درکلاس افزایش تعداد دقایق قابل استفاده برای یادگیری است که بطور معمول زمان اختصاص یافته نامیده میشود. اما صرف اختصاص دادن زمان بیشتر برای یادگیری، به تنهایی به موفقیت منجر نخواهد شد. بنابراین زمان، هنگامی ارزشمند است که ازآن به طور موثر و کارآمد استفاده شود. روانشناسان شناخت گرا روشی را که دانشآموزان برای پردازش اطلاعات به کار میبرند عامل مهم و اساسی در یادگیری وبه یاد سپاری مطالب میدانند. اساساً دانشآموزان آن چیزی را یاد میگیرند که به آن توجه کنند. زمانی که دانشآموز توجه کامل بر یادگیریهای خاص دارد به آن زمان اشتغال یا زمان صرف شده بر روی تکلیف میگویند. از این رو هدف دیگر مدیریت در کلاس، بهبود چگونگی استفاده از زمان است، آن هم به گونهای که دانشآموزان را به انجام فعالیتهای یادگیری مفید و ارزنده تشویق کنیم.
2- نیل به یادگیری : هرفعالیتی در کلاس قوانین خاص خود را درباره مشارکت دارد. گاهی اوقات این قوانین به وسیله معلمان به طور واضح بیان میشوند ولی غالباً به صورت تلویحی به آنها اشاره میشود یا به هیچ عنوان درمورد آنها بحث نمیشود و ممکن است حتی معلم و دانشآموز از اینکه آنان از قوانین متفاوتی درباره فعالیتهای گوناگون پیروی میکنند آگاه نباشند؛ قوانینی که مشخص میکنند چه کسی و درباره چه چیزی میتواند صحبت کند و چه موقع، با چه کسی و چه مدت آنان حق دارند صحبت کنند که به آن « ساختاریا قوانین مشارکتی » گفته میشود. برای مشارکت موفق در یک فعالیت معین، دانشآموزان باید از قوانین مشارکتی آگاه شوند، البته آگاهی همیشه آسان نیست زیرا همانطور که گفته شد، قوانین مشارکتی به طور معمول بیان نمیشوند و بدون توضیح باقی می مانند. این مساله میتواند تفاوتها و تعارضهایی را به وجود آورد. به نظر می رسد بعضی از دانشآموزان که به مدرسه می آیند بهتر از سایرین قادرند در فعالیتهای کلاسی مشارکت کنند. آنان قوانین مشارکتی را که درخانه و درتعامل یا کنش متقابل با خواهران، برادران، والدین و یا سایر بزرگترها می آموزند تا اندازهای با قوانین مشارکت فعالیتهای درسی تطبیق میدهند. اما در مورد سایرکودکان این گونه نیست و کاری که آنان درخانه انجام میدهند با کاری که مدرسه ازآنان انتظار دارد متفاوت است اما معلمان ازاین اختلاف آگاه نیستند در مقابل، آنان میدانند که یک کودک به نظرمی رسد که همیشه چیز غلطی را درزمان غلط میگوید یا تمایلی برای مشارکت ازخود نشان نمیدهد. پژوهشها نشان دادهاند، هنگامیکه قوانین مشارکت با تجربیات این کودکان سازگار شوند میل به یادگیری آنان افزایش مییابد.
بنابراین، فرضیههای معلمان درباره قوانین مشارکت میتواند به بروز مشکلاتی منجر شود و این مساله زمانی گیج کننده میشود که دانشآموزان مجبور باشند از قوانین چند معلم پیروی کنند به عنوان مثال برای آنکه بتوانید تمام دانشآموزان را درفعالیتهای کلاسی شرکت بدهید باید اطمینان حاصل کنید از اینکه همه دانشآموزان میدانند چطور هر فعالیت خاص شرکت کنند.
وظیفه شما این است که درمواقع لزوم قوانین مشارکت را با تجربیات خانگی دانشآموزان تطبیق دهید. بدین ترتیب، کلید هدایت و راهنمایی آنها آگاهی است.
3- مدیریت برای خود مدیریتی : یکی از اهداف هر سیستم مدیریتی باید این باشد که به دانشآموزان کمک کنند تا بهتر بر خود مدیریت داشته باشند یعنی بر کارها واعمال ورفتار خودشان نظارت داشته باشند و مسئولیت اعمالشان رابپذیرند؛ البته ممکن است تشویق به خود مدیریتی زمان بیشتری را نیاز داشته باشد( رضایی، 1383، 11).
نظریه ها و پیشینه تحقیق مدیریت کلاس - 65 صفحه + Doc