فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اتحاد ملی انسجام اسلامی 1

اختصاصی از فایلکو اتحاد ملی انسجام اسلامی 1 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 13

 

اتحاد ملی انسجام اسلامی

انسان ها به اقتضای زندگی اجتماعی همواره در پی اتحاد و همبستگی با هم نوعان خود بوده اند که این اتحاد و همبستگی و پیوند خود بر دو نوع قابل تقسیم و دسته بندی می باشد.

نوع اول : اتحاد و پیوندی تصنعی و غیر واقعی است. به این صورت که دولت ها و حکومت ها و اقوام و حتی اشخاص بر اساس مصلحت اندیشی و جلب منافع، در مقطعی از زمان با یکدیگر پیوند تفاهم بسته و متحد می شوند. لکن این اتحاد مشروط به حفظ منافع طرفین است لذا با نقض آن شرط، لاجرم این پیوند نیز می گسلد.

نوع دوم : اتحاد حقیقی و پیوندی قلبی است که ابتدا درون و باطن انسان ها را تحت تاثیر قرار داده، پس از آن در برون و اعمال و افعال ایشان بروز و ظهور می یابد.

این اتحاد حقیقی از محتوا و طرز تفکری خاص تبعیت نموده و دیدگاه های ویژه ای را نیز ارائه می کند از جمله اینکه:الف- حقّ، تنها محور اتحاد حقیقی در عالم می باشد.

ب – حقّ، ماهیتا در بین تابعین خود ایجاد اتفاق، اتحاد و همبستگی نموده و باطل، ذاتا تفرقه افکن و وحدت شکن می باشد.

پ – خداوند، مردم را به تبعیت از حقّ دعوت نموده و پیامبران و رهبران الهی خود را به عنوان پرچم دار حقّ و برپا دارنده آن به میان مردم روانه نموده تا تفرقه و نفاق را برطرف ساخته و ایشان را حول محور حقّ متحد نماید.

ت – انبیاء و پیام آوران الهی، ذره ای اختلاف نظر با یکدیگر نداشته و خود الگوی کامل و نمونه عینی اتحاد می باشند.

د – در مقابل حزب خداوند که با تبعیت و دعوت به حقّ، ایجاد اتحاد می نماید، جبهه شیطان قرار دارد که با ترویج باطل، میان مردم تفرقه می افکند.

ج – پیامبر اسلام(ص)، ائمه معصومین(ع) و بویژه در این برهه از زمان حضرت مهدی(عج) وارث رسالت و احیاگر مکتب انبیاء بوده و پرچم اتحاد را بر دوش دارند.

آری همان بزرگواری که درباره اش فرموده اند:

«خداوند بوسیله او امتها را به اتفاق آورده و پراکنگی ها را برطرف می نماید»(۱)

و خداوند کریم وظیفه سنگین استیلای حق و ظهور دین خویش را به عهده اش سپرده تا سرانجام روزی با نصرت الهی، ریشه های تفرقه یعنی شرک، کفر و نفاق را ذایل نموده و در دولت کریمه خود، جهان هستی را حول کلمه توحید یکپارچه و متحد و یکدست سازد.

قرآن کریم به عنوان آخرین و کامل ترین کتاب آسمانی، سه گروه از مردم را مورد خطاب قرار داده و به اتحاد فرا می خواند:

اولین خطاب خداوند دعوت جامع و فراگیر تمامی انسان ها، در همه زمان ها به پیروی از حقّ می باشد:

«یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم لعلکم تتقون»(۲)

(ای مردم پروردگارتان را پرستش کنید، همورا که شما و پیشینیانتان را آفرید. باشد که تقوا پیشه کنید.)

در دومین خطاب، اهل کتاب من جمله مسیحیان و یهودیان مورد ندا و دعوت الهی قرار می گیرند:

«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا»(۳)

(ای اهل کتاب بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم و آن اینکه جز خدای یکتا را نپرستیم)

در سومین خطاب دامنه دعوت به مراتب محدودتر گشته و تنها گروهی خاص را شامل می گردد:

«واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»(۴)

(همگی به ریسمان محکم خداوند چنگ زده و پراکنده نشوید)

در همه این خطاب ها اعم از اینکه نوع انسان مخاطب باشد یا گروهی خاص، خداوند بندگان خود را به سوی حقّ می خواند و به راه تبعیت از حقّ فرمان می دهد.

اکنون که به این نقطه از بحث رسیدیم، پاسخ به چند سوال ضروری به نظر می رسد:

اول اینکه: حقّ که محور اتحاد حقیقی می باشد، خود چیست و چه تعریفی دارد؟

دوم اینکه: چه کسانی صلاحیت تشریح و تبیین حقّ را دارا می باشند؟

قرآن کریم کلام خداوند است و تفسیر و توضیح آن بر عهده کسانی خواهد بود که خداوند علم آنرا بدیشان آموخته و نیز تعلیم بندگان را بر گردنشان نهاده باشد.

خداوند تبارک و تعالی خود در قرآن چنین می فرماید:

«و ما یعلم تأویله الاّ الله و الراسخون فی العلم»(۵)

از امام صادق(ع) روایت است که فرمودند:

ما «راسخون فی العلم» هستیم و ما تاویل قرآن را می دانیم.(۶)

همچنین در روایت دیگری امام صادق(ع) فرمودند:

«الراسخون فی العلم» امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) و ائمه بعد از او هستند.(۷)

و در جای دیگر امام صادق(ع) فرمودند:

«الراسخون فی العلم» آل محمد(ص) هستند.(۸)

پس ترجمان و آموزگاران کلام خداوند، پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت(ع) بوده و صلاحیت تبیین حقّ را تنها آنها دارند و انسان ها موظفند برای فهم و فراگیری حقایق کتاب خدا به سراغ این خاندان رفته و از آنها بپرسند و به دستورشان عمل نمایند.

پس ما نیز برای یافتن حقیقت و باطن حقّ به محضر ائمه معصومین(ع) رجوع نموده و زانوی ادب می زنیم و از آنان می آموزیم.

پیش از این گفتیم که خداوند در آیه ۱۰۳ سوره آل عمران چنین می فرماید:

«واعتصموا بحل الله جمیعا و لا تفرقوا و اذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها کذلک یبیّن الله لکم آیاته لعلّکم تهتدون»

در کتاب شریف تفسیر جامع ج۱ به نقل از خصائص سید رضی چنین آمده است:

امام باقر(ع) فرموده اند:

«پیامبر(ص) در آخرین روزهای حیات خویش در حال بیماری، عمویش عباس و امیرالمومنین(ع) را صدا زده و به آنها تکیه نموده و به مسجد تشریف بردند و نماز را با مردم نشسته بجا آورده سپس بر فراز منبر قرار گرفتند.


دانلود با لینک مستقیم


اتحاد ملی انسجام اسلامی 1

جامعة مدنی 19 ص

اختصاصی از فایلکو جامعة مدنی 19 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

جامعه مدنی، جامعه اطلاعاتی، جامعه اسلامی

 

مفهوم جامعة مدنی، به مثابه یک چارچوب فکری برای توصیف توسعه در جوامع نوین اروپایی و دیگر کشورهای صنعتی، سخن غالب در اندیشه های فلسفی و جامعه شناختی از قرن نوزدهم به بعد بوده است [“کین“ 1988a و 1988b ] . مثلا" “هگل“ اظهار کرد که مفهوم “کشور“(1) شامل ارتباط مطلوب عناصر جامعه است و دغدغه های عمدة اعضای جامعه را در خود انباشته دارد. اما جامعة مدنی شامل دنیای آزاد فردی و علایق و فعالیت های گروهی است و وحدت میان این دو مفهوم سرانجام از طریق مؤسسات گوناگون صورت واقع خواهد گرفت [“فریدریش” 1953؛ “هگل” 1942]. بر این بستر،«کشور“ چیزی جدا از جامعه مدنی- جامعه ای دارای حکومت و قانون – است. اگر چه “مارکس” به تضاد بنیادین میان کشور و جامعة مدنی اذعان داشت، با این حال به تمایز نیان استنباط آرمانی یا انتراعی از کشور و صورت های واقعی آن قائل بود و ریشة آن ها را در “شرایط مادی حیات” می دانست [“چانگ” 1931؛ “مارکس” 1961]. از نیمة سدة بیستم، شاهد توسعة فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی، و به تبع آن دگر گونی در تقسیم بندی منابع کار، تولید، و اطلاعات بوده ایم. از این رو مفهوم نوینی- مفهوم جامعة اطلاعاتی به عنوان جامعة “پسا صنعتی”(2) – محور کانونی در تحلیل های توسعه ای بوده که توسط “دانیل بل” (1973)، “یانجی ماسودا” 1981)، و دیگران به عمل آمده است. منظور از این کلام “تحقق جامعه ای است که وضعیت عمومی شکوفندگی خلاقیت فکری انسان را، به میزان مصرف مادی ثروت، عینیت می بخشد”. [“ماسودا” 1981،3]. بنابراین بیان، ارتباط میان کشور، جامعه و فرد را تولید ارزش اطلاعاتی تعیین می کند، گونة کاملا" تازه ای از جامعة انسانی را پدید خواهد آورد. در اواخر سدةنوزدهم، مفهوم جامعه مدنی در جهان اسلام، به ویژه در خاورمیانه، به وسیلة افرادی که فکر تجدد(3) را همراه با خط مشی مؤسسات غربی ترویج می کردند، رواج یافت. پالایش محدود شوندة مفهوم جامعه مدنی و مفهوم نظام نوین “دولت ملی” (4) با اندیشة اسلامی “امت” (جامعه سیاسی- مذهبی)، با جدایی ناپذیری سیاست و اخلاق از یکدیگر و با وحدت نیروهای معنوی و دنیوی رو در ور قرار گرفت. این رویارویی، کشورهای اسلامی را با بحران مشروعیت دست به گریبان کرد؛ بحرانی که تا زمان حاضر ادامه یافته است. دنیای اسلام- با سنن نیرومند شفاهی و مکتوب خود و با ایدوئولژی دینی خود که همة وجوه سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی زندگی را در برمی گیرد- مقام چهارم را در رده بندی جمعیتی جهان تشکیل می دهد. امروز هم دوباره، جهان اسلام با کلامی دیگر رو در رو است. با مقولة جامعة اطلاعاتی. چه تضمین هایی هست بر این که نظم اطلاعاتی غالب و تصورات مربوط به آن، بافت اجتماعی خاص جامعة مسلمانان را بر هم نخواهد زد؟ معنای جامعة اطلاعاتی در فرهنگ سنتا" دو وجهی مسلمانان چیست؟ واکنش های فکری و سازمانی به این جریان نوین فرافکنی ها چه خواهد بود؟ این مقاله به مفاهیم و تحولات جامعة مدنی، جامعة اطلاعاتی، و جامعة اسلامی در یک بستر تاریخی و تطبیقی می پردازد و یکی از عجیب ترین فرضیه های زمانی مارا بررسی میکند: این که محیط زیست عبارت است از برقرای ارتباط، و این که تغییرات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی چه بسا دقیقا" راهی را دنبال کند که فن آوری اطلاعات رفته است.

 

نظریة وحدت طلبانة “ارتباط به مثابه زیستبوم”

در اینجا اندکی به این بحث می پردازیم که فرآیند اطلاعات و نوآوری های فن آوردی را از جنبة پیوندی که با ارتباطات بین موجودات انسانی و محیط [زیست] شان و میان مردمان ملت ها دارند می توان با آنچه شاید بتوانیم “نظریه وحدت طلبانة ارتباط به مثابه زیستبوم”(5) بنامیم، توضیح داد [“مولانا” 1986،1989a؛”مولانا” و “ویلین” 1990]. از کلمة “زیستبوم”(6) در اینجا رد معنای عام آن استفاده می کنم تا تمام محیط های نمادینی را که انسان و ارتباطات فن آوردی در آن رخ می نماید شامل شود. پس ابعاد عمدة این زمینة زیستبومی شامل موارد زیر است:

زیستبوم کالا ها و اجناس (از قبیل اقلام صنعتی و تولیدی): این نظر که صنعتی کردن باعث پیشرفت می شود امروزه با بروز مشکلات جهانگیر زیستبومی همچون باران اسیدی، افزایش دمای کره زمین، تهدید لایة ازن و لطمه به جنگل های استوایی، مورد تردی قرار گرفته است. فرهنگ صنعتی، که در چارچوب آن به تولید و توزیع کالاها و اجناس می پردازیم، و نظام اقتصادی که این فرهنگ در آن پرورده می شود، کیفیت این زمینة زیستبومی را تعیین می کنند. اززمانی که هوا بر اثر فصولات صنعتی و کار موتورهای درونسوز آلوده شد، به توقف کشاندن حس برقراری ارتباط با محیط طبیعی بایمان آسان تر از تداوم بخشیدن به عملکرد آن شده است. توانایی ما در تولید انواع کالاها و اجناس نیز با مصرف گرایی و با نابودی زیست محیطی همراه شده است.

زیستبوم خدمات (که بانکداری،بیمه، و آموزش را شامل می شود): شیوه ها و نظام هایی که به وسیلة آن، کسب و ارائه خدماتی همچون آموزش، بهداشت، مسافرت ، سرمایه گذاری، بانکداری، و مراقبت از کودکان تدارک دیده می شود، جهت و کیفیت ارتباطات ما را تعیین می کنند. مثلا" با افزایش بهره گیری از کارت های اعتباری در پرداخت های جزئی که ارتباط های سنتی میان بانک ها و فروشگاه ها را دگرگون کرده است، بخش بانکداری نیز در بسیاری کشورها در حال فروپاشی اند. توانایی برقراری ارتباط ارزان و مناسب،دگرگونی مکان های آموزشی که در درون و در کنار مؤسسات آموزشی و غیر آموزشی – مثل مؤسسات تفریحی و کاری – موجب تحولات عمیق در زیستبوم فرهنگی ما می شوند. در بسیاری موارد، آموزش در حال انتقال از حالت خودشناسی(7) به یک بیناد خدمات مدار(8)، و پذیرش وجوه مربوط به یک صنعت کالامدار(9) است.

زیستبوم جنگ (به معنای تمامی سخت افزارهای و نرم افزارهای نظامی و امنیتی و زیر ساختار مربوط): با ظهور سلاح های هستهای و گسترش “[سلاح های] بازدارندة” پیچیدة شیمیایی و زیستی از زمان جنگ جهانی جهانی دوم به بعد، زیستبوم جنگ در صف مقدم ارتباطات بین المللی بوده است. جنگ سرد نیز همچون دوران پس از جنگ سرد از نظر تبلیغات روانی، جنگ خفیف، بسیج همگانی، امنیت ملی، خلع سلاح، جنبش های صلحجویانه و بسیاری از دیگر پدیده های مرتبط با امور نظامی، ابعاد زیستبومی خاص خود را پدیدآورده است. تخریب زیست محیطی ناشی از جنگ هایی همچون ویتنام و خلیج فارس، همراه با محیط نمادینی که برای توجیه اقدامات فعالان بین المللی خلق شده است، عرصة زیست محیطی ویژه ای را تشکیل می دهند که در آن، ارتباطات و فرهنگ در هم تنیده اند.

زیستبوم اطلاعات (شامل فرآیندهایی همچون صنایع فرهنگی و رسانه های گروهی): پیوند متقابل فن آوری اطلاعات و ارتباطات ، شامل رسانه های گروهی و تبلیغات، علاوه بر آن که به توزیع تازه ای در امر زمان و فضای فردی و اجتماعی منجر می شود، خلق محیط نمادینی را موجب می گردد که روحیه و حال و هوای [ضمنی] اقدامات را نیز تعیین می کند. رسانه های اطلاعاتی و ارتباطی توان بالقوه برای آلودن محیط موضوعات را دارند. میزان اخلال(10) ناشی از رسانه های جدید و میزان فضای اشغال شده به وسیلة فن آوری های مرتبط با اطلاعات، از تلوزیون گرفته تا رایانه، و از نوار ویدیویی گرفته تا [انواع] موسیقی، تأثیر عمیقی بر نظم بندی های مربوط به فضا و زمان در زندگی روزمرة ما گذاشته است. در بررسی عرصة زیستبوم رسانه ای و اطلاعاتی، پرسش ها همچنان برجااست: در حالی که اوضاع و شرایط منفی، به لیل تأکید بیش از اندازه بر خشونت و منفعت طلبیـ اعتماد و رویکرد ما را به زندگی محدود می کند، چگونه می توانیم بکارگیری رسانه ها را یاد بگیریم؟ چگونه می توان بدون ایجاد ثروتمندان و فقرای اطلاعاتی، سیستم های اطلاعاتی را برای همه دسترس پذیر و سودمند کرد؟ مالک فضای اطلاعاتی و ارتباطی کسیت؟ چه چیزی قلمرو خصوصی و عمومی زیستبوم اطلاعاتی را از یکدیگر متمایز می کند؟ آیا فرد غنی شده است یا تضعیف؟ بدل به مخدوم شده یا خادم؟

زیستبوم زیستگاه (شامل عرصه هایی همچون جمعیت شناسی، مسکن، محیط فیزیکی ، و آلودگی ): رشد جمعیت، توسعة شهری، معماری، طراحی شهرها، نوسازی شهری، و تحرک افراد در پهنة حدود ملی و فرهنگی (مانند مهاجرت یا پناهندگی) باعث تشکیل حوزه ای از زیستبوم می شود که “قلمرو” مارا معین میکند و یکی از پیچیده ترین راه هایی را که منجر به تعامل و ارتباط ما با یکدیگر می شود مشخص می سازد. خلاصه این که استفاده اجتماعی و شخصی از فضای به خلق نوعی از زیستبوم می انجامد که برخی از مهم ترین عناصر فرهنگ و ارتباطات را تعیین می کند.

زیستبوم سیاست، اخلاق، قانون، و اصول (که اشاره دارد به مباحث تجویزی خاصی همچون دین ، آداب و رسوم، قوانین و قراردادهای اجتماعی): استنباط های فردی و جمعی ما دربارة پیوند های میان سیاست و اخلاق ، حقوق و اصول، دین و دولت، به خلق یکی از مهم ترین عرصه های زیستبومی دوران ما می انجامد. این عرصه زیستبومی خاص، حال و هوا و روحیة [حاکم بر] فعالیت های ملی، بین المللی، و گروهی را تعیین می کند؛ علاوه بر این که درک ما رااز اصطلاحات و نظریاتی همچون “دمکراسی”، “پیشرفت”، “عدالت”، “مساوات طلبی”، “آزادی” و “جامعة مطلوب” تعیین میکند، به مشروعیت جهتگیری خط مشی های دولتی و همگانی کمک می کند و به ایجاد نارضایتی، مخالفت، چند دستگی، و حتی انقلاب منجر می شود. سیاست چیست؟ آیا باید آن را از اخلاق جدا دانست؟ دین چیست؟ آیا باید دین یا کلیسا را از سیاست جدا کرد؟ حاکمیت چیست؟ متعلق به کیست؟ آیا کاستن از شکاف میان فقرا و ثروتمندان وظیفة دولت است؟ یا باید از نابربری، به عنوان منشأ بهره وری، رشد اقتصادی، و تلاش فردی برای کسب برتری دفاع کرد؟ نشانه های یک جامعة شایسته یا یک اجتماع شایسته کدام اند؟ آیا ماهیت واقعی یک انسان، مجموع ارتباط های اجتماعی اواست؟ سخن کوتاه عرصة این زیستبوم ادراک جمعی و اعتقاد ما به ماهیت دین، اجتماع، قانون، سیاست و حکومت، و نگرش اجتماعی مارا دگرگون میکند. این امربه نوبة خود به تعامل با دیگر ابعاد زیستبومی مذکور در بالا می پردازد و نمایتا" به تغییر در سطح ملی و جهانی منجر می شود. این شش عرصة زیستبومی، نه عرصه هایی مبتنی بر فضا [و مکان]،که ربطی و ترکیبی اند. یعنی علاوه بر این که ما با این شرایط محیطی بنابر مبانی جداگانه و یک به یک به تعامل می پردازیم، تعاملات ترکیبی ازن شش عرصه در میان خود و با افراد انسانی، مشخص کنندة وجه منحصر به فرد تمدن ما است. نمی توانیم به ادارک کامل محیط فرهنگی، اقتصادی ، و سیاسی نائل شویم مگر این که توجه خود را به این پدیدة یگانه از نظر ارتباطات و فرهنگ، معطوف کنیم. پس تصور ما از خویش، جامعه، و گیتی عمدتا" با اثر پذیری از این دیدگاه زیستبومی و شیوة استنباط ما از زبان، سواد ، هنر، علوم – سخن کوتاه، واقعیت- شکل می گیرد. جهان بینی ما را، از حیث این منظر ترکیبی زیستبومی، دست کم دست عامل و عنصر مجزا شکل می دهند: 1)دولت ، 2)گروه ها و مؤسسات، 3)افراد. مثلا" پیوند میان زیستبوم کالاها و اجناس و زیستبوم خدمات، یک محیط اقتصادی و مالی پیچیدة بین المللی پدید آورده است. به همین ترتیب، زیستبوم کالاها و اجناس در اشتراک یا زیستبوم جنگ، مجموعة صنایع نظامی را پدید می آورد . تبلیغات بین المللی و گفتار سیاسی نیز حاصل پیوند میان زیستبوم جنگ و زیستبوم جنگ و زیستبوم اطلاعات، و رسانه های جمعی و مجموعة صنایع فرهنگی هم، تا حد زیادی، محصول زیستبوم اطلاعات و زیستبوم اخلاق و اصول هستند. مثلا" ادراک وپیوند مفاهیمی همچون “دمکراسی” و “حقوق فردی” و نیز مفهوم صنعت خود رو در شماری از کشورهای بسیار صنعتی را در نظر بگیرید. در این حالت، خود رو تنها یک ابزار ترابری و جابه جایی، و حتی اعتبار و ثروت نیست؛ بلکه به عنوان نمونه، نشانة آزادی عمل فردی هم به شمار می آید. بر همین قیاس با پیوند ارتش با امنیت، فضای خصوصی با فضای عمومی داده ها با دانش، وابستگی با همبستگی، و پیشرفت با زوال، عرصه های زیستبوم پدید می آیند. نمایش فریبکارانة این عرصه های زیستبومی در روابط بین المللی، به نوعی از ساده انگاری [و آسان نمایی](11) منجر می شود. ثنویب و نیز آسان سازی و مبهم نمایی(12) موجود در سیاست بین المللی معاصر، دست کم از جنگ جهانی دوم به بعد را میتوان به خوبی در روابط و گفتار قدرت های بزرگ و در اصطلاعات ساده انگارانه ای همچون سرمایه داری در برابر سوسیالیسم، آزادیخواهی در برابر سلطه طلبی، وابستگی در برابر استقلال، و جهانی گرایی در برابر ملی گرایی مشاهده کرد.

 

ابعاد زیستبومی روابط بین المللی

اکنون بحث در بارة تنش جهانی به تنها به طور مشخص و از حیث ساختارهای اقتصادی، ژئوپلیتیکی، و نظامی ، بلکه در بستر ارتباطات فرهنگی و تنازعات اطلاعاتی، ضروری تر از هر زمان دیگری به نظر می رسد. این گفته که فرهنگ و ارتباطات در تحلیل روابط بین المللی نقش حیاتی دارند بدین خاطر نیست که این عرصه ها را به مثابه قلمرو های منحصر به فرد در رویکرد آرمانگرا به سیاست جهانی- که غالبا" وجه مشخصة “دورة ویلسنی”(13) سیاست بین المللی است-بدانیم. ارتباطات و سلطة فرهنگی به شالودة قدرت هایی بدل شده اند که کنش ها و واکنش هایشان در روابط بین المللی عمدتا" برمکتب واقعگرا مبتنی است . دورة پس از جنگ سرد به باور من، ابعاد فرهنگی سیاست جهانی را به شاخص ترین موقعیت خود خواهد رساند و بنیاد آنچه را که من نظریة وحدت طلبانة زیستبوم فرهنگی می نامم استحکام خواهد بخشید. ساده انگاری ناپختة مکاتب محافظه کار واقعگرایی سیاسی(14)، و نیز مکاتب اقتصادی سیاسی افراطی(15) که به مدت بیش از چهار دهه بر حوزه های سیاسی و علمی حاکم بود، ناتوانی خود را در پاسخ به پرسش های فراوانی که در بسیاری از نقاط جهان- چه در غرب و چه در شرق – با روند توسعه همرا است، اثبات کرده است. به علاوه، سنت دانش شناختی(16) تحقیق، که به موجب آن قلمرو افکار از قلمرو ماده جدا می شود، به لحاظ تاریخی تناسبی خاص با سنت فلسفه و علم در غرب دارد و ثنویتی را پدید آورده است که تدوین مفاهیم و نظریه های علمی را مانع می شود. مهم تر از همه این که، مشروعیت حکومت و توسعة سیاسی که به دنبال رخدادهای اروپایی شرقی و اتحاد شوروی پدید آمده است ، هدایت “گریز ناپذیر” امور انسانی را از سوی قدرت غربی و چالش های منبعث از فرهنگ غیر غربی، به ویژه در جهان اسلام، پیچیده تر شده اند. در واقع، میتوان چشم انتظار دوره ای بود که شجاعت باب انسانی و ارزش های پسندیده در سطح جهانی جایگزین کثرتگرایی(17) کم مایه ای شود که از “همبستگی سوسیالیستی” و “ارزش های سرمایه داری” تغذیه شده است. با گذار غرب به سوی جامعة اطلاعاتی، استنباط های رایج از عدالت که به وسیلة اندیشمندان نخبة اواخر سدة نوزدهم و اوایل سدة بیستم از مفهوم جامعة مدنی برگرفته شده بود دچار مشکل گردید. در سطح بین المللی، این بحث قدیمی که هر کس خواهان صلح است باید آمادة جنگ باشد، عمومیت یافت. نظام های مستقل “دولت ملی” درک اندکی از اجتماع داشتند و برای دستیابی به قدرت و با علائق متفاوت زیر [بیرق] کثر تگرایی در تلاش بودند. در نظر گروه


دانلود با لینک مستقیم


جامعة مدنی 19 ص

تحقیق در مورد هنر اسلامی

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد هنر اسلامی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 60

 

تجزیه و تحلیل تبلیغات محیطی با شاخص های مذهبی

فهرست مطالب

فصل اول

(هنر اسلامی )

هنر اسلامی

هنر دینی

تاثیر مذهب در شخصیت هنرمند

اخلاق دینی در هنرهای سنتی و مردمی ایران

سنت و هنر سنتی

هنر و مذهب

فصل دوم

(تبلیغات)

اثر تبلیغات درجهان

نقش گرافیک محیطی در گسترش فرهنگ اجتماع

جایگاه و اهمیت تبلیغات / مرزهای روابط عمومی و تبلیغات

پیدایش طراحی حروف تبلیغاتی

تبلیغات رنگی / سیاه و سفید

فصل سوم

تبلیغات محیطی (بیل بورد)

تاثیر بصری تابلوهای محیطی

کانونهای تبلیغاتی و جایگاه کاری آنها

بیل بوردها

عوامل موثر در گرافیک محیطی

بیلبورد در تبلیغات ایران

تجزیه و تحلیل

فصل چهارم

نتیجه گیری و پیشنهاد

صفحه چکیده

عمده ترین و اصلی ترین هدف گرافیک محیطی، طراحی علائم در خدمت کلیتی به نام محیط اس . رمز موفقیت در طراحی محیطی ، بیش از هر چیز . شناخت و تسلط بر مفهوم هر دو واژه ((طراحی)) و ((محیط)) و ارتباط این دو بایکدیگر است. جامع ترین تعریفی که می توانیم برای گرافیک محیطی ارایه دهیم چنین است. ((طراحی متناسب و هماهنگ نشانه ها ،نوشته ها و تزئینات به صورت حجم سه بعدی (مثل تابلو یا استند) برای راهنمایی، اطلاع رسانی و برقراری هر نوع ارتباط دیگر، در عین ایجاد زیبایی و حال و هوایی در خور و شخصیتی قابل درک، در هر نوع محیط داخلی و خارجی است. موضوع این پروژه ادغام مذهب و هنر اسلامی با تبلیغات محیطی است. هنراسلامی ا مدد جستن از رمزگرایی خاصی که نهفته در بطن اتقادات این دین مبین است توانست اشکال و فرمها را به قلمرو عرفانی – الهی واردکند. در گسترة فرهنگی ، هنر اسلامی به عنوان بخش عظیمی از میراث هنری – فرهنگی مشرق زمین و ملت ما و جهان اسلام می تواند داعیه دار این افتخار باشد که هرجا سخن از هویت دینی ، ملی و فرهنگی است، یکی از بانفوذترین سازندگان این هویت است . نباید فراموش کرد که فهم و قدر روحانی هنرسنتی و مقدس اعم از اسلامی و غیر آن،برای وجود زندگی دینی حقیقی حیاز بیشترین اهمیت است، زیرا چنین هنری در نهایت امر هدیه ای آسمانی و طریق دستیابی به فیضی است که موجب یادآوری جهان روح میشود و ما ار به امور الهی بازمی گرداند.

پیشگفتار

انسان بدون برخورد اجتماعی و ارتباط با محیط اطرافش قادر به زندگی روزمره نمی باشد. گرافیک از معدود رشته هایی می باشد که در زندگی اجتماعی انسان ها با ایجاد ارتباط به وسیله تصویر و نوشته نقش به سزایی را ایفا می


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد هنر اسلامی

دانلود اندیشه اسلامی 1

اختصاصی از فایلکو دانلود اندیشه اسلامی 1 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود اندیشه اسلامی 1


دانلود اندیشه اسلامی 1

 

دسته بندی : پاورپوینت 

نوع فایل:  ppt _ pptx

( قابلیت ویرایش )

 


 قسمتی از محتوی متن پاورپوینت : 

 

تعداد اسلاید : 204 صفحه

1 اندیشه اسلامی 1 گروه معارف اسلامی دانشگاه پیام نور 2 اهداف کلی خدا شناسی و فرجام شناسی 3 اهداف رفتاری آشنایی با: 1- انسان و ایمان 7- معاد 2- ایمان 8- مرگ 3- مبدا 9- بعد از مرگ 4- صفات خدا 10- بهشت و جهنم 5- مسئله شر 6- توحید و عبادت 4 بخش یکم انسان و ایمان 5 بخش یکمفصل اول انسان 6 الف) خود شناسی از مسائل مهم انسان و شاید مهمترین آنها، شناخت خود انسان است. دعوت به شناخت انسان از توصیه های مهم پیامبران الهی، عارفان، عالمان اخلاق و فیلسوفان است. اگر انسان با تامل استعدادها و امکاناتی که برای رشد او آفریده شده است، بشناسد، بهتر می تواند سرمایه های وجودی خود را به کمال برساند. 7 الف) خود شناسی قرآن و روایات اسلامی، انسان را به خود شناسی دعوت می کنند. قرآن می فرماید: انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است.
(طارق-5) آیا انسان به یاد نمی آورد که ما او را آفریدیم و حال آنکه چیزی نبوده است؛ (مریم-67) ای کسانی که ایمان آورده اید! به خود بپردازید....(مائده-105) 8 الف) خود شناسی امام علی (ع) می فرماید: ((کسی که به خود شناسی دست یابد، به بزرگترین سعادت و کامیابی رسیده است.)) در تاریخ فلسفه، خودشناسی، از نظریات اساسی سقراط بوده است. ایمانوئل کانت فیلسوف بزرگ مغرب زمین می گوید: ((انسان قبل از هر چیز باید به ارزیابی و شناخت دقیق توانایی خود بپردازد)) 9 الف) خود شناسی 1- مقدمة کمال انسانی نقطه آغاز شناخت سرمایه های وجودی انسان است.
انسان می تواند از خود بپرسد: آیا حد وجودی انسان در حد سایر حیوانات است یا قدرت تعالی و رشد پرواز کردن دارد؟
اگر قدرت پرواز کردن به عالم ملکوت را دارد تا چه حد می تواند پرواز کند؟
آیا انسان جز بدن مادی، حقیقت دیگری به نام روح هم دارد؟
پاسخ به این سؤالات مقدمة تکامل انسانی است.
10 الف) خود شناسی 2- پیش درآمد جهان شناسی انسان باید ابتدا قوا و ابزار شناخت خود و گستره و مرزهای آن را بشناسد تا بعد به شناخت جهان دست یابد. امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: ((کسی که خود را نمی شناسد، چگونه غیر از خود را تواند شناخت؟
)) ((کسی که خود را بشناسد، دیگری را بهتر می شناسد و کسی که به خود جاهل است، به دیگران جاهل تر است.)) 11 الف) خود شناسی 3- مقدمة خداشناسی امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: هر کس خود را بشناسد، پروردگارش را می شناسد. جنبه های گوناگون خود شناسی : از آنجا که فطرت آدمی با معرفت خدا عجین است، دعوت به خود شناسی در واقع دعوت به خداشناسی است.
بنابراین، خود شناسی، مقدمة محبت و معرفت به خداست. 12 الف) خود شناسی 3- مقدمة خداشناسی جنبه های گوناگون خود شناسی : وجود انسان، وجودی وابسته و ممکن الوجود است و چنین موجودی نمی تواند، آفرینندة خود باشد و وابستگی انسان به خدا مشهود است. قرآن مجید می فرماید: ((ای مردم! شما به خدا نیازمندید و خدا است که بی نیاز و ستوده است.)) 13 الف) خود شناسی 3- مقدمة خداشناسی جنبه های گوناگون خود شناسی : اگر انسان ساختار پیچیدة خود را مورد تامل قرار دهد، به ناظمی حکیم و علیم که چنین ساختاری را پدید آور

  متن بالا فقط قسمتی از محتوی متن پاورپوینت میباشد،شما بعد از پرداخت آنلاین ، فایل را فورا دانلود نمایید 

 


  لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت:  توجه فرمایید.

  • در این مطلب، متن اسلاید های اولیه قرار داده شده است.
  • به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید
  • پس از پرداخت هزینه ،ارسال آنی پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما و لینک دانلود فایل برای شما نمایش داده خواهد شد
  • در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون بالا ،دلیل آن کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
  • در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون پاورپوینت قرار نخواهند گرفت.
  • هدف فروشگاه پاورپوینت کمک به سیستم آموزشی و رفاه دانشجویان و علم آموزان میهن عزیزمان میباشد. 



دانلود فایل  پرداخت آنلاین 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود اندیشه اسلامی 1

تحقیق در مورد انقلاب اسلامی و سکولاریزم

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد انقلاب اسلامی و سکولاریزم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

 

\ قبل از هر چیزی می خواهیم بدانیم سکولاریزم چیست؟ و چه تعابیری از آن وجود دارد؟

* برای پاسخ به چنین سؤالی، بهترین راه این است که برای تعریف به دایرة المعارف رجوع کنیم. دایرة المعارف در تعریف واژه سکولاریسم می گوید: «واگذاری آنچه که متعلق به کلیسا و در حوزه تملک آن بوده به دولت یا نهاد دولتی.» این تعریف دایرة المعارفی است که از سکولاریسم عرضه می شود. استفاده از این کلمه در حوزه سیاست و گسترده شدن کاربرد آن، مربوط به دوره بعد از انقلاب فرانسه است. مثلاً فرض کنید که کلیسا ثبت و تأیید ازدواج را به عنوان یک حق انحصاری داشته است، این حق به دولت منتقل می شود، دولتی که می گوید ازدواجی را معتبر می شناسم که خودم آن را به ثبت رسانده باشم.

تاریخچه:

از قرن شانزدهم امواج سهمگین عقلانیت و سکولاریزم، بسیارى از مبانى اعتقادى مسیحیت را درهم نوردید و بر ملت‏هایى که روزى داعیه خداپرستى داشتند سلطه یافت. ملت‏هاى مسلمان نیز از گزند این تندباد در امان نماندند و از قرن نوزدهم به تدریج اندیشه‏هاى سکولاریستى وارد عرصه‏هاى فرهنگى، دینى و علمى شد و واکنش‏هاى متضادى را در میان آنان برانگیخت و چالش‏هاى زیادى را به ویژه در حوزه معرفت دینى به جا گذاشت. به نظر مى‏رسد پذیرش این اندیشه در میان روشنفکران مسلمان، ناشى از قیاس اسلام با مسیحیت بوده است.

سکولاریزم و مدیریت اسلامی

سکولار به معنای گیتیانه[1] (دنیوی) است و سکولاریزه کردن روند و یا حاصل گیتیانه کردن است آن‌سان که جمع در جمعیتش تنها به الزام‌های منطق از خود عزیمت کننده و به خود بازگردنده‌ی همزیستی مقید باشد، به همه‌ی گروه‌ها و نهادهای اجتماعی به چشم برابر نگریسته شود و بر این مبنا امتیازهای اختصاصی روحانیان به عنوان رابطان و راهنمایان از نگر گیتیانه خودخوانده‌ی راگیتی در زمینه‌های مالکیت، قضاوت، تربیت، سیاست‌گذاری و انجام وظیه‌های عمومی اجتماعی لغو شوند.

دیده‌ می‌شود که گاه سکولار را به "عری" ترجمه می‌کنند. این ترجمه دقت ندارد زیرا عر آن‌چیزی است که مرسوم و متداول است و شرع آن را امضا می‌کند، تحمل می‌کند و یا درصدد تغییر آن برمی‌آید. چنین چیزی لزوماً سکولار نیست و می‌تواند از سنت دینی رایج یا غیر رایج دیگری برآمده باشد. ترجمه‌ای که در عربی از این مهوم به دست می‌دهند، "علمانیت" است. به مهوم علمی شدن یا علمی بودن در برابر دینی بودن. در این راستا معادل عربی این واژه بیش از معادل رایج ارسی آن به مهوم غربی آن نزدیک است.

سه اصطلاح "سکولار"،" سکولاریزم " و " سکولاریزاسیون" بر اساس ریشه‌ی مشترک لاتینی Saeculum که معنای "سده" یا "دوران صدساله" را می‌دهد مشتق گردیده است. این واژه در کتاب مقدس ترجمه‌ی aion یونانی است که نزد هومر " نیروی حیات"، " زندگی" و " طول زمان" را بیان می‌کند. سپس در لاتین واژه‌ی aeumum را داریم که به معنای زمان، مدت، عمر، سده و نیروی حیات است. سرانجام، در زبان عربی " یوم" با اسم جمع " ایام" است که تشابه آن با aion یونانی و aeumum لاتینی مشخص است.

بدین‌سان، " سکولاریزاسیون" را می‌توان انطباق با سده، زمانه، ایام‌ما و این دنیا تبیین کرد و یا به معنای سازگاری با روزگار، این‌جهانی، ایامی و دنیوی تعبیر کرد و یا سرانجام به مهوم " گیتیانه" و " گیتیانگی" تسیر کرد.

جایگاه پرسش سکولاریزاسیون و پاسخ‌گویی به آن در ایران امروز پرسمان آزادی، عدالت و پیشرت است و بحث سکولاریزم پیش‌نیاز ایضاح هرکدام از این ماهیم است. برای شا‌سازی جایگاه و مهوم سکولاریزم باید بر سه نکته تاکید ویژه نمود: لغو امتیازهای سنتی صنی و طبقاتی، تشکیل دولت مدرن و برقراری قانون. شاید به طور موجزتر بتوان گت سکولاریزم را می‌بایست در پیوند تنگاتنگش با مهوم تجدد اندیشید.

سکولاریزم رآورده‌ی تجدد است و رآورنده‌ی آن. سکولاریزم رایندی است که بی ‌آن مدرنیته‌ی غربی محقق نمی‌شود و در عین حال، بی‌ایجاد گسستی که مدرنیته‌ی غربی آغاز کرد هرگز امکان رشد، گسترش و بالندگی سکولاریزم نبود.

از دیدگاه اغلب صاحب‌نظران، مهوم تجدد به تجربه‌ای تاریخی و یا دورانی از تاریخ اشاره دارد که یکسره از گذشته گسسته و معطو به آینده‌ای پیش‌بینی ناپذیر است. در این دوران با ظهور عقل سوژه محور خودسامان و خودبنیاد، سوژه‌آگاهی و خود‌همی و جهان‌همی برراز تاریخ و طبیعت ایستاده و ارغ از هرگونه تقیدی به متن هستی، سنت، زبان و تاریخ، به هم جهان دست می‌یازد و در این دوران اندیشه‌ی ترقی و پیشرت بی‌سابقه و پیش‌بینی ناپذیر انسان به شیوه‌ای کاملاً متمایز از اندیشه‌ی تغییر و تحولی که پیش از آن متصور بود غلبه می‌یابد.

پرسش سکولاریزم در دو محور بررسی می‌گردد: محور اول تحولاتی که در دین به وجود می‌آید و دین طیّ رایندی پیچیده عصری شده، از حوزه‌ی عمومی به حوزه‌ی خصوصی رانده می‌شود. محور دوم تحولاتی است که در عرصه‌ی دولت و جامعه به وجود می‌آید. در این‌جا ابتدا به گیتیانه شدن دین می‌پردازیم و سپس به آن‌چه سکولاریزاسیون در عرصه‌ی سیاست و دانش بر دین و دولت و جامعه تحمیل می‌کند. از آن‌جا که این دو رایند مکمل هر دو در زیر چتر مهومی مدرنیته معنا می‌یابند، تکیک روشن و قطعی آن‌ها امری ناممکن است.

\ سکولاریسم در چه بستری شکل گرفت و این بستر چه ویژگی هایی داشت که زمینه رشد آن را فراهم کرد؟* سکولاریسم در حوزه سیاست با انقلاب فرانسه بود که گسترش پیدا کرد. انقلابیون فرانسه در مقابله خود بانهاد سلطنت با نهاد کلیسا هم که هم پیمان نهاد سلطنت بود به مقابله برخاستند. در نتیجه، اینکه حقی را از سلطنت استبدادی بگیرند و به مردم بدهند، همراه شد با گرفتن یک سری از حقوق از کلیسا و دادن آن به دولت. در واقع اگر بخواهیم بگوییم سکولاریسم در چه بستری رشد کرد باید گفت در حوزه آن جامعه شناسی سیاسی، رشد کرد که نهاد کلیسا به عنوان بازوی مسلم نهاد استبدادی سلطنتی فعالیت داشت و مردم برای احقاق حق خود، ناچار شدند که نه فقط یکسری حقوقی را از سلطنت بلکه یک سری حقوقی را هم از کلیسا بگیرند و بگویند که از آن ملت است. یعنی بطور مشخص می توان از مشروعیت صحبت کرد. آن چیزی که مشروعیت حکومت را در فرانسه تأیید می کرد از یک طرف بستگی خونی شخص پادشاه بود و دیگر آن که کلیسا آن فرد را به عنوان پادشاه شناسایی بکند پس این مشروعیت از دوچیز ناشی می شد یکی کلیسا که این مشروعیت را تأیید می کرد، دوم هم اینکه خود پادشاه باید اثبات می کرد دارای مشروعیت خونی است و لذا فرانسه، بستر جامعه شناسی سیاسی سکولاریسم است و تقریباً در فاصله صد، صدو پنجاه سالی که از انقلاب فرانسه می گذرد تا آغاز قرن بیستم، با گسترش این اندیشه تمام اروپا بستر این نوع مشروعیت می شود.

\ آیا فقط این بستر در اروپا وجود داشت؟ چرا که علاوه بر غرب ما شاهد همسری و همداستانی نهاد دین ودولت در شرق هم هستیم، ولی این فرآیند منتهی به سکولاریزم، همزمان با غرب در شرق رخ نداد؟* به هر حال این دلیل جامعه شناسانه دارد، اینکه چرا این اتفاق در آنجا می افتد، یک بحث تاریخی است مثل این است که شما بگویید، تقریباً در تمامی کشورهای خاورمیانه دین جزء فرهنگ عمومی مردم است ولی چرا فقط در کشور ما انقلاب اسلامی می شود و در سایر کشورها چنین نمی شود. برای پیگیری این مسائل باید واردتک تک حوزه های بحث شد. این مسأله خیلی گسترده ای است که بنده نمی توانم تمامی جوانب آن را پوشش دهم. بحث سر این است که یک اتفاقی می افتد و بخشی از قدرتها از نهاد دین گرفته و به مردم داده می شود.

\ به نظر شما سکولاریسم با تعریف ویژه ای که از آن عرضه کردیم بیشتر یک مکتب است یا یک روش؟* وقتی در حوزه مسائل سیاسی ـ اجتماعی صحبت می کنیم، مرادمان سوسیالیسم، مارکسیسم، لیبرالیسم، مائوئیسم و چیزی شبیه اینهاست. سکولاریزم به این معنا مکتب نیست یعنی ما آن حجم گسترده وبه یک معنایی آن حجم گسترده مکتوبی را که چنین اقتداری به سکولاریسم به عنوان مکتب بدهد نداریم دوم اینکه سکولاریسم هیچ وقت وجه ایدئولوژیک به خودش نگرفته است. آن چیزهایی که ما به عنوان مکتب از آنها یاد می کنیم یک مقداری وجه ایدئولوژیک دارد. یعنی در واقع توانایی باز تولید دارد و مدعی است که در تمام حوزه ها نظر دارد. اما درباره سکولاریسم اینطورنیست، سکولاریسم مدعی نیست که در تمام حوزه ها نظر دارد. هر چند فلاسفه ای بخصوص در حوزه های پست مدرن داریم (مانند جیووانی واتیمو) که معتقدند سکولاریسم را می توان به سایر حوزه ها هم تعمیم داد مثل ادبیات، شعر، موسیقی و بویژه طنز. اما بنده معتقدم به معنای به کار رفته فوق هرگز نمی توان از سکولاریسم صحبت کرد.

\ پس به این ترتیب سکولاریسم را یک روش می دانید؟* بله یک نوع روش است. می توان گفت روشی است عمدتاً در حوزه سیاست و وقتی توسعه و رشد پیدا کرده نظرش بر این بوده مجموعه ای از حقوقی را که متعلق به نهاد دین بوده به مردم واگذار کند.

\ ادعای اینکه سکولاریسم یک مکتب نیست بلکه یک روش است نیازمند برخی شاخص هاست. این شاخص ها چه چیزهایی هستند؟* مکتب ادعای جهانشمولی در حوزه های مختلف دارد. مثلاً در مکتب سوسیالیسم، هم هنر سوسیالیستی وجود دارد، هم اقتصاد سوسیالیستی، هم جامعه سوسیالیستی دارید و... حتی ممکن است کسی بگوید آواز سوسیالیستی هم داریم. آن چیزی که از هر تفکر یک مکتب می سازد، چیزی است که ما توانایی باز تولید آن مکتب در تمام حوزه های بشری می دانیم. سکولاریسم چنین ادعایی ندارد به همین جهت هم از سکولاریسم به عنوان مکتب نمی توان سخن گفت.

\ سکولاریسم چگونه روشی است؟ تجربی است، تاریخی است، فلسفی است و یا...؟* چرا شما اصرار دارید حتماً سکولاریسم را تحت یک عنوان ومقوله بگنجانید و گسترده اش بکنید. چرا بر تعریف اصلی سکولاریسم تکیه نمی کنید. سکولاریسم یعنی واگذاردن بخشی از حقوق متعلق به نهاد دین به مردم جامعه.بشریت در تاریخ زندگی خودش به این نتیجه رسیده است که در حوزه سیاست وقتی که اقتدار نهادهای سیاسی خود را ناشی از عموم افراد می داند و نوعی برابری حقوقی بین افراد قایل می شود و بعد براساس این برابری حقوقی مجموعه ای از آزادیهای سیاسی و حقوق سیاسی برای افراد در نظر می گیرد به بهترین نحوی به صلح و آرامش و پیشرفت و توسعه می رسد. حالا شما اسم این را هر چه می خواهید بگذارید، بگویید روش یا مکتب فرقی نمی کند. فقط باید بدانیم که چنین اتفاقی رخ داده است. وقتی بیاییم سکولاریسم را از آن حالت مکتبی و فلسفی، خارج کنیم آن وقت به نظر من اینجاست که تمام توانش را به آن داده ایم و لذا جای معینی که ما از سکولاریسم صحبت می کنیم در حوزه سیاست است و دقیقاً به معنای منبع مشروعیت نظامها.

\ سکولاریزم با تعریف شما چه نسبتی با عقل برقرار می کند؟* باز هم من برمی گردم به فضایی که در آن سکولاریسم معنا پیدا می کند. برای من سکولاریسم در حوزه سیاست کلان معنا پیدا می کند. ما در اینجا ارتباط سکولاریسم را با مسأله دمکراسی، برابری حقوق سیاسی افراد و مشروعیت نظامها می بینیم. اگر بخواهیم ارتباط عقلی سکولاریسم را در این حوزه ها بسنجیم باید برویم بحث کسانی را که مدافع این نظریه یعنی مدافع نظریه جدایی دین از حوزه دولت هستند را مورد بررسی قرار دهیم. شما می توانید این را در چارچوب بحثهای قرارداد اجتماعی بررسی کنید. مثلاً روسو می گوید ما به آن چیزی گردن می نهیم که براساس قرارداد بین انسانها باشد، کانت می گوید که انسانها را باید برابر و عاقل فرض کرد، در نتیجه دارای حق رأی دانست تا بتوان امیدوار بود که خیر خودشان را در حوزه سیاست فراگیرند و خودمختار شوند، یعنی پیوند سکولاریسم بامسأله عقل از مکاتب سیاسی می گذرد و شما باید بروید آنهایی را که در حوزه مکاتب سیاسی از دمکراسی، حقوق بشر، حقوق برابر انسانها و... صحبت می کنند ببینید که چگونه این مسأله را توجیه می کنند. توجیه آنهاهمواره عقلی بوده است چرا که خارج از آن نه به جنبه الهی مسائل دسترسی داشتند که بگویند خدا خواسته حق رأی از آن ملت باشد و نه توجیه خونی برای حق پادشاهی شاهان داشتند

جدایی دین ازسیاست (سکولاریزم) درامر سیاست کشور اسلامی

سکولاریزم، نظامی است که دارای مشخصه هایی از جمله جدایی دین از دولت، شکل گیری دولت براساس ناسیونالیسم، قانونگذاری طبق خواست بشر، تاکید برعینی گرایی به جای ذهنی گرایی وحاکمیت علوم تجربی به جای علوم الهی است. بنابراین، سکولاریزم برجدایی دین از سیاست تاکید دارد ودراین نظام دین امری فردی قلمداد شده ورسالت آن تنها ایجاد رابطه میان فرد وخداوند است، که درآن سیاست هیچ دخالتی ندارد. اما سکولاریزم درمورد سیاست کشور ما : استکبار جهانی نسخه ای که از ابتدای انقلاب برای ما برنامه ریزی نموده است مخدوش جلوه دادن نظام اسلامی ما و یکسان انگاری آن با نظام قرون وسطی که بوسیله کلیسای کاتولیک اداره می شد، می باشد که مطابق این طرح اسلام بعنوان مانعی دربرابر پیشرفت علم ودانش وصنعت معرفی می گردد. وهمچنین بعنوان دیدگاهی ناکاروناقص که نظام مبتنی برآن توانائی حل مشکلات جامعه وادارة آن را ندارد. شناخته می شود وبا برشمردن مؤلفه هایی آن را دلیل همسانی این دونظام یعنی نظام اسلامی ونظام حکومتی مسیحیت قلمداد می کنند. که اولین وجه شباهت چنین بیان می شود : کسانیکه درآن زمان به نام دین برمردم حکومت می کردند اکنون وضع به همین منوال است. واکنش غرب برای مبارزه با آن نظام درگام اول نهضت اصلاح دینی یا پروتستانیسم بود. یعنی دربین خود کشیش ها ورجال دینی کسانی رفتار کلیسای کاتولیک را تقبیح نموده وگفتند این شیوه مسیحیت واقعی نیست. وما باید به مسیحیت واقعی برگردیم. و پیشنهاد کردند مذهب باید به گونه ای مطرح شود که درآن حکومت نباشد وبه کار سیاست نپردازد. بهرحال درنظام اسلامی ما چنین القاء می شود که خلط بین دین وسیاست وقراردادن دین بعنوان اساس حکومت فرجامی نیک تر از آنچه برای کلیسای کاتولیک واقع شد نخواهد داشت وشکستی عظیم برای اسلام به وجود خواهد آورد. پس همان بهتر که برای نجات دین حساب آن را از سیاست جدا کنیم. از طرفی ورود درسیاست قداست روحانیت ومتدینین را می شکند، چرا که اولاً : سیاست دغل بازی های خاص خود را دارد. وثانیاً : با دخالت این گروه چه بسا نابسامانی ها ونارسائی هایی بوجود ‌آید که پیامدهای منفی آن دامنگیرشان شود وحرمت روحانیت را درجامعه زایل گرداند. پس خوب تر آنکه اینها فقط به رابطة با خدا وموعظه مردم بپردازند وکارهای سیاسی را به اهلش واگذارند

علل ظهور سکولاریزم در غرب

به نظر ما پدیده‏ى سکولاریزم از مصادیق و مظاهر افراطى «بشر مدارى‏» معاصر است، امانیسم نیز به نوبه‏ى خود واکنشى است در قبال تفکر افراطى نص بسندگى قرون وسطى.در ترویج‏سکولاریزاسیون تدبیر اجتماع در غرب، ملحدان و موحدان به تعاملى بدون تبانى آگاهانه، دست‏یازیدند، و این یک همدستى ناهمدلانه‏ى تاریخى بى‏بدیلى است که در آن دیار اتفاق افتاد و تاکنون پیاوردهاى زیانبارى نیز براى مدنیت و معنویت داشته است.

ملحدان با نیات بدخواهانه و به قصد نجات از دین، مرام سکولاریزم را طرح و ترویج کردند، موحدان با مقاصد نیکخواهانه و - به ظن خود - به قصد نجات دین، به سکولاریزم تن‏در دادند، آنان از پایگاه تقدم خرد بر وحى و حجیت انحصارى عقل و به نیت کنارگذاردن دین از صحنه‏ى حیات و تثبیت لائیسیزم و امانیسم از سکولاریزاسیون جانبدارى کردند، و اینان از جایگاه دلسوزى براى حفظ دین و حراست از قداست آن، سکولاریزاسیون تدبیر اجتماع را تایید نمودند، به نظر ما موارد زیر در ظهور سکولاریزم فرنگى نقش اساسى ایفاء کرده‏اند:

1. فقدان نظامات اجتماعى برگرفته از متن دین، على رغم ادعاى حکومت دارى از سوى ارباب دین در قرون وسطى:

این نقیصه خود به خود، روند سکولاریزاسیون را موجه مى‏ساخت، زیرا آنگاه که ما فاقد نظامات اجتماعى برگرفته از وحى باشیم باید تدبیر اجتماع را به غیر وحى واگذاریم، چه آنکه در این صورت اگر دینداران نیز تاسیس حکومت کنند باید تنها به حکم عقل و فرمان علم بشرى، جامعه را نظم و نسق دهند.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد انقلاب اسلامی و سکولاریزم