فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق درباره آثار معمار ژاپنی کنزو

اختصاصی از فایلکو تحقیق درباره آثار معمار ژاپنی کنزو دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 26

 

آشنایی با معماری ژاپنی با تاخیر زمانی صورت گرفت . یکی از معماران مشهور قرن بیستم که می توان آن را نماینده این نوع معماری نامید کنزوتانگه است . وی در سال 1913 در ژاپن متولد شد . ساختمانهای طراحی شده توسط او ترکیبی است زنده از تکنولوژی پیشرفته ساختمان سازی با معماری سنتی ژاپنی .

کنزوتانگه و همکاران ایده هایی جدید و انقلابی را در زمینه شهرسازی بسط داده و نسبت به تحقق آن کوشیدند .

برنامه ریزی با توجه به انفجار جمعیت در زمینه مسائل مختلف شهرسازی ، از جمله عبور و مرور (ترافیک) ، استانداردسازی با توجه به مقیاسهای انسانی و ... از دیگر فعالیت های این معمار و شهرساز بزرگ است . وی علاوه بر فعالیت های حرفه ای سالها نیز به تدریس در دانشگاه مشغول بود .

آثار معمار ژاپنی کنزو تانگه (متولد 1913) که در اینجا تحت عنوان کارهای کامل سالهای 1949 -1976 ، ارائه شده اند گواه جهت گیری معماری بین‌المللی است .

طراحی تانگه بیش از معماران هم عرض دارای علایم تحول کنونی است : صرفه جویی در وسایل ، انعطاف پذیری احساس ، نمایشگاه عناصر نمادین ، بهره گیری از علم شهرسازی در جهت ساختار و کارهای معمار به نحوی که خلاصه ای از ارتباط او با معمارانی چون Mies van der , Le Corbudier , W.Gropius , Oscar Niemeyer Aivar Aalto , Rohe Louis I. و Eero Saarinen , Johnnes Duiker kahn می باشد . طرح ها و بناهای تانگه نه تنها در سطح بالاتری قرار دارند بلکه آزادی نهایی معماری ژاپنی راکه آوازه جهانی به دست آورده است خاطر نشان می سازند . بناهایی نظیر شهرداریها ، سالنهای اجتماعات و سالنهای ورزشی ، تعبیری منطبق با اهداف خود را یافته اند ، لکن جدا از این ساخت و سازها دروسی که تانگه در دانشگاه ژاپن تعلیم داده است راههای جدیدی را ارائه داده و کتب متعددی در روشن ساختن ارتباط بین سنت و زمان کنونی فراهم کرده اند . مفاهیم تانگه که مرتبط با شهرسازی هستند از اهمیت ویژه ای برخوردارند . این مفاهیم گواه کیفیت‌های بارزی از تخیلی هستند که در مکانهای ایجاد شده برای آرزوهای انسانی تعبیر می شوند و تمامی داده ها را در یک مجموعه پیوسته برای شاخصهای آماری ، جامعه شناختی و اقتصادی که تا این زمان شهرسازان دنیای مدرن از آن الهام می گرفتند ، نظم می بخشد . تانگه با شناخت کاملی که از فشارهای جامعه ژاپنی دارد‌ ، معماری را با استفاده از منابع سنتی و با مشارکت نبوغش احیا می کند .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره آثار معمار ژاپنی کنزو

تحقیق در مورد نقش آیت الله سید عبدالله بهبهانی در انقلاب مشروطه

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد نقش آیت الله سید عبدالله بهبهانی در انقلاب مشروطه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 19

 

/

فهرست

مقدمه.................................................................................1

زندگی...............................................................................2

نخستین نشانه........................................................................3

نهضت تحریم تنباکو (قیام تنباکو)...................................................5

نقش آیت الله سید عبدالله بهبهانی در انقلاب مشروطه ..........................8

نتیجه.................................................................................13

آیت الله بهبهانی در مسلخ قضاوت غیر منصفانه ...................................13

منبع..................................................................................1

مقدمه

آیت‌الله سید عبدالله بهبهانی (زادهٔ ۱۲۱۹ هجری شمسی - کشته‌شده در ۹ رجب، ۱۳۲۸ هجری قمری برابر با ۱۲۸۹ هجری شمسی)، معروف به «شاه سیاه» از مجتهدان شیعه و رهبران جنبش مشروطه ایران بود.

زندگی

وی در نجف زاده شده است. پدر او [سیداسماعیل] از روحانیان تهران بود. نیاکان وی از ساکنین جزیره بحرین بودند که به دلیل قدرت گرفتن وهابیون، بحرین را ترک کرده و در بهبهان ساکن گشته و به بهبهانی معروف شده بودند.اجداد سید عبدالله که ابتدا در سرزمین بحرین زندگی می‌کردند، خانواده‌ای اهل علم و تقوا و دیانت بودند ولیکن به واسطه پیش آمد فتنه وهابی از بحرین به بهبهان هجرت کردند. جد بزرگش سید عبدالله بلادی از مردم غریفه یکی از روستاهای بحرین بود. او اولین کسی است که از بحرین به بهبهان هجرت کرد و با این هجرت فرزندانش در نجف، بصره، بندر بوشهر، شیراز، بهبهان و تهران پخش شدند.جد سید عبدالله، سید نصرالله بهبهانی نسل سوم عبدالله بلادی و از روحانیون بهبهان بود. پدر سید عبدالله، سید اسماعیل بهبهانی برای تحصیلات به نجف رفت. در سال ۱۲۸۷ هجری قمری (۱۲۴۷ هجری شمسی) که ناصرالدین شاه قاجار برای زیارت به عراق رفت، در شهر نجف از علمای این شهر درخواست کرد تا برای تعلیم و ارشاد و پاسخگویی به مسائل مذهبی مردم، نماینده‌ای انتخاب و به تهران اعزام کنند. بدین ترتیب سید اسماعیل به عنوان نمایندهٔ مراجع مقیم عراق در تهران برگزیده شد و در همان سال به تهران مهاجرت نمود. سید اسماعیل صاحب ۶ پسر بود به نام‌های سید کمال الدین، سید جمال الدین، سید عماد الدین، سید نصر الدین، سید جلال الدین و سید عبدالله. وی در تهران در محله سر پولک مسکن گزید و در همان محله مسجد بهبهانی را بنا نمود که هنوز هم در همان محله پابرجاست.

مادر سید عبدالله، فاطمه بود و به طوری که بازماندگان نقل کرده اند: وی کنیزی بود از سرزمین حبشه که به صورت سوغاتی و هدیه به سید اسماعیل اهدا شده بود، ظاهرا ۵ پسر دیگر سید اسماعیل از زن یا زنان دیگر وی بوده اند. رنگ چهرهٔ سید عبدالله به شدت تیره بود و تفاوت آن با دیگر برادران و اعقاب آن‌ها خود دلیلی بر صحت این نقل قول می‌باشد. سیه چردگی سید عبدالله چنان بود که مردم تهران در زمان اوج قدرت وی به او لقب "شاه سیاه" داده بودند.سید عبدالله که در نجف زاده شد، تحصیلات ابتدایی را تحت نظارت و مراقبت پدرش از مکتب خانه آغاز نمود و به لحاظ علاقه‌ای که به کسب علوم دینی داشت، وارد حوزهٔ علمیه شد. سپس در نجف نزد شیخ مرتضی انصاری و حاج میرزا محمد حسن شیرازی (میرزای شیرازی) و حاج سید حسن کوه کمری تحصیل کرد و به درجه اجتهاد نایل شد. در ۱۲۸۷ هجری قمری به تهران آمد و پس از فوت پدر در سال ۱۲۹۵ هجری قمری به جای پدر به امور دینی و اجتماعی پرداخت .

نخستین نشانه


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد نقش آیت الله سید عبدالله بهبهانی در انقلاب مشروطه

تحقیق درباره آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

اختصاصی از فایلکو تحقیق درباره آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۱۲

ناگزیر و برای تطبیق دشوار تفهیم این مطالب کلان، با اندک توان دریافت مدعیان، شیوه ی این تجسس تاریخی، زبان خاص خود، برای جلب توجه کسانی که مبانی را به آسانی درک نمی کنند، یافته است. مثلا نخست، به هر وسیله ای، عرضه و اثبات می کنم که ساخت مجموعه ی تخت جمشید، به دنبال قتل عام پوریم، از آن که بومیان سازنده و دست به کار تدارک آن بنا هم شامل کشتار شده اند، نیمه تمام مانده و برقراری قرار ملاقات های بین المللی و برگزاری مناسبات ملی و آتش سوزی اسکندری در آن محوطه ی در اصل نیمه ساخت مطابق موازین عقل، ممکن نبوده است، آن گاه نتیجه می گیرم و پیشنهاد می دهم که شخص و اثر آن مورخ و مولف یونان و روم و ارمنستان و تایید کنندگان امروزین آن ها را، که سطری در باب بارگاه دایر تخت جمشید و یا اسکندر آتش به دست نوشته اند، از فهرست صاحب نظران تاریخ حذف کنیم و به دنبال رسوا کردن جاعلین آن اسامی و آثار بیفتیم. این همان شیوه و شگردی است که به سبب عمق و طول و عرض بسیار زیاد عوارض و آسیب های پوریم، در پس طلوع اسلام نیز کاربرد دارد. ابتدا به عینه نشان می دهم که بر روی زمین، بقایایی از کاروان سرا و بازار و پل و حمام و آب انبار و خانه ی اشرافی و رصد خانه و مدرسه و منزلگاه، تا زمان ظهور صفویه در سراسر ایران دیده نمی شود، آن گاه خواننده را مامور می کنم تا خود اسامی اشخاص و آثاری را، که خلاف این واقعیت قابل دیدار، ادعای وجود این گونه مظاهر و منازل و گرمابه ها و کاروان سراها را کرده اند، از فهرست صاحب نظران و داده های تاریخی اخراج کند و جاعل به حساب آورد و گرچه با این رسم نو، گمان ندارم که دیگر کتابی در قفسه و تاقچه و انباری، در موضوع تاریخ دو هزاره ی مورد بحث ما، هنوز بر سر پا مانده باشد، اما عجب که گروهی، شاید هم سخت تر از پیش، با همان ژست و تلاش که کلاه را در برابر باد تند نگه می دارند، دو دستی به این گونه نوشته ها و مولفین آن ها چسبیده اند تا قرینه ای برای این گونه اشارات الهی قرار گیرند....والذین کذبوا بآیاتنا صم بکم.

پس سیمای مشکلات و مسیر مجاهدین این سعی تازه برای شناخت درست تاریخ خطه ی ما، روشن است: مسلم می دانیم که یهودیان قتل عامی با نام پوریم در انتهای حکومت مشترک داریوش اول و خشایارشا، در شرق میانه به راه انداخته اند و در بخش بزرگی قانع شده ایم و در انتهای این سلسله یادداشت ها قاطعانه قبول می کنیم که گرچه بر اثر تبعات این آدم کشی بی قرینه و دلیل، که به نظر می رسد حاصل وحشت یهودیان از شکست هخامنشیان و بازگشت شان به اسارتگاه های بابل بود، در راه رویی به طول دو هزار سال و در دو دوره ی تاریخی، یا با بی نشانی و فقدان کامل آثار حیات رو به روییم و یا در دوران اسلامی چندان اثری از تجمع و تولید وتوزیع در حوزه ی اقدام پوریم، تا زمان معینی نمی یابیم. با این وجود پیاپی خوانده ایم و می خوانیم که همراه ارائه و به بهانه ی چند سکه و کتاب و دیوان شعر و پاره اشیاء پراکنده ی بدون صاحب و نیز اختراع سلسله ای از دشمنان غدار دروغین، چون مقدونیان و یونانیان و رومیان و اعراب و چنگیزیان و هلاکوییان و تیموریان و حتی افغان ها، نه فقط مرتکبین قتل عام پوریم را معصوم جلوه می دهند، بل اذهان مردم ما را با تصورات نادرستی انباشته می کنند که حاصلی جز کینه توزی و دشمنی بی دلیل ملی و منطقه ای به بار نیاورده است، چنان که اینک بخش بزرگی از ایرانیان، حتی در میان اقوام غیر فارس، خود را فرزندان اشباح تاریخی با توانایی های افسانه ای در زمینه های گوناگون می شمارند و بدون اندک درنگی در مراتب زیستی موجود، تقصیر روزگار ناباب و نا به سامان کنونی را، نه حاصل پوریم، که متوجه ی اقوام دیگری می دانند که گویی در زمانی دور هستی آنان را جارو کرده و به باد سپرده اند!!!

پیش تر به سهولت معلوم شد و پس از این با وضوح بیش تر روشن می شود که ترکیب قومی و بومی کنونی، به علت امحاء کامل پیشینیان مان، در قتل عام پوریم، قدیم و کهن نیست و شامل مردم مختلفی است که از پس اسلام به داخل ایران خالی از سکنه، از همه سو، با کندی و چنان که پس از این خواهم گفت با کراهت و وحشت بسیار، مهاجرت کرده اند و از آن که شناخت مراودات ملی در میان آن ها، حتی در مقدار داد وستد کالا هم، عمر و آغازی دورتر از پانصد سال پیش ندارد و هنوز هم موفق به شناسایی رسمی و برابر حقوق یکدیگر، در زمینه های گوناگون، به عنوان گام نخست اتحاد داوطلبانه نشده ایم، پس اینک و به سعی ممتاز فرهنگ و تاریخ نویسان بیگانه مزدور کنیسه و کلیسا، مشتی افسانه ی کودکانه ی خفیف و عنیف را، ابزار خود ستایی های سفیهانه ی قومی قرار می دهیم، گرز فرضی رستم و افراسیاب را بر سر یکدیگر می کوبیم و در باب فرهنگ های نایافته ی کهن خویش داد سخن می دهیم و گرچه در این مسیر انگشت بلند اتهام به سوی فارسیان متکی به اسناد یهودیان پیش گفته دراز است، اما آن ترک مدعی قدمت حضور ۷۰۰۰ ساله در بین النهرین و یا کردی که خود را مانده ای از دوران مادان بی نشان می داند، به همان نسبت در ایجاد اغتشاش برای شناسایی یکدیگر مقصراند. هرچند به نظر می رسد که ادعاهای اخیر از سوی قوم پرستان غیر فارس، به عنوان بدلی در برابر قدرت نمایی های مضحک فارسیان و با همان شگرد و شبهه به کار رفته است.

بی شک این سخنان موی بر اندام کسانی می جهاند، که با دیدن نیزه ی دست سرباز سنگی نیمه تراشیده ای در تخت جمشید احساس غرور می کند و در عین حال که به اسلحه ی دست حاکمیت های این دوران و شمشیر موهوم بسته بر کمر عرب و چنگیز معترض است، معلوم نیست چرا بر تاخت و تاز اجداد فرضی خویش می نازد و اصولا چرا همانند بدویان، دیرینگی قومی را اسباب ریش سفیدی تاریخی و امتیاز می شمارد، آن هم زمانی که توانا ترین ملت کهن و مجتمع انسانی، با مظاهر و مفاخری زبده، که مورد ستایش توام با شگفتی تمام جهانیان است، یعنی مردم مصر را «عرب سوسمار خور» می نامد؟! آیا زمان آن نیست که گفت و گوی بر مبنای حضور نو و کهن را کنار بگذاریم و ارجحیت دیرپایی را، که حضور اروپای هشتصد ساله و روسیه و آمریکای ۵۰۰ ساله آن را به تمسخر می گیرد، فراموش کنیم و اگر توسل به این اعتبارات هم ضرورت است، دیرینگی اسلام را علم کنیم که فرهنگ مندرج در قرآن آن، تا عمق حیات آتی آدمی نیز، افتخار آفرین است.

اینک و از آغاز این بررسی جدید، بر آن گروه از صاحبان اندیشه که عنادی با حقیقت ندارند، لجوجانه علیه دانایی طغیان نمی کنند و اصراری برتوقف در دروغ نشان نمی دهند، به آسانی مسلم شد که تحرک دوباره تاریخی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در جامعه ی کنونی ایران، پس از اقدام پوریم، عمری به زحمت ۵۰۰ ساله دارد و روابط بدون آثار پیش از آن، میان مهاجران ساکن شده در ایران، از مبداء اسلام، حتی شناسنامه ی بومی و قومی ندارد و صرف نظر از ترکان، که از آغاز با نام و عنوان دیرین خود، به ایران خالی مانده کوچ کرده اند، نام گذاری های کنونی بر لر و کرد و فارس و گیلک و مازندرانی و غیر آن، به خصوص که تذکرات و تقریرات کتاب ها و اصل آن ها را مجعول بدانیم، مستند دورتر از پانصد سال ندارد که اگر هر کدام به عمق ده هزار سال نیز به دور می رفتند، به قدر پر کاهی اختیار زیاده خواهی حقوقی و امتیاز طلبی قومی نداشتند و نمی توانستند مدعی دیگران باشند. مورخ همه را به اندیشه ورزی در این عمق دعوت می کند که اگر بنا بر شواهد و اسناد کنونی، بنیان گذاران روابط ملی و مذهب واحد و دولت سراسری را ترکان صفوی بشناسیم، پس ادعای دیرینگی فرهنگ و زبان فارسی، در اقالیمی چنین پراکنده و با مردمی از ریشه با یکدیگر بیگانه را، که در اصل حامل هویت و فرهنگ و سنت و زبان بیرون از این خاک بوده اند، چه گونه و با چه ضرورت و تمهید و به سعی چه کسانی میسر و ممکن کنیم؟

اینک ارتفاع دیگری می گیرم و شما را به گذر از پله فراتری بر این نردبان صعود به حقیقت فرا می خوانم که صورت ظاهر شناسایی بقایایی را دارد که مدارس و مراکز علمی و آموزشی نامیده اند و اعلام می کنم که تاکنون مخروبه ی کهنی را نیافته ایم، که با هرگونه ارزیابی، آن را یک مرکز آموزشی پیش از اسلام از مقطع پوریم بنامیم، چنان که شناخت مراکز و مدارس علمی و آموزشی پیش از پوریم ایرانیان، که به علامت وسعت تولید و تدارک هنر و تنوع فرا آوری تکنیکی و کاربرد خط و سنت نگارش و وجود پر عظمت معابد و مظاهر قدرت سیاسی و فرهنگی، نیاز به آن ها در دوران پیش از پوریم مسلم است و به سبب تخریب عمدی و حساب شده و دقیق یهودیان، که منجر به محو کامل آثار حیات و هستی بومیان و اقوام کهن ایران شد، دسترسی به نمونه هایی از آن، موکول به کاوش های موظف و معتبر است، که در شرایط موجود امیدی به آغاز آن نیست، پس جست و جوی مراکز و مدارس علمی و آموزشی، تنها از مبداء اسلام منطقی و میسر است و از آن که هیچ نمونه ی تولید مطمئن و مسلمی از تجمع بومی پیش از صفوی به دست نداریم و هیچ تمرکزی در این میان، فرهنگ مکتوب و مستقلی از خویش به جای نگذارده، پس مراکز آموزشی پس از اسلام نیز، تنها می تواند با پایه ریزی روابط عمومی و سراسری و پیدایی تولید و بازار منطقه ای ودولت سراسری و فرهنگ ملی همزمان شود که باز هم ابتدای آن را از آغاز دوران صفویه شاهدیم. آیا ظهور خط و زبان و مکتوبات منتسب به زبان فارسی را هم، فرآورده هایی از همین دوران بدانیم؟ ورود به پاسخ آن مهلتی مناسب می طلبد که به خواست و یاری خداوند فرا خواهد رسید. بدین ترتیب اگر آموزش و آگاهی عارضه ی آخرینی است که بر رخسار و روزگار مردمی صاحب امکانات فنی و اقتصادی و مراتب سیاسی موظف می دمد، پس انتظار یافتن مراکز آموزشی و علمی در سرزمین و شرایط و در میان جوامعی که هنوز کاروان سرا و حمام و آب انبار نساخته اند و شیوه شهر نشینی نمی دانند، کاری بی هوده و فاقد اساس است، زیرا که علتی برای نیاز و دولتی حمایتگر برای تدارک آن، پیش از ظهور صفویه نداریم و درست به همین سبب، صرف نظر از اوهامی در باب دانشگاه جندی شاپور و مراکز علمی منتسب به دولت های ناپیدای عمدتا سلجوقی و اتابکی، از قبیل و قماش نظامیه ها، که اسامی و ادعاهایی را به شماره هایی بس اندک در کتاب ها صاحب اند، عمده بقایای مراکز آموزشی و علمی موجود را، به تعداد بسیار و برابر فهرست مطول زیر، باز هم مانده هایی از اواخر دوران تیموری و عهد صفوی و دوران قاجار می شناسیم:

 

پلان سه بعدی مدرسه ی شاه زاده ی یزد، از بناهای دوره ی قاجار، با مساحت پنج هزار متر مربع

مدارس و مراکز اواخر تیموری و عهد صفوی: مدرسه ی غفاریه ی مراغه. مدرسه ی مسجد جامع مراغه. مدرسه ی جعفریه ی تبریز. مدرسه ی صادقیه ی تبریز. مدرسه ی طالبیه ی تبریز. مدرسه ی علوم دینی اهر. مدرسه ی مسجد جامع مهاباد. مدرسه ی آقا کافور اصفهان. مدرسه ی احمد آباد اصفهان. مدرسه ی اسماعیلیه اصفهان. مدرسه ی الماسیه ی اصفهان. مدرسه ی ترک های اصفهان. مدرسه ی نصر آباد اصفهان. مدرسه ی ایلچی اصفهان. مدرسه ی جده بزرگ اصفهان. مدرسه ی جده کوچک اصفهان. مدرسه ی جلالیه ی اصفهان. مدرسه ی چهار باغ اصفهان. مدرسه ی حاج حسین نورالدینی اصفهان. مدرسه ی ذوالفقار اصفهان. مدرسه ی ساروتقی اصفهان. مدرسه ی شاه علاء الدین اصفهان. مدرسه ی سلیمانیه ی اصفهان. مدرسه ی شاه زاده ی اصفهان. مدرسه ی شفیعیه ی اصفهان. مدرسه ی شمس آباد اصفهان. مدرسه ی عباسی اصفهان. مدرسه ی عربان اصفهان. مدرسه ی کاسه گران اصفهان. مدرسه ی مبارکه ی اصفهان. مدرسه ی ملا عبدالله اصفهان. مدرسه ی خالصیه ی اصفهان. مدرسه ی میرزا حسین اصفهان. مدرسه ی نوریه ی اصفهان. مدرسه ی نیم آورد اصفهان. مدرسه ی میان چال اصفهان. مدرسه ی هارونیه ی اصفهان. مدرسه ی ابدال مشهد. مدرسه ی بالاسر مشهد.مدرسه ی دو رد مشهد. مدرسه ی سید میرزای مشهد. مدرسه ی مریم بیگم خوانسار. مدرسه ی بهزادیه ی مشهد. مدرسه ی خواجه رضوان مشهد. مدرسه ی خیرات خان مشهد. مسجد باقریه ی مشهد.مدرسه ی صالحیه ی مشهد. مدرسه ی عباس قلی خان مشهد. مدرسه ی میرزا جعفر خان مشهد. مدرسه ی فاضل خان مشهد. مدرسه ی عوضیه ی قوچان. مدرسه ی فصیحیه ی سبزوار. مدرسه ی نجومیه ی گناباد. مدرسه ی حبیبیه فردوس. مدرسه ی غیاثیه ی خواف. مدرسه ی شاهرخیه ی بسطام. مدرسه ی خیر آباد بهبهان. مدرسه ی حاج فتح علی بیک دامغان. مدرسه ی خان شیراز. مدرسه ی منصوریه ی شیراز. مدرسه ی خان جهرم. مدرسه ی سعیدیه ی ارسنجان. مدرسه ی صالحیه ی کازرون. مدرسه ی پیغمبریه ی قزوین. مدرسه ی مسعودیه ی قزوین. مدرسه ی غیاثیه ی قم. مدرسه ی جانی خان قم. مدرسه ی خان قم. مدرسه ی مومنیه ی قم. مدرسه ی گنج علی خان کرمان. مدرسه ی محمودیه ی کرمان. مدرسه ی معصومیه کرمان. مدرسه ی شیخ علی خان کنگاور. مدرسه ی عمادیه ی گرگان. مدرسه ی چهار سوق بابل. مدرسه ی کاظم بیک بابل. مدرسه ی زنگنه ی همدان. مدرسه ی شیخ علی خان تویسرکان. مدرسه ی شفیعیه ی یزد. مدرسه ی باوردیه ی یزد. مدرسه ی خان زاده ی یزد. مدرسه ی خواجه ابوالمعالی یزد. مدرسه


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

تحقیق در مورد معماری

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد معماری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

Architecture

Brunelleschi, in the building of the dome of Florence Cathedral, not only transformed the cathedral and the city of Florence, but also the role and status of the architect.

/

Section and elevation of Brunelleschi's dome

Architecture (Latin architectura, from the Greek ἀρχιτέκτων – arkhitekton, from ἀρχι- "chief" and τέκτων "builder, carpenter") can mean:

The art and science of designing and erecting buildings and other physical structures.

The practice of an architect, where architecture means to offer or render professional services in connection with the design and construction of a building, or group of buildings and the space within the site surrounding the buildings, that have as their principal purpose human occupancy or use.[1]

A general term to describe buildings and other structures.

A style and method of design and construction of buildings and other physical structures.

A wider definition may comprise all design activity, from the macro-level (urban design, landscape architecture) to the micro-level (construction details and furniture). Architecture is both the process and product of planning, designing and constructing form, space and ambience that reflect functional, technical, social, and aesthetic considerations. It requires the creative manipulation and coordination of material, technology, light and shadow. Architecture also encompasses the pragmatic aspects of realizing buildings and structures, including scheduling, cost estimating and construction administration. As documentation produced by architects, typically drawings, plans and technical specifications, architecture defines the structure and/or behavior of a building or any other kind of system that is to be or has been constructed.

Architectural works are often perceived as cultural and political symbols and as works of art. Historical civilizations are often identified with their surviving architectural achievements.

Architecture sometimes refers to the activity of designing any kind of system and the term is common in the information technology world.

The architect

Main article: Architect

Architects plan, design and review the construction of buildings and structures for the use of people. Architects also coordinate and integrate engineering design, which has as its primary objective the creative manipulation of materials and forms using mathematical and scientific principles.

Theory of architecture

Main article: Architectural theory

Historic treatises

The Parthenon, Athens, Greece, "the supreme example among architectural sites." (Fletcher).[2]

The earliest surviving written work on the subject of architecture is De architectura, by the Roman architect Vitruvius in the early 1st century CE.[3] According to Vitruvius, a good building should satisfy the three principles of firmitatis utilitatis venustatis,[4][5] which translates roughly as -

Durability - it should stand up robustly and remain in good condition.

Utility - it should be useful and function well for the people using it

Beauty - it should delight people and raise their spirits.

According to Vitruvius, the architect should strive to fulfill each of these three attributes as well as possible. Leone Battista Alberti, who elaborates on the ideas of Vitruvius in his treatise, De Re Aedificatoria, saw beauty primarily as a matter of proportion, although ornament also played a part. For Alberti, the rules of proportion were those that governed the idealised human figure, the Golden mean. The most important aspect of beauty was therefore an inherent part of an object, rather than something applied superficially; and was based on universal, recognisable truths. The notion of style in the arts was not developed until the 16th century, with the writing of Vasari.[6] The treatises, by the 18th century, had been translated into Italian, French, Spanish and English.

In the early nineteenth century, Augustus Welby Northmore Pugin wrote Contrasts (1836) that, as the titled suggested, contrasted the modern, industrial world, which he disparaged, with an idealized image of neo-medieval world. Gothic architecture, Pugin believed, was the only “true Christian form of architecture.”

The 19th century English art critic, John Ruskin, in his Seven Lamps of Architecture, published 1849,[7] was much narrower in his view of what constituted architecture. Architecture was the "art which so disposes and adorns the edifices raised by men ... that the sight of them" contributes "to his mental health, power, and pleasure".

For Ruskin, the aesthetic was of overriding significance. His work goes on to state that a building is not truly a work of architecture unless it is in some way "adorned". For Ruskin, a well-constructed, well-proportioned, functional building needed string courses or rustication, at the very least.

On the difference between the ideals of "architecture" and mere "construction", the renowned 20th C. architect Le Corbusier wrote: "You employ stone, wood, and concrete, and with these materials you build houses and palaces: that is construction. Ingenuity is at work. But suddenly you touch my heart, you do me good. I am happy and I say: This is beautiful. That is Architecture".[8]

Contemporary concepts of architecture

The great 19th century architect of skyscrapers, Louis Sullivan, promoted an overriding precept to architectural design: "Form follows function".

While the notion that structural and aesthetic considerations should be entirely subject to functionality was met with both popularity and skepticism, it had the effect of introducing the concept of "function" in place of Vitruvius' "utility". "Function" came to be seen as encompassing all criteria of the use, perception and enjoyment of a building, not only practical but also aesthetic, psychological and cultural.

Nunzia Rondanini stated, "Through its aesthetic dimension architecture goes beyond the functional aspects that it has in common with other human sciences. Through its own particular way of expressing values, architecture can stimulate and influence social life without presuming that, in and of itself, it will promote social development.'

To restrict the meaning of (architectural) formalism to art for art's sake is not only reactionary; it can also be a purposeless quest for perfection or originality which degrades form into a mere instrumentality".[9]

Among the philosophies that have influenced modern architects and their approach to building design are rationalism, empiricism, structuralism, poststructuralism, and phenomenology.

In the late 20th century a new concept was added to those included in the compass of both structure and function, the consideration of sustainability. To satisfy the contemporary ethos a building should be constructed in a manner which is environmentally friendly in terms of the production of its materials, its impact upon the natural and built environment of its surrounding area and the demands that it makes upon non-sustainable power sources for heating, cooling, water and waste management and lighting.

History

Origins and vernacular architecture

Building first evolved out of the dynamics between needs (shelter, security, worship, etc.) and means (available building materials and attendant skills). As human cultures developed and knowledge began to be formalized through oral traditions and practices, building became a craft, and "architecture" is the name given to the most highly formalized and respected versions of that craft.

It is widely assumed that architectural success was the product of a process of trial and error, with progressively less trial and more replication as the results of the process proved increasingly satisfactory. What is termed vernacular architecture continues to be produced in many parts of the world. Indeed, vernacular buildings make up most of the built world that people experience every day. Early human settlements were mostly rural. Due to a surplus in production the economy began to expand resulting in urbanization thus creating urban areas which grew and evolved very rapidly in some cases, such as that of Çatal Höyük in Anatolia and Mohenjo Daro in the Indian subcontinent (now modern-day Pakistan).

Ancient architecture

In many ancient civilizations, such as the Egyptians' and Mesopotamians', architecture and urbanism reflected the constant engagement with the divine and the supernatural, and many ancient cultures resorted to monumentality in architecture to represent symbolically the political power of the ruler, the ruling elite, or the state itself.

The architecture and urbanism of the Classical civilizations such as the Greek and the Roman evolved from civic ideals rather than religious or empirical ones and new building types emerged. Architectural styles developed.

Texts on architecture have been written since ancient time. These texts provided both general advice and specific formal prescriptions or canons. Some examples of canons are found in the writings of the 1st-century BCE Roman military engineer Vitruvius, the Kao Gong Ji of ancient China[10] and Vaastu Shastra of ancient India and Manjusri Vasthu Vidya Sastra of Sri Lanka. Some of the most important early examples of canonic architecture are religious.[11]

Asian architecture

The architecture of different parts of Asia developed along different lines from that of Europe, Buddhist, Hindu and Sikh architecture each having different characteristics. Buddhist architecture, in particular, showed great regional diversity. In many Asian countries a pantheistic religion led to architectural forms that were designed specifically to enhance the natural landscape.

Islamic architecture

Islamic architecture began in the 7th century CE, developing from a blend of architectural forms from the ancient Middle East and from Byzantium but also developing features to suit the religious and social needs of the society. Examples can be found throughout the Middle East, North Africa and Spain, and were to become a significant stylistic influence on European architecture during the Medieval period.

The medieval builder

In Europe, in both the Classical and Medieval periods, buildings were not attributed to specific individuals and the names of the architects frequently unknown, despite the vast scale of the many religious buildings extant from this period.

During the Medieval period guilds were formed by craftsmen to organize their trade and written contracts have survived, particularly in relation to ecclesiastical buildings. The role of architect was usually one with that of master mason, or Magister lathomorum as they are sometimes described in contemporary documents.

Renaissance and the architect

With the Renaissance and its emphasis on the individual and humanity rather than religion, and with all its attendant progress and achievements, a new chapter began. Buildings were


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد معماری

تحقیق در مورد ماشین ابزار 50ص

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد ماشین ابزار 50ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 48

 

ماشین ابزار

مقدمه :

کنترل های عددی CNC] در بسیاری از کارگاهها وکارخانجات معمول شده اند چرا که بسیاری از مسائل ساخت وتولید را آسان نموده اند به بیان دیگر، یک دستگاه با کنترل عددی دستگاهی است که توسط یک کد ساختار یافته در مسیر وهدفی که برنامه برایش تعیین کرده است حرکت می کند که لازمه آن برنامه ریزی قبلی و طبقه بندی اطلاعات وداده های مورد نیاز دستگاه می باشد، هر شخصی می تواند برای دستگاه برنامه بنویسد دستگاهها به صورت دستی یا اتصال به کامپیوتر برنامه ریزی وهدایت می شوند . برنامه ریزی دستگاه به روش دستی وبرنامه نویسی به کمک کامپیوتر نام دارد. گاهی اوقات برنامه ها توسط صفحه کلید کنترل کننده و به صورت دستی به دستگاه وارد می شود. این نوع برنامه نویسی را ورود دستی اطلاعات می نامند. پیشرفت میکروالکترونها و میکروکامپیوترها باعث شد تا کامپیوترها در کنترل عددی دستگاهها بکار گرفته شوند . کامپیوترها باعث شد تا کامپیوترها در کنترل عددی دستگاهها بکار گرفته شوند. کامپیوترهای جاینوار خوان رادر دستگاههای NC ابتدایی گرفته در موقع به جای خواندن واجرای برنامه از روی نوارهای سوراخ شده، برنامه توسط کامپیوتر دستگاه اجرا می شود. این دستگاهها به نام دستگاههای کنترل شونده عددی توسط کامپیوتر CNC نامیده می شوند. کنترل عددی توسط کامپیوتر CNC شامل مراحل ساختی می شود که در آن ماشین برداده برداری فرمانهای لازم برای انجام کارهای مختلف برروی یک قطعه کار را توسط برنامه کامپیوتر نوشته شده توسط اپراتور از کامپیوتر دریافت می کند وبدان فرامین عمل می کند. کنترل مننده موجود در این سیستمها در حقیقت سه وظیفه اصلی زیر رابر عهده دارند:

کنترل جهت دوران ابزار برده داری قطعه کار

کنترل سرعت دوران ابزار برده داری قطعه کار

کنترل مدت زمان دوران ابزار برده داری قطعه کار

لازم به ذکر است که در بعضی از ماشین های CNC قطعه کار ثابت بوده وابزار برده برداری دوران می نماید به این ماشینها فرز وعملیات انجام گرفته را Milling گویند ودر بعضی دیگر از ماشین های برده برداری ابزار براده ثابت بوده وقطعه کار دوران می نماید. به این ماشین ها تراش وعملیات انجام گرفته را Tuming می گویند. فن آوری کنترل عدد [ NC] یکی از پیشرفتهای اساسی در صنعت تولید در 50سال گذشته بوده است توسط این فن آوری نه تنها در دیگر زمینه های علمی وصنعتی پیشرفت سریعی حاصل شده بلکه استفاده ازاین فن آوری باعث بالا بردن کمیت وکیفیت قطعات تولیدی نیز گردیده است.

تاریخچه و مسیر تکاملی N C : پایه های ساخت وتولید توسط ماشین های NC از زمان انقلاب صنعتی بنا گردید. درآنزمان کوششهای اولیه برای ساخت قطعات توسط ماشین های N C به قطعات اتومبیل از قبیل محور با بادامک ، پولی وتسمه محدود بود. این کوششها بیشتر جنبه نمایشی داشت وبه دلیل قیمت بالای این گونه ماشینها از جنبه اقتصادی مقرون به صرفه نبود. در زمان جنگ جهانی دوم به صنعت N C توجه بیشتری گردید زیرا در آن موقعیت زمانی خاص هم کیفیت وهم کمیت قطعات تولیدی برای جنگ افزارها اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده بود. در آن زمان تولیدات صنعتی از نظر کیفیت بسیار عالی بودند ولیکن از نظر کمیت جوابگوی مسائل جنگ جهانی نبودو به نحوی که هر چه کمیت زیادتر می شد کالای تولیدی از نظر کیفیت افت شدیدی پیدا می کرد. و این امر قطعا به خاطر عوامل انسانی وخستگی های ناشی از کار زیادتر بود. بنابراین لازم گردید که تکنولوژی جدیدی بوجود آید که در آن از خطاهای انسانی وخستگی ناشی از کار زیاد خبری نباشد وبه عبارت دیگر به جای آن که انسان برماشین فرمان دهد وماشین را تنظیم نماید کامپیوتر برماشین فرمان دهد. دراین زمان بود که شاخه جنوبی نبروی هوائی ایالات متحده آمریکا برآن شد تابااین مشکل مقابله نماید. برای این منظور این شاخه از ارتش آمریکا، کمپانیهای متعددی رابرای ساخت و توسعه ماشین های کنترل عددی به همکاری دعوت کرد. هدف ازاین کار برآورده شدن احتیاجات چهار گانه زیر بود:

بهبود دقت وقیمت قطعات تولیدی

تثبیت قیمت توسط تولید قطعات

ساخت قطعات پیچیده یا به عبارت دیگر انجام کارهای غیر ممکن

همچنین فن‌آوری N C برای ساخت قطعاتی با سایزها واشکال مختلف وقطعاتی که با یک سری از مراحل مشابه ساخته می شوند نیز بکار گرفته می شوند. اولین قرار داد در این زمینه با شرکت پارسون میشیگان منعتقد شد. دراین قرارداد شرکت پارسون موظف به طراحی نوعی سیستم کنترل عددی گردید. که این سیستم بتواند اسپندل ماشین تراش را جهت دهی نماید.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد ماشین ابزار 50ص