فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله بوستان سعیدی ( متن کامل )

اختصاصی از فایلکو دانلودمقاله بوستان سعیدی ( متن کامل ) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 


بنام خداوند بخشنده مهربان
همه کس می داند که شیخ سعدی شیرازی گذشته از قصاید و غزلیات بی نظیری که از خود به یادگار گذاشته است دو کتاب یکی به نثر ، موسوم به «گلستان» و یکی به نظم معروف به «بوستان» به نگارش آورده است که شاید بتوان گفت نه تنها در زبان فارسی بلکه در هیچ زبانی از جهت فصاحت و بلاغت و روانی و زیبایی و دلربایی و حکمت و معرفت مثل و مانند ندارد و منظور ما در اینجا این نیست که در ستایش آثار جاویدانی شیخ اجل قلم فرسایی کنیم چه گمان داریم که برای ادای این وظیفه قدرت بیانی مانند آنکه خود شیخ بزرگوار داشته است باید ، و کسی که آن توانایی ندارد دست بردنش به این کار نشاید .
غرض این است که در این سال 1356 هجری قمری که هفتصد سال تمام از تاریخ تصنیف «گلستان» گذشته و «بوستان» هم اندکی پیش از «گلستان» به نظم درآمده شایسته بود که فارسی زبانان از ظهور این دو کتاب – که در تاریخ ادبیات ایران به جز نظم کتاب شاهنامه فردوسی و مثنوی مولانا جلال الدین ، هیچ واقعه به آن اهمیت نیست – شادیها کنند و سرافرازیها نمایند ، والحق آن اندازه که در توانایی ایرانیان بود کوتاهی نکردند و جناب آقای علی اصغر حکمت وزیر معارف دولت شاهنشاهی نیز از تشویق و مساعدت در این راه دریغ نفرمودند و من جمله از اینجانب که خود را ریزه خوار خوان نعمت بیدریغ سعدی می دانم ، یعنی بهترین ساعتهای عمر خود را در مصاحبت آن یگانه سخنور پر معرفت گذرانده ایم ، تقاضا کردند که به تهیه نسخه معتبری از «گلستان» دست ببرم و سپس نسبت به «بوستان» و اگر ممکن شود برای آثار دیگر اقصح المتکلمین همین وظیفه را انجام دهم .
اینجانب این وظیفه دلپذیر را به جان و دل بر عهده گرفتم و نسخه «گلستان» در بهار این سال به شرحی که در دیباچه آن کتاب نگاشته ام به پایان رسید و از چاپ در آمد .
اینک کتاب «بوستان» را برای ارادتمندان شیخ تحفه می آوریم و برای آگاهی ، خاطرنشان می کنیم که در ترتیب این نسخه هم تقریباً همان روش تنظیم «گلستان» را به کار برده ایم با این تفاوت که چون «بوستان» مانند «گلستان» در دست و پای همه کس نیفتاده و مقید به قیود شعری بوده است ، کمتر دستخوش تحریف و تصرفات عمدی گردیده است و به این واسطه مجبور نبودیم یک نسخه را اصل و مبنی قرار دهیم و نسخه بدلها از نسخه های مخصوص بر آن اختیار نماییم ، نسخه های متعدد از قدیم و متوسط و جدید در پیش گذاشتیم و از سه – چهار سخه که کهنه تر از همه بودند متابعت کردیم ، و اختلافاتی را که قابل ذکر دانستیم در ذیل صفحات آوردیم ، و آنچه ذوق و سلیقه خود تصرف جایز دانستیم این بود که در نسخه های کهنه معتر بود که در آن موارد ذوق خود را حکم نساخته از آن نسخه ها کاملاً متابعت نمودیم . سپس در مقابله با نسخه های درجه دوم اگر نکاتی در خور توجه یافتیم با قید این که «در نسخه های متاخر چنین است» آنها را در حاشیه آوردیم و برای این که از هیچ دقت و اهتمامی فروگذار نشده باشد اختلافات قابل توجه را که در نسخه های چاپی دیده شد نیز در حاشیه قید کردیم ، و بعضی اشعار را که در بعضی نسخه های متاخر مشاهده می شود و در نسخه های کهنه نیست با آن که قریب به یقین است که الحاقی است احتیاطاً در حاشیه آوردیم که از میان نرود .
تصرف دیگر که در چگونگی طبع کتاب کرده ایم در عناوین است چون بسیاری از جاها تنطیم کنندگان نسخه ها عنوان حکایت قرار داده اند در صورتی که قصه و حکایتی نیست ، و در جاهای بسیار دیگر همینقدر که مطلب اندکی تغییر می کند لازم دانسته اند عنوانها درست کنند از قبیل «گفتار در ...» یا «در این معنی ...» یا «وله ایضاً» و امثال آنها . پس چون نه نسخه ها درین عناوین متفقند . نه می توان دانست که شیخ سعدی خود چه عنوانها کرده بوده است ، و شاید که اصلاً جز بابها هیچ فصل و جدایی در مطالب معین نکرده است ، بنابراین گذاشتیم که عناوین باب ها ده گانه را به همان عبارات که شیخ در دیباچه نظم فرموده است اختیار کنیم ، و در درون بابها هر جا که حقیقه قصه و دستانی است حکایت عنوان کردیم و هر جا داستان نیست ومطالب تغییر می کند عنوانی اختیار ننموده بوسیله ستاره مطالب را از یکدیگر جدا ساختیم .
در اینجا به مناسبت آگاهی می دهیم که در هیچ یک از نسخه های کهنه اسم «بوستان» برای ای کتاب دیده نمی شود و همه آن را «سعدی نامه» می نامند چنانکه گویی شیخ اجل خود اسمی برای این کتاب اختیار ننموده و به این جهت نسخه کنندگان قدیم آن را «سعدی نامه» نامیده اند پس از آن اهل ذوق اسم «بوستان» را به قرینه «گلستان» برای این کتاب اختیار کرده اند و چندان بی مناسبت هم نبوده است .
***
اما نسخه هایی که برای تهیه و تنظیم این کتاب در اختیار ما بوده بسیار و از آن جمله است :
نسخه متعلق به لرد گرینوی که در موزه انگلستان عکس برداری شده و تاریخ کتابت آن سال 720 هجریست و همان است که نسخه «گلستان» را نیز همراه دارد و در تنظیم آن کتاب هم مورد استفاده بوده است. این نسخه که با خط نسخ خوانا نوشته شده با این که از اشتباه کتابتی خالی نیست تمام وکمال و بی عیب و در نهایت اعتبار و صحت است و محل اعتنای تام ما بوده است .
کلیات متعلق به دانشمند محترم آقای دکتر محمدحسین لقمان ادهم (لقمان الدوله) که متضمن قسمتی از غزلیات و تقریباً دو ثلث «بوستان» است . این نسخه در رمضان 718 به خط نسخ کتابت شده و کتاب در پایان طیبات تصریح کرده که از روی نسخه اصلی خط شیخ سعدی استنساخ نموده و هر چند اشتباهات کتابتی آن بیشتر از نسخه لندن است چون قدیم ترین نسخه ای است که ما بدان دسترسی یافته ایم و کتاب آن یقیناً زمان شیخ اجل را درک کرده است در آن مقدار از کلیات که شامل است ارزش و اعتباری به سزا دارد .
نسخه کتابخانه هند انگلستان که در لندن عکس برداری شده و تاریخ کتابت آن 728 هجری است ، اوراق «بوستان» آن تمام و اعتبار آن نیز مورد توجه است و «گلستان» نیز همراه این نسخه بوده و از آن استفاده کرده ایم .
«کلیات سعدی» متعلق به کتابخانه دانشمند محترم آقای حاج حسین آقا ملک که تاریخ کتابتش معلوم نیست ولی سبک تحریر و طرز تدوین غزلیات می نمایند که در حدود نیمه مائه هشتم نوشته شده و نسخه ای است قدیمی و معتبر . در موقع تنظیم «گلستان» نیز این نسخه مورد استفاده ما بوده و شرمنده ایم که اظهار امتنان از مساعدتهای ایشان در آن موقع از قلم افتاده در عوض وظیفه خود می دانیم که از اقدام معارف پروانه بزرگی گرانبها می باشد برای استفاده عامه وقف کرده اند یاد کرده طالبان دانش را به بشارت این جوانمردی مسرور سازیم .
کلیات آقای حاج عبدالحسین بحرانی که به وسیله وزارت معارف [سابق] به آرامگاه سعدی اهدا کرده اند ، تاریخ کتابت آن معلوم نیست ولی از قرائن بر می آید که در اواخر مائه هشتم نوشته شده . این نسخه «گلستان» را مطلقاً ندارد و از «بوستان» هم که مورد استفاده و مراجعه بوده چنین بر می آید که بعضی حکایات و اشعار را عمداً حذف کرده اند .
کلیات آریالای صادق انصالی عضو وزارت معارف که در 794 هجری کتابت یافته و در اینجا لازم است به این نکته اشاره شود که «بوستان» این نسخه صحیح تر از «گلستان» بوده و بیشتر مورد استفاده واقع گشت .
کلیات آقای مجدالدین نصیری که نسبت به آن در مقدمه «گلستان» اظهار نظر شده است .
این نسخه ها که بر شمردیم در مائه هشتم نوشته شده و غیر از اینها نسخه هایی دیگر در اختیار ما بوده که اختیار و صحت آنها نیز قابل توجه و از آن جمله است :
«کلیات» خطی که ماده تاریخ کتابت آن «اخیر الکلام» است (923 هجری.)
«کلیات» خطی که در سال هزارم هجری نوشته شده است .
«بوستان» به خط سلطانی علی مشهد کتاب . و این سه نسخه نیز از کتابخانه آقای حاج حسین آقا ملک می باشد .
نسخه گراور شده «بوستان» به خط میرعماد معروف .
گذشته از این ها بیش از ده نسخه خطی و چاپی معتبر (چاپ تبریز و طهران و هندوستان) در دسترس ما بوده و در مواقع لازم از مراجعه و مطالعه آنها کوتاهی نشده است.
***
از مراجعه دقیق به این نسخه ها چنین استنباط می شود که در آغاز که شیخ اجل «بوستان» را سروده نسخه هایی از آن استنساخ کرده اندو انتشار یافته ،‌سپس خود او در این کتاب تجدید نظر فرموده و بعضی اشعار و کلمات را تغییر و تبدیل داده است ، و چنین می نماید که نسخه های قدیمی معتبر که در دست ماست (گذشته از اختلافات جزئی که از تصرفات کتاب است) از روی دو نسخه اصلی استنساخ شده ، با فرض این که نسخه دومی «بوستان» پس از تجدید نظر شیخ بزرگوار انتشار یافته باشد و نسخه لرد گریوی و نسخه آقای دکتر لقمان ادهم نماینده این دو تحریر «بوستان» می توانند بودو اگر آنها را اصل و در دو طرف قرار دهیم بیشتر می توانند بود و اگر آنها را اصل و در دو طرف قرار دهیم بیشتر نسخه های دیگر با یکی از این دو نسخه موافقت دارند.و این احتمال که اختلافات مهمی که در نسخه های «بوستان» دیده می شود غالباً از تصرف خود شیخ باشد این فکر را نیز تولید می کند که شاید در «گلستان» نیز چنین واقع شده و بعضی از اختلافات که در نسخه های کهنه معتبر آن کتاب دیده می شود به دست خود شیخ صورت گرفته باشد .
***
در خاتمه با کمال مسرت اظهار می شود که در تهیه این نسخه نیز آقای حبیب یغمایی که در مقدمه «گلستان» شرح مساعی ایشان را متذکر شده ایم با اینجانب دستیاری به سزایی کرده واز تحمل هیچگونه زحمت و اهتمامی در این راه دریغ ننمودند ، و به علاوه فهرست حکایات و اساسی اعلام و جدولی از لغات و جملات «بوستان» نیز تهیه نمودند که محض مزید فائده کتاب به آخر آن ملحق ساخته ایم .
امتنان اینجانب از آقای حبیب یغمایی و همچنین از معارف پرورانی که نسخه های گرانبهای خود را در اختیار ما گذاشتند و ما را به انجام این کار موفق کردند وظیفه ای است که با کمال خرسندی ادا می کنیم .
محمدعلی فروغی
دیماه 1316

بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند جان آفرین
خداوند بخشنده دستگیر
عزیزی که هرکر درش سربتافت
سر پادشاهان گردن فراز
نه گردنکشان را بگیرد بفور
وگر خشم گیرد ز کردار زشت
اگر با پدر جنگ جوید کسی
وگر خویش راضی نباشد ز خویش
وگر بنده چابک نباشد بکار
وگر بر رفیقان نبای شفیق
وگر ترک خدمت کند لشکری
ولیکن خداوند بالا و پست
دو کونش یکی قطره از بحر علم
اَدیم زمین سفره عام اوست
اگر بر جفا پیشه بشتافتی
بری ذاتش از تهمت ضد و جنس
پرستار امرش همه چیز و کس
چنان پهن خوان کرم گسترد
لطیف کرم گستر کارساز
مرو را رسد کبریا و منی
یکی را بسر برنهد تاج بخت
کلاه سعادت یکی بر سرش
گلستان کند آتش بر خلیل
گر آن ست منشور احسان اوست
پس پرده بیند عمل های بد
بتهدید اگر بر کشد تیغ حکم
وگر در دهد یک صلای کرم
به درگاه لطف و بزرگیش بر
فروماندگان را به رحمت قریب
بر احوال نابوده عملش بصیر
به قدرت نگهدار بالا و شیب
نه مستغنی از طاعتش پشت کس
قدیمی نکورکار نیکی پسند
ز مشرق به مغرب مه و آفتاب
زمین از تب لرزه آمد ستوه
دهد نطفه را صورتی چون پری
نهد لعل و پیروزه در صلب سنگ
ز ابر افکندقطره ای سوی یم
از آن قطره لولویِ لالا کند
برو علم یک ذره پوشیده نیست
مهیا کن روزی مار و مور
به امرش وجود از عدم نقش بست
دگر ره به کتم عدم در برد
جهان متفق بر الهیتش
بشر ماورای جلالش نیافت
نه بر اوچ ذاتش پرد مرغ وهم
درین ورطه کشتی فروشد هزار
چه شبها نشستم درین سیر گم
محیط ست علم ملک بر بسیط
نه ادراک در کنه ذاتش رسید
توان در بلاغت به سحبان رسید
که خاصان درین ره فرس رانده اند
نه هر جای مرکب توان تاختن
وگر سالکی محر راز گشت
کسی را درین بزم ساغر دهند
یکی باز را دیده بر دوخت ست
کسی ره سوی گنج قارون نبرد
بمردم درین موج دریای خون
اگر طالبی کاین زمین طی کنی
تامل در آیینه دل کنی
مگر بویی از عشق مستت کند
به پای طلب ره بدانجا بری
بدرد یقین پرده های خیال
دگر مرکب عقل در پویه نیست
درین بحر جز مرد راعی نرفت
کسانی کزین راه برگشته اند
خلاف پیمبر کسی ره گزید
مپندار سعدی که راه صفا
حکیم سخن در زبان آفرین
کریم خطا بخش پوزش پذیر
به هر در که شد هیچ عزت نیافت
به درگاه او بر زمین نیاز
نه عذر آوران را براند بجور
چو باز آمدی ماجرا در نوشت
پدر بی گمان خشم گیرد بسی
چوبیگانگانش براند ز پیش
عزیزش ندارد خداوندگار
به فرسنگ بگریزد از تو رفیق
شود شاه لشکرکش از وی بری
به عصیان دذر رزق بر کس نبست
گنه بیند و پرده پوشد به حلم
برین خوان یغما چه دشمن چه دوس
که از دست قهرش امان یافتی؟
غنی ملکش از طاعت جن و انس
بنی آدم و مرغ و مور و مگس
که سیمرغ در قاف قسمت خورد
که دارای خلقست و دانای راز
که ملکش قدیم ست و ذاتش غنی
یکی را بخاک اندر آرد ز تخت
گلیم شقاوت یکی در برش
گروهی بر آتش برد ز آب نیل
ور این ست توقیع فرمان اوست
همو پرده پوشد به آْای خود{
بمانند کروبیان صم بکم
عزازیل گوید نصیبی برم
بزرگان نهاده برگی ز سر
تضرع کان را به دعوت مجیب
به اسرار نگفته لطفش خبیر
خداوند دیوان روز حسیب
نه بر حرف او جای انگشت کس
به کلک قضا در رحم نقشبند
روان کرد و بنهاد گیتی بر آب
فرو کوفت بر دامنش میخ کوه
که کردست بر آب صورتگری ؟
گل و لعل در شاخ پیروزه رنگ
ز صلب اوفتد نطفه ای در شکم
وزین صورتی سرو بالا کند
که پیدا و پنهان به نزدش یکیست
اگر چند بی دست و پایند و زور
که داند جز او کردن از نیست هست؟
وز آنجا به صحرای محشر برد
فرومانده از کنه ماهیتش
بصر منتهای جمالش نیافت
نه در ذیل وصفش رسد دست فهم
که پیدا نشد تخته ای بر کنار
که دهشت گرفت آستینم که قم
قیاس تو بر وی نگردد محیط
نه فکرت به غور صفاتش رسید
نه در کنه بی چون سبحان رسید
به لا احصی از تک فرومانده اند
که جاها سپر باید انداختن
ببندند بر وی در بازگشت
که داروی بیهوشیش در دهند
یکی دیده ها باز و پر سوخت ست
وگر برد ، ره باز بیرون نبرد
کزو کس نبردست کشتی برون
نخست اسب بازآمدن پی کنی
صفایی به تدریج حاصل کنی
طلبکار عهد الستت کند
وز آنجا به بال محبت پری
نماند سراپرده الا جلال
عنانش بگیرد تحیر که بیست
گم آن شد که دنبال داعی نرفت
برفتند بسیار و سرگشته اند
که هرگز به منزل نخواهد رسید
توان رفت جز بر پی مصطفی

 

ستایش پیغمبر صلی الله علیه و آله
کریم السجایا جمیل الشیم
امام رسل پیشوای سبیل
شفیع الوری خواجه بعث و نشر
کلیمی که چرخ فلک طور اوست
شفیع مطاع نبی کریم
یتیمی که ناکرده قرآن درست
چو عزمش برآهیخت شمشیر بیم
چو صیتش در افواه دنیا فتاد
به لا قامت لات بشکست خرد
نه از لات و عزی برآورد گرد
شبی بر نشست از فلک برگذشت
چنان گرم در تیه قربت براند
بدو گفت سالار بیت الحرام
چو در دوستی مخلصم یافتی
بگفتا فراتر مجالم نماند
اگر یکسر موی برتر پرم
نماند به عصیان کسی در گرو
چه نعت پسندیده گویم ترا؟
درود ملک بر روان تو باد
نخستین ابوبکر پیر مرید
خردمند عثمان شب زنده دار
خدایا به حق بنی فاطمه
اگر دعوتم رد کنی ور قبول
چه گم گردد ای صدر فرخنده پی
که باشند مشتی گدایان خیل
خدایت ثنا گفت و تبجیل کرد
بلند‌آسمان پیش قدرت خجل
تو اصل وجود آمدی از نخست
ندانم کدامین سخن گویمت
ترا عز لولاک تمکین بس ست
چه وصف کند سعدی ناتمام
نبی البرایا شفیع الامم
امین خدا مهبط جبرییل
امام الهدی صدر دیوان حشر
همه نورها پرو نور اوست
قسیم جسیم نسیم وسیم
کتبخانه چند ملت بشست
به معجز میان قمر زد دو نیم
تزلزل در ایوان کسری فتاد
به اعزاز دین آب عزی ببرد
که توریه و انجیل منسوخ کرد
به تمکین و جاه از ملک درگذشت
که بر سدره جبریل ازو باز ماند
که ای حامل وحی برتر خرام
عنانم ز صحبت چرا تافتی؟
بماندم که نیروی بالم نماند
فروغ تجلی بسوزد پرم
که دارد چنین سیدی پیشرو
علیک السلام ای نبی الورا
بر اصحاب و بر پیروان تو باد
عمر پنجه بر پیچ دیو مرید
چهارم علی شاه دلدل سوار
که بر قولم ایمان کنم خاتمه
من و دست و دامان آل رسول
ز قدر رفیعت بدرگاه حی
به مهمان دارالسلامت طفیل
زمین بوس قدر تو جبریل کرد
تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل
دگر هر چه موجود شد فرع تست
که والاتری ز آنچه من گویمت
ثنای تو طه و یس بس ست
علیک الصواه ای نبی السلام

 


سبب نظم کتاب
در اقصای عالم بگشتم بسی
تمتع به هر گوشه ای یافتم
چو پاکان شیراز خاکی نهاد
تولای مردان این پاک بوم
دریغ آمدم ز آنهمه بوستان
به دل گفتم از مصر قند آورند
مرا گر تهی بود از آن قند دست
نه قندی که مردم بصورت خورند
چو این کاخ دولت بپرداختم
یکی باب عدل ست و تدبیر و رای
دوم باب عشق ست و مستی و شور
سوم باب عشق ست و مستی وشور
چهارم تواضع ،‌رضا پنجمین
به هفتم در از عالم تربیت
نهم راه توبه است و راه صواب
به روز همایون وسال سعید
ز ششصد فزون بود پنجاه و پنج
که در بحر لوء لوء صدف نیز هست
الا ای خردمند پاکیزه خوی
قباگر حریرست و گر پرنیان
تو گر پرنیانی نیابی مجوش
ننازم به سرمایه فضل خویش
شنیدم که در روز امید و بیم
تو نیز ار بدی بینیم در سخن
چو بینی پسند آیدت از هزار
همانا که در فارس انشاء من
چو بانگ دهل هولم از دور بود
گل آورد سعدی سوی بوستان
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
بسر بردم ایام با هر کسی
ز هر خرمنی خوشه ای یافتم
ندیدم که رحمت برین خاک باد
بر انگیختم خاطر از شام و روم
تهیدست رفتن سوی دوستان
بر دوستان ارمغانی برند
سخنهای شیرین تر از قند هست
که ارباب معنی به کاغذ برند
برو ده در از تربیت ساختم
نکهبانی خلق و ترس خدای
که منعم کند فضل حق را سپاس
نه عشقی که بندند بر خود بروز
ششم ذکر مرد قناعت گزین
به هشتم در از شکر بر عافیت
دهم در مناجات و ختم کتاب
به تاریخ فرخ میان دو عید
که پر در شد این نامبردار گنج
هنوز از خجالت به زانو سرم
درخت بلندست در باغ و پست
خردمند نشنیده ام عیبجوی
به ناچار حشوش بپوش
به دریوزه آورده ام دست پیش
بدان را به نیکان ببخشد کریم
به خلق جهان آفرین کار کن
به مردی که دست از تعنت بدار
چو مشک ست بی قیمت اندر ختن
به غیبت درم عیب مستور بود
به شوخی و فلفل به هندوستان
چو بازش کنی استخوانی دروست

 


مدح ابوبکرن سعدبن زنگی
مرا طبع ازین نوع خواهان نبود
ولی نظم کردی بنام فلان
که سعدی که گوی بلاغت ربود
سزد گر به دورش بنازم چنان
جهانبان دین پرور دادگر
سر سر فرازان و تاج مهان
گر از فتنه آید کسی در پناه
فطوبی لباب کبیت العتیق
ندیدم چنین گنج و ملک و سریر
نیامند برش درناک غمی
طلبکار خیرست امیدوار
کله گوشه بر آسمان برین
گداگر تواضع کند خوی اوست
اگر زیردستی بیفتد چه خاست؟
نه ذکر جمیلش نهان می رود
چنویی خردمند فرخ نژاد
نبینی در ایام او رنجه ای
کس این رسم و ترتیب و آیین ندید
از آن پیش حق پایگاهش قوی ست
چنان سایه گسترده بر عالمی
همه وقت مردم ز جور زمان
در ایام عدل تو ای شهریار
به عهد تو می بینم آرام خلق
هم از بخت فرخنده فرجام تست
که تا بر فلک ماه وخورشید هست
ملوک ار نکونامی اندوختند
تودر سیرت پادشاهی خویش
سکندر به دیوار رویین و سنگ
ترا سد یاجوج کفر از زرست
زبان آوری کاندرین امن و داد
زهی بحر بخشایش و کان جود
برون بیم اوصاف شاه از حساب
گر آنجمله را سعدی انشا کند
فروماندم از شکر چندین کرم
جهانت به کام و فلک یار باد
بلند اخترت عالم افروخته
غم از گردش روزگارت مباد
که بر خاطر پادشاهان غمی
دل و کشورت جمع و معمور باد
تنت باد پیوسته چون دین درست
درونت به تایید حق شاد باد
جهان آفرین بر تو رحمت کناد
همینت بس از کردگار مجید
نرفت از جهان سعد زنگی بدرد
عجب نیست این فرع از اصل پاک
خدایا بر آن تربت نامدار
گر از سعد زنگی مثل ماند یاد
سر مدحت پادشاهان نبود
مگر باز گویند صاحبدلان
در ایام بوبکربن سعد بود
که سید به دوران نوشین روان
نیامد چو بوبکر بعد از عمر
به دوران عدلش بناز ای جهان
ندارد جزین کشور آرامگاه
حوالیه من کل فج عمیق
که وقف‌ست بر طفل و درویش‌و پیر
که ننهاد بر خاطرش مرهمی
خدایا امیدی که دارد برآر
هنوز از تواضع سرش بر زمین
زگردن فرازان تواضح نکوست
زبر دست افتاده مرد خداست
که صیت کرم در جهان می رود
ندارد جهان تا جهان ست یاد
که نالد ز بیداد سرپنجه ای
فریدون با آن شکوه این ندید
که‌دست ضعیفان‌به جاهش قوی‌ست
که زالی نیندیشد از رستمی
بنالند و از گردش آسمان
ندارد شکایت کس از روزگار
پس از تو ندانم سرانجام خلق
که تاریخ سعدی در ایام تست
درین دفترت ذکر جاوید هست
ز پیشینگان سیرت آموختند
سبق بردی از پادشاهان پیش
بکرد از جخان راه یاجوج تنگ
نه رویین چون دیوار اسکندرست
سپاست نگوید زبانش مباد
که مستظهرند از وجودت وجود
نگنجد درین تنگ میدان کتاب
مگر دفتری دیگر املا کند
همان به که دست دعا گسترم
جهان آفرینت نگهدار باد
زوال اختر دشمنت سوخته
وز اندیشه بر دل غبارت مباد
پریشان کند خاطر عالمی
ز ملکت پراکندگی دور باد
بد اندیش را دل چو تدبیر سست
دل و دین و اقلیمت آباد باد
دگر هر چه گویم فسانست و باد
که توفیق خیرت بود بر مزید
که چون تو خلف نامبردار کرد
که‌جانش براوج‌ست‌وجسمش به‌خاک
به فضلت که باران رحمت ببار
فلک یاور سعد بوبکر باد

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  248  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بوستان سعیدی ( متن کامل )

دانلود مقاله تاثیرکارزنان برزندگی خانوادگی

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله تاثیرکارزنان برزندگی خانوادگی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

چکیده
روابط خانوادگی، تحت تأثیر پویایی نهادهای اجتماعی، با تحول دائم روبه‌روست. با تحول شرایط زیستی و به تبع آن، بروز نیازهای جدید، پیوسته نقش‌ها در حال تغییرند، به طوری که از اعتبار نقش‌های سنتی روزبه‌روز بیشتر کاسته شده و موجبات دگرگونی آنها فراهم می‌شود. همراه با تغییرات ساختاری جامعه و بر اثر تحولات زندگی خانوادگی، زن خانه‌دار در عین مسئولیت‌های متعارف خود، بیش از پیش، مجبور به کار در خارج از خانه شده است. در عین حال، اشتغال زن در سطح وسیع جامعه، به رغم تعهدات دوگانه‌اش الزاماً‌ به معنی بردگی و استثمار او نیست و نباید به چنین تحولی به دیده انکار نگریست؛ زیرا آثار مثبت مادی و معنوی این اشتغال غالباً‌ علاوه بر وضع خود زن، که ضمن کسب درآمد به استقلال و اعتبار اجتماعی بیشتری دست می‌یابد، متوجه همسر و فرزندان او نیز می‌شود. تأثیر اجتماعی عمده این تغییر، دگرگونی روال سنتی در نقش زنان و تقسیم کار درون خانواده است. هر چند که، به رغم پذیرش وسیع اشتغال زنان از جانب طبقات متفاوت اجتماعی ایران، هنوز آن تغییرات فرهنگی که لازمه هماهنگی میان اشتغال زن و تقسیم وظایف و مسئولیت‌ها در خانواده است به طور کامل روی نداده است، بررسی روابط و مناسبات درون خانواده چنین نشان می‌دهد که با زیر سؤال رفتن پاره‌ای از ارزش‌ها و هنجار‌های سنتی، نقش زن با تغییراتی روبه‌رو شده است و حاصل این تغییرات بسط و توسعه زمینه فعالیت‌های اجتماعی اوست. رو آوردن زنان به اشتغال در خارج از کانون خانوادگی تأثیری بسزا در ابعاد هویت اجتماعی آنان داشته و این امر، به نوبه خود، موجب افزایش اعتماد به‌نفس جامعه زنان شده است. احراز موقعیت اجتماعی بهتر با تأثیری که از نظر شخصیتی به جا می‌گذارد، تا حدودی، معضلات ناشی از اشتغال دوگانه را هموار ساخته است. البته نه تنها راه این تحول همیشه هموار نیست، احتمال هم دارد که در اثر تضاد ارزشی، در ایفای نقش‌ها تعارضاتی پدید آید. خطر بروز چنین حالتی بیشتر در مواقعی است که فعالیت‌ شغلی زن با الگوی سنتی همخوانی نداشته باشد. بویژه آنکه، در زندگی سنتی، با تقسیم کار براساس جنسیت، تحت هر شرایطی، اداره امور خانگی به عهده زن پنداشته می‌شود و براساس همین ارزش‌های سنتی، فعالیت وی در خارج از خانه به معنی تضعیف انسجام خانواده تلقی می‌گردد. تفکیک مشاغل بر حسب جنسیت و پذیرفتن تفاوت در توانایی‌های زن و مرد طرز تفکری است که در بیشتر مواقع بر ذهنیت خود زنان نیز اثر می‌گذارد و موجب دامن زدن بر تعارضات موجود می‌شود.
تحقیقات نشان داده است که اشتغال مادران به تنهایی عامل تعیین‌کننده در روابط زناشویی و رشد و تربیت کودکان نیست، بلکه آنچه از این حیث مهم است جو خانواده، نگرش‌ها و انتظارات‌ همسر و چگونگی استفاده از اوقات فراغت در امور خانه و خانواده است. مشارکت زنان در بازار کار تحت تأثیر نظام ارزشی حاکم بر جامعه و ساختار فرهنگی خانواده‌هاست.
شواهد آماری موجود در کشورهای جهان سوم حاکی از افزایش میزان مشارکت زنان در مشاغل مربوط به آموزش و پرورش، پرستاری و خدمات است و نشان می‌دهد که اکثریت زنان تمایل دارند، پس از ازدواج، کار خود را ترک کنند.
مهمترین دلیل این امر عدم تمایل شوهر به همکاری با زن در امور خانه و در نتیجه ناتوانی زن در انجام دادن همزمان وظایف خانه‌داری و شغلی است. به عبارت دیگر، زنان، پس از ازدواج، تمایل بیشتری به ترک شغل دارند مگر آنکه تحت فشارهای شدید مالی باشند.
وجود فرزند در خانواده یکی دیگر از عواملی است که اشتغال زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به بیان دیگر، بین میزان اشتغال زنان و شمار فرزندان در خانواده نسبت معکوس وجود دارد؛ یعنی هر چه شمار فرزندان بیشتر باشد، میزان مشارکت زنان در بازار کار کمتر است. بدین قرار، علاوه بر عوامل مربوط به بازار کار، عوامل دیگری مربوط به خود زنان و خانواده آنان، در تصمیم‌گیری برای اشتغال، مؤثر است. از جمله، عده فرزندان و درآمد خانواده، میزان مزد و حقوق، همچنین تحصیلات زن، در تصمیم‌گیری برای کار در خارج از خانه، نقش مهمی دارند.
مقایسه حوزه‌های اشتغال زنان و مردان در جامعه ایران نمودار آن است که، به طور کلی، مشاغل این دو گروه نوعاً‌ متفاوت است. این تفاوت بعضاً‌ ناشی از تفاوت طبیعت دو جنس است. برای مثال، بخش عمده کادر آموزشی (آموزگاران و دبیران) را زنان تشکیل می‌دهند. در مطالعات جامعه‌شناختی راجع به «اشتغال زن و خانواده در ایران» کار زن، به طور کلی، بیشتر با توجه به نقش‌های سنتی او در خانواده در نظر گرفته می‌شود؛ به طوری که، با وجود اشتغال زن در خارج از خانه، وظایف او در داخل خانه نمود بیشتری پیدا می‌کند و «فشار مضاعف» ناشی از دوگانگی نقش احساس می‌شود.

 

در این تحقیقات، مسئولیت نگهداری و تربیت فرزندان و اداره امور خانه از جمله عواملی شمرده شده که امکان دستیابی زنان به تخصص‌های بالا را محدود می‌سازد و به دلیل ناهماهنگی نقش‌های حرفه‌ای و خانوادگی زنان و خودداری شوهران از همکاری با آنان موجب بروز «تضاد نقش‌ها» می‌گردد.
در مواردی که جمع و تلفیق نقش‌ها میسر باشد، کار و خانواده در نظر زن، اهمیت یکسان پیدا می‌کند و ایفای هر دو نقش با موفقیت همراه و رضایت از شغل و ازدواج و خانواده در بالاترین حد مطلوب است و هیچ تعارضی در نقش‌ها دیده نمی‌شود.
تعارض نقش در خانواده از نگرش منفی شوهر به کار همسرش و تلقی سنتی او نسبت به نقش‌های مردانه و زنانه و در نتیجه، عدم حمایت دو جانبه و عدم مشارکت افراد خانواده در اجرای وظایف ناشی می‌گردد. در چنین حالتی، زنان مجبورند شغل خود را ترک کنند. اما، چنانچه از اشتغال آنان حمایت شود و با مساعدت خانواده و تلفیق‌ نقش‌ها صورت پذیرد، به نظر می‌رسد که تعارضی پیش نیاید.
در واقع، واگذاری کار خانه به‌خصوص تربیت فرزندان به زن، حتی وقتی که زن بیرون از خانه هم کار کند، در همه کشورها، اعم از صنعتی و در حال توسعه، دیده می‌شود. مردان، معمولاً از زمانی که وارد بازار کار می‌شوند تا هنگام بازنشستگی، شاغل باقی می‌مانند و مشارکت آنان در بازار کار تابع تغییرات وضع زندگی‌شان نیست؛ در صورتی که زنان، معمولاً در بازار کار، مشارکت منقطع دارند و مشارکت آنان تحت تأثیر تغییرات زندگی از قبیل ازدواج، بچه‌دار شدن و شمار فرزندان است.
زنانی که فعالیت اقتصادی مستمر دارند معمولاً‌ یا تحصیلات عالی را گذرانده‌اند یا ازدواج نکرده‌اند و یا دارای فرزند نیستند و اغلب در مشاغلی مانند تدریس و پرستاری مشغول به کارند که از سنخ نقش آنان در خانه است و جنبه مراقبتی- تربیتی دارد.
به علاوه، این باور که کار اصلی زنان خانه‌داری و بچه‌داری است، از طریق تبلیغات مداوم و الگوها و فشارهای اجتماعی و مطبوعات و مدارس به گونه‌ای در جامعه‌ رسوخ می‌کند که زنان و مردان خود را با آن تلفیق می‌دهند و آنچنان رفتار می‌کنند که عرفاً‌ مقبول است.
شرایطی که جامعه برای اشتغال زن در خارج از خانه قائل است، بیش از آنکه رضایت زن در آنها لحاظ شود، به منافع خانواده توجه دارد. رضایت شوهر و بی‌خلل ماندن امور مربوط به خانه و خانواده شرط اصلی اشتغال قلمداد می‌شود. زن ایرانی نیز پذیرش اشتغال را به شرط‌هایی مشروط می‌سازد که حل مسائل مربوط به خانه و نگهداری فرزندان از جمله آنهاست. لذا، وی به مشاغلی روی می‌آورد که وقت کمتری اشغال کند و انتظارات جامعه را نیز از حیث «مادر خوب» و «همسر خوب» بودن برآورد. به نظر می‌رسد که رو آوردن بیشتر زنان به مشاغلی چون تدریس به این دلیل است که نیازهای آنان در این گونه مشاغل برآورده می‌شود، و در نتیجه، رضایت شغلی بیشتری حاصل می‌کنند.
بی‌گمان، اشتغال زنان به ایجاد تغییر در الگوهای خانوادگی کمک می‌کند و همین امر زمینه مساعدی را برای اشتغال زنان فراهم می‌سازد. اشتغال زنان معلم دارای شوهر و فرزند، که برای ایجاد تعادل میان الزامات شغلی و نقش‌های همسری و مادری مدام در تلاش‌اند، اثر محسوسی در حیطه وظایف و روابط درون خانواده به جا می‌گذارد و در مناسبات و نقش‌های اجتماعی آنان منعکس می‌گردد.
به خصوص که این قشر از زنان شاغل، ضمن ایفای مسئولیت تربیت و اجتماعی کردن فرزندان خود، وظیفه تربیت نسل جوان را بر عهده دارند. از این رو، بررسی و شناخت چگونگی تأثیر اشتغال زنان معلم در خانواده و در حیطه مسئولیت‌ها و وظایف اجتماعی آنان ضروری است.
نتایج تحقیق حاضر نشان می‌دهد که پسند و قبول جامعه از طریق خانواده و مدرسه و رسانه‌های گروهی توجه به اهداف فرهنگی را نهادینه ساخته است و زنان شغل معلمی را، بیشتر به دلیل «علاقه به تدریس و ارتباط با بچه‌ها» و نقش‌های آموزشی- حمایتی مادرانه اختیار می‌کنند.
به عبارت دیگر، تأثیر اعتقادات و ارزش‌های حاکم بر جامعه بر افکار زنان اثر می‌گذارد و محدوده فعالیت‌های اقتصادی آنان را مشخص می‌کند. اکثریت قریب به اتفاق معلمان نظر همسرانشان را نسبت به شغل خود مساعد اعلام و دلیل موافقت آنان را منزلت این شغل در جامعه و «درک بهتر زنان معلم از مسائل و مشکلات خانواده» و نیز «مشارکت آنان در مخارج خانواده» عنوان کرده‌اند.
دلیل منزلت اجتماعی شغل معلمی برای موافقت شوهر را بیشتر معلمانی اظهار داشته‌اند که همسرانشان دارای مشاغل علمی، فنی و تخصصی بودند و دلیل «درک بهتر مسائل و مشکلات خانواده» را معلمانی که شوهران فرهنگی داشته‌اند و سرانجام دلیل «مشارکت در مخارج خانواده» را زنان معلمی که شوهرانشان بیکار بوده‌اند.

 

دلایل عمده مخالفت همسران با اشتغال زنان معلم نیز، رسیدگی کمتر آنان به «امور خانه‌داری» و «امور فرزندان» گزارش شده است. اکثریت معلمان اظهار داشته‌اند که اشتغال آنان در روابط با همسرانشان تأثیر دارد و این تأثیر را مثبت ارزیابی می‌کنند.
همچنین، بنا به اظهار زنان معلم جامعه مورد مطالعه، اکثریت قریب به اتفاق شوهران در امور مربوط به خانه با همسران خود مشارکت دارند و این مشارکت بیشتر مربوط می‌شود به خرید مایحتاج خانواده یعنی کمکی که زنان معلم از شوهرانشان انتظار دارند. به عبارت دیگر، همسران زنان معلم مهم‌ترین توقع آنان را برآورده می‌سازند.
بر اساس نتایج تحقیق، مردانی که با اشتغال همسران معلم خود موافق‌اند، در امور مربوط به خانه، مشارکت بیشتری دارند و همکاری آنان در امور مربوط به خانواده موجب می‌شود که زنان بار مسئولیت دوگانه در خانه و خارج از خانه را راحت‌تر تحمل کنند و کمتر دچار «احساس اجحاف» و «احساس فشار» شوند و در نتیجه، زوجین روابط بهتری با یکدیگر پیدا کنند.
عامل دیگری که برای سنجش رضایت‌مندی از زندگی زناشویی مطالعه شد رضایت زن شاغل از نحوه خرج کردن درآمد وی در خانواده است. تحقیقات نشان می‌دهد که هر گاه زن شاغل خود را به صرف درآمدش در مخارج خانواده ناگزیر ببیند، این امر در سازگاری زناشویی اثر منفی خواهد داشت. نتایج تحقیق حاضر حاکی از آن است که اکثریت قریب به اتفاق معلمان «کل حقوق» یا «بخش قابل ملاحظه‌ای از حقوق» خود را صرف تأمین مخارج خانواده می‌کنند.
مهم‌ترین انگیزه زنان معلم برای سهیم شدن در امور مالی خانواده «میل و رضایت شخصی» و نیز «احساس مسئولیت در قبال خانواده» اعلام شده است و این را بیشتر زنان معلمی ابراز داشته‌اند که همسرانشان با اشتغال آنان موافق بوده‌اند. به نظر می‌رسد که توافق زوجین برای اشتغال زن موجب بهبود روابط آنان می‌گردد و زنان را به مشارکت در امور اقتصادی خانواده راغب‌تر می‌سازد.
تحقیق حاضر همچنین نشان می‌دهد که 77 درصد مادران، نظر فرزندانشان را نسبت به شغل خود مثبت دانسته‌اند و مهم‌ترین دلیل رضایت فرزندان را برخورداری شغل معلمی از اعتبار و ارزش اجتماعی اعلام داشته‌اند. «درک بهتر مسائل و مشکلات فرزندان» و «کمک تحصیلی مؤثرتر به فرزندان» از دیگر دلایل این رضایت‌مندی ذکر شده است. در عوض «حضور کمتر مادر در خانه» مهمترین دلیل نارضایی فرزندان از اشتغال مادر شمرده شده است.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   12 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تاثیرکارزنان برزندگی خانوادگی

دانلود مقاله جنگ افزار های هسته ای در جنگ ها

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله جنگ افزار های هسته ای در جنگ ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

بعد از جنگ جهانی دوم از مشتقات فرعی مواد سمی کلین – تیوکولین فسفون (Cholin – Thiocholinphosphon) و فلورفسفن زوره استرن، یک گروه جدید سموم عصبی با اثرات عمیق برای آماج های نظامی ساخته شده است که با علامت V مواد جنگی مشخص می گردد. معروفترین نوع این گروه در آمریکا با نام رمزی VX قابل شناسایی است.

 

توسعه ی جنگ افزارهای شیمیایی دوترکیبی در آمریکا در 1954 آغاز شد. نخست بر وری توسعه ی بمب هایی با کالیبر بزرگ از نوع «بیگ آی» و گلوله ی توپخانه 155 mm تأکید شد. این بمب ها قادر بودند آماج هایی را در عمق و رده عقب نیروی دشمن در فاصله ی 500 کیلومتری مورد اصابت قرار دهند. در ضمن، عوامل مزبور مقاوم و پایدارند، به طوری که متجاوز از شش ماه در منطقه باقی می مانند.

 

VX که در طول سال های 1960 تا 1961 شناسایی شد، دارای اثر کشندگی در فاصله ی یک دقیقه با تراکمی برابر با 36 درصد میلی گرم در متر مکعب هواست. در دهه ی 1960، بیش از 500 تن VX در آمریکا تهیه شد.

 

در 27 ژوئن 1980، در مجلس نمایندگان آمریکا تولید جنگ افزارهای شیمیایی دوترکیبی را در زرادخانه ی پیت بلوف(Pine Bluff) در ایالت آرکانزاس تصویب کرد.

 

 

 

نیروهای نظامی آمریکا و پاره ای از کشورها از جمله عراق، جنگ افزارهای شیمیایی از نوع سموم دوترکیبی اعصاب سارین و VX در اختیار دارند. علائه بر دو نوع جنگ افزار مزبور که در گلوله های توپخانه ی کاتیوشا و کلاهک های جنگی برای موشک های زمین به زمین و نارنجکهای دستی برای رزم نزدیک به کار می رفت، از ترکیبات شیمیایی جنگی فسفری نیز در موشک های کروز برای فواصل دور استفاده شده است.

 

 

 

مشخصات جنگ افزارهای شیمیایی دوترکیبی

 

جنگ افزارهای شیمیایی دوترکیبی یک نوع جنگ افزار جدید می باشد که ساختمان آن از دو نوع مواد شیمیایی تشکیل شده است. این مواد که هر یک از آنها به تنهایی سمی نیستند، در دو محفظه ی جداگانه قرار می گیرند و فقط موقعی مرگ بار می شوند که این مواد با هم ترکیب گردند و این زمانی است که موشک یا گلوله ی توپخانه و یا بمب به طرف آماج حرکت کند. در این موقع است که هر دو ماده در مدت چند ثانیه با یکدیگر ترکیب می شوند و سپس در اثر فعل و انفعالات شیمیایی به یک ماده ی سمی جنگی از نوع عصبی بسیار قوی تبدیل می گردند، به ویژه آنهایی که از گروه ترکیبات فسفری و از موادی مانند سارین یا V و VX باشند.

 

در اثر مسمومیت های حاد بر اثر جنگ افزارهای شیمیایی دوترکیبی، به علت اثرات بیوشیمیایی دو نوع علامت کامل ظاهر می شوند:

 

 

 

 

 

1. اثرات بدنی و عضلانی

 

در اینجا علائمی مانند ارتعاش چشم ها، انقباض نای، دل درد و تهوع، رنگ پریدگی، جاری شدن ادرار و مدفوع و گرفتگی عضلات ظاهر می شود.

 

 

 

2. تأثیر بر روی سیستم مرکزی اعصاب

 

لرزش، سرگیجه و سردرد از جمله علائم اصلی به شمار می روند و تا حدی افزایش می یابند که برای فرد غیر قابل تحمل می شوند. همراه با بیهوشی، احساس ترس، ناراحتی در صحبت و عدم تعادل و در نهایت انسداد مرکز تنفس مرگ فرا می رسد. اثرات این مواد به حدی زیاد است که حتی در صورت هرگونه اقدام پزشکی و نجات بیمار، اثرات دراز مدت آن پس از سالها ظاهر می شود.

 

به طور خلاصه، جنگ افزارهای شیمیایی که در اوایل از ترکیبات ساده ی سمی تشکیل شده بودند، هم اکنون به علت پیشرفت علمی و صنعتی و درخواست های جدید نظامی، متحول و دگرگون گردیده اند. مواد جنگی جدید که دارای کیفیت بالایی هستند، همراه با وسایل پرتاپ کننده ی پیشرفته ضمن آنکه مکمل یکدیگرند، سبب می شوند تا کارایی و یا تأثیر مواد شیمیایی در آماج های دور دست افزایش یابد.
--------------------------------------------
www.military.ir: Author

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جنگ‌افزار هسته‌ای
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
فهرست مندرجات
• ۱ متن عنوان
• ۲ انواع بمب هسته ای
• ۳ سلاح اتمی
• ۴ انواع بمب اتمی
• ۵ پدافند هسته ای
• ۶ اثرات و مراحل انفجار هسته ای
o ۶.۱ نورانفجار
o ۶.۲ تشعشع حرارتی
o ۶.۳ موج انفجار
o ۶.۴ تشعشع هسته ای
 ۶.۴.۱ آلفا
 ۶.۴.۲ بتا
 ۶.۴.۳ گاما
 ۶.۴.۴ نوترون
o ۶.۵ پیوند به بیرون
o ۶.۶ پانویس
o ۶.۷ منبع
متن عنوان


ابر قارچی بمباران اتمی ناگاساکی ژاپن در ۱۹۴۵ حدود ۱۸ کیلومتر به هوا فوران کرد.
جنگ‌افزار هسته‌ای سلاح‌هائی هستند که در آن‌ها از انرژی حاصل از شکافت یا همجوشی هسته‌ای برای تخریب و کشتار استفاده می‌شود.
این سلاح‌ها در طول تاریخ تنها ۲ بار توسط امریکا مورد استفاده قرار گرفت.
انواع بمب هسته ای
این سر عنوانها را برای این نوشتم که سرچ این صفحه راحت تر باشد لطفا آنها را پاک نکنید.
سلاح اتمی
انواع بمب اتمی
• بمب حاصل از شکافت (A-Bomb)
• بمب حاصل از همجوشی (H-Bomb)
• بمب نوترونی (N-Bomb)
پدافند هسته ای
استفاده از سلاحهای اتمی به دلیل اثرات و ویژگی های خاصی بوده که صایر جنگ افزار ها چنین قابلیتی ندارند از جمله :
• ۱.ایجاد خسارت های سنگین جانی و مالی .
• ۲.غیر قابل استفاده کردن و آلودگی محیط.
• ۳.تهدید طرف مقابل و تحت فشار گذاشتن طرف مقابل برای قبول خواسته ها.
• ۴.تغییر توازن قدرت درجنگ .
• ۵.وسعت شعاع تخریب و خسارات هنگفت .
• ۶.استفاده سریع در هر شرایع .
• ۷.نفوذ اثرات تخریبی آن در تاسیسات....
البته با وجود این قابلیتها کشورها ودولتهای دارنده سلاح هسته ای با مشکلاتی رو به رو اند به شرح زیر :
• ۱. مخالف اذهان عمومی جهان است
• ۲. عمده تجهیزات و تاسیسات را نابود میسازد که خود دشمن نیز ممکن است به آن نیاز پیدا کند.
• ۳. آلودگی شدید هسته ای که باعث عدم استفاده از منطقه میگردد.
• ۴. عدم کنترل شعاع آلودگی که در اثر کم بودن ممکن است آن خسارت مورد نظر وارد نشود و همچنین با زیاد شدن شعاع آلودگی ممکن است به نیرو های خودی آسیب برسد.
اثرات و مراحل انفجار هسته ای
نورانفجار
• اولین نشانه یک حمله اتمی نور خیره کننده آن است که مقداری از خورشید درخشنده تر است و مانند فلاش عکاسی یا صاعقه است و نگاه کردن به آن حتی چند ثانیه میتواند انسان را نابینا کند

 

تشعشع حرارتی
• گوی آتشین تشکیل شده که دمای مرکز آن به چند میلیون درجه سانتیگراد میرسد (حتی از سطح خورشید هم بیشتر میشود).
• هرچیزی را در نزدیکی خود به خاکستر سفیدی تبدیل میکند وجود باد هم میتواند به این عمل کمک نماید.
موج انفجار
• در همان دو الی سه ثانیه اول تشکیل میشود و با سرعتی معادل دو برابر سرعت صوت به راه می افتد وهرچه بر سر راهش باشد پرتاب و نابود میکند .
• اجسامی که توسط موج انفجار متلاشی شده مانند گلوله به پرواز در می آیند و آثار ناشی از آن تهدید جدی برای انسان به شمار میرود.

 

• خود موج انفجار نیز بر اعصاب انسان تاثیر گذاشته و باعث عدم تعادل (موقت یا دائم) میگردد که به اصطلاح به آن موجی شدن میگوییم و همچنین باعث آسیب های شدید بر پرده گوش و دیافراگم قفسه سینه میشود که به ترتیب در اثر برخورد موج با پرده گوش و دومی دراثر باز ماندن ئهان انسان یا تنفس هنگام آمدن موج است که عوارض آنها کری---ودومی مرگ است .
تشعشع هسته ای
• این تشعشعات بسیار خطرناک به محض انفجار بمب در تمام نقاط پخش میشود که شامل چهار دسته اند:
آلفا
• این ذره برد و قدرت نفوذ کمتری نسبت به سایر ذرات دارند.
• این ذره توسط یک ورق کاغذ یا پارچه یا پوست انسان متوقف میشود.[۱]
بتا
*این ذره از ذرات آلفا قدرت نفوذ بیشتری دارند ولی دارای برد کمتری میباشند.
*این ذره توسط یک صفحه فلزی با ضخامت بیش از سه میلیمتر متوقف میشود.
[۲]
گاما
• این اشعه مانند امواج رادیویی دارای برد بسیار زیادی میباشند
• قدرت نفوذ و تخریب این اشعه بسیارزیاد است
• یک لایه ۱۵سانتیمتری بتن یا یک لایه ۲۰ سانتیمتری خاک فقط نیمی از این اشعه را میگیرد و همان نیمی دیگر اثرات زیانبار خود را بر جای میگذارد.
[۳]
نوترون
• نوترون نیز مانند گاما هم بسیار زیانبار است هم دارای برد بسیار زیادی میباشند و قدرت نفوذ و تخریب بسیار زیادی دارد با این تفاوت که نوترون ذره است و گاما اشعه.
[۴]
پیوند به بیرون

 

پانویس
1. ↑ شیمی مورتیمر
2. ↑ شیمی مورتیمر
3. ↑ شیمی مورتیمر
4. ↑ شیمی مورتیمر

منبع::
جنگ افزار(مجله)
سایت :ویکی پدیا
سلاح های هسته ای

 

امروز، تمایز دادن این دو نوع سلاح بسیار دشوار است؛ زیرا در سلاح های پیچیده ای که امروزه ساخته می‌شود هر دو نوع بمب با هم ترکیب شده اند. مثلاً ابتدا یک بمب شکافت کوچک منفجر می‌شود تا دما و فشار مورد نیاز واکنش هم جوشی و انفجار بمب هم جوشی فراهم شود. عناصر هم جوشی هم ممکن است در هسته یک بمب شکافت استفاده شوند، چون نوترونهایی که از آنها تولید می‌شود باز می‌آفریند شکافت را بالا می‌برد.
وجه تمایز سلاح های شکافت و هم جوشی در این است که انرژی آنها از تغییرات هسته اتم به دست می‌آید. پس بهترین نام برای تمامی این سلاح های انفجاری، سلاح هسته ای یا Nuclear Weapon است. نوع دیگری از استفاده از سلاحهای اتمی هم وجود دارد که به آن بمب کثیف می‌گویند.

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 17   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله جنگ افزار های هسته ای در جنگ ها

دانلود مقاله استان قزوین

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله استان قزوین دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان
استان قزوین از شمال به استان گیلان، از جنوب به استان مرکزی، از مشرق به استان تهران و از مغرب به استان زنجان و همدان محدود است و 1304 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.
استان قزوین با توجه به موقعیت جغرافیایی خود، مانند پلی، پایتخت کشور را به مناطق شمالی و غربی و کشورهای قفقاز و اروپا متصل می کند و به دلیل موقعیت مناسب، ضمن توسعة کشاورزی، صنعتی و خدماتی به یکی از قطب های مهم توسعة کشور تبدیل شده است.
شهر قزوین تا سال 1375 جزو محدودة سیاسی – اداری استان تهران بود. در این سال، این شهر از استان تهران جدا شد و همراه با شهرستان تاکستان از استان زنجان، به عنوان استان قزوین در تقسیمات کشوری جای گرفت. این استان، بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، دارای 2 شهرستان، 10 بخش، 12 شهر، 37 دهستان . 936 آبادی دارای سکنه است و شهرستان قزوین و تاکستان مجموع شهرستان های آن را تشکیل می دهند.
عشایر استان به لحاظ وابستگی های قومی عبارت‌اند از:
لرها و کردها: این گروه به احتمال زیاد در زمان شاه عباس به این منطقه کوچ داده شده اند. طایفه های کرد در نواحی طارم، قازقان، دودانگه، رودبار الموت، بشاریات و پشگلدره زندگی می کنند و تا این اواخر، زندگی چادرنشینی داشته و ییلاق و قشلاق می کرده اند.
طایفه های معروف کرد ساکن در استان قزوین عبارت‌اند از: چگنی، غیاثوند، کاکاوند، رشوند، مافی، بهتونی، جلیلوند، باجلان و کرمانی.
شهسون ها: شاهسون ها از ایل هایی هستند که در محدودة استان قزوین زندگی می کنند. بر اساس نوشته های اغلب مورخان، ایل های شاهسون در زمان شاه عباس صفوی به منظور مقابله با شورش طایفه های قزلباش سازماندهی شده اند. طایفه های مختلف شاهسون در استان قزوین شامل بغدادی ها و اینانلوها می باشند و بیش تر آن ها، در نواحی رامند، زهرا، خرقان و افشاریه یکجانشین شده اند و به کار دامپروری و کشاورزی اشتغال یافته اند. تعداد معدودی از شاهسون ها در محدوده ای میان کوه های خرقان و نواحی بزینه رود و کوه شاه کولک خمسه از یک طرف، و دهستان های زهرا، رامند و نواحی ساوه در استان مرکزی و استان قم ییلاق و قشلاق می کنند.
مراغی ها یا کله بزی ها: علاوه بر طایفه های یاد شده، در استان قزوین، و به ویژه در منطقة رودبار، گروهی مشهور به «مراغی» یا «کله بزی» نیز زندگی می کنند که گویش، نوع پوشش، آداب و رسوم و وابستگی قومی آنان بسیار جالب توجه و درخور توجه ویژه است.

رودخانه ها
رودخانة حاجی عرب
این رود از کوه های مرکزی سرچشمه می گیرد و تا سگزاباد ادامه دارد. در بعضی از سال ها، به علت وجود سیلاب ها، آب این رودخانه زیاد می شود.
رودخانه الموت
این رود از کوه های هفت خانی در ارتفاعات البرز سرچشمه می گیرد و پس از دریافت آب پانزده رود دیگر، به صورت یک رودخانة بزرگ و پرآب به نام الموت جریان می یابد. در جنوب صائین کلایه، اندجرود نیز به آن می پویندد و سرانجام در روستای شیرکوه با طالقان رود یکی می شود و شاهرودی را تشکیل می دهد.
رودخانه شاهرود
این رود تنها رودخانة دامنه جنوبی البرز است که آب آن به دریای مازندران می‌ریزد. این رودخانه از دو شاخه اصلی طالقان رود و الموت رود تشکیل می شود که در شمال غربی روستای شیرکوه به هم می پیوندند. رودخانه شاهرود همواره طغیانی است و تا اواخر بهار، آب آن با گل و لای فراوان همراه است. آبرفت این رود برای شالیزارهای پیرامون آن، اهمیت قابل توجهی دارد. این رود با جهت شرقی – غربی، پس از طی مسافتی و گذشتن از لواسان، در تنگه منجیل به دریاچة سد سفیدرود می ریزد.
ابهر رود
این رود که از حوالی سلطانیه سرچشمه می گیرد و از شمال غربی بخ جنوب شرقی جریان دارد، پس از سیراب کردن ابهر، هیدج، صائین قلعه و خرم دره، به تاکستان می رسد و آب مورد نیاز تعدادی از روستاهای دودانگه را فراهم می سازد.
خر رود
این رود که از کوه های قزل قلعه در خرقان خمسه سرچشمه می گیرد، در محل آب گرم جادة قزوین – همدان به طرف شمال غربی جریان پیدا می کند و پس از دریافت آب رودهای آوه و کلنجین، و گذشتن از دهستان های افشاریه، رامند و زهرا، به سوی ساوجبلاغ جریان می یابد. در این ناحیه، رودخانه های شور و کردان به آن می پیوندد و رود شور نام می گیرد. این رود، پس از رسیدن به شهریار، با دریافت آب رودخانة کرج و رودهای دیگر، بتا نام رود شور به طرف شوره زارها و دریاچة حوض سلطان می رود.

ارتفاعات و قله ها
قلعة آوان
این قله در خط الرأس اصلی رشته کوه البرز و در شمال رودبار با ارتفاع 3750 متر واقع شده و به «خشته چال» هم معروف است. خط الرأس این کوه، در جهت شمال غربی – جنوب شرقی است و قسمتی از مرز طبیعی شهرستان قزوین و تنکابن (شهسوار) به شمار می رود. از جهت جنوب غربی و به وسیلة گردنة سیالان به قلة سیالانؤ و از جهت شمال غربی به دو قسمت شمالی و غربی تقسیم می شود. یال شمالی آن به وسیلة قلة بزاکوه، به قلة سوماسوس یا سمام کوه، و یال غربی آن به وسیلة گردنة گرم کوه، به قلة پارچ کوه متصل است. رودخانه های ازگین و سفیداب و آوان که از شاخه های شاهرود (سفیدرود) می باشند، از ارتفاعات جنوبی، و رودخانة چتالک رود که پس از گذشتن از دهستان جنت رودبار و کلیجان، در بندر شیررود به دریای مازندران می ریزد، از ارتفاعات شمالی این کوه سرچشمه می گیرند. در دامنة جنوبی این کوه، دریاچه ای قرار دارد که به نام آوان مشهور است. طول و عرض این دریاچة زیبای کوهستانی 500 متر است و در شمال دهکدة آوان و در فاصلة تقریبی 75 کیلومتری شمال شرقی قزوین واقع شده است. آب این دریاچه از چشمه های درون آن تأمین می شود. روستای جنت رودبار از شهرستان رامسر، در شمال، و روستای رودبار معلم کلایه از شهرستان قزوین، در جنوب این دریاچه واقع شده اند. راه صعود به این قله از مسیرهای زیر است:
- جبهة غربی: از طریق قزوین و معلم کلایه و شمس کلایه و آوان.
- جبهة شمالی: از طریق تنکابن (شهسوار)، شیررود، درة رودخانة چالک رود و سرچشمة رودخانة چالک رود.
- از طریق گردنة سیالان و گردنة گرم کوه نیز می توان به این قله صعود کرد.
بناها و یادمان های تاریخی
کاخ‌ها و عمارت‌ها
سر در عالی قاپو
یکی از بناهای مهم دورة صفویه در قزوین «حیاط نادری» با عمارت ها و باغ های بسیار زیبا بوده است. این مجموعه هفت در داشته است که یکی از آن ها را عالی قاپو می نامیدند. از درهای آن جز در عالی قاپو، اثری باقی نمانده است.
ازاره های سردر، با کاشی پوشیده شده اند و بقیة سردر با گچ پوشیده شده است. در قسمت میانی سردر و بالای در، کتیبه ای به خط ثلث جلی به قلم علی رضا عباسی – نقاش معروف – در کاشی معرق نوشته شده است. بالای کتیبه، در وسط سردر، پنجرة مشبک بزرگی از کاشی معرق دورو قرار دارد که نظیر آن را در دیوار شمالی نیز کار گذاشته اند.
عمارت چهل ستون
این بنای تاریخی که یادگاری از دوران صفویه است، در وسط یک باغ قرار گرفته است. این بنا در دو طبقه ساخته شده و تالار بزرگی دارد و در روزگار رونق، دارای درهای خاتم کاری، راهروهایی با تزئینات نقاشی، کاشی کاری و طلاکاری جالب بوده است که به مرور زمان، این تزئینات از بین رفته و یا زیبایی اولیة خود را از دست داده است.
قلعه های تاریخی
این قلعه بر فراز کوهی است که اطراف آن را پرتگاه عظیم و بریدگی های شگفت فرا گرفته است. این کوه از نرمه گردن (میان نرمه لات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا کرده است. صخره های پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شده اند.
قلعة الموت را مردم محل «قلعه حسن» می نامند. این قلعه از دو بخش غربی و شرقی تشکیل شده است. هر بخش، به دو بخش: قلعة پایین و قلعة بالا تقسیم شده است که در اصطلاح محلی، آن ها را «جورقلا» و «پیازقلا» می نامند. طول قلعه حدود 120 متر و عرض آن در نقاط مختلف بین 10 تا 35 متر متغیر است.
دیوار شرقی قلعة بالا یا قلعة بزرگ که از سنگ و ملاط گچ ساخته شده است، کم تر از سایر قسمت ها آسیب دیده است. طول آن حدود 10 متر و ارتفاع آن بین 4 تا 5 متر است. در طرف جنوب، در داخل صخره اطاقی کنده شده که محل نگهبانی بوده است. در جانب شرقی این اتاق، دیواری به ارتفاع 2 متر وجود دارد که پی آن در سنگ کنده شده و پشت کار نیز از سنگ گچ بنا شده است، و نمای آن از آجر می باشد.
به طور کلی باید گفت، قلعة الموت که دو قلعة بالا و پایین را در بر می گیرد، به صورت بنای سترگی بر فراز صخره ای سنگی بنا شده و دیوارهای چهارگانة آن به تبعیت از شکل و وضع صخره ها ساخته شده اند؛ از این رو عرض آن به خصوص در قسمت های مختلف فرق می کند.
از آنجا که در تمام طول سال، گروه زیادی در قلعه سکونت داشته و به آب بسیار نیاز داشته اند؛ سازندگان قلعه با هنرمندی خاصی اقدام به ساخت آب انبارهایی کرده اند و به کمک آب روهایی که در دل سنگ کنده اند، از فاصلة دور، آب را بر این آب انبارها سوار می نموده اند.
هم چنین در قسمت غرب قلعه، قبرستانی قدیمی معروف به «اسبه کله چال» وجود دارد که در بالای تپة مجاور آن، بقایای چند کورة آجرپزی نمایان است. در قلة کوه هودکان نیز پیه سوزهای سفالین کهن به دست آمده است.
قلعة نویزرشاه
این قلعه در شرق «شترخان» و در شمال شرقی روستای «گرم رود» بر فراز کوه بلندی که دیواره های صخره ای آن به طور عمودی به سوی دره های اطراف پایین می رود و بلندترین نقطة آن 2000 پا ارتفاع دارد، واقع شده است.
از دیوار قلعه هنوز قسمتی بر پا است و در بالای یکی از دو دیوار آن، روزنی قرار دارد. از بناهای آن چند اتاق و ساختمان بزرگ هنوز برپا است. این قلعه با توجه به وضع طبیعی آن، از جمله قلعه های مستحکم و تسخیرناپذیر منطقه به شمار می رفته است.
قلعة سنگرود
در شمال روستای زرگرد که در ناحیة کوهستانی شمال قزوین قرار دارد و از دهات کوهپایه به شمار می رود، بر فراز قلة کوهی آثاری از بناهای ویرانة سنگی به چشم می خورد که احتمالاً یک قرارگاه و یا یک قلعة نظامی بوده است. در پای کوه، رودخانه ای به نام سنگرود در بستر درة پلنگ دره جاری است. برروی تپة مرتفع کنار این دره، آثاری شبیه به چهار تاقی های دورة ساسانی دیده می شود.
قلعة شیرکوه
بر فراز کوه بیدلان که بر الموت و طالقان رود مشرف است، بقایای قلعه ای مشاهده می شود که دژهای اسماعیلی است و برای حفاظت درة الموت مورد استفاده قرار می گرفته است. بقایای قلعة شیرکوه عبارت است از هشت آب انبار، یک برج و بخشی از دیوار قلعه. همة این بناها در دل سنگ های کوه کنده شده اند. برای رسیدن به قلعه از راهی بیسار دشوار باید گذشت.
قلعة شیرکوه در زمان حملة هلاکوخان مغول از بزرگترین قلعه های اسماعیلیان بوده که به علت استواری آن و بسیاری مردان، لشگر مغول موفق به تسخیر آن نگردید.
قلعة دختر (قز قلعه)
این قلعه در 15 کیلومتری جادة تاکستان – زنجان، در نزدیکی روستای آبک‌لو، بر بالای کوهی واقع شده است. دسترسی به این قلعه از راهی است که از گردة جنوبی به بالای قله و پای بنای قلعه منتهی می شود.
در مسیر منتهی به قلعه آثاری از سکوهای متعدد مشاهده می شود و نشانگر آن است که در زمان آبادی بنا، این پله ها جهت دسترسی به بنای قلعه ساخته شده اند.
موقعیت استقرار بنای قلعه به محوی است که از سه طرف بدون فاصله، به پرتگاه‌های پرشیب منتهی می شود و تنها از طرف جنوب است که محوطه‌ای در جلوی آن وجود دارد.
پل ها و سدهای تاریخی
پل شاه عباسی
در مسیر جاده ای که از قزوین به طرف بوئین زهرا می رود، پلی قرار دارد که در دورة شاه عباس ساخته شده است و فاصلة آن تا قزوین 37 کیلومتر است.
پل شاه عباسی دارای سه دهانه است که دوتای آن ها بزرگ تر و دارای عرضی در حدود 50/7 متر است. دهانه های سه گانه دارای قوس های نیزه دار می باشند. کم عرض ترین پایه ها که میان دو قوس واقع شده اند، 4 متر است. پایه های پل در خلاف جهت جریان آب دارای دماغة مثلثی شکل می باشند که طول هر یک از ضلع های مثلث 80/2 متر است. از کف رودخانه تا ارتفاع یک متر، پایه های جانبی قوس میانی با بلوک های سنگی و ملاط ساخته شده اند تا شدت برخورد امواج با پایة میل را کاهش دهند. عرض پل در حدود 70/4 متر و طول آن نزدیک به 52 متر است. وسط پل از دو جانب آن بلندتر است. برجسته ترین قسمت پل، میان دو قوس بزرگ قرار دارد. لبة پل در دو سوی آن دارای دست انداز بوده است که در حال حاضر تنها قسمت کمی از آن باقی مانده است. قسمت های پایین و پایة پل با سنگ و ملاط آهک، و قسمت های بالای آن با آجر ساخته شده است.
پل لوشان
این پل در جادة قزوین – رشت قرار دارد. این پل را «حاجی محمدهادی تاجر میانجی» که ساکن قزوین بوده، در سال 1209هـ . ق ساخته است.
پل لوشان دارای طرح خاصی است. برخلاف بیش تر پل ها که دهانه های آن ها نسبت به محور عرضی میان پل قرینه هستند، با یک شیب منظم بر ارتفاع آن افزوده می شود. پل مزبور دارای چهار دهانه است که دو دهانة اول کوچک ترند و دهانة سوم از دو دهانة اول بزرگ تر است؛ ارتفاع و دهانة چهارم از همة دهانه ها بیش تر و نیزة قوس آن نیز بلندتر از دهانة سوم است. قوس های هر چهار دهانه، قوس جناغی است و تیزة دهانة چهارم از سه دهانة دیگر بلندتر است. در فاصلة دو دهانة کوچک و برروی پایه ای که سر قوس های دو جانب برروی آن قرار دارد، غرفه ای ساخته شده است. در میان دهانة سوم و دهانة چهارم که بزرگ تر هستند، نیز غرفه یا ساخته شده است.
سد قدیمی سید علی خان
یکی از رودهایی که بخشی از باغ های اطراف قزوین را سیراب می کند، رودخانة ارنزک است که از نزدیکی روستای میزوج واقع در 20 کیلومتری شمال قزوین سرچشمه می گیرد. برروی این رودخانه در پای گردنة کماسار، توسط «سید علی خان» (جد خانوادة امیرشاهی) سدی زده شده است که در حال حاضر کاملاً ویران شده و غیر قابل استفاده است. سد مزبور با قلوه سنگ و سنگ تراش خورده و ملاط ماسه و آهک ساخته شده است. طول این سد، در حدود 20 متر و عرض دیوارة آن در بالا 10 متر و ارتفاع آن نیز 10 متر است.
سد قدیمی سپهسالاتر
در فاصلة 3 کیلومتری سد سید علی خان، بند سنگی دیگری نیز وجود دارد که به نام سد سپهسالار معروف است. این بند در سال 1336 هـ . ق به منظور تأمین آب بیش تر برای روستای شریف آباد که از املاک محمدولی خان سپهسالار تنکابنی بود، توسط وی بنا گردید. این سد نیز به صورن یک دیوار سنگی به کمک سنگ های تراشیده به طول 50 و ارتفاع 12 متر بنا شده است. دریچه های سد از لوله های آهنی با قطر زیاد ساخته شده اند. در حال حاضر، این سد کاملاً ویران شده است.

بناها و اماکن مذهبی
مساجد قدیمی
مسجد جامع کبیر
مسجد جامع کبیر که در محلة دباغان و در کنارة غربی خیابان شهدا واقع شده است، از مهم ترین مسجدهای قزوین است. این مسجد نه تنها در قزوین، بلکه در سراسر ایران منحصر به فرد و بی مانند است. گنبد و مناره های باشکوه، ایوان های بلند، گچ بری نفیس و ساختمان باشکوه آن نماینده و نشانگر بهترین سبک معماری دوره های سلجوقی و صفوی است.
هم اکنون این مسجد دو در دارد: یکی در شرق و دیگری در شمال غرب حیاط مسجد به شکل مربع مستطیل است و طول آن شرقی – غربی است. مساحت آن بیش از چهار هزار متر مربع است. در چهار جهت آن، چهار ایوان بلند قرار دارد که ایوان جنوبی آن بلندتر از ایوان های دیگر است. در دو سوی ایوان شمالی، دو منارة زیبا سر به آسمان کشیده است. در دو سوی هر ایوان، دو رواق طولانی ساخته شده است که هر رواق به نام امام جماعت یا پیشنمازی که سال ها در آنجا نماز گزارده، معروف شده است. رواق های شرقی از همه باریک تر و رواق های جنوبی از رواق های دیگر پهن تر و بزرگترند. همة اجزای ساختمان مسجد، از کف حیاط و دیوارها و پشت بام ها، با آجر ساخته شده اند. در وسط حیاط مسجد، حوض بزرگی قرار دارد.
مسجد حیدریه
این مسجد در گذر بلاغی و جزء محلة پنه ریسه است. راجع به تاریخ بنیاد این مسجد، اطلاع نادرستی در دست نیست؛ ولی بی شک این همان مسجدی است که حمدالله مستوفی و امام رافعی آن را به نام «جامع اصحاب ابوحنیفه» معرفی کرده اند. گچ بری های مسجد نیز می توانند نشانگر بنیاد این مسجد باشند، زیرا گچ بری های نفیس این مسجد نیز مانند گچ بری های مسجد جامع کبیر است و بعید نیست که گچ بری های هر دو مسجد کار یک هنرمند است.
این مسجد یکی از نمونه های چهارتاقی به ابعاد 30/10 متر بوده است که با کمی تغییر به شکل کنونی درآمده است. محراب آن از لحاظ طرح و نوع کار، از بهترین نمونه های هنر محراب سازی و یکی از باشکوه ترین محراب های دروة سلجوقی به شمار می رود. در درون محراب، سوره هایی از قرآن کریم با گچ در زمینة آبی نوشته و تکرار شده است. زمینة محراب و کتیبه های آن به رنگ آبی است.
مسجد سنجیده
این مسجد کوچک در محلة راه ری قزوین قرار دارد. تاق این مسجد مخروطی شکل و بسیار بلند است. بنای مسجد بسیار قدیمی و بانی آن نامعلوم است؛ اما سبک ساختمان آن نشان می دهد که بنای اولیة آن آتشکده ای بوده که بعدها به مسجد تبدیل شده است. در داخل مسجد، کتیبه ای از کاشی مشتمل بر مناجات حضرت علی (ع) وجود دارد که بیش تر آن فرو ریخته و از تمام کتیبه تنها سه قطعه باقی مانده است. در گذشته، در جانب شمال این مسجد، مدرسه ای بود که امروزه سراسر ویران شده است و غیر از چند طاق نما اثر دیگری از آن باقی نمانده است. در وسط حیاط این مسجد، یک حوض آب لوزی شکل قرار دارد.
آراگاه ها، بقعه ها و امام زاده ها
آرامگاه خلیل بن غازی قزوینی
این آرامگاه در یکی از کوچه های میدان محلة آخوند قرار دارد و به مولا خلیلا «طیب الله تربه» - متوفای سال 1809 هـ . ق – منسوب است. آرامگاه، دری بزرگ و حیاطی نه چندان بزرگ با دیوار آجری دارد. در انتهای جنوبی حیاط، چند مزار دیده می شود که یکی آرامگاه مرحوم مولا خلیلا و سه قبر دیگر، از آن فرزندان آن مرحوم به نام های سلمان، احمد و ابوذر است. این محوطه سابقاً مدرسه و جایگاه تدریس مرحوم مولا خلیلا بوده است و اکنون بناهای آن از بین رفته است.
آرامگاه شیخ احمد غزالی
این‌ آرامگاه در کوچة امام زاده اسماعیل و نزدیک خیابان پیغمبریة قزوین قرار دارد، به شکل حیاط کوچکی است و آن را امامزاده احمد می نامند. ولی عده‌ای از مردم قزوین این آرامگاه را آرامگاه احمد غزالی – برادر محمد غزالی – می دانند که در قزوین زندگی می کرده و بین سال‌های 504 تا 527 هـ . ق درگذشته است.
آرامگاه میرابراهیم بن معصوم
این آرامگاه در گورستان عتیق، در سمت جنوبی آرامگاه شاهزاده حسین و خارج از صحن آن قرار دارد. بقعه نقشة مربع دارد و با آجر ساخته شده و تاق آن نیز آجری است. چند تن از عالمان و بزرگان نیز در این آرامگاه مدفون‌اند. بالای سر در آرامگاه، کتیبه ای به خط نستعلیق زیبا از سنگ مرمر کار گذاشته شده است.
آرامگاه پیر سفید (مزار پیر سفید)
آرامگاه پیر سفید که به «مزار پیر سفید» نیز معروف است. در محلة پنبه ریسه، در میان میدانگاه و حمام میرزاکریم، قرار دارد. نام صاحب آرامگاه معلوم نیست و به احتمال قوی، آرامگاه به یکی از بزرگان صوفیه تعلق دارد و شاید، آرامگاه «شیخ جمال الدین رشیق القطنی» باشد که یکی از دوازده تن مریدان «شیخ نجم الدین کبری» و ساکن محلة پنبه ریسه بوده است که در سال 650 ه. ق درگذشته است. آرامگاه مزبور، چهارتاقی سقف داری است که با آجر ساخته شده است و در وسط آن قبری با معجر چوبی قرار دارد. ظاهراً سنگی هم بر روی مزار بوده است که برداشته شده و محل آن گود مانده است. در پایین پای قبر، قطعه سنگی به شکل قلب هست که در زمین فرو رفته است و در حاشیة آن نوشته ای به خط نسخ دیده می شود که با گذشت زمان، فرسوده شده است و خوانده نمی شود.

 

 

 



موضوع تحقیق
استان قزوین
استاد راهنما:
جناب مهندس باعقیده

 

محقق:
مسعود حلاوت

 

«دانشگاه جامع کاربردی»
سال تحصیلی: 84-1383

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    23صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله استان قزوین

دانلود مقاله پیدایش ترک در ساختمان

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله پیدایش ترک در ساختمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

افت پی بر اثر عواملی همچون رطوبت و فشارهای وارده از طبقات ، بی مقاومتی خاک و عملکردهای آن پیش می آید . همچنین نوع مصالح مصرفی و اجرای غیرفنی ، سبب نشستهای پی می شود . در مجموع ، بر اثر حرکات زمین ، اسکلت بنا حرکت می کند و شکستهای مختلف که شامل ترکهای عمیق و یا معمولی و در مواردی به شکل مویی است ، نمایان می شود.
موقعیت ترک :
ترکهای عمیق : این ترکها گاهی به طور دائمی به وجود می آید و دلیل آن نشست مرتب پی است که در این صورت ، بودن ساکنان در ساختمان خطرناک است.
ترکهای ثابت : معمولا پس از نشست پی ، تحرک ساختمان کم می شود. این پدیده بر اثر قطع رطوبت و فشرده شدن سطح زیر پیش می اید. در نتیجه ، شکست و افت دیوارها و اسکلت بنا نیز متوقف ، و حالت ترک ثابت می شود.
موی ترکهای معمولی : این ترکها در اثر افتهای کوچک در اسکلت بنا و به واسطه نیروها و در مواردی به علت نوع مصالح اندود به وجود می ایند. رطوبت ، انقباض و انبساط حاصله در مقابل خشک شدن سطوح مرطوب ، باعث ایجاد ترکهای مویی می شود.
حالتهای ترک :
ترک را به شکلهای مختلف می توان آزمایش کرد. نوع خطرناک و بدون خطر آنها را به شکلهای زیر می توان شناسایی کرد:
الف) بند دوقسمت دیوار را که بر اثر ترکهای عمیق از یکدیگر جدا شده اند ، با گچ دستی طوری کف کش می کنیم که ملات فقط دو قسمت جدا شده را پوشش دهد ؛ یعنی در ترکها نفوذ نکند
پس از خودگیری و خشک شدن ملات گچ ، چنانچه از دیوار جدا شود ، اسکلت در حال نشست و افت کامل است که باید در مورد آن با احتیاط رفتار کرد.
ب) در موارد ذکر شده در بالا ، می توان روی ترک دو قسمت جدا شده دیوار را نوار کاغذی از جنس کاهی نازک به ابعاد 30*3 سانتیمتر به شکل ضربدر (*) با پونز نصب کرد. چنانچه کاغذ پاره شود ، شکست و نشست در ساختمان بسیار خطرناک می باشد. در این صورت ، ساختمان باید از سکنه خالی شود.
ج) در نشستهای خطرناک ، کلاف پنجره بر اثر نیروی فشار ، اهرم و دفرمه می شود . به علت بالا بودن ضریب شکنندگی ، شیشه پنجره ها ترک می خورند و می شکنند.
د) در افتهای مداوم پی و مواقع سکوت ، صداهای "تک تک " که حاصل ترک مصالح و بویژه اجرکاری است ، شنیده می شود.
روش تعمیر ترکها :
همانطور که گفتیم ، بر اثر نشست ، ترکهایی به وجود می آید که برخی از آنها مویین و ریز هسنتد . با خالی کردن اطراف آنها و با " کشته کشی " و کشیدن پنبه آب روی سطوح ترکهای مویین آنها گرفته و آماده نقاشی می شوند.
ترکهای نیمه عمیق :
بر اثر حرکت پذیری سقف توفال که از انقباض و انبساط رطوبت و حرارت حاصل می شوند . ترکهایی به وجود می آید . این ترکها را با نوک کاردک و ماله خالی می کنیم و پس از " آماده کشی " و پرداخت کشته و پنبه زنی ، ترکها را می گیریم و آماده نقاشی میکنیم.
ترکهای عمیق :
اطراف ترک را با تیشه می تراشیم و سپس درز آن را کاملا خالی می کنیم. کاربردن گچ دستی و کف کش کردن ، درون ترک را پر و سطح آن را با گچ آماده صاف می کنیم . سپس با گچ کشته و پنبه اب ، سوح آن را کاملا پرداخت و آماده نقاشی می کنیم.
توجه شود : چون سطح کشته کشی در بعد بیشتری انجام می شود تا خطر کپ کردن به وجود نیاید ، بابد اصولی را به کاربرد تا سطح ترک از اطراف به شکل پخ از گچکاری و اندود برداشته شود تا عمق ترک در سطحی عریض پیوند شود. به این عمل اصطلاحا " پرداخت کردن ، کشته و همسطح کردن با زمینه در گچکاری قدیمی " می گویند.

 

 

 

ترک در تقاطع دیوار :
دیوارها بر اثر نداشتن پیوند با هشت گیر ترک می خورند . در مواقعی نشست و شکست دیوارها ، ترکها کاملا باز و رویت می شوند . در بعضی موارد ، این ترکها بسیار عمیق هستند ؛ به طوری که می توان دست را در درون آنها حرکت داد . در این حالت ، چنین عمل می کنیم :
1- سطح ترک را از دو طرف کاملا با تیشه می تراشیم ، و پس از جارو ، سطوح آن را کاملا مرطوب می کنیم .
2- چنانچه لازم باشد ، کنارهای ترک را با قلم و چکش چند سانتیمتر بازتر می کنیم تا نشست گچ با عمق بیشتری انجام شود.
3- ملات گچ تیزون را شلاقی در درون ترک می کوبیم تا سطح ترک کاملا پر شود.
4- پس از پر کردن ترک به شکل سرتاسری و کف کش کردن گچ تیزون ، اندود گچ و خاک را اجرا می کنیم.
5- در صورت نیاز ، ترک را شمشه گیری می کنیم تا در سطح گچکاری یکنواختی به وجود آید.
6- با گچ آماده و سپس گچ کشته ، سطح اندود را " سفیدکاری" می کنیم و با پنبه آب زدن برای پرداخت ، گچکاری را خاتمه می دهیم.
توجه شود: چنانچه در محل تقاطع دیوار دیوار ابزار گرد زده شود ، یعنی ماهیچه به وجود آید ، ترک مجددی پیش نخواهد آمد .
ترک در نعل درگاه :
به علتهای زیر ، نعل درگاه و سوح زیر آن می شکنند :
الف) در اثر نشست ستون زیر نعل درگاه ، به علت اهرم شدن آن ، برش افقی به وجود آید.
ب) برشهای عمودی به خاطر وجود پیوند و اثر نیروهای فشاری در امتداد تیر نعل درگاه و برشهای طولی بعد از مقدار گیر نعل درگاه به وجود می آید که در هر دو حالت ، جداره ترکها را می تراشیم ، باز می کنیم و سپس گرد آن را می گیریم . بهد ، محل مرطوب شده را با اصطلاحا گچ تیزون ( زودگیر) پر می کنیم و زمینه را با کشته کشی آماده می سازیم و سپس ترکها را به ترتیب ترمیم و تعمیر می کنیم.
پیوند در ترکهای عمیق :
چنانچه ترک عمیق باشد ، رجهای بریده شده را از دو طرف به اندازه یک نیمه ، خالی می کنیم و با به کاربردن ملات مرغوب و اجرهای راسته مقاوم ، سطح ترک را در عزض دیوار با رعایت پیوند ، کامل می گیریم و سپس مبادرت به اندودکاری می کنیم. در این صورت ، اثر ترک کلی محو می شود. در بعضی موارد ترک به حدی است که از بیرون نور و اشیا قابل رویت می شود .
به طور مسلم ، این ترک و شکست و نشست از پی شروع می شود و تا بالاترین قسمت ساختمان ادامه می یابد که برای تعمیر ان ، به اینصورت عمل می کنیم : مسیر ترک را در کفسازی دنبال می کنیم و با برداشتن کفسازی به پی می رسیم . تعمیر از پی شروع می شود . پاز کرسی چینی ، جداره ترک را جهت به وجود آوردن پیوند خالی می کنیم . پس از بنایی ترک مذکور ، در عمق دیوار اندود و سفیدکاری انجام می دهیم.
رفع ترک اطراف ستونهای فلزی :
در اجرای اسکلت فلزی کنار ستون فلزی ، هر 60 سانتیمتر ، میلگرد با برگشت به صورت L خوابیده به نام علمی کیلیبس به معنای گیره ، چفت و بست ، پهلو گرفتن و سفت کردن است . آهنگر اسکلت ساز آن را اصطلاحا کلمس می گوید . حدودا به قطر نمره 16 میلیمتر و به طول 50 سانتیمتر و برگشت ( گونیا زاویه 90 درجه ) حدود 12 سانتیمتر پاجوش به قطر کافی اتصال می شود. این اجرا دیوار آجری را با ستون فلزی به طور اصولی پیوند و اتصال می دهد. اجرای اصولی این روش یه این شرح است که کیلیپس زا به دو ستون مقابل و در راستای یکدیگر جوش می دهیم . سپس ، با میلگرد راستای هم قطر و با رعایت اورلپ به دو کیلیپس جوش می دهیم . توجه گردد که چنانچه فاصله دو ستون فلزی مقابل از 3 متر بیشتر باشد ، باید از وجود وادار ، فلزی مانند سپری جهت نصب بین دو ستون استفاده کنیم. سپس ، کیلیپس گذاری بین ستونها و وادار را در راستای یکدیگر انجام دهیم . بهد هم سفتکاری دیوار را اجرا کنیم. باز هم توجه گردد که چنانچه فاصله تیر زیرین و تیر فوقانی در قاب ، مرتفع و بیشتر از ارتفاع 3 متر باشد ، باید از وجود تیر فرعی غیر باربری مانند نبشی استفاده کنیم . به طور مسلم ، اتصال تیر فرعی با وادار و اجرای کلیپس گذاری در مجموعه ذکر شده ، سفتکاری را با اسکلت فلزی کاملا درگیر می سازد. با این روش اولا وجود ترکها در موقع نشست از بین خواهد رفت ؛ ثانیا در مقابل زلزله و تحرکات زمین ، دیوارهای ساختمان و به خصوص دیوارهای خارجی نگهداری می شوند که از برای تعمیر چنین عمل می کنیم :
1- سطح اندود رویه ، آستر روی ستون و دو دیوار متصل به ستون فلزی را به عرض 100 سانتیمتر و در شرایط محدود حتی به عرضی کمتر ، جمع اوری می کنیم .
2- به فاصله و ارتفاع هر 60 سانتیمتر از ذدو دیوار ، کناره ستون را در یک رج افقی به اندازه 50 سانتیمتر خالی می کنیم.
3- عمل کلیپس گذاری را در دو رج خالی شده با ستون فلزی از میلگرد حداقل نمره 16 با جوش مطمئن و کافی انجام می دهیم.
4- محل خالی را با ملات مرغوب و آجر نیم لایی آبخور به طور اصولی انجام می دهیم تا شکاف گرفته شود.
5- پس از جارو زدن سطح تراشیده شده و آب پاشیدن به ان ، میخ سر کج را به فاصله هر 25 سانتیمتر طوری می کوبیم که 5/1 سانتیمتر با سطح ستون و سفتکاری فاصله داشته باشد.
6- توری گالوانیزه به عرض 80 سانتیمتر را توسط سیم آرماتور بندی با قلاب مطمئن و محکم به میخهای سرکج می بندیم .
7- اندود آستر را طوری انجام می دهیم که توری در وسط ملات قرار گیرد و اندود را مسلح سازد.
8- پس از آستر ، عمل سفیدکاری و لکه گیری و سپس رنگ و روغن را انجام می دهیم.
با این روشهایی که در بالا توضیح دادم چنانچه نشست به وجود آید ، دیگر ترک در کناره ستون فلزی به وجود نخواهد آمد.

 


ساختمان های اسکلت فلزی
1-1 محاسن سازه های اسکلت فلزی:
1- استحکام وخواص خوب مکانیکی ومقاومت بالای فولاد در کشش وفشار.
2- به علت تولید فولاد در کارخانه وشرایط بهتر کنترل کیفیت آن از بتن وسایر مصالح بنایی
مناسب تر از کار در می اید.
3- امکان توسعة سازه.
4-رگیدکی هب هعطق دنچ اتصال
5- امکان پیش ساخته کردن قطعات.
6-رتمک سرعت نصب واشغال فضای .
7- هزینة کمتر وقابلیت کاربرد در ارتفاع زیاد.
2-2 معایب سازه های اسکلت فلزی:
1- زنگ زدگی در برابر رطوبت هوا.
2- به کارگیری دقت لازم وکافی در ایجاد اتصالات مناسب و باکیفیت جوشکاری خوب.

 

معایب وجود هوا در بتون:

 

1- حبابهای هوا به ازای هر 1% هوای محبوس شده مقاومت بتون را 5 تا 6% کاهش می دهد.

 

2-حبابها نفوذپذیری را افزایش داده وموجب کاهش دوام بتون و کاهش قدرت دفاعی در برابرتهاجم مایعات می شوند
3- حبابهای هوا تماس بین بتون، میلگرد وسایر فلزات مدفون در بتون را کاهش داده وپیوستگی لازم
میان فولاد وبتون را بخوبی برقرار نکرده وباعث کاهش مقاومت می شوند.
4-دنوش یم حبابها باعث بوجود آمدن ترکهایی بر روی سطح تمام شده بتون .
یکی از وسایل تراکم، لرزاننده های درونی نام دارد که تشکیل شده اند از یک سر یا خرطوم مرتعش
کننده که بوسیله یک میله انعطاف ناپذیر ب ه یک موتور متحرک اتصال دارد . سرخرطومی شکل وارد
بتون شده و با ایجاد لرزش یکنواخت سبب تراکم بتون می شود.
5- در هنگام کار باید سر دستگاه را به آهستگی از بتون خارج کرد تا سوراخ ایجاد شده به خودی
خود پر شود.
لیم هب در هنگام ویبره کردن به هیچ وجه نباید ویبراتور گردها ضربه بزند و یا با جسمی نظیر چکش
به میلگردها ضربه زده شود، زیرا ممکن است باعث جابجایی شبکه فولادی ومیلگردها از محل اصلی
خود شود . به علت ارتعاش ممکن است مواد ریز دانه ودوغاب سیمان در اطراف میله ها جمع شده مواد
درشت دانه اطراف آن، پراکنده شوند.
این امر باعث کاهش مقاومت بتون در جوار میلگردها شده ودر نهایت منجر به ایجاد ضایعه در بتون
می شود .هدف عمده از ویبره کردن بتن آن است که بتون ریزی با سرعت و بطور موثر و یکنواخت
انجام شود . به نحوی که از جدا شدن دانه ها جلوگیری شده و بتوان آن را بطور کامل متراکم کرد .
سرعت ریختن بتون باید مناسب با قدرت وسایل تراکم کننده باشد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  13  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله پیدایش ترک در ساختمان