فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره خاطرات رزمندگان

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله کامل درباره خاطرات رزمندگان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

خاطرات رزمندگان

ما در جنگ تحمیلى وحشیگریهاى گوناگونى از رژیم بعثى عراق تجربه نموده ایم ولى اگربخواهیم از وحشیانه ترین حم

لات بعثی ها مثال بزنیم شاید بمباران شیمیایى مردم بى گناه و بى دفاع حلبحه باشد .

زمستان 1366به اتفاق تنى چند از رزمندگان[حاج رسول حدادیان و شهید ابراهیم ترکی] اسلام بطرف شهر حلبحه عراق در حال حرکت بودیم که ناگهان چند فروند از جنگنده هاى رژیم بعثى در آسمان حلبچه ظاهر و بطور وحشیانه اى اقدام به بمباران شیمیایى مردم بى گناه حلبحه نمودند ، در لابلاى انفجارهاى شدید وگازهاى کشنده و مسموم کننده بمبهاى شیمیایى ، آه و ناله هاى مردم اعم از زن و مرد ء پیر و جوان ، کودکان و .. بلند بود .

 از آنهاییکه زنده مانده بودند عده اى موفق به خروج از شهر شده ولى تعداد کثیرى از مردم به دلیل از دست دادن چند نفر از اعضاى خانواده خود ، به ناچار در شهر زمینگیر شدند ، صحنه اى که فاجعه دلخراش اطفال کربلا را براى هر مسلمانى زنده مى ساخت و همواره این سئوال را براى همه ایجاد مرم نمود که چرا باید شهر و مردمی که متعلق به خود عراق هستند اینچنین زیر آماج حملات ددمنشانه رژیم بعثى قرار گیرند ؟!!

 پاسخ چندان سخت نبود چرا که بوئى از ترحم و انسانیت به مشام صدام و صدامیان نرسیده بود تا دوست و دشمن بشناسند ..

از دور شاهد پسر بچه تقریبا چهار ساله اى بودیم درحالیکه خانواده خود را از دست داده و بخاطر موج انفجار و وحشت از صحنه اى که در عمرش براى اولین بار مى دید ناله و شیون کنان مدام به دور درختى چرخیده و پدر و مادرش را براى کمک مى طلبید ؛ در این فکر بودیم که راه چاره اى جهت نجات پسر بچه پیدا کنیم لیکن حملات مجدد هواپیماهاى دژخیمان ، طفل معصوم را امان ندادند و در زیر بمب و ترکش و خاک مدفون ساختند ..

 همه ما متاثر و غمگین از مشاهده این جنایت بودیم ولى افسوس که نتوانستیم در آن لحظه کارى براى آن پسر پیدا بکنیم

خاطره این صحنه تلخ و دلخراش که اوج قساوت دشمن را نشان میدهد هرگز از ذهنمان بیرون نمی رود

 یازدهم آ بانماه سال 1361بود که رزمندگان بسیجى چند لشگر از جمله لشکر 17على بن ابیطالب(ع) براى اجراى مرحله دوم عملیات محرم گوش به فرمان فرماندهان بودند ، ذکر خدا بر لبان همه جارى بود، قرار بود عملیات در قسمت جنوب دهلران و غرب عین خوش و چند محور دیگر به اجرا درآید . 

نیروهاى دشمن بخاطر ترس و وحشت از اجراى عملیات شب قبل ( مرحله اول عملیات محرم ) در حالت آ ماده باش کامل به سر می بردند ، قرار بود نیروها بعد از باز شدن معبر[معبر به راهی در میدان نی گویند که فاقد هر نوع مین باشد] توسط تخریبچیان [ تخریبچی به خنثی ساز مین و مین گذار می گویند] وعلامت گذارى معبرها با قرصهاى فسفری و نوارهاى فسفرى ، به جلو هدایت شوند .

فرمان حرکت نیروها به سمت دشمن با رمز مقدس یا زینب (س) صادر شد ،آ ماده حرکت به منطقه عملیاتى شدیم ، بارش باران شب قبل سطح زمین را گل و لاى کرده بود ، بهمین جهت حرکت را براى نیروها دشوار می ساخت ، آتش دشمن به قدرى شدید بود که اگر نیروها در طول سیر ، حالت سینه خیز هم بخود میگرفتند باز خمپاره هاى زمانى دشمن در بالاى سر همه منفجر می شد و کسى را امان نمیداد ، ولى عشق و علاقه رزمندگان به حضرت اباعبد الله الحسین (ع) بیش ازاین حرف ها بود و هیچ عاملى مانع حرکت نیروهاى اسلام نگردید .

این حقیر به اتفاق چند تن از تخریبچیان و نیروهاى اطلاعات و عملیات 17على بن ابیطالب (ع) براى عبور نیروها از میدان مین ، وظیفه باز کردن معبرها را داشتیم یک یا دو نفر از نیروهاى تخریبحى ، جلوتر از ستونهاى عملیاتى حرکت میردند ، ساعتى گذشت ، چند معبر جهت عبور نیروها باز شد ، عده اى از نیروها به اتفاق فرماند هان خود میدان مین را پشت سر گذاشتند و عده اى هم منتظر باز شدن معبرهاى بعدى بودند ، ما هم نیروها را یک به یک  از معبر به جلو هدایت می کردیم ، این کار ساعتى بطول انجامید تا اینکه  همه برادران از میدان مین عبورنمودند .

در این لحظات ، عملیات از چند محور دیگر آغاز و دشمن از حضور نیروها آگاه شده بود،  بهمین جهت آ تش دشمن ثانیه به ثانیه شدیدتر مى شد ، وصف اوضاع و احوال آن موقعیت با زبان و یا قلم دشوار است ؛ باید در لحظات صحنه بود تا حقیقت را فهمید .

در حین عملیات در قسمتى ازمنطقه با نیروهاى خودمان فاصله زیادى پیدا کردم ؛ تنها بودم که یکدستگاه خودروى سیمرغ نیروهاى دشمن را در داخل دره کوچکی  دیدم درحالیه چراغهاى سوئیچ و پشت آمپرهایش روشن بود ، بنظرمی رسید نفرات داخل خودرو به تازگى خودرو را ترک نموده بودند ، آهسته بسمت خودرو حرکت کردم که دو نفر ناشناس ظاهر شدند ، رمزگردانها و واحدها علی اصغر(ع) و پاسخش از طرف نیروى مقابل علی اکبر(ع)  بود ، آن دو نفر به من نزدمن شدند ، به آنها رمز على اصغر را گفتم ولى از پاسخ خبرى نشد ، با خود گفتم شاید پاسخ رمز یادشان رفته و چون از مسیر سمت خودمان به من نزدیک شده بودند اصلا فکر  نمی کردم که نیروى دشمن باشند ، ناگهان


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره خاطرات رزمندگان

تحقیق درباره بیماری وبا

اختصاصی از فایلکو تحقیق درباره بیماری وبا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق درباره بیماری وبا


تحقیق درباره بیماری وبا

فرمت فایل :        Word    ( قابل ویرایش)         تعداد صفحات :  11صفحه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیماری وبا، نوعی بیماری همه‌گیر است که توسط باکتری ویبریو کولرا (Vibrio Cholerae) ایجاد میشود. علائم این بیماری اسهال شدید، گرفتگی عضلات پا و معده و تهوع است. در بدترین حالت، بیمار مبتلا، با از دست دادن آب و مایعات حیاتی بدن، از کار افتادن کلیه و شوک شدید از بین میرود. بیماری ممکن است به طور ناگهانی در شدیدترین حالت خود بروز کند یا اینکه روندی نسبتا کند داشته باشد، اما در هر صورت اگر به آن توجهی نشود میتواند در فاصله 6 ساعت تا کمتر از یک هفته به مرگ منتهی شود.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره بیماری وبا

دانلود تحقیق کامل درمورد تغیبرات در فعل امر و مشتقات آن

اختصاصی از فایلکو دانلود تحقیق کامل درمورد تغیبرات در فعل امر و مشتقات آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 4

 

تغیبرات در فعل امر و مشتقات آن

بدان که همیشه قبل از علامت مصدر، یکى از یازده حرف" زمین خوش فارس "  یا " شرف آموزی سخن " واقع خواهد بود و این حروف بیشتر در فعل امر و مشتقات آن تغییر کند از این قرار :ز" به حال خود، باقى ماندن: زدن - > بزنم " حذف شود: آمدن -> بیااز حرف ز" و "م " بیش ازین دو صیغه یافت نشود. ى " حذف شود:تابیدن- بتاب رسیدن -> برسپاشیدن -> بیاش خریدن -> بخردمیدن -> بدم دویدن -> بدواستثناء:آفریدن -> بیافرین چیدن -> بچینگزیدن -> بگزین شنیدن -> بشنودیدن -> ببینن " به حال خود، باقى ماند:کندن -> بکن آکندن -> بیاکنخواندن -> بخوانراندن -> بران ماندن -> بمان افکندن -> بیفکن

" خ "  به " ز "  بدل شود : انداختن -> بینداز بیختن -> ببیزاندوختن -> بیندوز نواختن -> بنواز انگیختن - > بینگیز شناختن -> بشناس

استثناء : شناختن -> بشناس گسیختن - > بگسلفروختن -> بفروشپختن -> بیز

در مصدر " پختن "  اگر چه " خ " به "ز " بدل شده ولی چون در اصل ِ کلمه تغییر حاصل شده ، بی قاعده است و جز ء مستثنیات محسوب شده .

و "  به " الف "  بدل شود و بد از آن بیشتر " ی " افزایند : سودن -> بسای اندودن -> بیندای ستودن -> بستای آلودن -> بیالایپیمودن -> بپیمای نمودن -> بنمای استثناء: بودن -> باشدرودن - > بدرود غنودن - > بغنو شنودن -> بشنو

" ش" اگر بعد از " الف " است به " ر  "  دل شود : انگاشتن - > بینگار پنداشتن -> بپندار گماشتن - > بگمار گذاشتن - > بگذار انباشتن - > بینبار داشتن -> بدار

در فعل امر " داشتن " امروز به عوض " دار " گویند ، " داشته باش " ، " ش" اگر بعد از " الف " نباشد ، قاعده ی کلی ندارد : ریشتن - > بریسنوشتن -> بنویسهشتن -> بهل شدن -> بشو کُشتن -> بکش گشتن - > بگرد

 

8- " ف " به " ب " قلب شود :یافتن -> بیاب شتافتن - > بشتاب فریفتن - > بفریب تافتن -> بتاب روفتن -> بروب کوفتن _ بکوب

استثناء : آلفتن -> بیالُفت رفتن -> برو پذیرفتن - > بپذیر گرفتن - > بگیر شکافتن -> بشکاف خفتن - > بخفت گفتن - > بگو کافتن - > بکاو

الف " حذف شود : ایستادن -> بایست فرستادن -> بقرست افتادن -> بیفت نهادن -> بنه


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد تغیبرات در فعل امر و مشتقات آن

دانلود تحقیق کامل درمورد جامعه باز و تضاد طبقاتی

اختصاصی از فایلکو دانلود تحقیق کامل درمورد جامعه باز و تضاد طبقاتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

جامعه باز و تضاد طبقاتی

به هر رو نمی‌توان کتمان کرد که می‌توان انقلاب‌های تاریخ را بواسطه تضاد و به خصوص تضاد طبقاتی توجیه کرد. در حقیقت تصور این بسیار سخت است که فلان انقلاب بدون هیچ تضادی میان گروه‌ها و طبقات بوجود آمده باشد. هسته انقلاب تضاد میان برندگان و بازندگان آن است. گروه و طبقه‌ای که معترض به طبقه حاکم است و آن را به زیر می‌کشد؛ اعتراضی که برآمده از تضاد میان دو طبقه است. تضادی که باعث شد تا دوران فئودالیته به جامعه باز (با کمی اغماض این اصطلاح را به جای سرمایه‌داری که معمول است به کار می‌بریم) مبدل شود وجود طبقه میانی جامعه بود که تضاد منافع با طبقه فئودال پیدا کرد و نیاز بارز وی برای پیشرفت جز به کاهش قدرت زمین داران و اشراف نبود. این سخن بدان معنا نیست که نقش تحرک علمی، آزادی‌خواهی، عدالت طلبی و ... را در رسیدن به جامعه باز نادیده بگیریم، لیکن همین‌ها نیز نشان از تضاد اعتقادی میان اشراف و طبقات فرودست بود که موجبات تحول را در غرب پیش آورد. پس چه منشا تحول را از طریق منافع تفسیر کنیم و چه بر ویژگی‌های دیگر انقلاب تاکید کنیم به تضاد طبقاتی میان طبقه حاکم و انقلابیون خواهیم رسید؛ حال چه نوع آن از اختلاف منافع باشد یا اختلاف ارزشی. اما اگر این تضاد باعث تحول و ایجاد جامعه باز شد، نمی‌توان بیم آن داشت که همین امر باعث نابودی آن شود. آیا باز نمی‌توان شاهد تضاد طبقاتی بود که این بار جامعه باز را تهدید و نابود کند؟ در مقام پاسخ باید عنوان داشت که هیچ تضمین کاملی در این مورد وجود ندارد. گسل‌های تاریخی را نمی‌توان به طور کامل پیش‌بینی کرد، نمی‌توان اعتقاد داشت دیگر هیچ گاه جامعه باز شاهد نازیسم نباشد. اگرچه می‌توان باور داشت این گسل‌ها کوتاه مدت باشند اما همین نیز تهدید بزرگی خواهد بود. با این وجود تضاد در جامعه باز آنچنان نیست که رقبای اندیشه آزادی خواهی اعتقاد دارند و آن را نقطه عزیمت واژگونی آن و بدل شدن به جامعه‌ای یکسان و بدون طبقه می‌انگارند.طبقات اجتماعینکته‌ای که از سوی اندیشه آلترناتیو در مورد تضاد طبقاتی مطرح می‌شود آن است که صرف وجود طبقات مختلف، تضاد به طور جبری حاصل می‌شود. در واقع آگاهی توده‌ها به شکاف طبقاتی است که تضاد بالقوه را به بالفعل مبدل ساخته و تحول ایجاد می‌شود. از سوی دیگر اعتقاد بر این است که در اقتصاد مبتنی بر بازار شکاف طبقاتی بسیار بیش از دوره‌های گذشته است، بنابراین زود باشد که جامعه باز در حریق خود ساخته بسوزد و مبدل به دوران تازه شود.حتی اگر این مورد افراطی را نادیده بگیریم، ناقدان دیگر نیز باور دارند که تضاد می‌تواند جامعه باز را حداقل در دوران‌هایی با چالش جدی مواجه کند. اما آیا این تضاد آنچنان است که مخالفان بیان می‌دارند؟ در مقام پاسخ ابتدا باید گفت که بی تردید جهان امروز متشکل از جوامع مختلفی است که تنها درصدی از آنها تحت عنوان جامعه باز شناخته می‌شوند، بنابراین نمی‌توان شکاف طبقاتی را در بین کشورهای نامتجانس پی گرفت. به عبارت بهتر اگر قصد بر آن است تا تضاد را در درون جامعه باز نشان داد نمی‌توان آن را در بین جوامع باز و غیر باز تبیین کرد. با این مقدمه می‌توان عنوان داشت که برخلاف انتقادات مرسوم در سیستم بازار کمترین شکاف طبقاتی نسبت به دیگر جوامع وجود دارد. این نیز در ادبیات اقتصادی وابسته به همان منحنی کلاسیک کوزنتس است که با افزایش رشد اقتصادی تفاوت و شکاف درآمدی میان طبقات کاهش می‌یابد. اگرچه در قرن نوزدهم که ابتدای تکوین یافتن جامعه باز در غرب گزارش‌های بسیاری از وضعیت دهشتناک طبقه فرودست وجود دارد، اما از آن پس تا کنون این شکاف ضعیف‌تر شده و مولود آن طبقه متوسط قوی در جوامع باز بوده است. بنابراین هر چند در جامعه باز طبقات اجتماعی وجود دارند، لیک شکاف درآمدی آنان در مقایسه با جوامع دیگر کمتر است، ضمن آن که طبقه متوسط قشر عظیمی را می‌پوشاند. مساله دیگر نیز آن است که حتی طبقات پایین اجتماعی نیز در سطحی هستند که نسبت به فقرای جوامع دیگر مرفه به نظر می‌رسند و از همین روست که فقر چهره غالب جامعه باز نیست. تضاد طبقاتیهر چند تضاد طبقاتی بیش از همه تابعی از میزان شکاف درآمدی بین طبقات است، اما این تنها متغیر آن نیست؛ به عبارت دیگر تضاد در نوع ارزش‌ها، هنجار‌ها و حتی الگوهای فکری طبقات نمود می‌یابد. برای روشن شدن این بحث تصور کنید که در جامعه‌ای دو طبقه درآمدی بالا و پایین وجود دارد و باز فرض کنید که حاکمیت سیستم در دست طبقه ثروتمند باشد. هر چه ارزش‌های این دو طبقه با یکدیگر همگن باشند ایجاد تضاد اجتماعی کمتر خواهد بود. اما چرا باید بر این مساله تاکید کرد؟ پیش از جامعه باز و در دوران فئودالیته طبقه اشراف و فرودست هر یک در محدوده خویش و با آداب و سنن مخصوص به خود زندگی می‌کردند و آمال و آرزو‌ها و ارزش‌ها و هنجار‌های آنان با یکدیگر متمایز بود. این تمایز باعث آن بود تا تضاد اجتماعی به صورت بارزتری نمود و تبدیل به یک تحرک اجتماعی شود. اما یکی از حقایق آشکار در جامعه باز همگن شدن ارزش‌های آدمیان و در نتیجه طبقات است؛ ارزش‌هایی چون حقوق برابر، آزادی، عدم تبعیض نژادی و جنسیتی، حقوق شهروندی، احترام به قانون، حق مالکیت و حفظ حیطه فردی از آن جمله‌اند. احترام به این ارزش‌ها از سوی هر دو گروه باعث آن است تا تضاد منافع به حداقل خود برسد. از یک سو ثروت طبقه بالا از منظر دیگر


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد جامعه باز و تضاد طبقاتی

jprdr nvl,vn تحقیق در باره بحران اشتغال در افغانستان

اختصاصی از فایلکو jprdr nvl,vn تحقیق در باره بحران اشتغال در افغانستان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 66

 

تحقیق در باره بحران اشتغال در افغانستان

بودا در افغانستان تخریب نشد، از شرم فرو ریخت.

چنانچه این مقاله را به طور کامل بخوانید حدود یک ساعت از وقت شما را خواهد گرفت. در همین یک ساعت، حداقل 12 نفر دیگر در افغانستان از جنگ و گرسنگی می میرند و 60 نفر دیگر از افغانستان آواره کشور های دیگر می شوند. این مقاله در توضیح علت این مرگ و آوارگی است. اگر این موضوع تلخ خیلی به زندگی شیرین شما مربوط نیست، از خواندن آن منصرف شوید.

جایگاه افغانستان در ذهنیت مردم کرة زمین

در سال 2000 در جشنوارة پوسان در کشور کره جنوبی حضور داشتم و در پاسخ این سؤال که فیلم بعدی تو دربارة چیست، می گفتم: دربارة افغانستان. و بلافاصله مورد این پرسش واقع می شدم که "افغانستان چیست؟"

چرا این چنین است؟ چرا تا این اندازه می تواند کشوری در جهان مهجور باشد که مردم یک کشور آسیایی مثل کره جنوبی حتی نام افغانستان را به عنوان یک کشور دیگر آسیایی نشنیده باشند؟ دلیل آن واضح است. افغانستان در جهان امروزه نقش مثبتی ندارد. نه به عنوان یک کشور اقتصادی که از طریق یکی از کالاهای آن به یاد آورده شود و نه به عنوان یک کشور صاحب علم که جهان را از دانش خود بهره‏مند کرده باشد و نه به عنوان یک کشور صاحب هنر که اسباب افتخاری شده باشد.

در امریکا، اروپا و خاورمیانه البته وضع فرق می کند و افغانستان به عنوان یک کشور خاص شناخته می شود. اما این خاص بودن نیز معنی مثبتی ندارد. آن ها که نام افغانستان را می شناسند آن را بلافاصله با یکی از این کلمات به صورت تداعی ـ معانی به یاد می آورند. قاچاق مواد مخدر، بنیادگرایی اسلامی طالبان، جنگ با روسیه، جنگ داخلی طولانی.

در این تصویر ذهنی نه نشانی از صلح و ثبات است، نه نشانی از آبادانی، پس نه هیچ توریستی را رؤیای سفر می آورد و نه هیچ بازرگانی را طمع سود.

پس چرا نباید فراموش شود؟ تا آن جا که می توان در کتاب های لغت در مقابل کشور افغانستان نوشت : افغانستان کشوری تولید کنندة مواد مخدر، با ملتی خشن و جنگجو و بنیادگرا، که زنان خود را زیر چادرهایی بدون منفذ پوشانده اند. به همة این ها اضافه کنید " تخریب بزرگترین مجسمة بودای جهان" را در بامیان افغانستان، که اخیراً تأثر همة کرة زمین را برانگیخت و تمام اهل فرهنگ و هنر را به دفاع از مجسمة بودای تخریب شده واداشت. اما چرا کسی بجز نمایندة امور انسانی دبیرکل سازمان ملل از مرگ قریب الوقوع یک میلیون انسان در افغانستان به دلیل فقر مفرط ناشی از خشکسالی اظهار تأسف نکرد؟ چرا هیچ‏کس از دلایل این مرگ ومیر سخن نمی‏گوید؟ چرا فریاد بلند همگان برای تخریب "مجسمة بودا" ست، اما کوچکترین صدایی برای جلوگیری از مرگ انسان های گرسنة افغان بر نمی آید؟ آیا در جهان معاصر مجسمه ها از انسان ها عزیزترند؟

نگارنده به عنوان کسی که به درون افغانستان سفر کرده است و تصاویر واقعی تر و زنده تری از این کشور و مردمش را به چشم دیده و همین طور به عنوان کسی که دو فیلم سینمایی را در فاصلة سیزده سال دربارة افغانستان ساخته است (اولی "بایسیکل ران" در سال 1366 و دومی " سفر قندهار " در سال 1379) و نیز به عنوان کسی که برای تحقیق دو فیلمی که ساخته، حدود ده هزار صفحه کتاب و اسناد گوناگون را مطالعه کرده است، تصویر متفاوتی از افغانستان با آنچه در ذهنیت مردم دنیاست سراغ دارد. تصویری پیچیده تر، متفاوت تر، غم انگیزتر و ای بسا مظلوم تر. تصویری که نیازمند توجه است تا فراموشی یا سرکوب. اما کجاست سعدیِ " بنی آدم اعضای یکدیگرند ؟! " تا بیهودگی نصب شعرش را بر سردر سازمان ملل ببیند.

جایگاه افغانستان در ذهنیت مردم ایران

تصور مردم ایران مبتنی است بر همان تصویری که مردم اروپا و امریکا و خاورمیانه از افغانستان دارند، البته از کمی نزدیکتر. کارگران ایرانی، مردم جنوب شهر تهران و اهالی شهرستان های کارگری ایران، افغان ها را دوست ندارند و آنها را رقبای کارگری خود می دانند و از طریق فشار به وزارت کار ایران خواستار بازگشت مهاجران افغان به داخل خاک افغانستان هستند. طبقة متوسط ایرانی معمولاً افغان ها را آدم های امینی می دانند که می توان، حداقل یکی از آنها را به عنوان آبدارچی یا خدمتکار درون دفتر کار خود گماشت. بسازبفروش ها، افغان ها را کارگران ساختمانی خوبی که بهتر از معادل ایرانی خود کار می کنند. و احیاناً مزد کمتری هم می‏گیرند، می دانند. مسئولین مبارزه با قاچاق مواد مخدر می دانند و راه حلی جز سرکوب قاچاقچیان و بیرون کردن همة افغان ها، برای فیصله دادن همیشگی به این مشکل پیشنهاد نمی کنند. پزشکان ایرانی آنها را علت شیوع برخی از بیماری هایی که پیش از این در ایران سابقه نداشت، از جمله سرماخوردگی افغانی می دانند و چون به جلوگیری از مهاجرت نمی توانند دل ببندند، راه حل را انجام واکسیناسیون از داخل افغانستان می دانند که در این زمینه موفق شدند برای


دانلود با لینک مستقیم


jprdr nvl,vn تحقیق در باره بحران اشتغال در افغانستان