فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد تاریخچه رقابتهای مسترالمپیا

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد تاریخچه رقابتهای مسترالمپیا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 30

 

تاریخچه رقابتهای مسترالمپیا

رقابتهای "مسترالمپیا" مهمترین و معتبرترین رقابت در کل دنیای بدنسازی است. برنده عنوان قهرمانی بعنوان بزرگترین بدنساز دنیا شناخته می شود و در اصل از قهرمان این رقابتها بعنوان قهرمان جهان یاد می شود. بدنسازان بزرگی هر ساله به مسابقات می آیند و به تاریخ می پیوندند

شاید کمترین آرزوی هر بدنساز حرفه ای، حداقل یک بار شرکت در این مسابقات باشد

درسال 1963، جو ویدر به بررسی عناوین بدنسازی موجود در آن زمان پرداخت( از جمله Mr. World, Mr.unicerseو...)

و احساس کرد، هیچکدام از آنها بطور کامل با مسیری که ورزش با آن روبروست مطابقت ندارند. او احساس می کرد، نسل آن زمان بدنسازان می توانند ورزش بدنسازی را به سطح بسیار بالایی ارتقاء دهند، ولی برای این کار نیاز به رقابتی متناسب با استعدادهایشان داشتند. او نهایت رقابت، نهایت عنوان برای نهایت فیزیک بدنی، یعنی مسترالمپیا را بنیانگذاری کرد که در سال 1965 صورت عملی به خود گرفت و مسابقات این ورزش را برای همیشه متحول کرد.

اولین دوره رقابتها در 18 سپتامبر1965 برگزار شد( 28 شهریور 1344) انبوه تماشاچیان مشتاق در آکادمی موزیک بروکلین نیویورک در حالیکه در جایگاههای خود آرام و قرار نداشتند، انتظار می کشیدند و جیغ و فریاد می کردند. آنها دست می زدند، پایکوبی می کردند و تا جایی که حنجره شان اجازه می داد فریاد می کشیدند. همه اینها برای سوپر استار کالیفرنیا بود با بازوهایی خیلی بزرگتر از آنچه در آنچه در آن روزگار می توانست قابل تصور باشد و او کسی نبود جز لری اسکات افسانه ای و این شب تحقق بزرگترین دستاورد جو ویدر بود. شب اولین رقابت مسترالمپیا در تاریخ بدنسازی. لری اسکات فوق ستاره آن روز بود. که از سال 1963 در دنیای بدنسازی چیزی برای او جهت فتح کردن باقی نمانده بود.

او قهرمان آمریکا،Mr. Universe و Mr. World شده بود. گذشته از اینها اسکات در همان زمان هم دارای یک خانه پر از نشان، افتخارات و لوحهای رنگارنگ بود و حالا احساس می کرد، وقت گذشتن از بدنسازی و کسب درآمد است.

جو ویدر تشخیص داده بود که به حفظ لری اسکات در بدنسازی نیاز است، برای اینکه بتوان این ورزش را وادار به رشد کرد. او مسابقات مسترالمپیا را ایجاد کرد تا بتواند همه قهرمانانMr. Universe را فعال حفظ کرده و برایشان موقعیت کسب درآمد از راه رقابت را فراهم کند. او به این نتیجه رسیده بود که برای موفقیت این رشته در آینده، قهرمانان باید بتوانند از راه رقابت زندگی خود را بگذرانند، مثل همه ورزشکارن حرفه ای دیگر.

به هر حال اسکات، برنده رقابت مسترالمپیا در شب گرم سپتامبر 1965 شد و قهرمانی اش را در مسترالمپیا 1966 تکرار کرد. لری اسکات مردی بود که فیزیکش تا امروز در اذهان باقی مانده مردی که دارای حجم عضلانی بالایی بود، در دوره ای که بدنسازان عضلانی در حد او بندرت دیده می شد. او بازوهایی داشت که حتی با استانداردهای امروز، بعنوان بازوهای کامل مورد پذیرش است. عضلانی دو سر بازوی او کامل و گرد بود و در هنگام فیگور جلوباز و کاملاً خشک و واضح. در هنگام فیگور پشت بازو، حجم بالای عضلات سه سرپشت بازوی او غیرقابل انکار بود.

او بطور باورنکردنی بدون چربی بود و جزئیات عالی در عضلات پشتش دیده می شد. او جزو بدنسازان پیشگامی بود که این ورزش را به سطح مدرن ارتقاء داد. پس از مسابقات 1966 او اعلام بازنشستگی کرد و رقابت برای تصرف عنوان قهرمانی در سال 1967 آغاز شد. در سال 1967، سرجیو اولیوا( معروف به اسطوره) در شرایطی برتر از دیگر رقبا برنده سومین دوره رقابتها شد. مردم حیرت زده بودند که سرجیو تا چه اندازه توانسته بهتر شود. چرا که در سال پیش او عنوانی بهتر از چهارمی کسب نکرده بود( در بین چهار شرکت کننده). در واقع او خیلی بهتر از دیگران شده بود و توانست برنده سال 1968 هم شود. در واقع هیچ کس توان مبارزه با او را نداشت. سرجیو بدنسازی بود که از نظر حجم خالص عضلانی و تسلط در بسیاری از فیگورها، بیست سال جلوتر از زمان خودش حرکت می کرد. حتی امروز هم، تعداد کمی از بدنسازان می توانند فیگور ساعد در بالای سر را بطور کامل اجرا کنند. فیگوری که او در زمان پیروزی از آن استفاده می کرد و به فیگور پیروزی معروف شد.

بازوها، پاها و پشت او الگوی بسیاری از بدنسازان پس از او شد.

او مفاصل کوچکی داشت، کمری باریک و عضلاتی بزرگ. همه این خصوصیات باعث برتری او در رقابت می شد و دلیل بسیاری از پیروزیهایش بود.

با این وجود، بزرگترین رقیب سرجیو در راه بود. 1969 سال بزرگترین رقابت در تاریخ بدنسازی بود. اولیوا بوسیله یک جوان اتریشی به مبارزه طلبیده شد و این جوان کسی نبود جز آرنولد شوارتزنگر. ولی سرجیو در یک مبارزه نزدیک، موفق از مبارزه بیرون آمد. حالا او برای سومین سال پی در پی برنده مسترالمپیا شده بود. ولی آرنولد قول داد که دیگر هرگز سرجیو نتواند او را شکست دهد. هر دو آنها بسختی برای مسابقه سال بعد که در سپتامبر 1970 برگزار شد تمرین کردند، آرنولد همانطور که ادعا کرده بود توانست از سرجیو پیشی بگیرد تا سومین مردی باشد که عنوان المپیا را بدست می آورد.

او ادعا کرد تا زمانی که بازنشسته شود عنوانش را حفظ خواهد کرد و هرگز شکست نخواهد خورد. آرنولد عنوان قهرمانی را در سال 1971 هم حفظ کرد. برای اولین بار، مسابقات در خارج از نیویورک و در پاریس برگزار شد و همزمان با آن مسابقاتNABBA Universe هم در لندن برگزار شد. آرنولد، با 100 درصد وفاداری نسبت بهIFBB، در مسترالمپیا شرکت کرد، در حالیکه دیگر قهرمان بزرگ آن سال شرکت در رقابت NABBA و دوری از آرنولد را ترجیح دادند. سال 1972، المپیا در اسن آلمان برگزار شد، جایی که میزبان جنگ بزرگ دیگری بین سرجیو و آرنولد بود. حتی تا امروز هم، کسانی که مسابقات آن سال را دیدند، با گذشت بیش از 30 سال هنوز در مورد اینکه چه کسی باید قهرمان می شد بحث می کنند. قضاوت توسط هفت داور انجام شد، و با چهار به سه رأی، آرنولد عنوان مسترالمپیا را تصاحب کرد. سال 1973، مسابقات مجدداً به نیویورک بازگشت. آرنولد برای چهارمین سال متوالی و با پیروزی بر فرانکو کلمبو و سرج نوبرت عنوان قهرمانی را تصاحب کرد. اکثر مردم اعتقاد داشتند که این یک قهرمانی ساده برای آرنولد بود، ولی رقیبی تنومند برای سال بعد منتظر او بود، ورود ناگهانی لوفرینو به مسابقات حرفه ای. با 193 سانتیمتر قد و حدود 122 کیلوگرم وزن، سنگین ترین رقیبی بود که آرنولد تا به حال با آن مواجه شده بود. رقابت در نیویورک برگزار شد. در این سال برای اولین بار مسابقات در دو کلاس وزنی 90+ کیلو و 40- کیلو برگزار شد و این وضع تا سال 1979 ادامه یافت. آرنولد باز هم تسلطش را نشان داد و برای پنجمین بار قهرمان شد، ولی شایعاتی مبنی بر بازنشستگی او به گوش می رسید.

در سال 1975 مسابقات به آفریقای جنوبی منتقل شد، و تا ابد در فیلمPumping Iron جاودان شد. اکثر افراد نزدیک به آرنولد، معتقد بودند تنها دلیل شرکت او در رقابت بخاطر این بود که برای اولین بار از رقابتها فیلمبرداری می شد و این می توانست باعث آغاز حرفه او در زمینه سینما شود. آرنولد براحتی به پیروزی رسید و فوراً بازنشستگی اش را اعلام کرد.

او حقیقاً مردی بود که بدنسازی را در مسیر اصلی حرکت، قرار داد. مثل لری، و سرجیو، آرنولد هم جلوتر از زمان پیش می رفت. او بطرز باورنکردنی دارای عضلات دو سر بازو بزرگ و قله ای بود. و در کنار بزرگ بودن دارای ساختاری بود که تنها بهترین ژنتیکها می توانند آنرا بسازند. عضلات سینه او ضخیم و با کیفیت بود و در هر دو این قسمتها یعنی بازوها و سینه حتی شاید بهتر از بزرگترین بدنسازان امروز بود. علاوه بر این دارای عضلات ساق عالی و کاملاً عضلانی بود . با توجه به استانداردهای امروز، پاها و پشت او قابل رقابت با نسل حرفه ای امروز نیست، ولی در دوران خودش بهترین بود. او اعتماد به نفس و جذابیت را به تصویر می کشید و این خصوصیات در فیلمی که او ستاره آن بود یعنیPumping Iron واضح و مشهود است.

اغلب مردم قبل از ظهور او نمی خواستند مثل بدنسازان رقابتی باشند و به آن اندازه عضلانی. آرنولد تنومند بود، ولی نه تا حدی که زیبایی عضلات را از دست داده باشد. عشق و علاقه و تأثیر او در این ورزش با هیچ بدنساز دیگری قابل مقایسه نیست. او مسابقات آرنولد شوارتزنگر کلاسیک را در 1989 پایه گذاری کرد و تا امروز هم جزو بهترین رقابتهای بدنسازی حرفه ای به حساب می آید. در ضمن کتاب دایره المعارف بدنسازی آرنولد هنوز هم یکی از بهترین مراجع بدنسازی محسوب می شود و بعنوان یکی از بزرگترین افرادی که وارد رشته بدنسازی شد، همواره در ذهنها خواهد ماند. سال 1976، رقابتها در کلمبوس اوهایو انجام شد، با حضور آرنولد بعنوان مجری مسابقات به همراه جیم لوریمر. بالاخره فرانکو کلمبو پس از بیش از پنج سال تلاش و چند بار مقام دومی، برنده عنوان مسترالمپیا شد. البته این یک پیروزی آسان نبود، و با فاصله ای بسیار اندک نسبت به فرانک زین بدست آمد. پس از رقابت، کلمبو اعلام بازنشستگی کرد و زین سریعاً تمریناتش را برای سال بعد آغاز نمود.

و اما در مورد دکتر کلمبو، او واقعاً یک بدنساز استثنائی بود، هر چند که مثل آرنولد بر صحنه تسلط نداشت. او خدمت بسیاری به دنیای بدنسازی کرد و برنده تمام عناوین اصلی پاورلیفتینگ و بدنسازی موجود در زمان خود شد. در کنار دارا بودن فیزیکی در حد مسترالمپیا می توانست بیش از 730 پوند( 5/328 کیلوگرم) را با وزنی معادل 82 کیلوگرم لیفت کند! سابقه او در پاورلیفتینگ باعث گسترش تراکم عضلانی او شده بود، حجم عضلانی متراکمی که کمتر بدنساز حرفه ای امروز را می توان با آن مقایسه کرد. او همچنین یک بوکسور رقابتی و یکی از شرکت کننده ها در رقابتهای جهانی بود. در ضمن متخصصChiropractic ( درمان درد مفاصل با جابجا کردن مهره ها توسط ماساژ) و دارای مدرک دکترا در تغذیه و تخصص در طب ورزش و حرکت شناسی بود. از این جهات هیچ مسترالمپیای دیگر با او قابل مقایسه نیست.

1977، سال زین بود. زین با یک سال برنامه ریزی، کاملاً برای مسابقه آماده بود. او بسیار خشک و عضلانی به کلمبوس آمد. خودش فکر می کرد هیچ کس توان رقابت با چگالی عضلانی او را ندارد. اتفاقاً همینطور هم شد و او عنوان المپیا را به چنگ آورد. سال 1978، باز هم رقابتها در کلمبوس برگزار شد و فرانک زین مثل سال پیش اول شد. فرانک ثابت کرد که مسترالمپیا لازم نیست خیلی عظیم الجثه باشد و چیزی که باعث پیروزی می شود کیفیت است.

زین همواره در نمایشها بخاطر بدن مجسمه گونه اش مطرح بود. تناسب، تقارن و بالانس بدنی او با هیچ بدنساز دیگری قابل مقایسه نبود. او تنها با وزنی حدود 81 کیلوگرم توانست قهرمان مسترالمپیا شود. علاوه بر اینها دارای درجه استادی در رشته روان شناسی بود. او قهرمان بسیار پرمعلوماتی بود و توانایی بالایی برای سخنرانی در سمینارهای مربوط به بدنسازی داشت.

در سال 1979، زین برای سومین سال متوالی مسترالمپیا شد.

آیا می توانست باز هم ادامه دهد و به رکورد شش دوره قهرمانی آرنولد دست یابد؟ زین بنظرغیرقابل شکست می آمد.

ولی در سال 1980 همه چیز تغییر کرد و تبدیل به جنجالی ترین رقابتهای المپیا در طول تاریخ شد. فکر می کنید چرا؟

 راز حجم و قدرت

هنوز هم بسیاری از ورزشکاران بدنبال ترتیب ست/تکرار، مکمل یا برنامه جادویی هستند. اما همان گونه که قبلا هم در هر فرصتی به مخاطبانم گفته ام، این کار، چندان پیچیده هم نیست. به قول همکارم، دکتر کن: "آب خوردن است".

 

با اینحال، بسیاری از مخاطبان متوجه مطلب نمی شوند. در ادامه، برخی واقعیتهای مربوطه به پیشرفت خودم را از هنگامی که وزنه زدن را جدی آغاز کردم، با خوانندگان در میان می گذارم. آن روزها، اشتیاق زیادی به حجیمتر و قویتر شدن و همچنین شرکت در مسابقات وزنه برداری قدرتی داشتم.

 

موارد زیر، اصول بنیادی تمرین ما بود. منظور از "ما"، من و مارک مک لد، معروف به "گامبی" است که با هم تمرین می کردیم.

تمرکز روی پرس سینه، اسکوات و ددلیفت. هفته ای دو بار اسکوات و پرس سینه می رفتیم. ددلیفت را هم هفته ای یک بار انجام می دادیم.

افزایش وزنه یا تکرار در هر جلسه تمرین! اگر وزنه را نمی توان اضافه کرد، پس باید تکرار را زیاد کرد.

رفع کوفتگی، علامت آمادگی برای تمرین نبود. هر وقت می توانستیم وزنه و/یا تکرار را اضافه کنیم، تمرین می کردیم.

حرکتهای اضافه را به حداقل می رساندیم. تمرینهای "اضافه" عادیمان، بارفیکس با وزنه، پرس سینه دست جمع، جلوبازو هالتر ایستاده و درازنشست با وزنه بودند.

شدت! در قاموس ما، چیزی به نام "نیاز به انگیزه" نبود. "تمرین ناقص" نداشتیم. پس از تمرین، اخم نمی کردیم و به "فکر" فرو نمی رفتیم. اگر تمرینمان را کافی نمی دانستیم، با انگیزه بیشتر به جنگ وزنه ها می رفتیم. به یاد دارم یک روز صبح، گامبی به ددلیفت نرسید. با وجود آنکه روزی دو شیفت کار می کرد، آنقدر احساس ناراحتی کرده بود که همان شب، ساعت 9 به باشگاه برگشت و ددلیفت را با وزنه ای که قبلا نتوانسته بود بلند کند، زد.

ما مقید به حجم عضلانی، استراحت بین ست ها، سرعت تکرارها، درصد وزنه، سرعت، قدرت، یا هر چیز دیگری نبودیم.

هیچ جلسه تمرینی را از دست نمی دادیم (مگر به سبب بیماری).

افزایش وزنه یا تکرار در هر جلسه تمرین. هر جلسه! نگویید که این مورد را قبلا هم گفته ام. باز هم می گویم. به این شیوه، تمرکز بر پیشرفت می گویند!

خوب، حتما می پرسید نتیجه پایبندی به این اصول چه بود؟ با ذکر این نکته که در رسیدن به این حجم و قدرت بدنی، از هیچ گونه مکملی استفاده نشده است، با تصاویر زیر، پاسختان را می دهم!

 

این عکس هنگامی است که تمرین را با جدیت آغاز کرده بودم. هنوز هم آن کمربند وزنه برداری را دارم. آن موقع، هنوز نو بود و داشتم امتحانش می کردم. مارک "باب مریس" است. اگر حافظه ام درست کار کند، دکتر کن کمربند های باب مریس را پیشنهاد کرده بود. وزنم 160 پوند (73 کیلوگرم) بود و آماده تغییر!

 

بیل پایش در حال ددلیفت با یک کمربند باب مریس

 

این عکس هم که مرا در حال ددلیفت در مسابقات آزاد وزنه برداری قدرتی بدون داروی غرب میانی آمریکا نشان می دهد، دو سال بعد گرفته شده است. 560 پوند (255 کیلوگرم) وزنه به میله هالتر زده شده است. شب پیش از مسابقه، 210 پوند (95 کیلوگرم) و نگران اضافه وزن بودم (امان از پیتزا!). خودم را برای دسته 198 پوند (90 کیلوگرم) آماده کرده بودم. اینجا، تاثیر تمرکز بر اصول را در بدنم مشاهده می کنید. البته به تکنیکم توجه نکنید، افتضاح بود!

 

 

انجام ددلیفت در مسابقات آزاد وزنه برداری قدرتی بدون داروی غرب میانه آمریکا

 

 

 

بدون شک، ددلیفت یکی از تمرینهای مادر افزایش حجم و قدرت است. این تمرین، تاثیری کاملا مشهود بر بدن من گذاشت. هنگام ددلیفت، ما (من و گامبی) فشار مضاعفی به خود می آوردیم، چون می دانستیم با این حرکت است که می توانیم در مسابقات بدون دارو، از پس حریفانمان برآییم. این واقعیت که اغلب بدنسازان، توجه زیادی به ددلیفت نمی کنند، باعث شد تا در سطح منطقه ای، حرفی برای گفتن داشته باشیم.

 

 

ددلیفت هالتر

 

ما، هفته ای یک بار ددلیفت می رفتیم و کارمان را با یک ست نهایی 5 تکراری به پایان می رساندیم. به ندرت بیش از 5 تکرار می رفتیم، زیرا تصور می کردیم که در این صورت، دیگر "وزنه برداری قدرتی" نکرده ایم. بله، البته الان می دانیم که اشتباه می کردیم!

 

ما فقط در هر فرصتی که می توانستیم، وزنه اضافه می کردیم. هفته ای 5 پوند (2 کیلوگرم) وزنه اضافه می کردیم. اگر وزنه ای را نمی توانستیم 5 تکرار بزنیم، هفته بعد هم همان را می زدیم یا اگر سرحال بودیم و احساس قدرت می کردیم، ممکن بود آن را اضافه هم بکنیم. ما ددلیفت روی پایه هم می رفتیم. گاهی پایه را آنقدر بالا می آوردیم که میله هالتر روی زانوهایمان قرار می گرفت. و باز هم، 5 تکرار می رفتیم!

 

ما عاشق عدد جادویی 5 بودیم! دیگر چه می کردیم؟ خوب، تقریبا همیشه بارفیکس با وزنه می رفتیم. اکنون که به گذشته نگاه می کنم، نمی دانم چرا. باز هم یکی دو ست – بله، درست حدس زدید – 5 تکراری می رفتیم!

 

شکم هم می رفتیم و 1 تا 2 ست درازنشست با وزنه انجام می دادیم. این، "برنامه" ما بود و به این ترتیب، طی مدتی کوتاه، از 500 پوند (227 کیلوگرم) هم بالاتر رفتیم.

 

 

 

با این حال، صعود به 550 پوند (250 کیلوگرم) برای هر دویمان دشوارتر بود، اما به هر حال از پسش برآمدیم. پس از آن، 600 پوند (273 کیلوگرم) را هدف قرار دادم و بدین ترتیب، تغییراتی در تمرینم ایجاد شد. گامبی هیچ وقت به 600 پوند نرسید ولی تا 570 پوند (260 کیلوگرم) بالا آمد. هر دویمان بشدت سنگین تمرین می کردیم اما صادقانه بگویم، گاهی اوقات، خیلی هوشمندانه تمرین نمی کردیم. خوب، در نهایت چه آموختم؟ ادامه را بخوانید.

هنگام ددلیفت، پاها، ستون بدن هستند. اگر قدرت پاهایتان افزایش یابد، ددلیفتتان هم باید سنگینتر شود. من هر وقت که می توانستم هالتر اسکوات را سنگینتر کنم، متعاقبا وزنه ددلیفت را هم اضافه می کردم.

عضلات ضعیف شکم، مانع ددلیفت می شوند. هنگام تمرین برای زدن وزنه 600 پوند، به این عضلات، توجه بیشتری داشتم. از آن پس، توجه بیشتری به پیشرفت در تمرینهای شکمم داشتم. دیگر به این عضلات، بعنوان عضلات درجه دو نگاه نمی کردم.

ظاهرا، ددلیفت از روی پایه، باعث کاهش تواناییم در ددلیفت از روی زمین می شد. سالها پیش، جریان رها کردن ددلیفت از روی پایه و عدم توصیه آن را شرح داده ام. البته، تمام ماجرا را نگفته بودم. ایستادن روی یک تخته نازک، فایده چشمگیری داشت. یک تخته به ضخامت سه چهارم اینچ (2 سانتیمتر) کفایت می کند. بله، همین تغییر ارتفاع ناچیز، تاثیری فوق العاده داشت. در واقع تا روز مسابقه، هرگز بدون تخته ددلیفت نمی کردم. یعنی میله هالتر اینقدر بالا می آمد؟

ظاهرا، کشش کمر با وزنه کمکم می کرد. این حرکت را پس از آخرین ست ددلیفتم انجام می دادم. تعداد تکرار عادی، 5 تا 8 بار بود. در این مورد هم سعی می کردم، وزنه را هر جلسه اضافه کنم. برای این تمرین، یک هالتر خمیده روی شانه هایم می گذاشتم. جهت جلوگیری از جراحت، می توان بین شانه ها و هالتر، یک حوله چند لا یا ابر گذاشت.

 

استراحت بیشتر بین جلسه های ددلیفت. آخرین ددلیفت من، دو هفته پیش از مسابقه بود. اکنون می دانم که این استراحت، چقدر مفید بود.

با کمر خمیده، ددلیفت نکنید! این اشتباه، قاتل من بود. فایده استراحت، همین بود. فکر می کنم اگر کمرم را صاف نگه داشته بودم، می توانستم هفته ای یک بار به ددلیفت ادامه دهم. من به علت ددلیفت با کمر خمیده، بارها به کمرم آسیب زدم. فکر نکنید که می توانید با کمر خمیده ادامه دهید. کسانی که با کمر خمیده ددلیفت می کنند، بالاخره به خودشان آسیب می زنند.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد تاریخچه رقابتهای مسترالمپیا

بیماری MS2

اختصاصی از فایلکو بیماری MS2 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 24

 

**بیماری MS  یا (Multiple Sclerosis)**

بیماری MS چیست ؟                     

          بیماری MS یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی بوده و در این بیماری پوشش محافظ اعصابی که در داخل و اطراف مغز نخاع قرار دارند تخریب می شود که این خود باعث ایجاد طیف گسترده ای از علائم مثل از دست دادن کنترل عضلات هماهنگی بین آنها تا اختلالات بینائی می شود.

          این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است. همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به MS را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.

علت بروز این بیماری چیست ؟

          تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی بنظر می رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخهای خود ایمنی داشته باشد. چیزهائی مثل یک ویروس ممکن است باعث تحریک سیستم ایمنی شده و بدن را وادار به تولید پادتنهائی کند که به اشتباه به عناصر خودی بدن حمله میکنند، در بیماری MS این پادتنها به میلین ( Myelin ) که پوشش اعصاب می باشد حمله کرده و آنها را نابود می کنند. میلین باعث می شود که پیامهای عصبی به سرعت در طول عصب منتقل شود. حال اگر این ماده تخریب شود بر روی عصب نقاطی بدون میلین بنام پلاک بوجود می آید و با گسترش این پلاکها انتقال پیام عصبی در طول عصب کند شده و یا  با مشکل مواجه می شود که خود باعث بروز علائم بیماری MS می شود.

      البته علاوه بر ویروس ، محققان معتقدند که پاسخهای خود ایمنی ( یعنی عملکرد دستگاه ایمنی علیه میزبان و نه یک عامل خارجی ) می تواند در اثر عوامل محیطی و یا ژنتیکی نیز اتفاق بیفتد.

علائم بیماری MS چیست ؟

          بیشتر بیماران در سنین 40-20 سال متوجه علائم بیماری MS می شوند. نوع این علائم و چگونگی پیشرفت آنها نیز بستگی به محل پلاکها در دستگاه عصبی مرکزی بیمار دارد. آسیب میلین مربوط به اعصابی که پیام عصبی را به ماهیچه ها می برند باعث ایجاد علائم حرکتی می شود ولی درگیری اعصابی که باعث انتقال حس می شوند سبب اختلال حواس مربوطه می شود. علائم معمولاً با خستگی غیر قابل توضیح و گنگ شروع می شود و بدنبال آن ضعف کلی بدن ایجاد می شود. البته این ضعف ممکن است فقط در یک پا و یا یک دست رخ دهد. بعضی از بیماران دچار تاری دید و یا دیددوگانه ( دود بینی ) می شوند. همچنین علائمی مثل کرختی و سوزن سوزن شدن صورت، دستها و پاها، بدن، اختلال تعادل ، لرز گیجی، اختلال در بلع و یا اختلال در صحبت کردن، از بین رفتن کنترل مثانه هم در بیماری MS مشاهده می شود.

          بیماران زیادی که مبتلا به MS می باشند، دچار درد مزمن هم هستند و گروه کمی از این بیماران دردهای حاد را نیز تجربه می کنند که این دردهای حاد، ناگهانی و شدید بوده و اغلب در صورت و یا ناحیه کمر ایجاد می شوند.

          روند بیماری MS کلاً غیر قابل پیش بینی است. این بیماری دارای مرحله علامتدار و فعال و مرحله نهفته می باشد. بعضی از بیماران پس از مرحله علامتدار و فعال بیماری وارد یک مرحله نهفته طولانی می شوند که در آن علائم بسیار خفیف می باشد. ولی بعضی دیگر با وارد شدن در هر مرحله فعال، طول مدت مرحله نهفته آنها کوتاهتر و کوتاهتر می شود و یا کلاً وارد مرحله نهفته نمی شوند. این بیماران که فاز نهفته کوتاهی دارند به احتمال بیشتری دچار ناتوانی های دائمی مثل فلج می شوند. گرما و استرس هم می توانند باعث بدتر شدن علائم بیماری شوند. بسیاری از بیماران مبتلا به MS، افسرده هم می شوند گرچه محققان مطمئن نیستند که آیا افسردگی از علائم این بیماری است و یا فقط پاسخی به یک بیماری مزمن به شمار می رود. بیماری MS بطور کلی تأثیری بر روی طول عمر بیمار ندارد.

چگونه این بیماری تشخیص داده می شود ؟

          پزشکان موقعی به MS مشکوک می شوند که بیمار نسبتاً جوان با علائم حرکتی و یا حسی که مرتباً حالت فعال و سپس خفته بخود می گیرد مواجه شوند. پزشکان مانند هر بیماری دیگری باید یک تاریخچه پزشکی دقیق را در کنار معاینه فیزیکی فرد قرار داده تا بتوانند به تشخیص MS نزدیک شوند. البته برای رسیدن به یک تشخیص قطعی باید مجموعه ای از تستها را برای کنار گذاشتن سایر بیماریهای مشابه انجام داد. بهترین وسیله برای نشان دادن نقاطی از دستگاه عصبی مرکزی ( مغز و نخاع ) که میلین در آنها از بین رفته است و پلاک ایجاد شده MRI می باشد.

          پزشک همچنین ممکن است « آزمایشات پتانسیل برانگیخته » را که می توان روی اعصاب و حواس مختلف مثل بینائی، شنوایی ، ... انجام داد، درخواست کنند. در این آزمایشات این اعصاب تحریک شده و سرعت انتقال پیام الکتریکی در آنها اندازه گیری می شود. بیماران مبتلا به MS پاسخ کندتر و آهسته تری نسبت به تحریک اعصاب از خود نشان می دهند. پزشک همچنین ممکن است آزمایش بررسی مایع  مغزی- نخاعی ( که از طریق کمر این مایع گرفته می شود و بر روی آن آزمایشاتی انجام می گیرد )  را درخواست نماید. مایع مغزی – نخاعی در افراد مبتلا به MS حاوی سطوح بالای پروتئین و WBC سفید بالاتر از حد معمول می باشد. این بیماری مسری نبوده اما نقش ژنتیک در ایجاد آن تایید شده است. در حال حاضر هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد اما شیوه های درمان موجود در تغییر سرعت روند بیماری مؤثر هستند.

بیماری ام.اس (مولیتپل اسکلروزیس) یکی از شایعترین بیماریهای سیستم اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) است و در اثر تخریب غلاف میلین ایجاد می شود. میلین غلافی است که فیبرهای عصبی را احاطه می کند و در انتقال سریع امواج عصبی نقش بسیار مهمی دارد. در حالت طبیعی با وجود این غلاف امواج عصبی به سرعت منتقل شده و موجب توانایی بدن در ایجاد حرکات هماهنگ و موزون میگردند. در بیماری ام.اس این غلاف عصبی به تدریج تخریب می شود و بدین ترتیب امواج عصبی از مغز به خوبی منتقل نمی شود و علایم مختلف بیماری ام.اس ظاهر می شود. این بیماری مسری نبوده و از دسته بیماریهای ارثی هم محسوب نمیشود، اما نقش ژنتیک در ایجاد آن تایید شده است. در حال حاضر هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد اما شیوه های درمان موجود در تغییر سرعت روند بیماری مؤثر هستند. علایم بیماری ام.اسعلایم بیماری ام.اس، بسته به اینکه چه منطقه ای از سیستم اعصاب مرکزی گرفتار شده باشد، بسیار متغیر هستند و الگوی بیماری ام.اس از هر فردی به فرد دیگری متفاوت است. این علایم حتی در یک فرد خاص در طول سیر بیماری تغییر می کند. علایم شایع این بیماری شامل :۱- اختلالات بینایی : تاری دید ، دو بینی ، حرکات غیر ارادی و سریع چشم و به ندرت از دست دادن


دانلود با لینک مستقیم


بیماری MS2

مقاله طراحی میکروکنترلر AVR جهت اسکن

اختصاصی از فایلکو مقاله طراحی میکروکنترلر AVR جهت اسکن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله طراحی میکروکنترلر AVR جهت اسکن


مقاله طراحی میکروکنترلر AVR  جهت اسکن

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 

فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحات:59

چکیده :

قبل از ساخت میکروکنترلرها ، برای ساخت هر وسیله یا ابزاری برای اندازه گیری های مختلف مثل دما ، ولتاژ ، جریان ، فرکانس و ... از سخت افزار در سطح وسیعی استفاده می شد . ولی با ساخت و اختراع میکروکنترلرها انجام این نوع اندازه گیری ها آسانتر شد .

هدف از انجام این پروژه به دست آوردن سخت افزاری است که گوشه ای از قابلیت های یک میکروکنترلر از جمله دقت و سرعت را نشان می دهد .

در این پروژه سعی شده با استفاده از میکروکنترلر AVR  و صفحه کلید 4×4 تمام کلیدها اسکن می شود.

این پروژه شامل دو قسمت : 1) نرم افزار ، 2) سخت افزار می باشد .

وجود میکروکنترلر باعث شده است مقدار زیادی از سخت افزار را که قبلا مورد استفاده قرار می گرفت حذف نماید . در ادامه به توضیح این دو بخش و نحوه عملکرد AVR پرداخته شده است .

 

 

 

 

تاریخچه و مقدمه :

ریزپردازنده وسیله ای است که می توان با دادن فرمان آن را به عملیات مختلف واداشت . یعنی یک کنترل کننده قابل برنامه ریزی است . همه ریزپردازنده ها سه عمل اساسی یکسانی را انجام می دهند : انتقال اطلاعات ، حساب و منطق ، تصمیم گیری ، اینها سه کار یکسان هستند که به وسیله هر ریزپردازنده ، کامپیوتر کوچک یا کامپیوتر مرکزی انجام می شود .

اولین ریزپردازنده تک تراشه ای ، ریزپردازنده Intel 4004 بود که توانست دو عدد 4 بیتی دودویی را جمع کند و عملیات متعدد دیگری را انجام دهد .

4004 با معیارهای امروزی یک وسیله کاملا ابتدایی بود که می توانست 4096 مکان مختلف را آدرس دهد. برای حل این مسئله بود که ریزپردازنده 8 بیتی ( 8008 ) به وسیله شرکت Intel معرفی شد .

Intel 8008:

Intel 8008 توانست اعداد 8 بیتی را ( که بایت نامیده می شوند ) به کار گیرد ، که این خود پیشرفت بزرگی نسبت به 4004 بود . تقریبا در همان زمان گشایشی در ساختن مدارهای منطقی NMOS ( نیمه هادی اکسید فلز از نوع N )پیش آمد . منطق NMOS بسیار سریع تر از PMOS است . به علاوه از یک منبع تغذیه مثبت استفاده می کند که آن را برای اتصال به مدارهای منطقی TTL سازگارتر می کند . خصوصیات مذکور از این جهت دارای اهمیت است که بسیاری از مدارهای جنبی ریزپردازنده از نوع TTL هستند . NMOS سرعت ریزپردازنده را با ضریبی در حدود 25 بار افزایش می دهد که رقم چشمگیری است .

این تکنولوژی جدید در ساختمان ریزپردازنده معروف امروزی یعنی Intel 8080 به کار برده شد .

 

Intel 8080:

Intel 8080 در 1973 و معرفی آن دنیا را به دوره ریزپردازنده وارد کرد . 8080 نوع بسیار غنی شده ای از 8080 بود که می توانست 500000 عمل را در ثانیه انجام دهد و 64 کیلو بایت از حافظه را آدرس می دهد و 500000 دستورالعمل را در ثانیه اجرا کند . امتیاز اصلی Z80 نسبت به 8080 این است که می تواند از دستورالعمل هایی که برای 8080  می شوند نیز استفاده کند . نرم افزاری که برای 8080 استفاده می شود بدون پیچیدگی بر روی Z80 قابل اجرا است . یک مشخصه سخت افزاری مهم Z80 در مقایسه با 8080 آرایش کامل تر ثبات هاست . Z80 همچنین مکانیزمی را به کار می گیرد که حافظه RAM دینامیکی را به طور خورکار تازه می کند . این دو مشخصه اضافی موجب برتری Z80 نسبت به Intel 8080 شده است.

سایر ریزپردازنده های اولیه :

تا سال 1973 ، Intel  تولید کننده اصلی ریزپردازنده ها بود . بعد از آن تولید کنندگان دیگر متوجه شدند که این وسیله جدید دارای آینده است و شروع به تولید انواع اصلاح شده دیگری از ریزپردازنده Intel 8080 کردند .

ریزپردازنده های امروزی :

به نظر می رسد که آینده توجه ریزپردازنده در دست سه شرکت Intel  ، Motorola و Zilog است . این شرکت ها هر یک با دو سال یک بار انواع پیشرفته تری از ریزپردازنده ها را تولید می کنند . امروزه ریزپردازنده ها از نظر اندازه بین 4 تا 32 بیت دارند .


دانلود با لینک مستقیم


مقاله طراحی میکروکنترلر AVR جهت اسکن

تحقیق در مورد بتن های بازیافتی

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد بتن های بازیافتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 46 صفحه


 قسمتی از متن .doc : 

 

امروزه استفاده از بتن های بازیافتی به یکی از مهم ترین مسائل تبدیل شده است و اقتصاد توجه زیادی به استفاده از بتن با دانه بندی بازیافتی (RAC) دارد.

تخمین زده شده است که نزدیک به 150 میلیون تن قلوه سنگ برای شن و ماسه بتن سالیانه در ایالات متحده تولید می شود و به مصرف می رسد. حال اگر این حجم بالای مصالح سنگی می توانست از مصالح گذشته بازیافت شود دیگر معادن شن و ماسه به سرعت رو به کاهش نمی رفت. بنابراین استفاده از بتن سازه های فرسوده جهت ساختن بتن با دانه بندی بازیافتی شاید نتوان که به طور کامل در نگه داشتن ذخایر و منابع طبیعی کمک کند ولی می تواند از هدررفتن یک حجم بزرگی از این منابع خدادادی کمک کند. همچنین استفاده از بتنهای RAC به تخریب نشدن محیط زیست نیز کمک بزرگی خواهد کرد.

استفاده از بتن های بازیافتی از سازه های قدیمی در دهه های گذشته منافعی را برای انسانها به دنبال داشته است. برای مثال در سال 1980بخش حمل و نقل مینسولتا (Minnesolta) 16 مایل از یک مسیر مسطح را با بتن بازیافتی پوشاند و بعد از آن تخمین زده شد که تقریباً در این پروژه حدود 600 هزار دلار صرفه جویی شده است.

بسمه تعالی

بخش اول:

مقاومت بتن بازیافتی در برابر سیکلهای ذوب شدن و یخ زدن

این مقاله به بررسی مقاومت بتن با دانه های بازیافتی (Recycled Aggregate Concrete) در برابر سیکلهای یخ زدن و ذوب شدن می پردازد و آن را با بتنهای طبیعی (معمولی) (Natural Aggregate Concrete) مقایسه می‌کند. این بررسی ها و نتایج حاصل یک سری آزمایشات علمی است که در آزمایشگاه صورت گرفته است.

سه حالت مختلف برای مقایسه بتنهای RAC و NAC درنظر گرفته می شود:

حالت یکم (Case I): استفاده از یک نسبت آب به سیمان متوسط با مقدار 0.47 را مورد رسیدگی قرار می دهد (base Mixture) که برای RAC و NAC استفاده می شود.

حالت دوم (Case II): در این حالت با کم کردن نسبت آب به سیمان از 0.47 به 0.29 حالتی را پدید می آورد که متفاوت از حالت اول خواهد بود که به آن بتن با عملکرد بالا گویند. (Concrete High-Performance)

حالت سوم (Case III): با اضافه کردن %5 مواد هوازا به بتن اصلی (base Mixture) این حالت را پدید می آوریم.

عملکرد بتن RAC (بتن بازیافتی) در حالتهای I و II به دلیل استفاده از دانه های بازیافتی خوب نخواهد بود. این نتیجه با بتن NAC مقایسه می شود که به دوام کامل رسیده است و نهایتاً نتیجه گرفته می شود که اگر در بتن RAC از مواد هوازا استفاده شود دوام بتن RAC به اندازه بتن NAC خواهد شد.

مقدمه :

امروزه استفاده از بتن های بازیافتی به یکی از مهمترین مسائل تبدیل شده است و اقتصاد توجه زیادی به استفاده از بتن بازیافتی (RAC) دارد.

تخمین زده شده است که نزدیک 150 میلیون تن قلوه سنگ برای تهیه سنگدانه های بتن سالیانه در ایالات متحده آمریکا تولید می شود و به مصرف می رسد. حال اگر این حجم بالای مصالح سنگی می توانست از مصالح گذشته و قدیمی بازیافت شود دیگر معادن شن و ماسه رو به کاهش و نابودی نمی رفت.

بنابراین استفاده از بتن سازه های فرسوده و راهها که عمر مفید خود را کرده اند جهت ساختن بتن با دانه های بازیافتی شاید نتواند که به طور کامل در نگه داشتن ذخایر و منابع طبیعی کمک کند ولی می تواند که از هدر رفتن یک حجم بزرگی از این منابع خدادادی کمک کند. همچنین استفاده از بتنهای RAC به تخریب نشدن محیط زیست نیز کمک بزرگی خواهد کرد.

استفاده از بتن های بازیافتی با تخریب بتن های فرسوده در دهه های گذشته منافعی را برای انسانها به دنبال داشته است. به عنوان مثال در سال 1980 بخش حمل و نقل مینسوتا (Minnesota) توانست 19 مایل از یک مسیر مسطح را با بتن بازیافتی بپوشاند و تقریباً 600 هزار دلار صرفه جویی اقتصادی داشته باشد.

اهمیت تحقیق:

بازیافت بتن سیمانی (Portland Cement Concrete) و تهیه یک بتن مناسب از مصالح بازیافتی به یک مطالعه کامل و جامع در رابطه با مشخصات فیزیکی مصالح و عملکرد دوام (durability concrete) نیاز دارد.

هرچند اطلاعات زیادی در رابطه با عملکرد دوام بتن سیمانی (PCC) در دست است اما با این حال این اطلاعات نمی تواند به خوبی عملکرد دوام بتن را برای ما آشکار کند، زیرا محدودیتها و تناقضات در نتایج آزمایشات انجام شده وجود دارد. بنابراین واضح است که گستره استفاده از بتن با دانه های بازیافتی (RAC) نیازمند تحقیقات وسیع به منظور انتقال دادن شفاف شرایط ساختاری موادی که ممکن است بر دوام و مقاومت بتنی در برابر یخبندان تأثیر کند.

اهداف:

بر طبق کمیته ACI شماره 201 (ACI Committee 201)، دوام بتن سیمانی (PCC) اینگونه تعریف می شود که توانایی مقاومت کردن در برابر عوامل جوی (Weathering faction)، مواد شیمیایی، ساییدگی یا دیگر مسایلی که باعث تخریب می شود. یک بتن بازیافتی (RAC) مقاوم مانند بتن طبیعی (NAC) باید بتواند شکل خود را حفظ کند، کیفیت خودش را از دست ندهد و کارآیی خود را از لحاظ سرویس دهی در سرتاسر عمر طراحی سازه حفظ کند.

بیوک (BUCK) متوجه شد که اختلاف بین مقاومت در برابر ذوب شدن و یخ زدن بتن اصلی (بتنی که بتن RAC از آن مشتق می شود.) و بتن RAC که از بتن خرد شده در آزمایشگاه تهیه شده است زیاد نیست.

مالهرون و اُماهونی (Malheron and Omahony) گزارش کردند که بتن ساخته شده از دانه های که بتن ساخته شده از دانه های بازیافتی در آزمایشگاه از نظر مقاومت در برابر


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد بتن های بازیافتی

فایل درس پژوهی پایه پنجم ابتدایی تاریخچه ی جانداران

اختصاصی از فایلکو فایل درس پژوهی پایه پنجم ابتدایی تاریخچه ی جانداران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

فایل درس پژوهی پایه پنجم ابتدایی تاریخچه ی جانداران


فایل درس پژوهی  پایه پنجم ابتدایی تاریخچه ی جانداران

درس پژوهی  پایه پنجم ابتدایی تاریخچه ی جانداران

فرمت فایل: ورد

تعداد صفحات: 25

 

 

 

 

چکیده

آدمی از آغاز بر آن بوده است که تاریکی های جهان را به نور آگاهی و دانش و اندیشه روشن نماید تا بتواند به افق های دورتر دانایی و دانش اوج بگیرد. در این میان اشتغال به نشر و پژوهش در علوم موهبتی است ایزدی که معلمان را به مراتب عالی الهی می رساند. و باری گران و مسئولیتی عظیم را بردوش این جماعت قرار می دهد. جستار پیش رو، حاصل این عشق و احساس وظیفه ی توأمان است.

درس پژوهی برگردان واژه ژاپنی  jugyokenkyu بمعنی مطالعه یا پژوهش تشکیل شده است .kenkyu بمعنی درس و jugyo بمعنای مطالعه یا پژوهش است . معادل انگلیسی درس پژوهی Lesson study است .

درس پژوهی به زبان ساده مطالعه و پژوهش جمعی پیرامون عمل تدریس است . بعنوان یک معلم حرفه ای بیا و در روش تدریس خود تامل کن! حتما روش بهتری برای تدریس وجود دارد . اما این بار نه به تنهایی، بلکه با یک گروه از معلمان هم  رشته ، روش خود را مورد مطالعه و آزمون قرار دهید ، با هم با نقد شرایط موجود و در جهت نیل به وضع موجود طرح مساله نمایید ، در جهت شناخت بهترین روش ممکن پژوهش کنید ، نتایج پژوهش را در کلاس درس و بصورت طبیعی بیازمایید ، نتیجه آزمایش را نقد کنید ، طرح را اصلاح و دوباره در یک کلاس دیگر آن را اجرا نمایید ، نتایج پژوهش خود را منتشر و در اختیار دیگران قرار دهید .

به این ترتیب شما گام در مسیر درس پژوهی نهاده اید روشی که پایه توسعه  مستمر حرفه ای شماست و شما را در مسیر یک معلم حرفه ای و فکور به حرکت وا می دارد !

در این درس پژوهی سعی بر این است که دانش آموزان به طور کامل با مفاهیم کامل درس آشنا گردند و مشکلات و معایب تدریس در این باره برطرف گردد.



مقدمه :

همانطور که می دانیم درس پژوهی شکل اولیه ای از توسعه ی حرفه ای معلمان می باشد که هدف عمده آن بهبود مستمر تدریس می باشد به گونه ای که دانش آموزان بتوانند مطالب را به شیوه ی موثر تری بیاموزند.گروه درس پژوه تلاش می کند طرح درس خود را نقد و بررسی و به شیوه بهینه اصلاح نماید. طرح درس مشارکتی رمز موفقیت معلمان می باشد. برای معلم درس پژوه تمام کردن کتاب مهم نیست، یادگیری و فهمیدن دانش آموزان مهم است. درس پژوهی به معلمان یاد می دهد که در کلاس صرفا یاددهنده نباشند بلکه یادگیرنده نیز باشند.ملاک سنجش در موفقیت درس پژوهی یادگیری معلمان است نه تولید یک درس. تهیه طرح درس بهتر نتیجه جانبی و ثانوی فرآیند است .اما ند هدف اولیه آن.

منطق درس پژوهی ساده است اگر می­خواهید آموزش را بهبود بخشید، اثر بخش­ترین جا برای چنین کاری، کلاس درس است. اگر شما این کار را با درس­ها شروع کنید، مسئله­ی چگونگی کاربرد نتایج تحقیق در کلاس درس ناپدید می شود.در اینجا بهبود کلاس درس در درجه­ی اول اهمیت است. درس پژوهی یکی از راههای ارتقا و دستیابی به شیوه های نوین تدریس و کنار گذاشتن شیوه ها و روشهای سنتی است . معلمین مقطع ابتدایی چند سالی است که تلاش می کنند تا بلکه بتوانند با شرکت درجشنواره ی الگوهای نوین تدریس خدمتی در این راستا به نظام تعلم و تربیت کشور به عنوان مهمترین رکن آینده ساز کشور کمکی کرده باشند .

ما در قسمت مبانی علمی و نظری به سه مبحث پرداخته ایم : اول ، طراحی منظم آموزشی یا همان طرح درس ، دوم ؛روشهای تدریس ، سوم ؛هدفهای  سه گانه ی تعلیم وتربیت .


دانلود با لینک مستقیم


فایل درس پژوهی پایه پنجم ابتدایی تاریخچه ی جانداران