
پاورپوینت در مورد درس 8 : آسمان در شب منظومه شمسی
فرمت فایل: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 12
پاورپوینت در مورد درس 8 : آسمان در شب منظومه شمسی
فایل پاورپوینت در مورد درس 8 : آسمان در شب منظومه شمسی.

پاورپوینت در مورد درس 8 : آسمان در شب منظومه شمسی
فرمت فایل: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 12
پاورپوینت در مورد درس 8 : آسمان در شب منظومه شمسی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
اختراع آینه
آینه چگونه اختراع شد؟ کدام مخترع اندیشه ساخت آن را در سر پرورانید؟ چه کسی برای اولین بار خود را در آینه دید؟
اینها سوالاتی است که شاید هرگز جواب واقعی و قاطع برای آنها نتوان یافت ، زیرا به دورانی از زندگی بشر بر می گردد که ثبت و ضبط وقایع امکان نداشته است ، یا اگر هم امکان داشته با گذشت زمان از میان رفته است .
احتمال می رود که انسان برای اولین بار آینه را در طبیعت کشف کرده باشد . سطح یک آبگیر آرام ، تصویر را همچون آینه منعکس می کند و در زبان فارسی واژة «آبگینه» یا «آبگونه» که ریشة آئینه وآینه است ، بخوبی دلالت بر این معنی دارد . کاوشهای باستان شناسان نشان می دهد که در مصر باستان ، در عصری که از پنج هزار سال پیش هم فراتر می رود ، آینه وجود داشته و نمونه هایی از آن در قبور فراعنه به دست آمده است . در تمدن کهن جزیرة کرت ، معروف به تمدن «مینوسی» که قدمتش از 4500 سال پیش در می گذرد ، زنان چنان اهمیتی برای آینه قائل بودند که آن را در تابوت خود قرار می دادند تا پس از مرگ هم به خیال خود از تماشای نقش خویشتن
محروم نمانند!
در آن دوران کهن هنوز شیشه اختراع نشده بود و آینه ها از مس و مفرغ به صورت ورقه های کاملاً صیقلی ساخته می شد و دسته هایی داشت که با نقوش جالب و زیبا تزئین شده بود . از حفریات باستان شناسی در یونان و ایتالیا و نقاط مختلف خاورمیانه نمونه های بسیاری از این آینه های فلزی کهن به دست آمده است که نشانگر رواج عام آینه در آن عصر است .
از آینه های فلزی تا شیشه ای
از میان اقوام کهن ، قوم «اتروسک» که زمانی در آسیای صغیر می زیستند و سپس به ایتالیا مهاجرت کردند ، در ساخت آینه های برنزی منقوش ، با دستهها و قاب های نفیس و پرنقش و نگار ، چیره دستی خاصی داشتند و چنانکه از پژوهشهای باستان شناسان بر می آید ، نزد زنان این قوم آینه دارای ارزشی بیش از طلا و جواهر بود . برعکس در میان قوم «مایا» که قبل از کشف قارة آمریکا توسط کریستف کلمب تمدن کهنسالی در آمریکای مرکزی بنیان نهاده بودند ، داشتن آینه یک امتیاز خاص مردان به شمارمیآمد و هر مرد «مایا» می بایست همواره و همه جا آینه ای همراه خود داشته باشد.
در قرون وسطی آینه های فولادی که صیقلی تر و شفاف تر از انواع مسی و مفرغ و برنزی آن بود رواج فراوان یافت و قرنها مورد استفاده قرار گرفت ، تا اینکه ناگهان تحولی پیش آمد و کاربرد شیشه در ساخت آینه کشف شد . زمان این تحول در اروپا قرن 12 میلادی است و اولین آینه های شیشه ای عبارت بودند از صفحهای شیشهای که پشت آن با ورقة نازکی از سرب اندود شده بود اما ظاهراً این تکنیک اختراع اروپائیان نیست و باید زادگاه آن را در چین و هند و یا به احتمال قوی در خاورمیانه جستجو کرد . در قرن دوازدهم علوم و صنایع در سرزمینهای پهناور اسلامی به اوج ترقی رسیده بود . از آن جمله اخترشناسی ، پزشکی ، ریاضیات ، کاغذسازی ،

نوع فایل: ppt _ pptx ( پاورپوینت )
( قابلیت ویرایش )
قسمتی از اسلاید :
تعداد اسلاید : 26 صفحه
مبانی کامپیوتر نرم افزار(1) نرمافزار یکی از بخشهای اساسی کامپیوتر به شمار میآید، که در واقع سختافزار را بکار میگیرد.
بعبارت دیگر رابط بین کاربر و سختافزار را نرمافزار مینامند.
نرمافزار در حقیقت روح و جان یک کامپیوتر است، که به سختافزار هویت میبخشد.
نرم افزار(4) سیستم عامل برنامههای سودمند نرمافزارهای سیستمی مترجمهای زبان نرمافزار (بستههای نرمافزاری) نرمافزارهای کاربردی نرم افزار(2) سیستم عامل (OS: Operating System) مشهورترین نوع نرمافزارهای سیستمی میباشد.
که مدیریت منابع سیستمی را بر عهده دارد.
سیستمعامل، همچنین ارتباط بین کاربر و اجزاء سختافزاری و نرمافزاری دیگر را برقرار میکند.
سیستم عامل نرم افزار(3) سختافزار سیستمعامل برنامه کاربردی کاربر نرم افزار(4) وظایف کلی سیستم عامل 1ـ مدیریت و تقسیم وقت سیپییو و تخصیص فضای حافظه به برنامهها و کاربران مختلفـ مدیریت و کنترل وسایل ورودی/خروجی23ـ مدیریت و کنترل اطلاعات و فایلها نرم افزار(4) زبانهای برنامهنویسی نرمافزارها توسط زبانهای برنامهنویسی نوشته میشوند.
زبانهای برنامهنویسی، یک سیستم ارتباطی هستند که توسط آنها میتوان دستورات لازم را به ماشین انتقال داد. هرزبان برنامهنویسی به مجموعهأی از علایم، قواعد و دستورالعملها گفته میشود که امکان ارتباط با کامپیوتر را جهت بیان کاری یا حل مسئلهای فراهم میکند.
نرم افزار(4) XPحداقل تجهیزات مورد نیاز برای راهاندازی ویندوز نرم افزار(4) کلیک کردن در ویندوزعمل فشردن و رها کردن یکی از دکمههای ماوس را اصطلاحاً کلیک کردن میگویند.
دو بار فشردن و رها کردن دوبار کلیک یا جفتکلیک مینامند.
کار با منوی Start برایاجرای برنامه میتوان با استفاده ازگزینه لیستی از تمام برنامهها و فولدرهای موجود در روی کامپیوتر را نمایش داد وبعد برنامه دلخواه را اجرا کرد کار با پنجره ها مدیریت فایل و پوشه (فولدر) فایلها در ویندوز علاوه بر نام و پسوند دارای آیکون نیز میباشند.
ذخیره کردن فایل تغییر نام یک فایل حذف یک فایل کپی و انتقال یک فایل تفاوت عمل کپی و عمل انتقال در این است که در انتقال فایل مبداء حذف میشود درحالی که در عمل کپی فایل مبداء هیچ تغییری نمیکند.
ایجاد فولدر کلیک راست کرده وMy Documents در داخل پنجره را انتخاب میکنیم.Newسپس گزینه تغییر نام فولدر اشاره گر ماوس را بر روی فولدر مورد نظر برده کلیک راست کنید.
حذف فولدر ابتدا اشارهگر ماوس را روی فولدر مورد نظر برده، کلیک راست کنید.
گزینه Delete را انتخاب کنید.
کپی یا انتقال یک فولدر ابتدا اشارهگر ماوس را روی فولدر مورد نظر برده و از گزینه Copy برای کپی کردن و از گزینه Cut برای انتقال استفاده نمایید. سپس در مقصد نیز راست کلیک کرده و گزینه Paste را انتخاب کنید.
دکمههای نوار ابزار Start اجرای برنامه از منوی My Computer استفاده از تمام درایوهای موجود بر روی سیستم را نشان میدهد. فلاپی درایو (2/1)3 اینچی دی
متن بالا فقط قسمتی از محتوی متن پاورپوینت میباشد،شما بعد از پرداخت آنلاین ، فایل را فورا دانلود نمایید
لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت: ................... توجه فرمایید !
« پرداخت آنلاین »
![]()
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 70
مقدمه :
به نظر می رسد در اماکن تجاری در بسیاری ازشغلها محل کار برای شخص اهمیت زیادی دارد. به این صورت که وقتی شخصی مغازه ای باز می کند بعد از یک مدت اعتباری پیدا می کند ، مشتریهایی پیدا می کندحق سرقفلی ناظر به همین حالت است یعنی حقی که برای صاحب مغازه در رابطه با مشتریها ومحل پیدا می شود. زیرا اگرمستأجر محل کارش را تغییر دهد مشتریهای خود را از دست می دهد ومجدداً باید از صفر شروع کند .
سر قفلی مفهومی متمایز از حق کسب وپیشه وتجارت است و آنچه در قانون روابط مؤجر ومستأجر موردبحث قرار گرفته حق کسب وپیشه وتجارت است نه سر قفلی. با توجه به اینکه فقها درمورد خلاف شرع بودن این نهاد حقوقی حکمی نداده اند وقانونگذار بعداز انقلاب این پدیده پذیرفته واغلب محاکم حتی دیوان عالی کشور هم حق کسب وپیشه وتجارت را موردحکم قرار داده اند ودرعرف تجّار هم این مسئله پذیرفته است دراعتبار حق کسب وپیشه وتجارت تردیدی نیست .
چکیده
با توجه به اهمیتی که امروزه حق سرقفلی در املاک تجاری پیدا کرده است دراین تحقیق و مورد بررسی قرارمی گیرد این تحقیق به چهار فصل تقسیم می شود که درآن عناوین ذیل بررسی می شود .
در فصل اول تعریف سر قفلی وحق کسب وپیشه وتجارت وتفاوت این دوباهم مطرح شده است فصل دوم ماهیت حقوقی وفقهی حق سر قفلی را موردبررسی قرار داده و سیر تاریخی آن و آرای چند تن از فقها را درمورد سرقفلی بیان می کند. فصل سوم به بیان احکام سر قفلی و حق کسب وپیشه وتجارت می پردازد ودر آن به نکاتی در مورد حق سر قفلی اشاره شده فصل چهارم دعاوی مربوط به حق سرقفلی وحق کسب وپیشه رابیان می کند وموارد اسقاط حق سر قفلی وموارد پرداخت سر قفلی را بیان می کند ودرنهایت گزارش کارگاه حقوقی درمورد حق سر قفلی بیان شده .
فصل اول : کلیات
گفتار اول : تعریف سرقفلی
« آقای دکتر لنگرودی درترمینولوژی حقوق آورده اند « پولی که مستأجر ثانی ( به معنی اعم ) به مستأجر سابق درموقع انتقال اجاره بلاعوض می دهد وهمچنین مستأجراول به مؤجر مالک می دهد .»
« تعریف آقای دکتر لنگرودی به معنای وسیع کلمه بیان شده که علاوه بر سرقفلی به معنی خاص ، شامل حق کسب وپیشه هم می شود. ولی این تعریف دارای این حسن است که قائل به تفکیک بین سرقفلی وحق کسب وپیشه شده است .»
« حق سرقفلی « حقی است که بازرگانان وکاسب نسبت به محل پیدا میکند به جهت تقدم در اجاره ، شهرت، جمع آوری مشتری وغیره ....»
« درفرهنگ دهخدا آمده است : « سرقفلی چیزی است که ازکرایه دار سرای یادکان بگیرند و آن مزد گشودن قفل است که داخل کرایه نیست .. حق آب وگل یاحقی که مستأجر را پیدا آید دردکان ویا حمام ویا کاروان سرایی وامثال آن واوآن حق را به مستأجر بعد خود تواند فروخت.»
« مرحوم ناظم الامباء درفرهنگ نفیسی آورده است: وجهی که ازکرایه داروخانه ودکان علاوه بر کرایه دریافت کنند و آن نزدگشودن قفل است وداخل کرایه نیست .»
ناصر رسائی نیا معتقد است « سر قفلی حقی است معنوی شامل شهرت محل تجاری وموقعیت آن وتعداد مشتریان یاخریداران اتفاقی و رهگذر که تاجر برای تقدم در اجاره ادامه فعالیت تجاری خود در محل کار دارا می باشد و این نوع سر قفلی مبنای حقوقی دارد وقابل نقل وانتقال به دیگران است همچون سایر حقوق معنوی مانند اسم تجارتی ، علایم تجارتی خرید وفروش می شود ودرروابط مالک ومستأجر سابقاً حق سرقفلی منشأ قانونی نداشت وباتوجه به عرف تجار معامله می گردید. لیکن درقانون مالک ومستأجر که درخرداد 1356 تصویب گردید بجای سر قفلی از حق کسب ویاپیشه ویاتجارت استفاده شده اما منظور آن مترادف قرار دادن حق سرقفلی با حق کسب وپیشه نبوده ».
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
زین العابدین مراغه ای
از: سیاحت نامه ابراهیم بیک
......باری، فردای آن روز به عزم سیاحت تبریز حاضر شدیم . رفتیم تا اسب کرایه کرده حرکت کنیم . مکاری دیده، اسب خواستیم . گفت باید چهار روز صبر کنید . ده پانزده نفر مسافر دیگر نیز هست با ایشان متفقا برویم . ناچر بیعانه داده برگشتیم، در روز موعود چارپادار آمد، دو رأس استر آورده بود . ما نیز اسباب و لوازم سفر را بار کرده رو به طرف تبریز حرکت نمودیم .... هشت روز راه در نوریده وارد تبریز شدیم ... در ورود تبریز وضع مملکت قدری دهشت انگیز به نظر آمد . در میان اهل قافله نیز همهمه بود....دکاکین همه بسته اند . احدی دیده نمی شد که احوالپرسی شود، تا این که قدری هم پیش رفتیم . از دور چند نفری را دیدیم که تند می گذشتند . یکی از آن میان پرسید که برادر در این شهر چه حادثه ای اتفاق افتاده که دکانها بسته و از هر سو آثار پریشانی نمایان است ؟ گفت معلوم است که خبر ندارید . خانه پیشکار مملکت را اهالی غارت کردند، اما خودش گریخت . گفتم پیشکار کیست ؟ گفت : حاکم . گفتم : چطور، چطور، خانه حاکم را ؟ مرد که تندی کرده گفت : من اولوم قمش قویم 1من تا حال این لفظ را نشنیده بودم، ملتفت قبح آن نشده، گفتم برادر، ترا به خدا قسم می دهم جواب بده . چه شده ؟ گفت : بابا، خانه پیشکار، یعنی حاکم مملکت را اهالی شهر چاپیدند . گفتم تاکنون در هر مملکت ایران دیده و شنیدیم که اهالی خانه آنان را می چاپیدند . حالا چطور شده است که اهالی خانه آنان را می چاپند . گفت :
چنین است آئین چرخ درشت گهی پشت زین و گهی زین به پشت
زمان هرروز طور دیگری اقتضا می کند . هر چیز در وقت خودش خوش است . این را گفته و گذشتند . حال جلودار و مسافرین را واهمه گرفت ...خلاصه همه ترسان و لرزان در همانجا که محله "هفت کچل" می گویند، جلودار در دم کاروانسرایی ما را فرود آورد. خود از دریچه داخل کاروانسرا گشته، بعد دالاندار را صدا کرده، آمده در را گشودند. ما هم داخل شدیم . باز فورا در را بست . حجره ای برای اقامت نشان دادند . رخت در آنجا فرو هشته اقامت گزیدیم ....
آن شب را به هزار واهمه به سر برده، سحرگاهان دیدم که خبری نیست . بازار و دکاکین شهر همه باز است و مملکت ساکت . ما نیز از آن بیغوله فراز آمده راه بازار و دکان رفیقی که داشتم ، پیش گرفته پس از پرسیدن یکی دو نقطه به دکان او رسیده سلام دادم . بعد از معرفی خود آن دوست عزیز برخاسته از سر و صورت من بوسیده و به کمال مهربانی احوال پرسی کرده ....از من پرسید پس اشیاء و اسباب شما کجاست . گفتم ما دیروز رسیدیم . شهر پر آشوب و دکانها همه بسته بود ناچار در هفت کچل به کاروانسرای فرود آمدیم . راستی برادر دیروز آن چه هنگامه ای بوده که مردم این شهر برپا کردند . گفت : آقاجان اینجا تبریز است، هرچه خواهند می کنند . بعد تفصیلش را به شما نقل می نمایم . گفتم : من در هیچ جا نشنیدم که رعیت خانه حاکم را غارت کند... گفت : در تبریز آنچه به خیال کسی نمی آید می کنند . در این اثنا آدمش را با یوسف عمو فرستاد که اسباب خورده ریز ما را از کاروانسرا به خانه اش نقل دهند . طرف عصری نیز دکان را بسته رفتیم به خانه . در اثنای راه گذار ما به کوچه ای افتاد دیدیم در دم در عمارتی چند سرباز "چماتمه" زده بقاولی ایستاده اند . پرسیدم این خانه کیست ؟ گفت خانه یک نفر تاجر است تازه از سفر آمده . حکومت احتراما سرباز فرستاده است، چاتمه زده اند . گفتم : درست نفهمیدم . مکرر گفت : گفتم بابا ، این چه معنی دارد، به احترام تاجری سرباز فرستادن و چاتمه زدن در کجا دیده و شنیده شده است . یعنی چه، تاجری تازه از سفر آمده ممکن است ، اما برای احترام آن تاجر سرباز بر در او به قراولی گماشتن چرا ؟ این شخص به حکومت مملکت نیامده ، از امرا و صاحب منصبان لشکری نیست . امری بسیار غریب است . گفت : علی الحال قاعده مملکت چنین است . آنگاه دست تأسف به همدیگر سوده گفتم : حالا شبهه ای نماند که درد این ملک و ملت بیدوا است . رعیت و تجار نیز راه بدی پیش گرفته اند . از امثال این تجار نیز برای مملکت سهل است به جهت اولادشان هم فائده ای نیست . زیرا که رندان حکومتی اینان را نیز به پاره احترامات مجعولیه به خودشان مشتبه کرده اند، پس هرچه خود و سایرین در دست دارند به سبب اینگونه بلند پروازیهای بی معنی در اندک زمانی خواهند باخت . این مردمان خانه برانداز به هر رنگی که باشد این جور تاجران را با الفاظ بی معنی بفرما، به سر مبارک شما، جنابعالی و غیره تمام خواهند کرد . بیچاره اولاد اینان که پس از عزت به انواع خواری مبتلا خواهند شد ....
چون به خانه رسیدیم دیدیم عمارت عالی و خوبی است . چند اطاق بیرونی داشت . نشستیم . چند مجموعه شیرینی و بعض میوه ها برای تشریفات ما چیده بودند . مشغول صحبت شدیم . در اثنای صحبت گفت داداش از مصر تمام احوالات شما را به من نوشته است که در غیرت و تعصب ملی سرآمد ایرانیان است . مقصود شما را از این سیاحت نوشته، ولی می گوید کاش نرفتی ایران را ندیدی . چه، می دانم که اکنون برای او خیلی بد خواهد گذشت . گفتم چه باید کرد ؟ وطن ماست بایستی ببینیم . خیال داشتم هرگاه جای را از مشهد، طهران برای اقامت مناسب یافته خانه ای خریده به وطن اصلی خود برگردم . گفت : چطور شد، جایی را پسند کردی ؟ بی اختیار آهی کشیده گفتم نه . گفت آه چرا می کشی ؟ گفتم : بی اختیار از دلم برخاست وگرنه موجب آه چیزی نیست . گفت : خوب چه دیدی ؟ گفتم : هرچه دیدنی و ندیدنی بود دیدم . تنها یک چیز ندیدم که منتهای مقصود من آن بود . گفت : مقصود شما چه بود . گفتم : دیدن مکتب که مایه تمامی سعادت و نیک بختی هاست . امروزه قوت دولت، عزت ملت و آبادی مملکت همه منوط به بودن مکتب است و بس . در این صحبت بودیم که به شام خبر کردند . رفتیم سر سفره . شام صرف شد . پس از شام باز چایی آوردند . یک پیاله خوردیم . پس از اندکی صحبت صاحب خانه گفت شما هنوز از رنج راه نیاسوده اید، قدری زودتر بخوابید تا راحت شوید . خوب هم دریافته بود . رختخواب انداختند، خوابیدیم .
صبح برخاسته پس از خوردن چایی به همراهی آن دوست محترم به بازار رفتیم . قدری در دکان نشسته صحبت کردیم . گفت : میل دارید برویم قدری بگردیم ؟ گفتم : چه عیب دارد . رفتیم به کاروانسراهای تجارنشین . خیلی جاهای معتبر و با شکوه بودند . به اندکی ملاحظه معلوم شد که در این شهر تجارت عمده ای هست و مردم هم به تجارت مایلند، ولی چه سود که همه امتعه خارجه است . از امتعه داخلیه نشانی دیده نمی شد مگر در بعضی جاهای گوشه و کنار، که آن هم عبارت از تنباکو و حنا و چیت و همدان و چادر شب یزد و کرباس نایین بود آن وقت فکر کردم که شیاطین فرنگستان به قوت علم همه ساله چه قدر پول از این مملکت بیرون می کشند .
پرسیدم برادر، اگرچه مملکت شما را چنانچه شاید و باید هنوز ندیده ام اما از ازدحام بازار و جمعیت مترددین معلوم می شود که شهر بزرگی است . حال بگویید ببینم در این شهر هیچ گومپانی و شرکتهای بزرگ هست یا نه ؟ گفت : ابدا گومپانی و فلان نیست . گفتم : عجب عالمی است . در شهری بدین بزرگی چگونه می شود گومپانی نباشد . امروز معاملات بزازی و خرازی و بقالی با دست تنها پیش نمی رود تا چه رسد به تجارت . آیا این مردمان با وجود این همه روابط تجارتی با خارجه به چه سبب به منافع شرکتهای بزرگ و گومپانیها پی نبرده اند ؟ گفت : تبریزیان را شما نمی شناسید . اینان همه تمام "یک من " هستند . در میانشان هرگز "نیم من " پیدا نمی شود که پنج نفری یکجا جمع شده یکی را برای خودشان رئیس قرار داده به دستیاری همدیگر کار بزرگی را از پیش ببرند . هیچ یک از دیگری تمکین
