فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله درباره قیام امام حسین

اختصاصی از فایلکو مقاله درباره قیام امام حسین دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 3

 

امام حسین (ع ) با برادرپس از شهادت حضرت علی (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع ) امامت و رهبری شیعیان به حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع )، منتقل  گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش  فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود، همراه و  همکار و همفکر برادرش بود.  چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام  حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتیها را تحمل نماید، امام  حسین (ع ) شریک رنجهای برادر بود و چون می دانست که این صلح به صلاح اسلام و  مسلمین معاویه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش را به بدگویی   نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسین (ع )  به دفاع برخاست تا سخن در گلوی  معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش را به کنارش  بگذارد، ولی امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسین (ع )  پذیرا شد و به جایش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه  برآمد، و با بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .  امام حسین (ع ) در زمان معاویه چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن علی (ع   امامت و رهبری شیعیان  به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید.  امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اریکه حکومت اسلام به  ناحق تکیه زده ، سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی  و قوانین خداوند است ، و از  این حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج می برد، ولی نمی توانست دستی فراز آورد و  قدرتی فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد، چنانچه برادرش  امام حسن (ع ) نیز وضعی مشابه او داشت .امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد،  پیش از هر جنبش و حرکت مفیدی به قتلش می رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر  را پیشه ساخت که اگر برمی خاست ، پیش از اقدام به دسیسه کشته می شد، و از این  کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.  بنابراین تا معاویه زنده بود، چون برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ،  جز آن که گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی   که معاویه از مردم برای ولایت عهدی یزید، بیعت می گرفت ، حسین به شدت با او  مخالفت کرد، و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولی عهدی او را نپذیرفت و حتی گاهی    سخنانی  تند به معاویه گفت و یا نامه ای کوبنده برای او نوشت .  معاویه هم در بیعت گرفتن برای یزید، به او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنین بود و  ماند تا معاویه درگذشت ...  قیام حسینی یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند، برای این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند، مصمم شد برای نامداران  و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین  منظور، نامه ای به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که برای من از حسین (ع )  بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم این خبر را به امام حسین (ع )  رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود:  "انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل   یزید".  آن گاه که افرادی چون یزید، (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتی   ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند، باید فاتحه اسلام  را خواند. (زیرا این گونه زمامدارها با نیروی اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بین  می برند.)  امام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است ، اگر درمدینه بماند به قتلش می رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفی از مدینه به  سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید،  در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ، و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان ازامام حسین (ع ) که در مکه بسر می برد دعوت کردند تا به سوی آنان آید و زمامدار  امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل ، پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت  و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد.  مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان  نایب امام (ع ) با او بیعت کردند، و مسلم هم نامه ای  به امام حسین (ع ) نگاشت و  حرکت فوری امام (ع ) را لازم گزارش داد.  هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبی می شناخت ، و بی وفایی  و بی دینی شان را درزمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به  گفته ها و بیعتشان با مسلم  نمی توان اعتماد کرد، و لیکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت  که به سوی کوفه حرکت کند.  با این حال تا هشتم ذی حجه ، یعنی روزی  که همه مردم مکه عازم رفتن به "منی " بودند  و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه  برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی با اهل بیت و یاران خود، از مکه   به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان  جهان فهماند که پسر پیغمبر امت ، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ،  بلکه علیه او قیام کرده است .  یزید که حرکت مسلم را به سوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده  بود، ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت  بنی امیه بود) به کوفه فرستاد.  ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید  ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهایی با عمال  ابن زیاد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگی دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهید شد.  (سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه  امام حسین (ع ) برانگیخت ، و کار به جایی رسید که عده ای از همان کسانی که برای   امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام  حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.  امام حسین (ع ) از همان شبی که از مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتی که در مکه  اقامت گزید، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به  اعلان می داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و  صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری   است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم ".  و این مأموریتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتی اگر به کشته شدن خود  و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد.  رسول گرامی (ص ) و امیرمؤمنان (ع ) و حسن بن علی (ع ) پیشوایان پیشین اسلام ، شهادت  امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسین (ع )،  و خود امام حسین (ع ) به رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.  علم امامت می دانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد، ولی او کسی نبود که در  برابر دستور آسمانی  و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، یا از اسارت  خانواده اش واهمه ای  به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را  سعادت می پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) .  خبر "شهادت حسین (ع ) در کربلا" به قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود   که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته ، از رسول الله (ص )  و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند.  بدینسان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیریها و ناراحتیها احتمال کشته شدنش را در  اذهان عامه تشدید کرد. بویژه که خود در طول راه می فرمود: "من کان باذلا فینا مهجته   و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.  هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد،  همراه ما بیاید".  و لذا در بعضی از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف  سازند. غافل از این که فرزند علی  بن ابی طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر، و از دیگران به  وظیفه خویش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشید.  باری امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه  خویش ادامه داد، و کوچکترین خللی در تصمیمش راه نیافت .  سرانجام ، رفت ، و شهادت را دریافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که  هر یک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهایشان شنهای   گرم دشت کربلا را لاله باران  کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقی مانده بسترهای  گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست ، و اساسا اسلام از بنی امیه و بنی   امیه از  اسلام جداست .  راستی هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) به وقوع  نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند، و آن گاه اخبار دربار  یزید و شهوترانیهای او و عمالش را می شنیدند، چقدر از اسلام متنفر می شدند، زیرا  اسلامی که خلیفه پیغمبرش یزید باشد، به راستی نیز تنفرآور است ...  و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنیدیم و خواندیم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها،  در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید، هماره و همه جا دهان گشودند و  فریاد زدند، و پرده زیبای  فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنی امیه  برداشتند و ثابت کردند که یزید سگ باز   وشرابخوار است ، هرگز لیاقت خلافت ندارد  و این اریکه ای که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست . سخنانشان رسالت شهادت  حسینی را تکمیل کرد، طوفانی  در جانها برانگیختند، چنان که نام یزید تا همیشه  مترادف با هر پستی و رذالت و دناءت گردید و همه آرزوهای طلایی و شیطانیش چون  نقش بر آب گشت . نگرشی  ژرف می خواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت . از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شیعیانش ، و همه آنان که به شرافت و  عظمت انسان ارج می گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را، سالروز قیام و شهادتش را با سیاه پوشی  و عزاداری محترم می شمارند، و خلوص خویش را با گریه برمصایب آن بزرگوار ابراز می دارند. پیشوایان مآل اندیش و معصوم ما، هماره به واقعه  کربلا و به زنده داشتن آن عنایتی خاص داشتند. غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند، در فضیلت عزاداری و محزون بودن برای آن  بزرگوار، گفتارهای متعددی ایراد فرموده اند.  ابوعماره گوید: "روزی به حضور امام ششم صادق آل  محمد (ع ) رسیدم ، فرمود اشعاری در سوگواری حسین برای ما بخوان . وقتی شروع به خواندن نمودم صدای گریه حضرت برخاست ،  من می خواندم و آن عزیز می گریست ، چندان که صدای گریه از خانه برخاست . بعد از آن  که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه وظ گریاندن مردم بر امام    حسین (ع ) مطالبی بیان فرمود".  و نیز از آن جناب است که فرمود: "گریستن و بی تابی کردن در هیچ مصیبتی شایسته   نیست مگر در مصیبت حسین بن علی ، که ثواب و جزایی گرانمایه دارد". باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که یکی از اصحاب بزرگ او است  فرمود:  "به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند، زیرا بر هر شخص باایمانی که   به امامت ما معترف است ، زیارت قبر اباعبدالله لازم می باشد".  امام صادق (ع ) می فرماید: "ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال .  همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده ای ارزش و فضیلتش بیشتر است ". زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس ایمان  و عمل صالح می دهد و گویی  روح را به سوی ملکوت خوبیها و پاکدامنیها و فداکاریها  پرواز می دهد.  هر چند عزاداری و گریه بر مصایب حسین بن علی (ع )، و مشرف شدن به زیارت قبرش و  بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیاری والا دارد، لکن باید  دانست که نباید تنها به این زیارتها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد، بلکه همه  این تظاهرات ، فلسفه دین داری ، فداکاری و حمایت از قوانین آسمانی را به ما گوشزد  می نماید، و هدف هم جز این نیست ، و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینی آموختن  انسانیت و خالی بودن دل از هر چه غیر از خداست می باشد، و گرنه اگر فقط به صورت  ظاهر قضیه بپردازیم ، هدف مقدس حسینی به فراموشی می گراید


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره قیام امام حسین

مقاله درباره امام علی از نگاه دیگران

اختصاصی از فایلکو مقاله درباره امام علی از نگاه دیگران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 18

 

امام علی از نگاه دیگران

ولادت مولی الموحدین...امام عاشقان....راد مرد عالم....امیر مومنان...حضرت علی بن ابی طالب بر  همه دوستان مبارک باد...این بار به جای اینکه قلم ناتوانمان را  برای توصیف و تعریف اماممان به تقلا بیندازیم و در آخر شرمنده دلمان و آن حضرت شویم، از کلام و نگاه دیگران علی (ع) را می بینیم و می خوانیم....از نگاه آنان که با او هم دین و هم آیین نیستند...اما حقیقت را یافته اند.شاید ما هم اماممان را بهتر بشناسیم

"جرج جرداق"

 جرج جرداق"مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب " صوت العدالة الانسانیة " درباره علی ( ع) چنین می نویسد: ای دنیا چه می شد اگر همه نیروهایت را در هم می فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب ، زبان و شمشیر نمودار می کردی؟"

- " اما علی، ما را نمی رسد جز آن که او را دوست بداریم و به او عشق بورزیم، چه او جوانمردی بس عالیقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خیر و نیکی می جوشید، از دلش شعله های شور و حماسه زبانه می زد، شجاع تر از شیر ژیان بود ولی شجاعتی ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقیق و رافت...

آیا از فرمانروایى خبر دارى که خود نان سیر نخورد زیرا که در کشور او کسانى یافت مى‏شدند که با شکم سیر نمى‏خوابیدند و جامه نرم نمى‏پوشیدند؟! (زیرا در میان ملت کسانى بودند که لباس خشن و درشت مى‏پوشیدند ) و درهمى را اندوخته خود نساخت؟ و به فرزندان و یاران خود هم وصیت کرد که غیر از این راه و روش نپیمایند. برادر خود را به خاطر یک دینار - که بدون حق از بیت المال طلب مى‏کرد - مورد بازخواست قرار داد و پیروان و فرمانداران خود را به خاطر یک گرده نان که به عنوان رشوه از ثروتمندى گرفته و خورده بودند، تهدید کرد و به محاکمه و دادگاه کشانید.

نزد حقیقت و تاریخ یکسان است او را بشناسى یا نشناسى. تاریخ و حقیقت گواهى مى‏دهند که او وجدان بیدار و قهار، شهید نامى، پدر و بزرگ شهیدان، على بن ابى طالب، صوت عدالت انسانى، شخصیت جاویدان شرق است ! اى جهان چه مى‏شد اگر هر چه قدرت و قوه دارى به کار مى‏بردى و در هر زمان علیى با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش، و با آن ذوالفقارش، به عالم مى‏بخشیدى؟ !

در کوفه غافلگیر و کشته شد، شدت عدلش موجب این جنایت گردید!... پیش از مرگش درباره قاتل خود گفت:" اگر زنده ماندم خود می دانم و اگر درگذشتم کار به دست شماست، اگر درگذرید به تقوا نزدیک تر است!..."

  " جبران خلیل جبران"

 که از علمای بزرگ مسیحیت، مرد هنر و صاحب ذوق بدیعی است لب به ستایش علی گشوده و چنین می گوید:" به عقیده من علی بن ابیطالب ( پس از پیامبر) نخستین مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردمی رسانید که پیش از آن مانند آن را نشنیده بودند و در بین تاریکی های جاهلیت از روش روشن او متحیر ماندند؛ پس کسی که طریق علی را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهیلت را ترجیح داد."جبران معتقد بود که:" دو طایفه شیفته روش علی بودند یکی خردمندان پاکدل و دیگری نیکو سرشتان با ذوق، علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش گشت او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود. مردم عرب، حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آنها( ایران) برخاسته، این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند."

جبران اضافه می کند که:" علی (ع) مانند پیغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصیرت و بینایی چون پیغمبران، مختص شهر، بلد، قوم، زمان و مکان نبوده و شخصیتی بین المللی داشت."

جبران همیشه نام علی (ع) را در مجالس خاص و عام به زبان می آورد،  تعظیم می کرد و می گفت علی از جهان رفت درحالی که هنوز رسالتش را به کمال، تبلیغ نکرده بود.

 - "شبلی شمیل"

 دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت، وی شاگرد برجسته مکتب داروین بود و نخستین کسی است که نظریه" قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبیعت برخاست وتا لحظه مرگ از مکتب مادیگری پیروی نمود.وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی ( ع) سرتعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می گوید:" امام و پیشوای انسان ها علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یگانه نسخه ای است که با اصل خود «پیامبر( ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است."

 - " میخائیل نعیمه"

 که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه ای که بر کتاب " صوت العدالة الانسانیة" نوشته درباره حضرت علی (ع) چنین می گوید:" پهلوانی امام( ع) تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن بینی،  پاکدلی، بلاغت، سحر بیان،  اخلاق فاضله،  شور ایمان،  بلندی همت،  یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگر چه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هر گاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره امام علی از نگاه دیگران

مقاله درباره امام علی (ع)

اختصاصی از فایلکو مقاله درباره امام علی (ع) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

حضرت امیر المومنین علی (ع)

وی فرزند ابو طالب بود. علی (ع) ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطی که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پیغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموی خود یعنی پیامبر منتقل گردید و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پیغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در (غار حرا) وحی آسمانی به وی رسید وقتی که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علی (ع) به آن حضرت ایمان آورد و باز در مجلسی که پیغمبر اکرم (ص) خویشاوندان نزدیک خود را جمع و به دین خود دعوت نموده فرمود

نخستین کسی که از شما دعوت مرا بپذیرد خلیفه و وصیه و وزیر من خواهد بود , تنها کسی که از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی (ع) بود و پیغمبر اکرم (ص) ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود و از این روی علی (ع) نخستین کسی است در اسلام که ایمان آورد و نخستین کسی که هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید

  علی (ع) پیوسته ملازم پیغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدینه حجرت نمود و در شب هجرت نیز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند , علی (ع) در بستر پیغمبر اکرم (ص) خوابیده و آن حضرت از خانه بیرون آمده رهسپار مدینه گردید و پس از آن حضرت مطابق وصیتی که کرده بود , امانتهای مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پیغمبر را با دو زن دیگر برداشته به مدینه حرکت نمود

در مدینه نیز ملازم پیغمبر اکرم (ص) بود و ان حضرت در هیچ خلوت و جلوتی علی را کنار نزد و یگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وی تزویج نمود و در موقعی که میان اصحاب خود عقد اخوت می بست او را برادر خود قرار داد

علی در همه جنگها که پیغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که ان حضرت او را در مدینه به جای خود نشانیده بود و در هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری مخالفت پیامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود

هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شود

علی (ع) در روز رحلت پیامبر اکرم 33 سال داشت و با اینکه در همه فضایل دینی سرآمد و در میان اصحاب پیغمبر ممتاز بود به عنوان اینکهود جوان است و مردم به واسطه خون  های که در جنگها پیشاپیش پیامبر اکرم (ص) ریخته با وی دشمنند از خلافت کنارش زدند و به این ترتیب دست آن حضرت از شوونات عمومی به کلی قطع شد وی نیز گوشه خانه را گرفته به تربیت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خلیفه پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) بود گذرانیده و پس از کشته شدن خلیفه سوم مردم با ان حضرت بیعت نموده و به خلافت برگزیدند

آن حضرت در خلافت خود که تقریبا 4 سال و 9 ماه طول کشید سیرت پیامبر اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته این اصلاحات به ضرر برخی از سودجویان تمام می شد و از این رود عده ای از صحابه که پیشاپیش آنها عایشه , طلحه ,  زبیر و معاویه بودند خون خلیفه سوم را دستاویز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بنای شورش و آشوب گری گذاشتند

آن حضرت برای خوابانیدن فتنه جنگی با عایشه و طلحه و زبیر در نزدیکی بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگی با معاویه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفین معروف است و یک سال و نیم ادامه داشت و نیز جنگی با خوارج که در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به این ترتیب در ایام خلافت خود بیشتر مساعی آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلی بود و پس از گذشت زمان کوتاه صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتی خورده و در شب بیست و یکم همان ماه به شهادت رسیدند.

جوانی علی (ع) الگویی برای جوانان

می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم! اما چگونه؟!... من یک جوان هستم! یک جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یک جوان با شور و نشاط خاص این دوران که به خنده و تفریح ,  به شور و احساست نیاز دارد و الگویی که مرا به شور آورد

با تمام این حرفها , باز هم الگو برای تو و برای همه  , مولای متقیان است : و بخصوص جوانی شان

الگو گرفتن یک الگو

بله! خود امیر المومنین  در جوانی شان , الگو داشته اند. الگویشان نیز پیامبر بوده است . از علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می کرده اند و در همه امور زندگی شان , حتی جزیی ترین مسایل هم به پیامبر اقتدا می نمودند یعنی خود ایشان هم از یک انسان کامل و والای دیگر الگو می گرفته اند

اما چگونه؟

پیامبر اکرم (ص)  و علی(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرههای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یکدیگر را شاداب در آغوش می کشیدند و احوال هم را می پرسیدند . آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر پاک می کرد و ایشان صمیمانه از او تشکر می نمود

علی (ع)  خود در این باره می فرماید : (( پیامبر (ص) مرا در دامان خود پرورید. من کودک بودم , پیامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه که پیوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او می رفتم . او هر روز نکته ای تازه ای از


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره امام علی (ع)

مقاله درباره مسجد امام اصفهان

اختصاصی از فایلکو مقاله درباره مسجد امام اصفهان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله درباره مسجد امام اصفهان


مقاله درباره مسجد امام اصفهان

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

اِصْفَهان‌، مَسْجِدِ اِمام‌، یکى‌ از مهم‌ترین‌ بناهای‌ عصر صفویه‌ که‌ پیش‌تر به‌ نامهای‌ مسجد شاه‌، مسجد سلطانى‌ جدید و جامع‌ عباسى‌ شهرت‌ داشت‌. این‌ مسجد در ضلع‌ جنوبى‌ میدان‌ نقش‌ جهان‌ واقع‌ شده‌ است‌ و چنانکه‌ از مآخذ برمى‌آید، بنای‌ آن‌ در سومین‌ مرحله‌ از اجرای‌ طرح‌ میدان‌ نقش‌جهان‌ به‌فرمان‌ شاه‌ عباس‌بزرگ‌ (سل 996- 1038ق‌/ 1588-1629م‌)آغاز گردیده‌، و در دورة شاه‌صفى‌(سل 1038-1052ق‌/ 1629-1642م‌) به‌ پایان‌ رسیده‌ است‌. به‌ گفتة منجم‌، ساختمان‌ مسجد در 15 صفر 1020ق‌/19 آوریل‌ 1611م‌ با تهیة «اسباب‌ و آلات‌ و مصالح‌ بناء» آغاز گردید (ص‌ 411). به‌ استناد کتیبة کاشى‌ معرق‌ سر در که‌ به‌ خط ثلث‌ علیرضا عباسى‌ است‌، نخستین‌ بخش‌ بنا، یعنى‌ ورودی‌ اصلى‌، در تاریخ‌ 1025ق‌/1616م‌ احداث‌ شد، اما بنابر کتیبة ایوان‌ غربى‌ که‌ به‌ خط محمدرضا امامى‌ است‌، تکمیل‌ بنای‌ داخلى‌ مسجد تا 1040ق‌/1630م‌، ادامه‌ یافت‌ و با نصب‌ ازاره‌های‌ مرمرین‌ آن‌ در حدود سال‌ 1047ق‌/1637م‌، در زمان‌ شاه‌ صفى‌ خاتمه‌ پذیرفت‌ (هنرفر، 427، 429؛ گدار،

.(II(1)/109-112 درِ نقره‌پوش‌ ورودی‌ مسجد با نقشهای‌ تزیینى‌ و اشعار فارسى‌، سرودة «واهب‌»، به‌ خط نستعلیق‌ برجسته‌ (احتمالاً به‌ قلم‌ عبدالرشید دیلمى‌، معروف‌ به‌ رشیدا)، نیز از آثار دورة شاه‌ صفى‌ است‌ که‌ در 1046ق‌/1636م‌ به‌ اتمام‌ رسیده‌، و نصب‌ شده‌ است‌ (هنرفر، 433- 434). دیگر کتیبه‌های‌ مسجد به‌ خط معروف‌ترین‌ خوشنویسان‌ عصر صفوی‌ است‌ که‌ در برخى‌ از آنها نام‌ کاتب‌ و تاریخ‌ کتابت‌ نیز آمده‌ است‌، از جمله‌ محمدرضا امامى‌ در کتیبه‌های‌ ذیل‌ کتیبة اصلى‌ سر در (بدون‌ تاریخ‌)، محرابهای‌ شبستان‌ شرقى‌، ایوان‌ غربى‌، محراب‌ شبستان‌ِ زمستانى‌ غربى‌ (1077ق‌)، ایوان‌ جنوبى‌ و محراب‌ مدرسة ناصری‌، درِ جنوب‌ شرقى‌ مسجد، سر درِ بیرونى‌ مدرسة سلیمانیه‌، درِ جنوب‌ غربى‌ مسجد (1078ق‌) (همو، 441-443، 451، 455، 457)؛ عبدالباقى‌ تبریزی‌ در کتیبه‌های‌ داخلى‌ ایوان‌ و گنبد جنوبى‌، ایوان‌ شمالى‌ و گنبد غربى‌ (1035 و 1036ق‌) (همو، 438-451)؛ محمدصالح‌ اصفهانى‌ در کتیبة بالای‌ محراب‌ اصلى‌ و محراب‌ گنبد شرقى‌ (1038ق‌)؛ محمد محسن‌ امامى‌ در کتیبة داخل‌ محراب‌ ایوان‌ جنوبى‌ مدرسة ناصری‌ (1095ق‌) (همو، 450، 454- 455). مسجد امام‌ اصفهان‌ مسجدی‌ است‌ 4 ایوانى‌ به‌ ابعاد 100ئ130 متر (بدون‌ محاسبة زیربنای‌ مدخل‌) با صحنى‌ وسیع‌ (70 ئ 70 متر) (بلر، مشتمل‌ بر طاقگان‌ در هر ضلع‌ و ایوانى‌ در مرکز هر طاقگان‌. ایوان‌ جنوبى‌ با دو منارة باریک‌ و بلند به‌ ارتفاع‌ 48 متر (نیکزاد، 98) که‌ در هر جبهة آن‌ پیشنمای‌ گنبدی‌ عظیم‌ با 52 متر ارتفاع‌ از سطح‌ زمین‌ و 25 متر قطر خارجى‌، شبستان‌ را تشکیل‌ مى‌دهد (بلر، 189 ؛ پاپادوپولو، .(515 گنبد دو پوستة پیازی‌ با 14 متر اختلاف‌ ارتفاع‌ میان‌ دو پوستة بیرونى‌ و درونى‌ (همانجا)، بر روی‌ گریو استوانه‌ای‌ سوار شده‌ که‌ خود بر مرحلة انتقالى‌ 16 ضلعى‌ قرار گرفته‌ است‌. در دو جانب‌ شبستان‌ مسجد که‌ خود محراب‌ و منبری‌ رفیع‌ در آن‌ قرار دارد، دو شبستان‌ زمستانى‌ مستطیل‌ شکل‌ واقع‌ است‌ که‌ هر یک‌ به‌ 8 فضا با طاق‌ قوسى‌ روی‌ ستونهای‌ سنگى‌ تقسیم‌ مى‌شود. دو ایوان‌ شرقى‌ و غربى‌ به‌ خلاف‌ شیوه‌های‌ مرسوم‌ در مساجد ایران‌ به‌ اطاقهای‌ گنبددار منتهى‌ مى‌گردند که‌ احتمالاً از طرح‌ مسجد جامع‌ تیموری‌ سمرقند، معروف‌ به‌ بى‌بى‌ خانم‌، اقتباس‌ شده‌ است‌ (بلر، همانجا). ایوان‌ شمالى‌ مسجد از طریق‌ دهلیزی‌ به‌ ورودی‌ اصلى‌ که‌ بر روی‌ میدان‌ باز مى‌شود، متصل‌ است‌. در سمت‌ شمال‌ شرقى‌ آن‌ دهلیزی‌ طاقدار به‌ صحن‌ کوچکى‌ راه‌ دارد که‌ مختص‌ آبریزگاه‌ است‌. مسجد امام‌ اصفهان‌ با تکیه‌ بر تجربیات‌ گذشتگان‌ در طرح‌ بنا و تزیینات‌، به‌نهایت‌ اوج‌ تحول‌ معماری‌ مساجد در ایران‌ نایل‌ مى‌آید. با آنکه‌ برنگارة (پلان‌) آن‌ براساس‌ مساجد 4 ایوانى‌ رایج‌ در ایران‌، و اسلوب‌ بنایى‌ و شکلهای‌ معماری‌ آن‌ اساساً دنباله‌رو نمونه‌های‌ گذشته‌ (از جمله‌ مسجد جامع‌ اصفهان‌) است‌، نمونة بارزی‌ از تدابیر معماران‌ در ترکیبهای‌ نوین‌ِ برگرفته‌ از سنتهای‌ کهن‌ معماری‌ ایران‌ به‌ شمار مى‌آید. از جملة ابداعات‌ این‌ بنا، الحاق‌ دو مدرسة ناصری‌ و سلیمانیه‌ در جبهه‌های‌ جنوب‌ شرقى‌ و جنوب‌ غربى‌ به‌ صحن‌ مسجد است‌ که‌ هر یک‌ به‌ شکل‌ مستطیلى‌ با طاقگان‌ به‌ دور صحنها و ایوانهای‌ کوچک‌تر به‌ موازات‌ شبستان‌ مسجد قرار دارند (هنرفر، 454-457). افزون‌ بر آن‌، با وجود عظمت‌ و گستردگى‌ سطح‌ و ارتفاع‌ بنا و پیچیدگى‌ برنگارة مسجد، تناسب‌ اجزاء ساختمان‌ دقیقاً رعایت‌، و قرینه‌سازی‌ در حد اعلا حفظ شده‌ است‌. از دیگر تدابیر معماران‌ و طراحان‌ بنای‌ مسجد، رابطة آن‌ با میدان‌ است‌ (نک: ویلبر، .(406-407 ناهماهنگى‌ محورهای‌ میدان‌ با دو مسجد واقع‌ در دو ضلع‌ آن‌ (امام‌ و شیخ‌ لطف‌الله‌) چند تن‌ از محققان‌ را به‌ تعمق‌ واداشته‌ است‌. ظاهراً برنامه‌ریزی‌ و نخستین‌ مرحلة اجرای‌ طرح‌ میدان‌ در 999 یا 1000ق‌، یعنى‌ حدود 20 سال‌ پیش‌ از شروع‌ ساختمان‌ مسجد امام‌ بوده‌ است‌ (افوشته‌ای‌، 376-377؛ منجم‌،


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره مسجد امام اصفهان

مقاله درباره سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد (علیه السلام)

اختصاصی از فایلکو مقاله درباره سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد (علیه السلام) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله درباره سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد (علیه السلام)


مقاله درباره سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد (علیه السلام)

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 تعداد صفحات:130

مقدمه

             «یا غایَة امالِ الْمُحِّبینَ، اَسْئَلُکَ حُبَّکَ وَ حُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ وَ حُبَّ کُلَّ عَمَلِ یُوصِلُنی اِلی قُرْبِکَ وَ اَنْ تَجْعَلَکَ اَحَبَّ اِلَیَّ سواکَ.

                   ای انتهای آرزوی دوستان از تو خواستارم، محبت خودت و محبت آنکه ترا دوست می دارد و دوست داشتن هر عملی را که مرا به قربت رساند و اینکه قرار دهد تورا محبوبتر بمن از آنچه غیرتوست.»[1]

                   «او فرزند حسین بن علی(ع) سومین امام شیعیان جهان، مادرش شهربانویه و مشهورترین لقبش زین العابدین و سجّاد است. امام سجّاد (ع) در سال سی و هشت قمری دیده به جهان گشود و دوران کودکی خود را در شهر مدینه سپری کرد. حدود دوسال از خلافت جدش امیر مومنان (ع) را درک نمود و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام مجتبی (ع) بود. و پس از شهادت امام مجتبی (ع) در سال پنجاه هجری به مدت ده سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی (ع) که در اوج قدرت معاویه در ستیز و مبارز با او بود در کنار حضرت قرار داشت. در محرم سال شصت و یک هجری درجریان قیام و شهادت پدر(ع) درسرزمین کربلا حضور یافت. پس از فاجعه کربلا بود که حضرت عهده دار رهبری و هدایت امت گردید و در آغاز این راه که همراه دیگر اسیران اردوگاه حسینی به اسیری به کوفه و شام برده شد، سرپرست و تکیه گاه اسیران در کوران مصائب و گرفتاریها بود و با سخنرانیهای آتشین خود ضمن رسوائی یزید  و حکومت وی به معرفی خود و طریق هدایت پرداخت.»[2]

                   اما در دوران امامت خویش بدلیل وجود خلفای ظالم و ستمگر، فرصت و مجالی چون صادقین برای تبلیغ راه هدایت نیافت، لذا سیره هدایتی این امام بزرگوار بیشتر از طریق دعاها و مناجاتها و سخنان ایشان به جهان بشریت ارائه شده است. امام شاهد بود که تمام ارزشهای اخلاقی و دینی از ناحیه حکومت اموی در حال نابود شدن است. این بود که به اصلاح جامعه و تهذیب اخلاق اجتماعی  آن پرداخت و نفوس بیمار مردمی را که به پیروی از امرای خود تسلیم شهوات و هواهای نفسانی شده بودند با فضائل اخلاقی و کرامات برجسته خود معالجه نمود.

                   از آثار اخلاقی و تربیتی این امام بزرگوار کتاب با ارزش صحیفه سجّادیه یا زبور آل محمد (ص) یا انجیل آل محمد (ص) می‎باشد که پس از قرآن کریم و نهج البلاغه در درجه دوم اهمیت است و نیز رساله حقوقیه که تمام حقوق واجبه یک انسان را در تمام مراحل زندگی بیان می کند و همچنین دعای ابوحمزه ثمالی و مناجات خمس عشر و نیز سخنان گرانقدر این امام بزرگوار و بدین وسیله بود که امام توانستند مردمی که سرگشته و پریشان در بیابانهای خطرناک مادیت و جهنم سوزان جنگلها و عطش جان و دلها به سر می بردند و سخت به استنشاق حیات بخش فضای هدایت عترت پاک پیامبر (ص) نیازمند بودند را بهره مند سازند.

                   این تحقیق پایانی، بررسی اجمالی است در سیره هدایتی امام سجّاد (ع) در معارف اسلامی در سه محور اعتقادات، اخلاق و احکام که هر یک ازاین بخشها نیز دارای فصلهایی می‎باشد. بخش اعتقادی شامل فصل توحید و مباحث الوهیت خالقیت، ربوبیت، عبادت، امید و ناامیدی و دعا و فصل دوم شامل مبحث نبوت، فصل سوم، مبحث امامت، فصل چهارم، مباحث جزای رب العالمین و شفاعت هست. بخش دوم، اخلاق است، مقدمه در زمینه محاسبه و مراقبت نفس سخن می گوید و فصل اول حسنات را بررسی می کند و شامل مباحث ذکر، شکر، تقوی، پارسائی، یقین، زهد، صبر، رضا و تسلیم، توکل، حسن ظن به خداوند متعال، فقر وغنی، قناعت و کفاف در رزق، حسن سلوک و خوش رفتاری با مردم و عفو و اغماض می‎باشد و در فصل دوم سیئات شامل، دنیا، پرهیز از محرمات، طمع، غفلت، نیت، ریا، بخل، حسد و خشم و غضب در آخر توبه مورد بررسی قرار می‎گیرد. و بخش احکام نیز شامل مباحث نماز، روزه، زکات، دین.، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و در انتها رعایت حدود الهی که تاکیدی بر این بخش می‎باشد مورد بررسی قرار گرفته است.

                   با مطالعه سیره هدایتی امام سجّاد (ع) در می یابیم که این امام بزرگوار در این قالب جدید با توجه شرایط زمان به زیباترین شیوه، هدایت را برای مردم ارائه نمودند و هر چند این قالب با سیره هدایتی امامان عظیم الشان دیگر متفاوت می‎باشد لکن حلقه ای است در کنار سایر حلقه های پیوسته که کشتی طوفان زده بشریت را به ساحل نجات رهنمون می سازد.

    فصل توحید

1- الوهیت

«ای پروردگار من خویش را به بی نیازی ستودی و کائنات را در پیشگاه الوهیت خویش مسکین و محتاج شمردی.»[3]

                   «ای پروردگار من؛ ملکه قدرت و وحدت و حدانیت ترا باشد و حول و قوت تنها از جانب الوهیت تو به ما رسد و آن تو باشی که علو و رفعت داری و به بندگان خویش رفعت و اعتلا بخشی.»[4]

از بارزترین خصلتها و خصوصیات امام سجّاد (ع) در بخش اعتقادات و بیان الوهیت، توجه به خدا و گسستن از خلق می‎باشد و این ویژگی در مناجاتها و دعاها و عبادات و سخنان آن حضرت که بیانگر نهایت ارتباط ایشان با خداوند آفریدگار و هستی بخش می‎باشد تجسم یافته است.

و اما در باب الوهیت حضرت حق، اولین گام شناخت خداوند و توصیف اوست. لذا امام چنین می فرمایند: «اما حق خدایت که بزرگتر از حد توصیف است این است که او را بندگی کرده، کسی یا چیزی را شریک وی نسازی، هر گاه این حق خداوند را لباس عمل پوشانده و به زیور اخلاص آراستی، خداوند بزرگ بر خود واجب می کند که امر دنیا و آخرتت را کفایت کند.»[5]

و نیز امام پاسخگوی سئوالاتی در این زمینه است آنجا که در باب معنی «صمد» در سوره «توحید» وقتی از امام سجّاد (ع) سوال می نمایند، حضرت پاسخ فرمایند: «صمد کسی است که شریک ندارد. برای نگهداری چیزی خسته و رنجور نمی گردد، چیزی بر او پنهان و پوشیده نیست

درون و داخلی ندارد در نهایت عظمت و آقائی است، نمی خورد و نمی آشامد. به خواب و استراحت نمی رود. زوال و فنا نداشته است و نخواهد داشت.»[6]


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد (علیه السلام)