فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

پروژه ارگ بم. doc

اختصاصی از فایلکو پروژه ارگ بم. doc دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پروژه ارگ بم. doc


پروژه ارگ بم. doc

 

 

 

 

 

 

 

نوع فایل: word

قابل ویرایش 33 صفحه

 

مقدمه:

ارگ بم –  شماره   ثبت در فهرست آثار ملی  519

محمد مهریار

ارگ بم بر بلندای صخره ای سترگ، درجنوب رودخانه پشت رود جا دارد و شهر بم و دیوار شهربست قدیم آن در جنوب ارگ و درفاصله میان رودخانه پشت رود و رودخانه دیگری شکل گرفته است و امروزه بسترود به خیابانی میان شهری بدل گردیده است .

ارگ بم عضوی از منظومه ای بزرگ از بناهای تاریخی است که آن را در میان گرفته اند ؛ شهر باستانی دارزین با قدمتی در حدود هزاره اول پیش از میلاد در اراضی شمال غربی بم امروزی برپا بوده و هنوز کوشک های میان محله های شهردوران قرون اولیه اسلامی در آن بر پامانده اند و تنها قریه کوچکی در حوزه غربی آن آباد است ؛ قلعه دختر در شمال رودخانه پشت رود و در جنوب آن بنای چارطاق و ساختمان کوشک و پیر علمدار و همچنین در مشرق و نزدیکی ارگ، بنای تاریخی مسجد حضرت رسول بر پیرامون فضای ارگ برپا بوده اند . هرچند که پیشینه این بنا ها سالیابی نشده است ، با این حال قدمت آن ها ، از قرون اولیه دوران اسلامی تا دوره ایلخانی قابل تخمین به نظر می رسد.

 سالیابی بناهای تاریخی واقع در ارگ بم و همچنین بناهای پیرامون آن تاکنون در برنامه کار باستان شناسان قرار نگرفته است ، از اینرو شایسته است که بیشتر به گزارش های شفاهی مردم و متون تاریخی اکتفا نمود. . در متون تاریخی ؛ پیدایش ارگ بم را به بهمن بن اسفندیار نسبت داده اند، و او را اردشیردرازدست از شاهان دوران هخامنشی قلمداد کرده اند. در سیمای برخی از برش های ارگ نیز لایه های ساختمانی بیشماری نمایان است که گویای ساخت و سازهایی مکرر در ارگ و تأییدی بر درستی تخمین قدمت متون تاریخی است.

هرچند که تا کنون وقوع زلزله های بزرگ در منطقه بم گزارش نشده است و یا دست کم از آن بی اطلاع مانده ایم ، با این حال ارگ بم طی عمر طولانی خود ، بارها مورد مهاجمه ها ، جنگ ها و محاصره های طولانی دشمن تخریب و ویرانی بوده و نشانه های شاخصی از ویرانی های آن در دست است . با این حال هر باربالنده تر گذشته برای استقرار نسل های بعدی انتخاب شده ، مرمت شده و گسترش یافته است .

 

ساکنان ارگ بم در حدود یکصد و پنجاه سال پیش ، برای آخرین بار مأوای ارگ را ترک نموده ودرون باروی شارستان و در میان باغ ها و نخلستان های بیرون از شهر سکنی گزیدند. وسعت ارگ بم به ییست هکتار می رسد . جز باروی شارستان که درحوزه شمالی به باروی ارگ نزدیک است و به فاصله اندکی از باروی ارگ جا دارد . در حوزه جنوبی چهار بارو بخش فراز کوه سنگی را احاطه کرده است که به احتمال زیاد راستای هر بارو نشان دهنده گسترش حاکم نشین ارگ در دوره ای از تاریخ است . ساختمان ارگ بم در شکل توسعه یافته اش از دو بخش مردم نشین و حاکم نشین تشکیل شده است. در فضای شمالی بیرون ارگ ، بنای گنبد بزرگ یخدان و در نزدیکی آن دیواره رفیع یخ چاوون جا دارد .

 

منابع و مأخذ:

ابن‌اثیر، الکامل فی‌التاریخ، بیروت 1405/1985؛ ابن‌حوقل، کتاب صوره‌الارض، چاپ دخویه، ‌لیدن 1967؛ ابن‌خرداذبه، کتاب المسالک و الممالک،‌ چاپ دخویه، ‌لیدن 1967؛ ابن‌رسته، کتاب الاعلاق النفیسه، ‌چاپ دخویه، لیدن 1967؛ ابن‌فقیه، مختصر کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن 1967؛ محمدبن محمد ادریسی، کتاب نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق، قاهره ]بی‌تا[؛ ابراهیم‌بن محمد اصطخری،‌ کتاب مسالک الممالک، چاپ دخویه،‌ لیدن 1967؛ ‌محمدحسن‌بن علی اعتماد‌السلطنه،‌ تاریخ منظم ناصری، چاپ محمد اسماعیل رضوانی، تهران 1363-1367 ش؛ همو، المآثر و الآثار،‌ در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج 1، تهران 1363 ش؛ همو، مرآه البلدان، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران 1367- 1368 ش؛ احمد بن حامد افضل‌الدین کرمانی،‌ عقدالعلی للموقف الاعلی، چاپ علیمحمد عامری نائینی، تهران 1356 ش؛ ژان اوین، «مقدمه بر دو رساله صوفیانه، مقامان طاهرالدین محمد و شمس‌الدین ابراهیم»، فرهنگ ایران زمین، ج 2 (1333 ش)؛ ایران. وزارت کشور،‌ قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران،‌ مصوب 16 آبانماه 1316، تهران ] بی‌تا[؛ محمد ابراهیم باستانی پاریزی، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران 1357 ش؛ احمدبن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، چاپ عبداله انیس طبّاع و عمر انیس طبّاع، پیروت 1407/1987؛ هنری پاتینجر، مسافرت سند و بلوچستان، اوضاع جغرافیائی و تاریخی، ترجمه شاهپور گودرزی، تهران 1348 ش؛ ‌حدود العالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده،‌ تهران 1340 ش؛ حمدالله‌بن ابی‌بکر حمدالله مستوفی، کتاب نزهه القلوب، چاپ گی‌لسترنج، لیدن 1915، چاپ افست تهران 1362 ش؛‌ غیاث‌الدین‌بن همام‌الدین خواندمیر، تاریخ حبیب‌السیر، چاپ محمد دبیرسیاقی،‌ تهران 1353 ش؛ ذوالفقار کرمانی، جغرافیای نیمروز، تهران 1374 ش؛ حسینعلی رزم‌آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، ج 8:‌ استان هشتم (کرمان و مکران)، ‌تهران 1355 ش؛ رشیدالدین فضل‌الله، کتاب مکاتبات رشیدی، چاپ محمد شفیع، لاهور 1364/1945؛ پرسی مولزورث سایکس، سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس، ترجمه حسین سعادت نوری، ‌تهران 1336 ش؛ محمدتقی سپهر، ناسخ‌التواریخ:‌ سلاطین قاجاریه، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران 1344-1345 ش؛ زین‌العابدین بن‌اسکندر شیروانی، بستان السیاحه،‌ یا، سیاحت‌نامه، تهران 1315، ‌محمد بن جریر طبری،‌تاریخ الرسل و الملوک، چاپ دخویه، لیدن 1879-1896، چاپ افست تهران 1965؛ ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، متن انتقادی، مسکو 1963-1971؛ فیروز میرزابن عباس‌میرزا فرمانفرما، سفرنامه کرمان و بلوچستان، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی)،‌ تهران 1360 ش؛ قدامه بن جعفر، کتاب الخراج، چاپ دخویه، لیدن 1967؛ کارادووو، متفکران اسلام، ترجمه احمد آرام، ج 1-2،‌ تهران 1363 ش؛ کارنامه اردشیر بابکان، با متن پهلوی، آوانویسی،‌ ترجمه فارسی و واژه‌نامه، چاپ بهرام فره‌وشی، تهران 1354 ش؛ محمود کتبی، تاریخ آل‌مظفر،‌ چاپ عبدالحسین نوائی، تهران 1364 ش؛ هاینس گویه،‌ «ارگ بم» ترجمه کرامت‌الله افسر، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، چاپ محمد یوسف کیانی، تهران 1365 ش؛ محمد مهدی محلاتی، جغرافیای شهر بم، تهران 1367 ش؛‌ محمدبن ابراهیم، تاریخ کرمان: سلجوقیان و غز در کرمان، چاپ باستانی پاریزی، تهران 1343 ش؛‌ مرکز آمار ایران،‌ سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1375: نتایج تفصیلی کل کشور،‌ تهران 1376 ش؛ احمد مستوفی،‌ شهداد و جغرافیای تاریخی دشت لوت، تهران 1351 ش؛ محمد جواد مشکور، «نام خلیج فارس»، در مجموعه مقالات خلیج فارس، تهران 1369 ش؛ محمد سعید بن علی مشیزی، تذکره صفویه کرمان، تهران 1369 ش؛‌ علی بن محمد معین‌الدین یزدی، مواهب الهی، ‌چاپ سعید نفیسی، ‌تهران 1326 ش؛ محمد بن احمد مقدسی،‌ کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن 1967؛ محمدصادق موسوی اصفهانی، تاریخ گیتی‌گشا، با مقدمه سعید نفیسی، تهران 1363 ش؛ تئودور نولدکه،‌ تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمه عباس زریاب، تهران ]تاریخ مقدمه 1358 ش[؛ احمدعلی وزیری کرمانی، تاریخ کرمان، چاپ باستانی پاریزی، تهران 1362 ش؛ همو، جغرافیای کرمان، چاپ باستانی پاریزی، تهران 1354 ش؛ عبدالله بن فضل‌الله وصاف حضره، تحریر تاریخ وصّاف، به قلم عبدالمحمد آیتی، تهران 1346 ش؛‌ یاقوت حمودی، معجم‌البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد،‌ لابیزیک 1866-1873؛ چاپ افست تهران 1965؛‌ احمدبن اسحاق بعقوبی، البلدان،‌ترجمه محمد ابراهیم آیتی،‌ تهران 1356 ش؛


دانلود با لینک مستقیم


پروژه ارگ بم. doc

دانلود مقاله نظریه‌های هوش

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله نظریه‌های هوش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

نظریه‌های هوش- چقدر با انواع هوش‌های انسانی آشنایی د ارید؟ با وجودی که «هوش» یکی از آن موضوعاتی است که در حوزه روان‌شناسی، بسیار مورد بحث قرار گرفته است امّا تعریف استانداردی از این که چه چیزی دقیقاً تشکیل دهنده «هوش» است وجود ندارد. برخی پژوهشگران هوش را یک قابلیت منفرد و عمومی می‌دانند در حالی که برخی دیگر اعقتاد دارند که هوش دربرگیرنده دامنه‌ای از مهارت‌ها و استعدادهاست.آنچه در زیر می‌آید، برخی از نظریه‌های عمده درباره هوش است که ظرف 100 سال اخیر ارائه گشته‌اند:چارلز اسپیرمن – هوش عمومیچارلز اسپیرمن (1945-1863)، روان‌شناسی انگلیسی، به تشریح مفهومی پرداخته است که آن را هوش عمومی یا «عامل g » نامیده است. او پس از استفاده از روشی به نام «تحلیل عوامل» برای بررسی تعدادی از آزمون‌های استعداد روانی، متوجه شد که امتیاز این آزمون‌ها به نحو قابل ملاحظه‌ای به یکدیگر شبیه هستند. کسانی که نتایج خوبی در یک آزمون شناختی کسب کرده بودند، در سایر آزمون‌ها نیز نتایج خوبی به دست آورده بودند و برعکس. اسپیرمن نتیجه‌گیری کرد که هوش یک قابلیتِ شناختی عمومی است که قابل ارزیابی و کمّی‌شدن می‌باشد. (اسپیرمن، 1904)لوئیس تورستون – قابلیت‌های اولیه ذهنلوئیس تورستون (1955-1887)، روان‌شناس، نظریه متفاوتی را درباره هوش ارائه کرده است. نظریه او به جای در نظر گرفتن هوش به عنوان یک قابلیت منفرد و عمومی، بر 7 قابلیت اولیه ذهنی تمرکز دارد (تورستون 1938). قابلیت‌هایی که او تشریح کرده عبارتند از:* درک کلامی* استدلال* سرعت ادراک* توانایی عددی* سیالی واژگانی (بیان سلیس)* حافظه تداعی* تجسّم فضایی هاوارد گاردنر – هوش چندگانهیکی از جدیدترین ایده‌ها، نظریه هوش چندگانه هاوارد گاردنر است. گاردنر به جای تمرکز بر تحلیل امتیاز آزمون‌ها، عقیده دارد که مقدار عددی هوش انسان، بیانگر دقیق و کامل توانائی‌های او نیست. نظریه او 8 هوش مختلف را بر پایه مهارت‌ها و توانائی‌هایی که در فرهنگ‌های مختلف ارزش گذاری شده‌اند، توصیف می‌کند.این 8 هوش عبارتند از:* هوش تصویری – فضایی* هوش کلامی - زبانی* هوش اندامی – جنبشی* هوش منطقی – ریاضی* هوش میان فردی* هوش موسیقیائی* هوش درون فردی* هوش طبیعی رابرت استرن برگ- نظریه سه وجهی هوشرابرت استرن برگ، روان‌شناس، هوش را بدین صورت تعریف می‌کند: «فعالیت ذهنی، در جهت انطباق هدفمند با محیط واقعی مربوط به زندگی شخص یا انتخاب و شکل دهی آن» (استرن برگ، 1985). با وجودی که او با گاردنر موافق است که هوش، بسیار فراتر از یک قابلیت منفرد و عمومی است، امّا عقیده دارد که برخی از انواع هوش‌های گاردنر، بهتراست به عنوان استعدادهای فردی در نظر گرفته شوند. آنچه استرن برگ «هوش موفق» نامیده از سه عامل متفاوت تشکیل شده است:* هوش تحلیلی: این مؤلفه به قابلیت‌های حل مسأله اشاره می‌کند.* هوش مولّد: این جنبه از هوش شامل قابلیت برخورد با شرایط جدید با استفاده از تجربیات گذشته و مهارت‌های فعلی است.* هوش عملی: این عنصر به قابلیت انطباق و وفق‌پذیری با یک محیط در حال تغییر اشاره می‌کند. با وجودی که بحث‌های زیادی بر سر طبیعت واقعی و دقیق هوش وجود دارد، هنوز هیچ تصوّر قطعی حاصل نگشته است. امروزه روان‌شناسان به هنگام بحث درباره هوش، غالباً دیدگاه‌های نظری مختلف را در نظر می‌گیرند و تصدیق می‌کنند که این بحث همچنان ادامه دارد. سایت کلینیک روانیار[/URL] کمی توضیح: احتمالاً شما نیز زمانی که دانش آموز بودید آزمون هوشی را گذرانده‌اید که در آن تعدادی سوال هوش که شامل اشکال و تصاویر است وجود داشت. اکثر این قبیل آزمون‌های هوش که از افراد به عمل می‌آید یک یا چند هوش محدود فرد را ارزیابی می‌کنند. اغلب افراد نابغه را به علّت داشتن هوش منطقی- ریاضی بالا به عنوان نابغه می‌شناسند. این در حالی است که همان‌طور که گاردنر بیان داشته در حدود ۸ نوع هوش برای انسان تصور شده است. تمامی انسان‌های سالم از هر یک از این ۸ نوع هوش مقداری را بهره برده‌اند امّا در برخی یک یا چند نوع از این هوش‌ها بسیار قوی‌تر است. مثلاً حافظ هوش بالای منطقی- ریاضی نداشته است امّا هوش کلامی- زبانی بسیار بالایی داشته است. موسیقیدان معاصر یونانی، یانی، نیز از هوش موسیقیایی بالایی برخوردار است به طوری که بدون آموزش دیدن توانسته است آهنگ‌های بسیار زیبایی بسازد و اجرا کند و یا بازیگر فیلم‌های رزمی، جکی چان از هوش اندامی- جنبشی بالایی برخوردار است. با توجّه به این مطالب می‌بینیم که متاسفانه در جامعه بشری بیشتر افرادی را که توانایی منطقی- ریاضی بالایی دارند به عنوان نابغه می‌شناسند و به دیگر جنبه‌های توانایی فرد توجّه لازم را ندارند. منبع : سایت فیزیک دانشگاه شریف پیروز باشیدحالا چجوری میشه فهمید چقدر از کدوم هوش داریم ؟نقل قول:نوشته شده توسط h_duel(پست 1824415)حالا چجوری میشه فهمید چقدر از کدوم هوش داریم ؟
هرچند ممکن است برای برخی مردان خوشایند نباشد، اما زنان باعث پیدایش هوش فوق العاده در نژاد انسان شده اند. براساس یک نظریه بحث انگیز، نیاکان مؤنث ما آن قدر باهوش بودند که هنگام انتخاب جفت بتوانند مغزها را بر عضلات ترجیح دهند. آنان بر سینه هرکول ها و آدونیس های محله شان دست رد زدند و در عوض مردانی را برگزیدند که در چشمانشان بارقه ای وجود داشت که از عقل و شعور و هوش بیشتر حکایت می کرد. بشریت به خصوص مردان باید شکرگزار باشند، زیرا اگر نیاکان مؤنث ما این انتخاب هوشمندانه را انجام نمی دادند، ما هنوز هم در جمع گوریل ها و شامپانزه ها در آفریقا به سر می بردیم
این نظر جسورانه از مطالعات گسترده در زمینه ضریب هوشی (IQ) به دست آمده است. میانگین ضریب هوشی مردان و زنان بسیار به هم نزدیک است. اما با نگاه دقیق تر به رفتارهای هوشمندانه آنان، در می یابیم که برخی تفاوت های چشمگیر بین دو جنس وجود دارد.
برای مثال، دامنه هوش در مردان گسترده تر است، به طوری که افراد نابغه و افرادی که به لحاظ ذهنی غیرعادی اند، در میان آنان بیشترند. به علاوه، احتمال انتقال ناتوانی های ذهنی مادران به فرزندان بیشتر از پدران است. این سرنخ ها باعث شدند که حدود سی سال پیش «رابرت لرک» پیشنهاد کند که بسیاری از ژن های مربوط به هوش روی کروموزوم X متمرکز شده اند.
اکنون گروهی از ژنتیک دانان آلمانی تصمیم دارند نظر وی را ثابت کنند. آنان نه تنها معتقدند که کروموزوم X نقش اصلی را در هوش بازی می کند، بلکه بر این باورند که یافته های آنان ثابت می کنند مردان باهوش، توجه نسل زنان را به خود معطوف داشته اند و نیاکان مؤنث ما با ترجیح دادن هوش بر قدرت و زیبایی، فرآیندی را به راه انداختند که در نهایت مغزهای شگفت انگیز ما را به وجود آورده است؛ مغزهایی که در ریاضیات و فیزیک گوی سبقت را ربوده و در هنر، موسیقی و ادبیات مایه خرسندی و نشاط شده اند.
ما در تک تک سلول های بدنمان، ۲۳ جفت کروموزوم داریم که ۲۲ جفت از آنها در تعیین جنسیت دخالت ندارند. کروموزوم X و کروموزوم Y که در واقع جفت نیستند، در تعیین جنسیت نقش اصلی را بر عهده دارند. مردها از هر کدام از آنها یک نسخه دارند (یعنی XY)، اما زنها یک جفت کروموزوم X دارند (یعنی XX). بنابراین، درحالی که همه ما از هر ژن دو نسخه داریم که روی ۲۲ جفت کروموزوم غیر جنسی قرار دارند، مردها از هر ژنی که روی کروموزوم X قرار دارد تنها یک نسخه دارند. این حقیقت به کروموزوم X امکان می دهد در تعیین جنسیت، نقش ویژه ای ایفا کند. به علاوه، آن را برای ایفای یک نقش تکاملی اساسی مهیا می سازد.
تکامل وقتی رخ می دهد که یک تغییر ژنتیکی (جهش) به صفتی منجر شود که باعث بقا و زادآوری بیشتر فرد شود. در این حالت، احتمال انتقال ژن جهش یافته به نسل بعدی بیشتر می شود. اما بیشتر جهش ها حالت «نهفته» دارند، یعنی وقتی در کنار نسخه عادی ژن قرار گیرند هیچ تأثیری ندارند. به این خاطر، جهش هایی که در ژن های کروموزوم غیرجنسی رخ می دهند، به ندرت بروز پیدا می کنند. اما جهش در کروموزوم X وضعیت متفاوتی دارد. این نوع جهش که جهش وابسته به X نامیده می شود، در همه مردانی که آن را دارند، بروز پیدا می کند، زیرا روی کروموزوم Y ژنی وجود ندارد که اثرات آن را بپوشاند. مردانی که دارای جهش وابسته به X باشند، با سایر مردان تفاوت هایی دارند و اگر زنان به این حقیقت توجه داشته باشند و به خاطر آن تفاوت ها، آنان را ترجیح دهند، ژن های مرتبط با صفات جدید به فرزندانشان منتقل می شوند.
فرض کنید یک جهش وابسته به X در یکی از اعضای یک قبیله بسیار قدیمی رخ داده باشد. آن جهش می تواند در یک فرد مذکر یا فرد مؤنث رخ داده باشد، اما اگر آن جهش حالت «نهفته» داشته باشد، تنها در یک مرد خود را بروز می دهد. اگر آن مرد نسبت به سایر مردان باهوش تر باشد، برای زنان جذاب تر خواهد بود و بسیاری از آنان ترجیح می دهند با او ازدواج کنند. به این ترتیب، ژن جهش یافته به دخترانشان منتقل می شد. پسرها از پدرشان کروموزوم عادی Y را به دست می آوردند. از این رو، ژن های مرتبط با X به آنان منتقل نمی شد. دخترانی که فقط یک نسخه از ژن جهش یافته داشتند، صفت مربوط به آن را نشان نمی دادند، اما آن را به برخی از دختران و پسرانشان منتقل می کردند. همین طور که زن ها، مردان باهوش را بر دیگران ترجیح می دادند، به تدریج ژن جهش یافته در آن جمعیت معمول می شد در نهایت ژن جهش یافته آن قدر معمول می شد که تعداد فزاینده ای از زنان، دو نسخه از آن را به دست می آوردند و در نتیجه صفتی مربوط به آن را بروز می دادند. به نظر می رسد، جهش های وابسته به جنسی که هوش را تقویت می کردند نیز به همین طریق توسعه پیدا کردند. بنابراین، مردان باهوش وجود داشتند اما زنان باعث تداوم هوشمندی آنان در نسل های بعدی شدند
اگر مغزهای پیچیده ما این گونه تکامل یافته اند ، انتظار می رود ژن های زیادی را روی کروموزوم X پیدا کنیم که باهوش مرتبط باشند. ژنتیک دانان آلمانی در پی این ژن ها هستند. البته در مورد وجود «ژن های هوش» هنوز اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد. از این رو، آنان در حال بررسی ژن هایی هستند که وقتی جهش می یابند، به ناتوانی های ذهنی می انجامند و به نظر می رسد در حالت عادی در هوش مؤثرند. یافته های آنان نشان می دهند که ۲۱ درصد ژن های مؤثر در عقب ماندگی ذهنی روی کروموزوم X قرار دارند. اما آیا این ژن ها به واقع و یادگیری ضروری است. در بسیاری از کودکان مبتلا به اختلالات ذهنی مرتبط با کروموزوم X ، کاهش شدید شبکه های دندریتی مشاهده می شود که از ارتباط عمیق بین ساختمان مغز و توانایی های ذهنی حکایت می کند.
تا این جای داستان با ارتباط بین هوش و کروموزوم X و نحوه انتقال صفات وابسته به X به نسل های آتی سخن گفتیم. اکنون زمان آن رسیده از شواهدی بگوییم که انتخاب مردان هوشمند توسط زنان را تأیید می کنند. تحقیقاتی که با استفاده از پرسشنامه های دقیق و گسترده انجام شده، نشان داده اند که مردان برای به رخ کشیدن هوش خود فعالیت های گسترده ای انجام می دهند. آنان وقت زیادی را صرف سرودن غزل، تصنیف یک قطعه موسیقی و آفرینش کارهای هنری می کنند. این کارها هیچ تأثیر مشهودی در بقای فرد ندارند، اما آنان را برای جنس مخالف جذاب تر می سازند. بنابراین، اگر در حقیقت زنان به دنبال پدران هوشمندی برای فرزندانشان باشند، این افراد برایشان جذاب خواهند بود.
اما انتخاب افراد باهوش به درک هوشمندانه ای نیاز دارد و این حقیقت دلیل برابر بودن بهره هوشی مردان و زنان است. در حالی که نیاکان مذکر ما مغزهای در حال بزرگ شدن خود را به کار می گرفتند تا قابلیت های خود را به رخ زنان بکشند، نیاکان مؤنث ما نیز برای تشخیص آن قابلیت ها و برای فریفتن مردان، متقاعد کردن آنان به پایبند بودن به خانواده و یاری کردن آنان در وظیفه سنگین بزرگ کردن بچه ها به هوشمندی فوق العاده ای نیاز داشتند.
محققان دانشگاه میشیگان در یکی از تحقیقات خود از افراد ۳۷ فرهنگ مختلف پرسیدند که چه چیزی در جنس مخالف برای آنان جذاب تر به نظر می رسد و هر چند آنان «شوخ طبعی» را در پرسشنامه خود در نظر نگرفته بودند، اغلب افراد، آن را در ردیف اول نوشته بودند. هر چند به نظر این محققان شوخ طبعی به عنوان نوعی رفتار هوشمندانه از این نظریه حمایت می کند که هر دو جنس به شریک جنسی باهوش تمایل دارند، اما چنین استدلال هایی مخالفان این نظریه را متقاعد نکرده است.
به نظر «دیوید هول» از دانشگاه فلوریدا، مغزهای بزرگ ما را بدون تکیه بر نظریه های گزینش جنسی نیز می توان توجیه کرد.
وی می گوید که وجود تعداد زیادی ژن مرتبط با هوش در کروموزوم X نتیجه فرآیند انتخاب طبیعی و گزینش مردان و زنان هوشمند است. چنین زنان و مردانی در پیدا کردن میوه های خوراکی، کشتن جانوران وحشی یا گذران زمستان نسبت به بقیه از وضعیت بهتری برخوردار بودند. اما «هورست هامیستر» که ادعا می کند به کمک همکارانش موقعیت ژن های هوش را در کروموزوم X تعیین کرده ، معتقد است که هر دو نظریه می توانند درست باشند؛ یعنی، انتخاب طبیعی و گزینش جنسی پشتیبان تکامل بوده و به افزایش سه برابری حجم مغز ما طی کمتر از ۵/۲ میلیون سال منجر شده اند.
به هر حال، هنوز پرسش های بی پاسخ زیادی وجود دارند. ما هنوز به طور قطع مطمئن نیستیم که ژن های مرتبط با هوش روی کروموزوم X جمع شده اند و به درستی نمی دانیم چرا زنان، مردان باهوش را ترجیح می داده اند. به علاوه، آیا سخن گفتن از ژن های هوش، پذیرفتن نوعی «جبر ژنتیکی» نیست؟ ما ممکن است صدها ژن داشته باشیم که بر رفتارهای هوشمندانه تأثیر می گذارند. آیا می توانیم از همه آنها به عنوان ژن هوش سخن بگوییم؟ بدون شک محیط بر این نوع رفتارهای پیچیده تأثیر مهمی دارد. اما آن چه که مسلم است، ما می توانیم وراثت ژنتیکی خود را تحت الشعاع قرار دهیم. شاید محیط کلید حل معمای افزایش حجم مغز ما باشد.
تغییر شرایط محیطی نیاکان ما را واداشت تا به ابزار روی آورند. این امر باعث افزایش زبردستی و مهارت کار با دست شد که در عوض امکان تولید دست ساخته های پیچیده تری را فراهم کرد. از طرف دیگر، مغزهای بزرگ تر شرایط را برای پیدایش فرهنگ های پیچیده تر فراهم ساختند و آن فرهنگ ها شرایط مناسب تری را برای مغزهای بزرگ تر فراهم کردند. به نظر برخی از محققان، این گونه تعامل ها باعث تکامل مغزهای بزرگ ما شدند.
برخی نیز به جای این نظریه های مثبت نگر، «هوش ماکیاولی گونه» را مطرح کرده اند. به نظر آنان، مغزهای بزرگ ما برای بهره کشی از دیگران تکامل یافته اند. برخی این فرآیند را حتی تیره تر از این نیز توجیه می کند. به عقیده آنان رقابت بین گروه هایی از اجداد ما به یک مسابقه تسلیحاتی انجامید که توانایی های فنی و تفکر استراتژیک حرف اول را در آن می زدند. به نظر آنان، مغز وسیله ای برای جذب جنس مخالف نبوده بلکه نوعی سلاح بوده است. به هر حال، شواهد بیشتر در این زمینه قضاوت خواهند کرد.
هوش هیجانی
"نمیتوانم بگویم نه... دیگه خسته شدم ... هیچ چیز آنگونه که من میخواهم پیش نمی رود... دیگر نمیتوانم به هیچ چیز خوشبین باشم... نمیفهمم چه احساسی دارم... اصلا از خودم و زندگیام راضی نیستم...".
شاید در مکالمات روزمره از دوستان، همکاران و حتی اعضای خانواده خود عباراتی نظیر آنچه در بالا ذکر شد، زیاد شنیده باشید. احتمالا با افراد زیادی روبرو شدهاید که خیلی زود از مسایل زندگی آزرده و یا سرخورده میشوند و کاملا مایوسانه دست از تلاش میکشند و سعی در کنارهگیری میکنند و یا کنج انزوا میگزینند؛ و نقطه مقابل آن، کسانی را دیدهاید که علیرغم مشکلات زیادی که پیش رو دارند، با انرژی و خوشبینی همچنان امیدوار حرکت میکنند و از زندگی خود نهایت رضایت را دارند.
آیا تاکنون به این فکر کردهاید که علت این همه تفاوت چیست؟ چرا برخی از افراد، این چنین شکننده و آسیبپذیرند و عدهای دیگر تا این حد مقاوم؟ چرا گروهی به راحتی در اجتماع حضور مییابند و از شرکت در جمع لذت میبرند و گروهی دیگر به خاطر تجربههای بد خود از برخوردها یا صحبتهای آزارنده دیگران، از جمع کناره میگیرند و برای کسب آرامش بیشتر به خلوت پناه میبرند. چرا برخی افراد با مسائل، راحت و خوشبینانه برخورد میکنند و برخی دیگر با تجربه کوچکترین مشکل یا مساله، خود را بدبختترین و کمشانسترین موجود روی زمین قلمداد میکنند که همیشه محکوم به رنج کشیدن هستند؟
از مباحثی که در روانشناسی مورد توجه قرار گرفت، بررسی علت این تفاوتها بود. روانشناسان در پیگیری این تفاوتها به دنبال یک ظرفیت و قابلیت روانی قابل قبول و قابل اندازه گیری، اصطلاح هوش هیجانی (EQ) را مطرح کردند.

 

 

 

● هیجان چیست؟
قبل از پرداختن به مفاهیم زیربنایی هوش هیجانی، ابتدا باید به تعریفی از هیجان پرداخت؛ واژهای که روانشناسان و فلاسفه بیش از یک قرن درباره معنای دقیق آن به بحث و جدل پرداختهاند.
در طول تاریخ روانشناسی، تحقیق و ارائه نظریه در مورد هیجان، با نوسانات چشمگیری مواجه بوده است. برخی از این نظریهها عبارتند از: انقلاب رفتاری که توسط اسکینر (از نظریه پردازان در زمینه رفتار) پا گرفت و انقلاب شناختی که علاقهمندی به هیجان را کمرنگ کرد.
در هر صورت از آغاز دهه ۱۹۸۰ هیجانات مورد بهره برداری قرار گرفته و در پهنه وسیعی از زیرشاخههای روانشناسی، علوم اعصاب و سلامت به طور قوی رواج یافته است. بهخصوص تمرکز بر روانشناسی مثبت و طب تن و روان آن را احیاء کرده است.
ریشه واژه هیجان از کلمه لاتین "motore" به معنای حرکت، با اضافه پسوند "e" به معنای دورشدن نشاندهنده میل به عمل در هر هیجان است. هیجان به احساس و افکار همراه آن و حالات روانشناختی و محدودهای از تکانهها برمیگردد (گلمن، ۱۹۹۵ ). در فرهنگ لغت آکسفورد، معنای لغوی هیجان چنین تعریف شده است: «هر تحریک یا اغتشاش در ذهن، احساس، عاطفه، هدایت، هر حالت ذهنی قدرتمند یا تهییج شده» (اعتصامی،۸۳ ) و در فرهنگ جامع روانشناسی، هیجان این گونه تعریف شده است: «هیجان معمولا واکنش کوتاه مدت، شدید، مقطعی به شمار میآید و از خلق که حالت مسلط و دوام یافته بر شخص میباشد، متمایز است».

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله24    صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نظریه‌های هوش

مقاله شوری خاک

اختصاصی از فایلکو مقاله شوری خاک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله شوری خاک


مقاله شوری خاک

 

 

 

 

 

 

 


فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:70

فهرست مطالب:
مقدمه                                5
فصل اول : خاکهای مبتلا به نمک                    6
1-1-    تعریف منا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ طق خشک                    6
1-2-     مفهوم خاکهای خشک                 8    
1-3-    خولص خاکهای مبتلا به نمک                 10
1-4-    طبقه بندی خاکهای مبتلا به نمک             10
1-4-1 خاکهای شور                         11
1-4-2 خاکهای سدیمی                         12
1-4-3 خاکهای شور سدیمی                     14
1-5-    خاکهای شور ایران                     15

فصل دوم : بهسازی خاکهای شور سدیمی                 16
2-1- اصلاح وبهسازی خاکهای شور سدیمی                 16
2-2- اهمیت وبهسازی خاکهای شور سدیمی                 18
2-3- مکانیزم بهسازی                         18
2-4- روشهای بهسازی                         19
2-4-1 بهسازی با آبشویی                        19
2-4-2 استفاده از مالچ ودیگر مدیریت رویه ای برای تسریع در آبشویی نمک 25
2-4-3    آبشویی با آب بسیار شور                 26
2-4-4    مخلوط کردن عمیق خاک سدیک به منظور بهسازی 28
2-4-5    مصرف گچ در بهسازی خاکهای سدیک         29
2-4-6    استفاده از گوگرد واسید سولفوریک در بهسازی خاکهای سدیمی
37
2-4-7    استفاده از فرآورده های حانبی  FGD  در بهسازی خاکهای سدیمی
40

2-4-8    زیست پالایی گیاهی در اصلاح خاکهای شور سدیمی  43
5-2- ایحاد نوارهای درختی در اطراف زمینهای زراعی            49
2-6- تغذیه وکود در زمینهای شور                    50
فصل سوم: بررسی تحقیقات گوگرد ومشکلات آن در موسسه تحقیقات خاک و آب
                                    52
3-1مروری بر تحقیقات                        52
3-1-1 آذربایجان شرقی                        53
3-1-2 آذربایجان غربی                        53
3-1-3 اصفهان                            55
3-1-4 خراسان                            55
3-1-5 گرگان                            56
3-1-6 گلستان                            56
3-1-7 فارس                            57
3-1-8 قزوین                            57
3-1-9 مازندران                            57
3-2 ورامین                                58
3-3 جمع بندی                            58
3-4 پیشنهادها                            62
بهسازی خاکهای ایران                        66
منابع
 
 منابع
1- افیونی، م . ر. مجتهدی پوروف.نوربخش.1376.خاکهای شوروسدیمی(ترجمه). انتشارات ارکان،اصفهان
2- زرین کفش، م . 1376. مبانی علوم خاک در ارتباط با گیاه ومحیط (جلد1) .انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی
3- زرین کفش، م . 1368. حاصلخیزی خاک وکود.انتشارات دانشگاه تهران
4- سالاردینی ،ع . 1358 . روابط خاک وگیاه .انتشارات دانشگاه تهران
5- مجللی ، ح .1373. خاکهای شور وسدیمی . مرکز نشر دانشگاهی تهران
6- ملکوتی ، م  وع .ریاضی همدانی . 1370. کودها حاصلخیزی خاک . مرکز نشر دانشگاهی تهران
7- مجله زیتون . 124. 1373
    
8- Modaish A.S.,w. Al. Mustafa. and A.I. Metwally .1989. Effect of elemental sulfur on chemical chan ges and nutrient availability in calcareous soil . plant and soil 116 : 95 – 101
9- B . Peacock . 1998 . Can gypsum improwe water penetration ? . http://cetulore . ucdavis .edu/pubgrape/ig897.htm
10- Games D.W.1993. Sodic soil are accruing more frequently in utah. How shoud they be mananged?. Extention soil specialist.
11- D.Whiteny.1992 . manangment of salin and sodic soils . soil manangment.
12- I . Lebran , D . L . Suarez . and T . Yoshida . 2002 . Gypsum effect on the aggregate size and geometry of three sodic soil under reclamation . soil sci . Am . j. 66: 92 – 98
13- M.Qadir. and J.Doster . Vegetative bioremediation of calcareous sodic soil . http://Link . springer – ny – com/Link/service/journal/00271001/-0055-6choo2.htm
14- M.Qadir, R.H.Qureshi, N. Ahmad . 1996 . Reclamation of asalin-sodic soil by gypsum  and leptochloa fusca. Geoderma 74: 207-217
15- M.Qadir,R.H.Qureshi. 2002 .Amelioration of calcareous salin sodic soil through phyremedation and chemical strategis. Soil use and manangment 18: 381-385
16- Mananging salinity and alkalinity problems. http://unix/marascomemtgn. com/neacecorms/doucument/R0008/r0008. htm
17- powedered gypsum . http://www. Highmood-resoures.com/gypsum.htm
18- Sodic soil reclamation:model and field study . http://www . nal . usda.gov/taktran/data/000011/11/0000117105 . html
19- S.D.Jarval,R.D.Armtong.Effect of gypsum and stubble retention on crop productivity in weastern Victoria. http://www. Regional. Org.au/asa/2001/4/a/Armstrong.htm
20- S.Phechowee.2002.Gypsum for sustainable agriculture ag-asia 2000 bangkok,Thailand . technical consultant D.k.T.company limited
21- S.Chun,M.nishiyama. 2001.sodic soil reclaimed with by-product from flue gas desulfurization on corn production and quality.Enviromental pollution 114: 543-549
22- W.E.Lendemonn ,J.Aburto, and A.Bono . 1991 Effect of sulfur source on sulfur oxidation.soil sci-soc-Am.j 55: 85-90
23- Gypsum is almost a universal soil amendment.2001. Better landscaping today newsletter volum 4. lesue 2
http://www . uq . edu . au/news/index .ptml?artiche=2335

مقدمه:
شوری خاک و مشکلات مربوط به آن عموماً در مناطق با آب وهوای خشک ونیمه خشک رخ می دهد که میزان بارندگی جهت آبشویی املاح کافی نیست. با توجه به وسعت خشکی های موجود در سطح کره زمین که معادل 5/134 کیلومتر مربع می باشد 1.3 از کل این زمینها در مناطق خشک وکویری قرار دارد. برطبق مطالعات آمار کوادیر  درسال 2001 وجود بیش از نیم میلیون
(حدود106 ×560 هکتار ) خاک سدیک وشورسدیمی در سراسر جهان مستلزم یک مدیریت بهسازی مقرون به صرفه است. که این رقم در کشور ما به حدود 25 میلیون کیلومتر مربع می رسد.
با توجه به کمبود منابع مناسب برای کشاورزی وپیشروی هر چه بیشتر شوری در زمینهای کشاورزی بهسازی این خاکها حائز اهمیت است.روشهای مختلفی در بهسازی این خاکها وجود دارد.
روش استفاده از فرآورده های جانبی  FGD   که در واقع برای افزایش بهره وری وجلوگیری از خطرات ناشی از انتشار گازSO  وتبدیل آن به فرآورده های جانبی مفید مثل گچ می باشد که در اصلاح خاکهای شور و سدیمی استفاده می شود. از آنجائیکه اصلاح این خاکها به روشهای شیمیایی مستلزم هزینه بسیار گزاف است اغلب کشاورزان درصورت امکان از روش زیست پالایی گیاهی استفاده می کنند.
کشت انواع گیاهان مقاوم به شوری از جمله گیاه کالارگراس کمک زیادی به کاهش CaCO3 به ESPوPHخاک کرد که این امر از طریق تنفس ریشه ها وآزاد شدن CO  جذب نمکها وانتقال آن‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ آزاد کردن H انجام می شودکه این روش نه تنها از لحاظ اقتصادی بلکه از نظر حفاظت خاک وجلوگیری از فرسایش  ومخصوصاً فرسایش بادی حائز اهمیت است.
 
فصل اول
 خاکهای مبتلا به نمک
1-1تعریف مناطق خشک
بطورکلی تعریف دقیقی برای مناطق خشک وجود ندارد. اما تعریف زیر می تواند تاحدودی راهگشا باشد:
(مناطقی که در آنها رطوبت خاک به اندازه ای ناچیز است که نمی توان بدون آبیاری خاکهای این مناطق، محصولی برداشت نمود.) البته این تعریف بدان معنی نیست که چنین مناطق اصولاً عاری از هرگونه پوشش گیاهی باشند. جدول (1) حدود مناطق خشک دنیا را نشان میدهد.
جدول (1) مساحت تقریبی مناطق خشک، نیمه خشک، بسیار خشک دنیا.
مناطق            وسعت                
نیمه خشک    2123800 کیلومتر مربع
خشک    2175600کیلومتر مربع
بسیار خشک    5668000کیلومتر مربع
  باحسابی سرانگشتی که این جدول در اختیار ما قرار میدهد در می یابیم که حدود1.3از کل زمینهای دنیا را باید جزء زمینهای خشک محسوب کنیم واز اینرو بدون آبیاری، نمی توان کشاورزی وسیعی را در این مناطق انتظار داشت. مناطق خشک بسته به میزان بارندگی به مناطق نیمه خشک، خشک، وبسیار خشک تقسیم میشوند. میزان متوسط بارندگی درمناطق خشک کمتر از 35 میلیمتر می باشد.در حالت طبیعی گسترش خاکها تحت شرایط خشک ناشی از خصوصیاتی است که از پیدایش در مناطق مرطوب متمایز می باشد. از اینرو، خاکهای مناطق خشک مسائل ومشکلات ویژه ای دارندکه مانع از گسترش کشاورزی پایدار ودائمی در این مناطق می شوند برای حل این مشکلات که شامل مسائلی از قبیل شوری،سدیمی شدن وسمیت یونها هستند، نیاز به بکارگیری روشهای اصلاحی واعمال مدیریتهای ویژه است(1).

1-2-مفهوم خاکهای مبتلابه نمک:
خاکهای مبتلا به شوری در مناطق خشک بسیار شایع هستند. خاکهای که نمکهای محلول در آنها رشد گیاهان را به مخاطره می اندازد، خاکهای مبتلابه نمک نامیده می شوند. این گروه از خاکها شامل خاکهای سدیمی وخاکهای شور می شوند.خاک شور به اندازه ای حاوی نمک است که رشد غالب گیاهان زراعی را تحت تاثیر قرار میدهد. در خاکهای سدیمی نیز، همین حالت وجود دارد با این تفاوت که در اینگونه خاکها، سدیم تبادلی زیاد است. خاکهای شور-سدیمی به اندازه ای نمک وسدیم تبادلی دارند که رشد اغلب گیاهان زراعی را تحت تاثیر قرار می دهند.باید بخاطر داشت که، خاکهای شور اغلب در مناطق خشک ونیمه خشک بوجود می آیند، اما تمام خاکهای مناطق خشک نیز، شور نیستند. در چنین اقلیمی پتانسیل (مقادیر) تبخیرو تعرق در اغلب ماههای سال بیش از میزان بارندگی است. در مناطق مرکزی ایران، این عدم تعادل رطوبتی ممکن است به بیش از 1500 میلی متر در سال برسد. در چنین شرایط اقلیمی، درشرایط طبیعی، آب کمتری مجال نفوذ به زمین را خواهد داشت (1) .
فرآیندهای هوادیدگی شیمیایی در مناطق مرطوب از راههائی مانند هیدرولیزکانیهااکسیداسیون وانحلال آنها صورت می پذیرد. اما در مناطق خشک این فرآیندها به علت کمبود آب بسیار محدود می باشند.پیدایش خاکها تاحدود زیادی معکوس کننده خواص مواد مادریشان هستند. قسمت اعظم خاکهای مناطق خشک مربوط به خاکهای رده اریدی سول هستند(1) .
شوری خاک ومشکلات مربوط به آن عموماً در مناطق با آب وهوای خشک ونیمه خشک رخ می دهد که میزان بارندگی جهت آبشویی املاح محلول از خاک کافی نیست ویا درمناطقی که سطوح ایستایی بالا است. مشکلات شوری همچنین در مناطقی رخ می دهدکه با آب برخورداراز کفیت پایین آبیاری می شوند(12).
خاکهای مبتلا به نمک به خاکهای قلیایی سفید، قلیایی سیاه، گامبو* -نقاط صاف و دیگر اسامی واضح معروف اند که این اسامی به ظاهر خاک به علت تجمع نمک مربوط می شود.واژه قلیایت اغلب شامل خاکهای با رنگ روشن و مستعد پوسته پوسته شدن که دال بر محتوای سدیم تبادلی اضافی آنها است.خاکهای مبتلا به نمک تفاوت قابل ملاحظه ای در کاربری مناسب، حاصلخیزی، سهولت بهسازی ومدیریت دارند(12).


دانلود با لینک مستقیم


مقاله شوری خاک

دانلود مقاله ورزش از نظـر اسـلام

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله ورزش از نظـر اسـلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه
از روزی که خداوند بشر را خلق فرمود، نیاز به ورزش و تربیت بدنی نیرومند و قوی از جانب این مخلوق به خوبی حس شد چه از جنبه دفاع شخصی و یا کسب معاش و چه از جهت مقابله و رویارویی با طبیعت پیرامونش.
نیاز بشر به ورزش و تربیت بدنی در طول روزگاران همواره وجود داشته و هیچگاه نبود که انسان خویش را از داشتن بدنی سالم و قوی بی نیاز ببیند. هرچه زمان جلوتر می‌رفت به گونه های مختلف، انسان ضعیف از انجام اموری که توانایی لازم را داشته باز می تواند (هر زمان به مقتضای خودش) بعد از ظهر و ترویج شریعت اسلام که این دین همواره پیروانش را به داشتن بدنی سالم و قوی تشویق و ترغیب می کند، مسئله پرورش بدن به منظور برخورداری از روانی سالم در میان مسلمانان جایگاه ویژه ای یافت.
از جمله شعارهایی که اسلام نیز آن را تایید می‌کند این است که:
روح سالم در بدن سالم است. زیرا کسی که دارای بدنی ضعیف و تربیت نشده باشد، حتی به جای آوردن واجبات و عبادات نیز دچار کاستی و نقصان است چه رسد به اینکه بخواهد در محیط اطرافش احقاق حقی بکند و دست ظلمی را از دامن مظلومی قطع بکند.
اگر ما در سیره رهبران دینی از جمله علی (ع) یا حتی پهلوانان نگاه بکنیم در خواهیم یافت که ایشان قدرت بدنی بالا را در راه صحیح و جهت مثبت آن صرف می کردند و نه در راه ظلم به دیگران. در احوال پهلوانان دیده می شود که ایشان معتمد ونقطه اتکا افراد جامعه بوده اند چرا که ایشان توانسته اند معنویت را با قدرت بدنی ممزوج کرده و از ثمره شیرین آن که همانا دستگیری از افتادگان و کمک به بیچارگان باشد بهره ها برده اند ولی متاسفانه مسئله ورزش و تربیت بدنی باآن جایگاه رفیع که از آن یاد شد به صورت حربه تبلیغاتی در دست استعماراگران و دشمنان کشورهای جهان سوم در آمده و بهره هایی که ایشان از تبلیغات ورزش برده اند چیزی نیست جز پر کردن جیبهای خود و به باطل گذرانیدن وقت ارزشمند جوانان.
امروزه ورزش آلت دست مبلغان محصولات کارخانه ها آمده و در جریان یک بازی یک فوتبال آخرین مدهای استعماری خود را برای کشورهای جهان سوم از طریق ماهواره تبلیغ می کنند.
در اینجا لازم است بدان اشاره شود این است که از نظر اسلام ورزش هدف نیست، وسیله است. یعنی خود ورزش به عنوان انجام یک سری حرکات موزون نمی تواند هدف یک مسلمانان در زندگی باشد بلکه ورزش وسیله ای است که اگر در جهت صحیح آن قرار بگیرد می تواند در بهتر انجام دادن فرامین الهی به انسان کمک کند و همان گونه که قبلا اشاره کردیم طرز تلقی و برداشت اسلام و ورزش و تربیت بدنی هیچ کدام از سیاستهای امروزی نیست و اگر اسلام ما را به داشتن بدنی سالم و نیرومند توصیه می‌کند صرفاً به خاطر:
اولاً خود ماست که بتوانیم به وظائفی که از جانب خداوند برای ما تأمین شده به خوبی عمل بکینم و در آن کاستی و کوتاهی به علت ضعف بدنی نداشته باشیم و ثانیاً به خاطر جامعه پیرامون ماست که ما در سایه این نیرومندی جهت دار بتوانیم محیط پیرامون خویش را از فساد و تباهی پاک کرده و در جهت رضای معبود گام برداریم.

 

 

 

ان شاء ا…

بخش اول
ورزش در لغت و تاریخچه ورزش
الف) ورزش از دیدگاه لغت فارسی
1- ورزش: .ورزیدن/ اجرای مرتب تمرینهای بدنی به مظنور تکمیل قوای جسمی و روحی.
2- ورزش:
الف) فعالیت منظم بدنی یا برنامه ریزی شده ای برای پرورش یا حفظ سلامتی بدن یا تواناییهای جسمی معین.
ب) علمی که برای کسب مهارت یا حفظ آن انجام می گیرد.
3- ورزش: ورزیدن.
4- ورزش: ملکه کردن ورزیدن باشد، همچو خمیر ساختن آب با آرد و آمیزش تمام دادن به چیزهای دیگر و هر کاری است که بسیار و با بار کنند، برای آنکه در آن هنرمند و کامل شوید.
ب) ورزش از دیدگاه لغت عرب
الف: راض یروض: روضاً و ریاضةً و ریاضاً، الحیوان، ذَلَّلَه، الدّر، ثَقَبه
الریاضه:
1- مصدر راض 2- تمارین منظمه و العاب ذات اصول و قواعد یقصد بها الی تقویه الجسم و تغذیه النفس، بإکساب المرء صفات حمیده کالمثابره و الجلد واللین.
ج) تاریخچه ورزش
برای پی بردن به اهمیت ورزش و لاینفک بودن آن از زندگانی انسانها در طول تاریخ خوب است بحثی پیرامون تاریخچه ورزش داشته باشیم.
اصل ورزش را از یونان دانسته اند که به منظور چابکی بدن و ایجاد قوت انجام می یافت و پاروزنی، بوکس، کشتی، شنا، شمشیر بازی و تیراندازی، اسکی و ورزش هایی چون بیس بال، سافت بال، بستکبال و انواع فوتبال و چوگان بازی، والیبال، گلف، انواع تنیس، شنا، پرتاب وزنه و … جزو ورزش محسوب می شوند.
اولین ملتی که ژیمناستیک را بنیان و آن را نام نهاده اند یونانیان قدیم می باشند که ابتدا اصول ورزش در یونان خیل خشن و ناصحیح بود و اولین نتیجه از ورزش را بزرگ نمودن عضلات بدن دانسته اند. بعدها ورزش در یونان به شکل ریسمان بازی (جان بازی) درآمده و برای آن اهمیت زیادی قائل بودن و عمل کنندگان آن را آکروبات می نامیدند و این نوع حرکات را آکروبایتیک می گفتند. به محل هایی که درآنجا ورزش می نمودند ژیمنازیوم گفته می شد که مهمترین آنها یکی لیسه و دیگری آکادمی نام داشت و چون مردم در آن محل ها لخت ورزش می کردند کلمه ژیمناز از کلمه گلیمنوس که به معنی لختی است گرفته و به آن محل ها نام نهاده اند و بعداً به عموم ورزش های بدنی نیز ژیمناستیک نام گذاشته شد.
از لحاظ تاریخی بعضی از انواع ورزش به وسیله کلیه نژادها و ملل مورد استفاده قرار می گرفته و هدف آن بیشتر جهت تناسب اندام و افزایش مهارت جنگی بوده است و همین طور جهت آماده شدن د راجرای مراسم مذهبی و فستیوالها و مسابقات قهرمانی به کار می رفته است. منظور دیگر آن جهت سرگرمی و وقت گذرانی کودکان و تفریح کردن بزرگسالان و گاهی هم جهات درمان به کار می رفته است.
2500 سال قبل از میلاد ورزش به وسیله چینی ها جهت درمان بیماریها و طولانی کردن عمر به کار می رفته است. همین طور بین آشوریها، بابلیها، مصریها و مخصوصاً ایرانیها ورزش خیلی رواج داشته است اما در بین همه ملل یونانیها ورزش را توسعه دادند و به درجه بالاتری رساندند. در عصر هنری مسابقات ورزشی در یونان رواج کلی داشت و زن و مرد تا اندازه ای د رامور مربوط به ورزش شرکت می کردند.
در اسپارت، ورزش یک قسمت عمده ای از تربیت اولیه زن و مرد بود اما در آتن زنان به کارهای عادی مشغول بودند ژیمناسیومهای بسیار مجهز و وسیعی جهت مردان ساخته شده که به منظور تربیت بدنی به کار می رفت و علاوه بر ورزش های معمولی ورزشهای ژیمناستیک طبی ورقص و آواز هم از جهت تکامل بدن به کار می رفت.
بین رومیها ورزش به میزان وسیعی جهت آماده کردن در امور نظامی مورد استفاده قرار می گرفت. و بالاخره منجر به نمایشهای گلادیاتوری گردید و بعداً با سقوط امپراطوری روم بدست فراموشی سپرده شد.
اما در خصوص تاریخچه ورزش در ایران باید گفت، در میان کشورهای مشرق زمین بی گمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیشترین اولویت را به ورزش و به تربیت بدنی داده بود در حالی که چینیان به امر ورزش و تربیت بدنی توجه چندانی نداشتند و هندوان نیز پرورش تن و فعالیت های بدنی را گام مذموم هم می دانستند، ایرانیان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامتی بدن به عنوان وسیله بسیار مهمی برای فراهم آوردن ارتشی سلحشور و پیروزمند پی برده اند.

بخش دوم
ورزش از دیدگاه ائمه اطهار (س) و علما
در اینجا شایسته است که سخنانی چند از بزرگان دین و علما و دانشمندان در مورد تربیت بدنی و ورزش ذکر کنیم: رسول اکرم (ص) می فرمایند:
انَّ لِرَبک علیک حقاً و انَّ لجسدِکَ علیک حقاً و لاهَلکَ علیکَ حقاّ
پروردگارات ب رتو حقی دارند و بدنت بر تو حقی دارد و خانواده ات (نیز) بر تو حقی دارد.
حضرت علی (ع) می فرماید:
هان که درختان بیابانی که از آب و رطوبت محرومند، چوبی محکمتر و درختان سرسبز و جویبار، پوست لطیف تر و نازک تر دارند گیاهان که با قرات روئیده اند، شعله قوی تر دارند و دیرتر خاموش می شوند.
همچنین می فرمایند‍: روز و شب نیروهای بدنی خود را بده و آ‎نچه اسباب تقرب به خداست بدون کم وکاست به مصرف برسان، هرچه در این راه به بدنت رسید، برسد.
حسین بن علی بیهقی مولانا واعظ کشفی جامع علوم دینیه و عارف به معارف الهیه د رمورد ورزش کشتی می گوید:
یعقوب پیغمبر (ع) این علم را می دانست و فرزندان خود را تعلیم می داد و می گفت: بدانید که این علم، شما را به جهت دفع دشمن به کار آید.
و نیز چنین می گوید: اگر پرسند که معنی کشتی چیست؟ بگو آنکه آدمی تبدیل اخلاق کند و حقیقت این سخن آن است که پیوسته میان صفات حمیده و اخلاق دمیمه کشتی واقع است.
یعنی هر یک می خواهند ضد خود را دفع کنند بلکه چون به حقیقت بنگری، توحید و شرکت، کرم و بخل، تقوی و فسق … همیشه در کشتی اند که مدد صفات پسندیده باشند، تا به قوت ریاضت، خوبها بد را زیر کنند. همانطور که به قوت ریاضت و ورزیدگی بدن، دفع اشرار و خصم می نمائیم.
نظر ربیع ابن احمد
ربیع ابن احمد در اینکه به چه حرکاتی ورزش گویند، به این مطلب اشاره می نماید:
ورزش آنگاه بود که افراد، خود را به رنج و تعب و خستگی اندازند و از این حرکت وقتی که باز ایستادند حالت خستگی و درماندگی در آنها باقی باشد و لیکن اگر از این حد بیشتر باشد و یا کمتر از این حد که احساس خستگی و یا به عبارتی د رحالی که خستگی بر آنها مستولی گشته است ادامه یابد به آن ورزش نمی گویند.
پس ورزش عبارت است از حرکت یا حرکاتی که انسان در اثر انجام آن احساس خستگی کند. نه اینکه حرکت خود را بیشتر از توان و فراتر از احساس خستگی ادامه دهد.
تربیت بدنی و ورزش از دیدگاه ابن سینا
ابن سینا را می توان به حق از کسانی دانست که در زمان خودش و بعد از آن هم در باب تعلیم و تربیت و هم در باب طب نظراتی داده و تربیت بدنی را به عنوان یک عنصر اصلی، در سلامت فکری و جسمی معرفی نموده، و به بحث پیرامون آن پرداخته شیخ الرئیس سه چیز را اساس تندرستی می داند. ورزش و غذا وخواب و قبل از هر چیز به بحث پیرامون ورزش می پردازد.
وی می گوید‍: بهتر است اهم را بر مهم ترجیج دهیم و موضوع ورزش را پیش می کشیم و می گوییم.
تعریف ورزش
ورزش حرکتی است تابع اراده، در ورزش تنفس بلند و بزرگ و پی در پی می آید. (مراد تنفس عمیق و دشت تنفس در اثر بالا رفتن مقدار اکسیژن مصرفی است) هر کس بتواند با اسلوب صحیح و متناسب با اعتدال مزاجش در وقت و هنگام مناسب ورزش کند از چاره جویی (پیشگیری) و مداوای بیماریهای مزاجی که در دنباله آن می آید بی نیاز می گردد.
این بهره برداری از ورزش هنگامی میسر است که دستورات دیگر بهداشتی را به کلی مراعات کند.
تربیت بدنی از دیدگاه سید اسماعیل جرجانی
ورزش عبارت است از هرگونه حرکتی که در اندامها ایجاد شود در موجب بالا رفتن حرارت طبیعی (حرارت غریزی) بدن گردد و همچنین موجب ثبات و تقویت حرارت طبیعی بدن گردئد. و حرارت ایجاد شده از نوع حرارت طبیعی و موافقت بدن باشد، یعنی از نظر نوع، با همدیگر تناسب داشته باشند، آن را ورزش می گویند.
نظر ابن خلدون:
ابن خلدون در بخش امهات صنایع بعد از توضیح هر کدام از صناعتی که معمول بوده به توضیح پیرامون صناعت پزشکی می پردازد و پس از بیان مطالبی چند در جهات نیاز شهرنشینان نسبت به بادیه نشینان، نسبت به پزشکی و عواملی در تندرستی و صحت موثرند و همچنین عواملی که صحت مزاج و تندرستی را به مخاطره می افکند و اثرات و چگونگی هضم غذا و طبخها و داروهایی که می تواند عوارض ایجاد شده را رفع نماید به ضرورت ورزش برای شهرنشینان اشاره شده است و در این باره چنین می گوید: گذشته از تاثیرات غذا و طبخها و عوامل اختلال در صحت انسان می باشند در شهرها هوا به علت درآمیختن با بخارهای گندیده ای که از فزونی فضولات حادث می شود فاسد می گردد.
در صورتی که هوا به روح نشاط می بخشد و نشاط روح به علت اثر حرارت غریزی و تقویت هضم غذا کمک می‌کند. ابن خلدون علاوه بر آنچه که ذکر شد ورزش را در نشاط روح ذخیل می داند که این نشاط در شهرنشینان کمتر است به دلیل اینکه در پیش شهرنشینان ورزش وجود ندارد، علتش این است که آنان غالباً در حال سکون و آرامشند و از ثمرات ورزش به هیچ وجه بهره مند نمی شوند و هیچ نشانه ای از آن در میان ایشان یافت نمی شود.
بدین دلیل بیمارهایی بسیاری در شهرها و بلادها بروز می‌کند و نسبت به بروز امراض، مردم شهرها به خدمات پزشکی نیازمند می شوند.
و در ادامه ابن خلدون به نحوه زندگی روستایی و چگونگی برخورداری مردم از هوای تازه و غذای منذسب و فعالیت بدنی اشاره می‌کند و نتیجه میگیرد که در روستاها به علت برخورداری انسان از غذای سالم و هوای سالم بدن سالمتر می ماند و در شهرها چون این دو عامل کمتر وجود دارند ضرورت نیاز انسان به ورزش را متذکر می شود.
کلامی چند از امام خمینی (ره) و صاحبنظران معاصر اسلامی در موضوع ورزش و تربتی بدنی ایشان می فرمایند «همانطوری که با ورزش قوت جسمانی خود را تقویت می کنید، قوت روحانی را نیز تربیت کنید.»
«ورزش بدون ارزش های اسلامی همان ورزش در خدمات منافع استکبار جهانی است».
«لازم است که ابعاد وجودیتان را تحت تربیت ورزش قرار دهید»
«محیط ورزش را به یک محیط تربیت اسلامی تبدیل کنیم تا ورزشکار بتواند نمایانگر واقعیت انقلاب اسلامی باشد»
«اسلام ورزشی را تایید می‌کند که در خدمت اسلام باشد»
«باید دانست که پرورش جسم و سالم سازی آن فقط یکی از ابعاد ورزش است»
«قدرت شما وقتی با ایمان باشد، »
«قدرت مشا وقتی با ایمان باشد و با قرآن باشد پشتوانه یک ملت است»
سخنانی چند درباره ورزش و تربیت بدنی از مرحوم شهید دکتر بهشتی
«توجه به خداوند و توجه به اولیاء خدا در فرهنگ ورزشی حضور داشته است»
«ترکیب برنامه های مربوط به روزش جسم و تن با ورزش روح و تربیت اخلاقی از مسائل مهم است که باید به آن اهمیت داده شود» «ورزش تن اگر با ورزش تن با ورزش روح و ورزش قلب وجدان همراه باشد، نتیجه بسیار عالی است».
سخنانی چند در مورد ورزش و تربیت بدنی از مرحوم شهید باهنر
«ورزش را برای همه یک نوع عبادت می دانیم»
«باید همراه با تربیت بدنی، تربیت روح و تزکیه نفس و تصفیه اخلاق هم وجود داشته باشد.»
«در متون اسلامی هر جا سخن از تقویت جسم به میان آمده هدف باید برای خدا باشد».
تعریف ورزش از دیدگاه مرحوم دکتر سید رضا پاک نژاد
برای تعریف ورزش نتوانستی مطلبی بهتر از این بدست آورم:
ورزش اطلاق به چیزی می شود که ایجاد خوشی و وقت گذارنی کند و نیز سبب مشغولیت شود.
مانند مسابقه ها، شکار، ماهیگری، و بالاخره کارهایی که باعث دلیری و قدرت بدن و مهارت فرد می گیرد. بدون اینکه تعریف های دیگری را ببینیم. می خواهم خودم از آن تعریف کنم:
1- ورزش راه گریختن از ناتوانی و تنبلی است
2- ورزش پیکار در زندگی است برای فرار دادن ناتوانی و تنبلی
3- ورزش تربیت کردن بدن است برای بهتر زیستم و بهتر تحمل کردن
4- ورزش هنر زیبا داشتن و ورزیده کردن بدن است
5- ورزش نوعی دستور به بدن است که کارهای خود را بهتر انجام دهد.
6- ورزش علم نگهداری تعادل فیزیولوژیکی قسمت های ارادی بدن و تقویت قوای معنوی است و با توجه به اینکه شاید برای عده ای هنوز ورزش در تقسیم بدنی به علوم وارد نشده ولی به نظر من با محقق شدن امتیازات ورزش برداشت و به سر دانش ورزشی گذارد ولی حقیقت این است که شناخت ورزش با یک نسبت مستقیم به طرز فکر و استعداد مغزی ارتباط دارد. از این رو نزد بعضی هنر است و برای برخی علم می باشد.
7- ورزش مجموعه ای است از حرکات و فعالیت های پرورش دهنده جسم و تقویت کننده جان است.
8- ورزش این است که در راه فائق آمدن بر کارها توانا باشد و بتواند به نیروی عقل هم بر مشکلات پیروز گردد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  34  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ورزش از نظـر اسـلام

دانلودمقاله فاشیسم

اختصاصی از فایلکو دانلودمقاله فاشیسم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 فاشیسم به عنوان یک مفهوم تاریخی، نوعی نظام حکومتی دیکتاتوری است که بین سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ در ایتالیا و به وسیله "موسولینی" رهبری شد.
فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری سرمایه داری مالی بزرگ است، که در شرایط بحران حاد (اقتصادی) برا ی حفظ حکو مت از به قدرت رسیدن کا رگر ان در جامعه حاکم می‌شود، برضد سایر بخش‌های سرمایه داری و دیگر بخش‌های جامعه نظیر کارگران.
این واژه بعدها در مفهوم گسترده‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم‌های دست راستی که دارای ویژگی‌های مشابهی بودند، اطلاق شد.
مفهوم فاشیسم
برای نوشتن در مورد یک نظام سیاسی به عنوان یک شکل از حکومت داری بیش از هر چیز پرداختن به بنیاد های فلسفی نهفته در زیر لایه های نهادی را باید به بررسی نشست. تاریخ پیدایش فاشیسم در ایتالیاهمواره همراه بوده است با درخشش نام متفکر اکتوالیست ایتالیایی جیوانی جنتیله. در کورد مهمخ تریم نکات فلسفه جنتیله می توانم به مفهوم بسیار اساسی نفی اشاره کنم. به طوری که از نوشته های اوئ بر می آید تاریخ بشر از منظر جنتیله عرصه زایش و نفی همواره ایده ها ی به عمل در آمده است. از این منظر زایش یک ایده همواره همراه است با نفی خوشنت آمیز ایده های پیشین در عمل. چیزی که در اندیشه های جنتیله عجیب به نظر می آید روشی است که برای توجیه دفاع اکتوالیستی از فاشیسم به کار می گیرد. به این اعتبار در نگاه جنتیله رهبر به عنوان مغز جامعه در پرتو شور برآمده از مردم همواره در مسیر نفی های خشن و ضروری قرار می گیرند. جنتیله سرانجام در راه مذاکره برای آزادی روشنفکران ضد فاشیست که از دوستانش بودند به دست پارتیزان ها کشته شد. معنای علمی این واژه عبارتست از نظام دیکتاتوری متکی به اعمال زور و ترور آشکار که توسط ارتجاعی ترین و متجاوز ترین محافل امپریالیستی مستقر می شود. فاشیسم از طرف سرمایه انحصاری پشتیبانی می شود و هدف آن حفظ نظام سرمایه داریست، در هنگامی که حکومت به شیوه های متعارف امکان پذیر نباشد. حکومت فاشیستی کلیه حقوق و آزادی های دموکراتیک را در کشور از بین می برد و سیاست خود را معمولاً در لفافه ای از تئوری ها و تبلیغات مبتنی بر تعصب ملی و نژادی می پوشاند. فاشیسم زائیده بحران عمومی سرمایه داریست. فاشیسم در مرحله ای از مبارزه شدید طبقاتی میان پرولتاریا و بورژوازی پدید می گردد که بورژوازی دیگر قادر نیست سلطه خود را از طریق پارلمانی حفظ کند و لذا به استبداد و ترور، سرکوب خونین جنبش کارگری و هر جنبش دموکراتیک دیگر و نیز به عوام فریبی های گزافه گویانه متوسل می شود. فاشیسم سیاست داخلی خود را به ممنوع کردن احزاب کمونیست، سندیکاها و سایر سازمان های مترقی الغاء ازادی های دموکراتیک و نظامی کردن دستگاه دولتی و همه حیات اجتماعی کشور مبتنی می سازد. فاشیسم برای اجرای این مقاصد از دستجات ضربتی، قاتلین و عناصر وازده و اوباش نظیر اس اس ها در آلمان هیتلری و پیراهن سیاهان در ایتالیای موسولینی استفاده می کنند. نژادپرستی و شوینیسم و تئوری های نظیر آن حربه های اساسی ایدئولوژیک فاشیسم را تشکیل می دهند.
از نظر تاریخی فاشیسم نخست در ایتالیا در سال 1919 بوجود آمد و سه سال بعد توانست حکومت را در این کشور غصب کند. حزب فاشیستی آلمان در سال 1920 ایجاد شد و نام عوام فریبانه ناسیونال سوسیالیست برخود نهاد. این حزب در سال 1933 به کمک انحصارهای بزرگ آلمانی و خارجی حکومت را بدست گرفت و دیکتاتوری خونین هیتلری را مستقر کرد.
تجزیه جنبش کارگری آلمان در آن هنگام و فلج کردن نیروی عظیم طبقه کارگر آلمان و بالاخره به پیروزی فاشیسم کمک کرد. در آلمان هیتلری که به مظهر فاشیسم و نمونه روشن آن به شمار می رود، حزب کمونیست، سندیکاهای کارگری و سایر سازمان های دموکراتیک یکی پس از دیگری سرکوب شدند. استبداد سیاهی حکمفرما شد. نخبه دانشمندان و روشنفکران و ادبای آلمانی بر اثر دیکتاتوری و سیاست ضد یهود فاشیست ها مجبور به جلای وطن شدند. فاشیست ها با استفاده از تئوری های «فضای حیاتی» و «ژئو پلیتیک» و با اقدامات علمی انحصارهای بزرگ جنگ جدیدی را برای تقسیم مجدد جهان و اشغال سرزمین های دیگر کشورها تدارک دیدند. این سیاست منجر به جنگ دوم جهانی شد که بالاخره با در هم شکستن کامل نظامی، اقتصادی و سیاسی ارتجاع فاشیستی و با پیروزی اتحاد شوروی و ائتلاف ضد هیتلری فاشیستی پایان یافت.
نازیسم ـ دارای همان معنای فاشیسم است. این کلمه از حروف اول اسم حزب فاشیستی هیتلر که «حزب کارگری ملی سوسیالیستی» خوانده می شد و البته نه کارگری بود نه ملی و نه سوسیالیستی ترکیب یافته است.
به نظر "موسولینی"، فاشیسم یک مفهوم مذهبی است که انسان در آن وابسته به قانونی اعلی و اراده‌ای واقعی است که از فرد تجاوز می‌کند و به عضویت یک جامعهٔ روحانی ارتقاء می‌یابد. به نظر می‌رسد کسانی که در سیاست‌های مذهبی فاشیسم، چیزی جز فرصت‌طلبی ندیده‌اند، این معنی را نفهمیده‌اند که فاشیسم علاوه بر آنکه یک سیستم حکومتی است، بالاتر از همه، یک سیستم فکری نیز هست.
"فاشیسم" با همهٔ تجربه‌های فردی دارای طبیعت مادی – مانند آنچه در سده هجدهم رواج داشت – مخالفت می‌کند. فاشیسم مخالف استقلال فردی، وطرفدار دولت است و برای فرد تا آنجا ارزش قائل است که با دولت، یعنی وجدان و ارادهٔ عمومی انسان در وجود تاریخی وی، منطبق شود. اصول آزادی دولت را در مقابل مصالح فرد انکار می‌کند. اما فاشیسم، دولت را به عنوان یک واقعیت حقیقی مبنا قرار می‌دهد. اصول اساسی فاشیسم که موسولینی برخی از آنها را در دانشنامه ایتالیا در سال ۱۹۳۲ میلادی ابراز داشته بود عبارت‌اند از:
۱) عدم اعتقاد به سودمند بودن صلح
۲) مخالفت با اندیشه‌های سوسیالیستی
۳) مخالفت با لیبرالیسم
۴) تبعیت زندگی همهٔ گروهها از دولت (توتالیتر بودن)
۵) تقدس پیشوا تا سرحد امکان
۶) مخالفت با دموکراسی (دموکراسی را بوالهوسی و خودپرستی می‌نامند)
۷) اعتقاد شدید به قهرمان‌پرستی
۸) تبلیغ روح رزم‌جویی
۹) نظام تک‌حزبی

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  6  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله فاشیسم