فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

آشنایی با گیاه داروئی آویشن

اختصاصی از فایلکو آشنایی با گیاه داروئی آویشن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 25

 

آشنایی با گیاه دارویی آویشن

مقدمه

آویشن یکی از قدیمی ترین گیاهان دارویی و ادویه ای است. به طوری که مصریان و یونانیان باستان از آویشن برای درمان بیماری های خود استفاده می کردند. به علت خواص ضدباکتریایی، ضد قارچی و ضد انگلی اسانس آویشن، این گیاه از قرن 16 رسماً به عنوان یک گیاه دارویی معرفی شد و در تمامی فارماکوپه های معتبر خواص درمانی آن مورد تایید قرار گرفت.

نیومن در سال 1725، ماده موثره این گیاه را کشف کرد و آن را کافور آویشن نامید و دانشمند دیگری به نام لالماند در سال 1853، این ماده را تیمول نام گذاشت. از این زمان به بعد، بررسی های زیادی بر روی اثر درمانی این گیاه به عمل آمد و از آن در معالجه بیماری های مختلف استفاده شد.

آویشن یکی از گیاهان مهم تجاری است که در برخی از کشورها از جمله مجارستان از نظر صادراتی ارزش خاصی دارد. به طوری که سالیانه معادل 20 تن آویشن به ارزش 60 هزار دلار از مجارستان به سایر کشورهای اروپایی صادر می شود. اسپانیا و فرانسه نیز تهیه کنندگان آویشن برای آمریکا هستند.

در حال حاضر آویشن در سطوح وسیعی در کشورهای اسپانیا، آلمان، فرانسه، پرتغال، امریکا، چک اسلواکی، مجارستان و شمال افریقا کشت می شود.

مشخصات گیاه شناسی

آویشن گیاهی خشبی و چند ساله است. منشأ آن نواحی مدیترانه گزارش شده و در جنوب اروپا در سطوح وسیعی می روید. این گیاه در نواحی نیمه خشک زلاندنو در سطح زیادی مشاهده می شود.

ریشه مستقیم، کم و بیش چوبی و انشعاب های فراوانی دارد. ساقه مستقیم، چهار گوش و ارتفاع آن متفاوت بوده و بین 20 تا 50 سانتی متر یافت می شود که به شرایط اقلیمی محل رویش آن بستگی دارد. پایین ساقه چوبی است در حالی که قسمت های فوقانی آن سبز رنگ بوده و انشعاب های فراوانی دارد. با گذشت سن گیاه، بر تعداد انشعاب های ساقه اضافه می شود و گیاه بسیار انبوه و بر پشت به نظر می رسد.

برگ ها کوچک، متقابل و کم و بیش نیزه ای شکل و بدون نوک و دمبرگ هستند. برگ ها پوشیده از کرک های خاکستری رنگ و حاوی اسانس است گل ها کوچک، نر ماده و به رنگ های سفید، صورتی یا ارغوانی مشاهده می شوند. گل ها به صورت مجتمع در قسمت های فوقانی ساقه هایی که از بغل برگ ها خارج می شوند، به طور مجتمع پدیدار می شوند. کاسه گل دارای دو لبه کاملاً مشخص است. لبه بالایی دارای سه دندانه و کوتاه و نسبتاً پهن و لبه پایینی از دو دندانه بلند و باریک کاملاً مشخص تشکیل شده است. کاسه گل پوشیده از کرک های غده ای حاوی اسانس است، گل ها از سال دوم رویش، اواسط اردیبهشت ظاهر می شوند.

میوه فندقه به رنگ قهوه ای تیره و طول آن یک میلی متر است. داخل میوه چهار بذر به رنگ قهوه ای تیره وجود دارد. بذر آویشن بسیار زیر است و وزن هزار دانه آن 25/0 تا 28/0 گرم است.

پیکر رویشی آویشن از بوی مطبوعی برخوردار است که ناشی از وجود اسانس است. اسانس در کرک های غده ای ساخته و ذخیره می شود. اندام های هوایی این گیاه (غیر از ساقه های چوبی) حاوی اسانس هستند. مقدار اسانس در شرایط اقلیمی مختلف متفاوت و بین 1 تا 5/2 درصد است. در پیکر رویشی آویشن غیر از اسانس ترکیب هایی مانند تانن (8 تا 10 درصد)، فلاونوئید، ساپونین و مواد تلخ وجود دارد.

بذرهای آویشن 2 الی 3 سال از قوه رویشی خوبی برخوردار هستند. در شرایط اقلیمی مناسب 14 تا 20 روز پس از کاشت، سبز می شوند. رشد اولیه این گیاه بسیار کند و بطئی است. آویشن در اوایل رویش نسبت به ساقه بسیار حساس است و به تابش نور کافی نیاز دارد. با گذشت سن (گیاهان چند ساله) در اوایل بهار (فروردین) رویش گیاهان آغاز می شود و از اواسط اردیبهشت، اولین گل ها ظاهر می شوند و گل دهی تا اواخر خرداد همچنان ادامه می یابد. چنانچه گیاهان در تابستان برداشت شوند، تحت شرایط اقلیمی مناسب و با تشکیل ساقه های گل دهنده مجدداً به گل می روند.

طبقه بندی

نام آویشن برای گروهی از گیاهان که همگی به خانواده نعناعیان تعلق دارند، به کار برده می شود. این گیاهان شامل سه جنس مختلف به شرح زیر هستند.


دانلود با لینک مستقیم


آشنایی با گیاه داروئی آویشن

تحقیق در مورد بیمارستان اعصاب و روان

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد بیمارستان اعصاب و روان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 13 صفحه


 قسمتی از متن .doc : 

 

بیمارستان های اعصاب و روان

1- بخش های بستری: بیماران باردار و پس از زایمان، نوزادان، بخش مراقبت های ویژه نوزادان(N-ICU)، داخلی(روماتولوژی)، توانبخشی، اعصاب و روان بزرگسالان و فوق تخصصی اعصاب و روان کودکان.

2-درمانگاهها: مراقبت های قبل از زایمان، روماتولوژی، توانبخشی، درمانگاه روزانه اعصاب و روان (Daily Hospital)، درمانگاه اطفال.

3-خدمات درمانی: اتفاقات زنان و زایمان، اتاق عمل، اتاق درد، رادیو لوژی، آزمایشگاه، داروخانه، فیزیو تراپی، مامو گرافی، سو نو گرافی عمومی وزنان، واحدE.R.C.P(اندوسکوپی و عکسبرداری مجاری صفراوی و پانکراس و در آوردن سنگهای مجاری صفراوی و گذاشتن استنت). انجام آزمایش B HCG(تست سریع حاملگی از طریق خون)، تست بررسی همو گلوبین جنینی در خون مادران RHمنفی(KHB-Test)، انجام آزمایشات سیتو لوژی و پاتولوژی، آزمایش GBS(تست تشخیص میکروب در واژن) در خانم های باردار، آزمایشات خاص رو ماتولوژی از قبیل ANA، DNA ds و...، تست NST(نوار قلب جنین)،OCT(تست قلب جنین) و ECG(نوار قلب)، انجام EMG(تست نوار عصب)،ECT (انجام شوک عصبی با بیهوشی جهت درمان بیماران اعصاب و روان)، تست ABG(آزمایش گازهای خون)،

براساس تحقیقات انجام شده منشاء ‪ ۷۵‬درصد بیماریهای اعصاب و روان ، مشکلات اجتماعی است.

که‪ ۲۵‬درصد دیگر ناشی از مسایل و مشکلات خانوادگی است.

بیماریهای اعصاب و روان در بین زنان شایع تر است و نسبت بروز این بیماری در بین زنان حدود ‪ ۱۲‬تا ‪ ۲۵‬درصد و مردان شش تا‪ ۱۰‬درصد است.

تئاتردرمانی

تئاتردرمانی به شکل عملی و نظام یافته، از اواسط دهه‌ی بیست و اوایل دهه‌ی سی در جهان، مورد بهره‌برداری واقع شد. به خصوص درنیمه‌ی دوم قرن بیستم در غرب،‌ رشد فراوانی پیدا کرد. ژاکوب لویی مورسنو، روانپزشک آمریکایی، نقش مهمی در انسجام اصول تئاتر‌درمانی داشت و به خصوص کتابی که در سال 1947 با عنوان «‌تئاتر خودجوش یا « ارتجالی»نوشت، اساس و شیوه‌ی تئاتر‌درمانی را تعریف و تبیین می‌کرد.

مورنو، بنیان‌گذار تئاتر‌درمانی عملی، تئاتر درمانی و روان تماشا را شرح زیبایی‌شناسانه‌ی آزادی تعریف می‌کند. شیوه‌ای که انسان می‌تواند به گونه‌ای آزاد و بدون ترس از خطا، خویشتن و توانایی هایش را تجربه کند. تئاتر درمانی و روان تماشا، کارکردهای متفاوت تئاتر در زمینه‌ی شفابخشی روحی فرد و یا پرورش خلاقیت‌های وی می‌باشد. دراماتراپی یا تئاتردرمانی، بهره‌گیری از جنبه‌های دراماتیک و زیبایی شناختی هنر نمایش، جهت تأثیر گذاری بر شخصیت فرد است. این عمل می‌تواند با بازی نقش صورت بگیرد، در عین حال روان‌تماشا یا سایکودراما، استفاده از امکانات‎ مشترک علم روان‌شناسی و هنر تئاتر، جهت حذف رفتار نادرست و یا اصلاح آن است، که اصولاً بر مبنای بداهه پردازی و عمل پیش می رود. بنابراین، روان‌تماشا یا سایکودراما، با آمیزه‌ای از هنر تئاتر و روان شناسی در مطب پزشک، جهت شناخت و اصلاح رفتار فرد مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع روان‌تماشا، مقوله‌ای هنری نبوده و تنها فنونی در آن موجود است که روان درمان‌گر به یاری آن‌ها، فرد را از مرحله‌ی تخیلات، وارد مرحله‌ی عمل و رفتار می‌کند و با استفاده از بازی‌های‎ خاص نمایشی، او را در مواجهه‌ی مستقیم با مشکلش قرار می‌دهد تا در همان مطب پزشک، به یاری « من‌های یاور » یا “Auxiliary egos” در عمل شیوه‌ ای برای حل مشکلش پیدا کند. در واقع سایکودراما، بر اساس خاصیت شفابخشی‎ حاصل از ادغام بازی و عمل بداهه می‌باشد.

لیکن در دراماتراپی عملاً بداهه سازی وجود ندارد و آن موقعیت که بیمار در آن قرار گرفته، گوشه‌ای از زندگی و شخصیت واقعی وی می‌باشد که گوشه‌هایی از زندگی ناپیدای شخص را آشکار می‌کند و مراحل مختلف رشد شخصیت را از طریق بازی‌های دراماتیک امکان‌پذیر می‌سازد و در واقع دراماتراپی حالتی است که آن روی‎ سکّه‌ی زندگی‎ فرد را نشان می‌دهد. گریز از بیرون به درون‎ شخص وکنکاش در احساسات روحی‎ وی از قبیل ترس‌ها، هیجانات و آن‌چه که شخص در حالت عادی قادر به بروز آن نیست. لذا اصولاً نمایش‌نامه‌ها نمی‌توانند در قالب کار سایکودرام قرار گیرند. زیرا چنان که ذکر شد، سایکودراما بر اساس بداهه و تخیل پیش می‌رود اما در تئاتر درمانی یا دراماتراپی، کاربردهایی را از لحاظ شخصیت پردازی و یا روان شناسی‎ شخصیت دارا هستند.

نکته‌ی دیگر آن است که تئاتردرمانی با آن تئاتر که بر روی سن اجرا می‌شود (تئاتر هنری) تمایزاتی را داراست:

تئاتردرمانی،‌ با جنبه‌های کاربردی هنر تئاتر درگیر بوده و بیشتر ساختار درمانی آن را مد نظر دارد. ساختار درمانی که دراماتراپ از آن‌ها درجهت رشد خلّاقیت و پیدایش الگوهای رفتاری‎ مناسب بیمار بهره می‌جوید . تئاتر درمانی و نمایش روانی عمدتاً در حیطه‌ی اختلالات عاطفی و بیماران نوراتیک کاربرد دارد‎، و بیماران سایکوتیک « روان پریش»که از هذیان و توهم رنج می‌برند، معمولاً به شیوه‌های سایکودرام پاسخ نمی‌دهند. از سوی دیگر، سایکودرام برای عقب ماندگان ذهنی و افرادی که بهره‌ی هوشی کمتری دارند نیز وجود دارد. اما اصولاً این نوع روش‌ها برای بیمارانی با هوش متوسط به بالا، بهتر جواب می‌دهد و از آن جا که سایکودراما و دراماتراپی فراهم نمودن شرایطی دلخواه و امن برای زندگی است، بیمار با بالا بردن ضریب اطمینان خویش و تقویت قدرت بداهه و خلّاقیت به بروز احساسات فروخفته‌ی خود می‌پردازد فلذا از این دو روش درمانی نه‌ تنها برای درمان بیماران روانی و یا کسانی که دارای اختلالات رفتاری هستند استفاده می‌گردد که قابلیت‌های زیادی را در حیطه‌ی آموزشی، تبلیغاتی و جامعه پذیری و نفوذ اجتماعی داشته و در سراسر جهان از آن در برخورد با بزهکاران، معتادان و … و آموزش و تربیت آن‌ها به کار می‌رود، زیرا چنان که ذکر شد، از آن‌جا که شخص موقعیتی را در پیش روی خود می بیند که قادر است تمایلات درونی خویش را به نحو فعال و بدون واهمه بروز دهد، به تدریج موانع حسی و سرکوب های عاطفی وی کنار رفته و بیمار می‌تواند گام مؤثّری راجهت شناخت خود و مشکلاتش بردارد و این گونه بود که ابتدا در بیمارستان‌ها تحت نظر روان‌درمانگر، بیماران فعالیت‌های خاصّی را انجام می‌دادند که به تدریج این اعمال شکل نمایشی به خود گرفتند.

لیکن در زمان کنونی، جایگاه‌ ویژه‌ای در مطب‌های روان‌شناسان برای تئاتردرمانی یا روان‌تماشا وجود ندارد اما سرچشمه‌ها و ریشه‌هایی از آن در داستان‎ عطّار در کتب الهی نامه و مصیبت نامه‌ی وی موجود است که با اجبار شخصیت‌ها با عمل و بیان خویشتن، اصول اوّلیّه‌ی تئاتر را اجرا می‌کند. در قصه‌های مثنوی معنوی، هزارویکشب، مخزن‌الاسرار نظامی و پنج‌گنج نیز ما با تکنیک‌هایی مبتنی بر شفابخشی‎ نمایشی، به وفور مواجه می‌شویم. در غرب نیز نمایش‌نامه‌های زیادی به گونه‌ای ناخودآگاه در این زمینه‌ها نوشته شده ‌اند که می‌توان از آثار تنسی ویلیامز، ادوارد آلبی، آرنولد وسکر و ... و همچنین نمایش‌نامه‌های تراژیک شکسپیر از قبیل هملت، اتللو و مکبث نام برد که با موشکافی خاص در حیطه‌ی روان انسان عمل نموده و ناخودآگاه جمعی را تحت تأثیر قرار می دهند.

فقط برای بیماران روحی و ورانی مؤثر است یا تأثیری در درمان بیماری‌های جسمی هم دارد؟

تئاتردرمانی روی بیماری‌های جسمی تأثیر مستقیم ندارد، مگر بیماری‌هایی که ریشه روان- تنی یا ریشه تمارض داشته باشند. یعنی فرد به دلیل مشکلات و مسائل روحی و روانی‌اش خود را بیمار نشان دهد. سایکو دراما (نمایش‌روانی) یا تئاتردرمانی مستقیماً روی روان انسان تأثیر می‌گذارد و در یک محیط امن و دربسته امکان تمرین زندگی را فراهم می‌آورد تا بیماران موقعیت‌هایی را تجربه کنند که در زندگی واقعی نمی‌توانند آن را به دست بیاورند؛ موقعیت‌هایی را تمرین می‌کنند و عواقبش را هم می‌بینند. عواقبی که در محیط این تئاتردرمانی خیلی وحشتناک نیست، اما اگر این عواقب در بیرون اتفاق بیفتد ممکن است برای شخص خیلی گران تمام شود. مثلاً آدمی که دچار


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد بیمارستان اعصاب و روان

تحقیق در مورد اعتماد به نفس

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد اعتماد به نفس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 2 صفحه


 قسمتی از متن .doc : 

 

نتیجه گیری

عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنیادی ترین بخش شخصیت یـک فرد می بـاشـد که در تمام جوانب زندگی فرد خود را به نـحـوی متـظـاهــر می سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا یک ضرورت حـیـاتی و مـطـلق بـــرای هر فردی میباشد. در نتیجه اعتماد بنفس را میتوان چنین تعریف کرد:

باور و اعتقادی که فرد نسبت به خود دارا میباشد.

شناخت ارزش و اهمیت خویش-داشتن اعتماد و رضایت از خویش.

توانایی برخورد و کنارآمدن با چالشهای اساسی زندگی.

تـوانـایـــی ارزیابی درست و دقیق خویش-پذیرش خویش و ارزش نهادن به خود بدون هیچگونه قید و شرطی.

توانایی شناخت و پذیرش نقاط ضعف و قـوت و محدودیتهای خویش.

افرادی که از اعتماد بنفس پایینی برخوردار میباشند دارای خصوصیات زیر هستند:

مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار میدهند.

هنگام صحبت کردن در چشمان فرد مقابل خود هنگام نگاه نمیکنند. با سر پایین و قدمهای آهسته قدم بر میدارند.

در پذیرش تعریف و تمجیدها و تعارفاتی که به آنان میشود مشکل دارند (تصور میکنند سزاوار آنها نبوده و یا دیگران در صدد تمسخر آنها میباشند).

معمولا احساس میکنند قربانی رفتار دیگران هستند.

احساس تنهایی میکنند حتی زمانی که در یک جمع قرار دارند.

در درون خود احساس خلاء و پوچی میکنند.

احساس میکنند با دیگران تفاوت دارند.

احساس افسردگی، گناه و شرمساری دارند.

نسبت به تواناییهای خود برای رسیدن به موفقیت تردید دارند. عدم خودباوری.

از موقعیتهای نو و جدید می هراسند.

از شکست وموفقیت می هراسند.

مرتبا سعی در راضی نگاهداشتن دیگران دارند.

دچار هراس اجتماعی میباشند.

قادر به مدیریت زمان خود نمیباشند.

عادت به پشت گوش انداختن کارها دارند.

در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهای دیگران (خواه واقعی، خواه واهی) بسیار آسیب پذیر میباشند.

از ابراز عقاید و احساسات خود خودداری میکنند زیرا از چگونگی واکنش دیگران هراس دارند.

خود را درگیر مواد مخدر و یا روابط مخرب میکنند.

از تعیین یک هدف مشخص و پیروی از آن عاجز میباشند.

قادر به بیان خواسته ها و نیازهای خویش نمیباشند.

معمولا عصبانی و پرخاش گر میباشند.

ارزیابی غیر واقعی از خود دارند.

تحمل عیب و کاستی را نداشته و کمالگرا میباشند.

احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجی اعم از وقایع روزانه و یا نوع رفتار دیگران با آنها دارد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد اعتماد به نفس

عدالت، قاعده اصلی حقوق بشر

اختصاصی از فایلکو عدالت، قاعده اصلی حقوق بشر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 9

 

عدالت، قاعده اصلی حقوق بشر

ز همین رو دکتر کاتوزیان نیز با بیان تاریخچه‌ای از علت گرایش بشر به حقوق بشر، محوریت سخنانش را مفهوم <عدالت> قرار داد. طرح گروهی <ارتقای حقوق بشر و دسترسی به عدالت>، یکی از سه طرح اصلی گروهی است که با همکاری برنامه عمران سازمان ملل متحد )UNDP( و برای یک دوره پنج ساله ( ۲۰۰۵- ۲۰۰۹) تدوین شده است. این طرح هم‌اکنون با همکاری هشت موسسه و نهاد حقوق بشری در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در حال اجرا است. اعضای طرح شامل مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه تهران، کرسی حقوق بشر صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی، مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه مفید، معاونت آموزش قوه قضاییه، کمیسیون حقوق بشر اسلامی، کانون وکلا، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران و سازمان دفاع از قربانیان خشونت است. آنچه که منجر به شکل‌گیری چنین طرحی شد، برنامه چهارم توسعه بود، چرا که در بخش سه و چهار برنامه از ضرورت امنیت انسانی و عدالت اجتماعی سخن گفته شده است. همین تاکید کافی بود تا در طرح <ارتقای حقوق بشر و دسترسی به عدالت> تحقق اهداف کلان برنامه چهارم توسعه را سرلوحه کار قرار گیرد. مجریان طرح که به‌طور عملی از اردیبهشت‌ماه جاری فعالیتش آغاز شده است، در نظر دارند به منظور تقویت و حفاظت از حقوق بشر از ظرفیت‌سازی ملی حمایت کنند. برای رسیدن به این منظور نیز بر توسعه ظرفیت مراکز حقوق بشری وابسته به دانشگاه‌های مجری طرح، کمیسیون حقوق بشر اسلامی، سازمان‌های حقوق بشری جامعه مدنی و برخی از انجمن‌های حرفه‌ای مانند کانون وکلا و انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تاکید شده است. علاوه بر آن مجموعهای از فعالیت‌های عملی نیز در چارچوب مدون گروه فوق قرار گرفته است که برگزاری سمینارها و مراسم ویژه حقوق بشر از جمله آنهاست. مراسم دوشنبه گذشته تالار شیخ مرتضی انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در همین راستا بود. مراسمی که با حضور مسوولان و حقوقدانان و علاقه‌مندان به مباحث حقوق بشری، برپا شد و دکتر <ناصر کاتوزیان> نیز در باب <حقوق بشر و عدالت> سخن گفت که می‌خوانید.

درباره کرامت انسان احترام به شخصیت او و اراده انسان و اینکه هیچ‌کس بردیگری سلطه‌ای ندارد، حکما، علما و پیامبران الهی از دیرباز داد سخن داشته‌اند. اومانست‌های فعلی می‌گویند آنچه از حقوق بشر می‌دانند ناشی از افکار مسیح است. حتی یکی از نویسندگان بزرگ حقوق عمومی فرانسه دوگین می‌گوید: <مسیح به ما انسانیت را آموخت و شرافت آن را به ما یاد داد.> احکام اسلامی هم از چنین مواردی سرشار است. اشرف مخلوفات و کسی که خلیفه خدا بر زمین است، طبیعی است که دارای حقوقی است که همیشه باید محترم باشد. راجع به <جان انسان> نیز احکام زیادی وجود دارد. این نکته را من در قالب تذکر به قضاتی که با دست گشاده حکم به اعدام می‌دهند می‌گویم که بدانند چه مسوولیت سنگینی دارند. اولین چیزی که در معاد سوال می‌شود راجع به خون انسان‌ها است. که آیا خون کسی را هدر داده‌اند یا نه، بنابراین قضات باید بسیار با احتیاط رفتار کنند.

مساله <کرامت انسانی> از سه قرن پیش یا کمی قبل‌تر، شکل دیگری به خود گرفت و وارد زندگی اجتماعی انسان شد و به عنوان یک ابزاری برای حمایت از حقوق انسان‌ها در مقابل قدرت دولت‌ها و کسانی که برآنها سلطه پیدا کرده بودند، به کار رفت. دلیلش هم این بود که در قرارداد اجتماعی، <روسو> چنین ابراز عقیده کرده بود که اگر یک دولت ملی سرکار باشد، چون اراده آن، اراده خود اشخاص است، احتمال هیچگونه ظلمی نمی‌رود. بنابراین ملت می‌تواند تمام حقوق را به دولت واگذار کند و در پناه امنیتی که دولت به‌وجود می‌آورد، زندگی کند.

این نظریه در آن روز گیرایی زیادی داشت ولی بعدها مورد سوءاستفاده قرار گرفت. تجربه تاریخی در این چند قرن نشان داده است به هیچ دولتی اعم از دولت پادشاه مستبد یا سوسیالیست و چه دموکرات و غیره نمی‌توان آنقدر اطمینان کرد که حقوق ملت را کامل در اختیار آن گذاشت.

وضعیت دولت مستبد که مشخص است. وقتی در یک فرد تکاثر قدرت پیش آمد و او هیچ مانعی برای اراده خودش ندید طبیعتا به فساد کشیده می‌شود.

اما این عیب در دول دموکراسی نیز از بین نمی‌رود. هر دولتی منافعی دارد که ممکن است با منافع ملت‌ها در تعارض باشد. کمتر دولتی حقوق ملی را بربقای خودش ترجیح می‌دهد. این وضعیت در دموکرات‌ترین دولت‌ها، نظام یعنی حکومت اکثریت بر اقلیت هم وجود دارد. انتخاب نمایندگان مجلس را تصور کنید. نماینده‌ای به اکثریت رای یک نفر انتخاب می‌شود و بعد قانونی که مجلس می‌گذراند با اکثریت یک نفر طرحی را تصویب می‌کند که با حقوق دیگران منافات دارد.

بنابراین آنچه در مجالس مقننه تصویب قانون می‌شود نظر قدرت حاکم است که انتخاب نشدن بردیگران و برای اینکه چیرگی اکثریت را براقلیت تخفیف دهند باید چاره‌ای کرد.

از این خطرناک‌تر، وضع حکومت‌هایی است که به ظاهر با دموکراسی آراسته‌اند ولی در باطن دیکتاتوری هستند. در بسیاری از کشورها روسای جمهور برای تمام عصر انتخاب می‌شوند. این عیوب باعث شد اندیشمندان کشورها به فکر سرپناه بیفتند تا از تجاوز قدرت مصون شوند. عده‌ای آن را در <حقوق فطری> جست‌وجو کردند. آنها می‌گفتند یک سری از حقوق برتر از قدرت دولت‌ها و اراده اکثریت هستند. آنها حقوق عالی هستند که دولت‌ها باید کشفشان کنند و اگر به آنها تجاوز کردند غاصب محسوب می‌شود. علمای این دسته، معیار تشخیص حقوق عالی را عقل انسان قرار دادند. <ارسطو> یکی از پیشگامان حقوق فطری است که حس و تجربه را هم علاوه برعقل دخالت می‌دهد. او می‌گوید: <به تجربه در می‌یابیم نظمی برجهان حکم فرما است و هدفی آن را هدایت می‌کند. ما هم ذره ناچیزی از این نظم هستیم. بنابراین تا وقتی قواعد ما با این نظم طبیعی سازگار باشد، مثبت و عادلانه است ولی اگر قواعد را نقض کند، دیگر قاعده نیست و دولت حق ندارد چنین قوانین ناقضی را وضع کند. در غیراین صورت دولت غاصب است چون حدود اختیار دولت مقید به این است که حقوق بشر و حقوق فطری را رعایت کند و وقتی از این نمایندگی پایش را بیرون گذاشت غاصب است و ملت حق دارد آن را سرنگون کند.

اما جمع دیگری از <حقوق اجتماعی> یک خاکریز برای دفاع از حقوق انسان‌ها ایجاد کردند. بسیاری از جامعه‌شناسان گفته‌اند قواعد حقوق خود به خود از دل اجتماع تراوش می‌کند. زندگی اجتماعی، قاعده ایجاد می‌کند. پس هر قاعده‌ای که جامعه خود به خود ساخت، حقوقی است. بنابراین دولت حق ندارد به چنین حقوقی تجاوز کند. عده‌ای هم از مذهب استفاده کردند. آنها براین عقیده هستند که حکومت ما، دولت مذهبی و محدود به اراده خداوند است. همانطور که در امور تکوینی این رابطه برقرار است در امور تشریعی هم همینطور است. یعنی از چیزی که حکم خداست و در مذاهب مختلف آمده، نباید تجاوز کرد. در قانون اساسی ما هم از این طریق پیروی می‌شود.

این سرپناه‌ها چندان دوامی نداشتند. حقوق فطری با ایرادات اساسی مواجه شد. نقادان حقوق، مشاهده و تجربه را میدان عمل خود قرار دادند و گفتند اگر به حقوق کشورهای مختلف مراجعه کنیم جز تکثر و اختلاف نمی‌بینیم، درحالی فطرت انسان‌ها همه جا یکی است. منشا قواعدی که در کشورهای مختلف وضع می‌شود، عقل انسان‌ها است و اراده‌شان نه فطرت آنها. اینگونه بود که کم‌کم از این نظریه دست کشیدند و به حداقل حقوق فطری که <عدالت> بود رسیدند. دسته‌ای هم که سرپناهی از مذهب و حقوق اجتماعی پیدا کردند نیز، نتوانستند این‌دو نظریه را جهانی کنند چون در دل آنها جنبه محلی


دانلود با لینک مستقیم


عدالت، قاعده اصلی حقوق بشر

بیوگرافی استاد شهریار

اختصاصی از فایلکو بیوگرافی استاد شهریار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 19

 

 

 

بـیو گـرافـی استاد شهـریار  

اصولاً شرح حال و خاطرات زندگی شهـریار در خلال اشعـارش خوانده می شود و هـر نوع تـفسیر و تعـبـیـری کـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگی او نزدیک است و حقـیـقـتاً حیف است که آن خاطرات از پـرده رؤیا و افسانه خارج شود. گو اینکه اگـر شأن نزول و عـلت پـیـدایش هـر یک از اشعـار شهـریار نوشـته شود در نظر خیلی از مردم ارزش هـر قـطعـه شاید ده برابر بالا برود، ولی با وجود این دلالت شعـر را نـباید محـدود کرد.

شهـریار یک عشق اولی آتـشین دارد که خود آن را عشق مجاز نامیده. در این کوره است که شهـریار گـداخـته و تصـویه می شود. غالـب غـزلهـای سوزناک او، که به ذائـقـه عـمـوم خوش آیـنـد است، یادگـار این دوره است. این عـشـق مـجاز اسـت کـه در قـصـیـده ( زفاف شاعر ) کـه شب عـروسی معـشوقه هـم هـست، با یک قوس صعـودی اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفانی و الهـی تـبدیل می شود. ولی به قـول خودش مـدتی این عـشق مجاز به حال سکـرات بوده و حسن طبـیـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولی برای او تجـلی کرده و شهـریار هـم با زبان اولی با او صحـبت کرده است. بعـد از عـشق اولی، شهـریار با هـمان دل سوخـته و دم آتـشین به تمام مظاهـر طبـیعـت عـشق می ورزیده و می توان گـفت که در این مراحل مثـل مولانا، که شمس تـبریزی و صلاح الدین و حسام الدین را مظهـر حسن ازل قـرار داده، با دوستـان با ذوق و هـنرمـنـد خود نـرد عـشق می بازد. بـیـشتر هـمین دوستان هـستـند که مخاطب شعـر و انگـیزهًَ احساسات او واقع می شوند. از دوستان شهـریار می تـوان مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه و نگـارنده و چـند نـفر دیگـر را اسم بـرد. شرح عـشق طولانی و آتـشین شهـریار در غـزلهـای ماه سفر کرده، توشهً سفـر، پـروانه در آتـش، غـوغای غـروب و بوی پـیراهـن مشـروح است و زمان سخـتی آن عـشق در قـصیده پـرتـو پـایـنده بـیان شده است و غـزلهـای یار قـدیم، خـمار شـباب، ناله ناکامی، شاهـد پـنداری، شکـرین پـسته خاموش، تـوبـمان و دگـران و نالـه نومیـدی و غـروب نـیـشابور حالات شاعـر را در جـریان مخـتـلف آن عـشق حکـایت می کـند و غـزلهـا یا اشعـار دیگـری شهـریار در دیوان خود از خاطرات آن عـشق دارد از قـبـیل حالا چـرا، دستم به دامانـت و غـیره که مطالعـهً آنهـا به خوانندگـان عـزیز نـشاط می دهـد.عـشقهـای عارفانه شهـریار را می توان در خلال غـزلهـای انتـظار، جمع و تـفریق، وحشی شکـار، یوسف گـمگـشته، مسافرهـمدان، حراج عـشق، ساز صبا، و نای شـبان و اشگ مریم، دو مرغ بـهـشتی و غـزلهـای ملال محـبت، نسخه جادو، شاعـر افسانه و خیلی آثـار دیگـر مشاهـده کرد.  برای آن که سینمای عـشقی شهـریار را تـماشا کـنید، کافی است که فـیلمهای عـشقی او را که از دل پاک او تـراوش کرده در صفحات دیوان بـیابـید و جلوی نور دقـیق چـشم و روشـنی دل بگـذاریـد هـرچـه ملاحـضه کردید هـمان است که شهـریار می خواسته است. زبان شعـر شهـریار خـیلی ساده است. محـرومیت و ناکامی های شهـریار در غـزلهـای گوهـر فروش، ناکامی ها، جرس کاروان، ناله روح، مثـنوی شعـر، حکـمت، زفاف شاعـر و سرنوشت عـشق به زبان شهـریار بـیان شده است و محـتاج به بـیان من نـیست. خیلی از خاطرات تـلخ و شیروین شهـریار از کودکی تا امروز در هـذیان دل، حیدر بابا، مومیایی و افسانهً شب به نـظر می رسد و با مطالعـه آنهـاخاطرات مزبور مشاهـده می شود. 

شهـریار روشن بـین است و از اول زندگی به وسیله رویأ هـدایت می شده است. دو خواب او که در بچـگی و اوایل جـوانی دیده، معـروف است و دیگـران هـم نوشته اند.اولی خوابی است که در سیزده سالگی موقعـی که با قـافله از تـبریز به سوی تهـران حرکت کرده بود، در اولین منزل بـین راه - قـریه باسمنج - دیده است؛ و شرح آن این است که شهـریار در خواب می بـیـند که بر روی قـلل کوهـها طبل بزرگی را می کوبـند و صدای آن طبل در اطراف و جـوانب می پـیچـد و به قدری صدای آن رعـد آساست که خودش نـیز وحشت می کـند. این خواب شهـریار را می توان به شهـرتی که پـیدا کرده و بعـدها هـم بـیشتر خواهـد شد تعـبـیر کرد. خواب دوم را شهـریار در 19 سالگـی می بـیـند، و آن زمانی است که عـشق اولی شهـریار دوران آخری خود را طی می کـند و شرح خواب مجملا آن است که شهـریار مـشاهـده می کـند در استـخر بهـجت آباد ( قـریه یی واقع در شمال تهـران که سابقاً آباد و با صفا و محـل گـردش اهـالی تهـران بود و در حال حاضر جزو شهـر شده است) با معـشوقعهً خود مشغـول شـنا است و غـفلتاً معـشوقه را می بـیـند که به زیر آب می رود، و شهـریار هـم بدنبال او به زیر آب رفـته، هـر چـه جسـتجو می کـند، اثـری از معـشوقه نمی یابد؛ و در قعـر استخر سنگی به دست شهـریار می افـتد که چـون روی آب می آید ملاحضه می کـند که آن سنگ، گوهـر درخشانی است که دنـیا را چـون آفتاب روشن می کند و می شنود که از اطراف می گویند گوهـر شب چـراغ را یافته است. این خواب شهـریار هـم بـدین گـونه تعـبـیر شد که معـشوقـه در مـدت نـزدیکی از کف شهـریار رفت و در منظومهً ( زفاف شاعر ) شرح آن به زبان شهـریار به شعـر گـفـته شده است و در هـمان بهـجت آباد تحـول عـارفانه ای برای شهـریار دست می دهـد که گـوهـر عـشق و عـرفان معـنوی را در نـتـیجه آن تحـول می یابد.  شعـر خواندن شهـریار طرز مخصوصی دارد - در موقع خواندن اشعـار قافـیه و ژست و آهـنگ صدا هـمراه موضوعـات تـغـیـیر می کـند و در مـواقـع حسـاس شعـری بغـض گـلوی او را گـرفـته و چـشـمانـش پـر از اشک می شود و شـنونده را کاملا منـقـلب مـی کـند. شهـریار در موقعـی که شعـر می گـوید به قـدری در تـخـیل و اندیشه آن حالت فرو می رود که از موقعـیت و جا و حال خود بی خـبر می شود.  شرح زیر نمونهً یکی از آن حالات است که نگـارنـده مشاهـده کرده است:  هـنـگـامی که شهـریار با هـیچ کـس معـاشرت نمی کرد و در را به روی آشنا و بـیگـانه بـسته و در اطاقـش تـنـها به تخـیلات شاعـرانه خود سرگـرم بود، روزی سر زده بر او وارد شدم، دیـدم چـشـمهـا را بـسـته و دسـتـهـا را روی سر گـذارده و با حـالـتی آشـفـته مرتـباً به حـضرت عـلی عـلیه السلام مـتوسل می شود. او را تـکانی دادم و پـرسیدم این چـه حال است که داری؟ شهـریار نفـسی عـمیـق کشیده، با اضهـار قـدردانی گـفت مرا از غرق شدن و خـفگـی نجات دادی. گـفـتم مگـر دیوانه شده ای؟ انسان که در توی اطاق خشک و بی آب و غـرق و خفـه نمی شود.


دانلود با لینک مستقیم


بیوگرافی استاد شهریار