فایل بصورت ورد (قابل ویرایش) و در 36 صفحه می باشد.
اصفهان از جمله شهرهایی است که شاید تاریخ و سابقه آن به قدمت کشور ایران برسد و در عموم دوره های تاریخی از شهرهای بزرگ ومشهور ایران بشمار می رفته است . نویسندگان قدیمی بنای اصفهان را به طهمورشاه سرزمین پادشاه پیشدادی ،نسبت داده اند . آنچه مسلم است بابراین شهر مد که بوده ازامل علم و حکمت با کمال دانش و با مهارت بوده است و با دقت زیاد و ملاحظة کیفیت خاک و خوبی آب و هوا و نزدیکی آب به سطح زمین و دسترسی به رودخانه و سایر محاسن در این محل بنای شهری را نموده و هیچ موضعی از اطراف دورر و نزدیک جلگه ای که شهر اصفهان در آن واقع شد متصف به این صفات نیست . از داستانهای بسیار مشهور ، ظهور کاوه آهنگر از امای فریدون اصفهان و قیام او علیه صخاک ستمگر است که به ظلم و بیداد او خاتمه داد و فریدون فرشته سیرت را بجای او به پادشاهی نشانده است . گفته شده که پس از این پیروزی فریدون پادشاه از کفایت کاوه و شجاعت یارانش که از اهالی اصفهان بوده تعریف می نمود و روزی در اثنای مذاکرات گفت این شهر سپاهان است یعنی این شهر محل و جای سپاه است و اماکن آن هم سپاهی و ولید و جنگی هستند و از آن روز به بعد نام این شهر سامان و اسپهان گفتند شد و پس از استیلای غرب و ظهور اسلام مغرب آن اصفهان ها واصفهان جایگزین نام اسپاهان گردید. با مراجعه به منابع و دلایل تاریخی موجود محقق است که کلمة اسباداران بطلیموس و سامان زمان پهلوی و اصفهان غرب و اصفهان امروز یک لفظ قدیمی است . پس از تسلط اعراب به ایران اصفهان نیز مانند شهرهای دیگر جنگ اعراب افتاد .مورخین نوشته اند که در جنگ اصفهان زد و خورد و خون ریزی بین اعراب و ایرانیان اتفاق نیفتاد و پس از یک جنگ تن به تن که بین فرماندهان واقع شد اصفهان با عقد صلح نامه تسلیم قوای عرب شد ه در زمان منصور دومین خلیفةعباسی اصفهان مورد توجه قرار گرفت و دستور داد در اطراف شهر برج و بارویی بکشند . به هرحال اصفهان در دوره های مختلف و سلاطین گوناگون سخت مورد توجه و مراقبت قرار می گرفته و در دورة سلجوقیان در سال 443 بدست طغرل فتح شد و در همین وقت ناصرخسرو و جهانگرد معروف از اصفهان دین کرده می نویسد :
اصفهان شهری است برمامون نهاده ، آب و هوای خوش دارد و هرجا که ده گز فروبروند آب سرد و خوش بیرون می آید. به هر حال از این دوره نیز آثاری از پادشاهان و بزرگان اصفهان به یادگار مانده است .اصفهان نیز مانند سایر شهرهای ایران از حمله مغولها تا تارها مصون نماند و در سال 789، هفتاد هزار نفر از مردم اصفهان به دشت تا تارها قتل عام شدند و بدین ترتیب از شرکت و عظمت اصفهان کاسته شد تا قرن 11 که شاه عباس کبیر اصفهان را پایتخت خود قرار داد و دستور ساختن قصرها و مساجد و پلهای آن را داد ومجددا اصفهان عظمت خود را بازیافت و در این دوره آبادیهای قدیم و جدید اصفهان بهم پیوست بطوری که در اواخر دورة صفویه به نهایت درجه وسعت و زیبایی رسیده است .