فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد روش تحقیق علل گرایش جوانان و نوجوانان به قرص های روان گردان 41 ص

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد روش تحقیق علل گرایش جوانان و نوجوانان به قرص های روان گردان 41 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 41

 

 

موضوع تحقیق:

علل گرایش جوانان و نوجوانان به قرص های روان گردان

استاد راهنما:

جناب آقای کریمی

نام محقق:

مسعود کاظمی

استان خراسان رضوی

آموزش و پرورش ناحیه7

مقطع متوسطه

دبیرستان سما 3

پایه دوم ریاضی و فیزیک

زمستان 86

مقدمه

هدف من از تحقیق درباره ی این موضوع است که بدانم علل گرایش جوانان به اعتیاد، بخصوص قرص های روان گردان در کشورچیست؟ درباره ی آگاهی افراد از این موضوع اقداماتی صورت گرفته اما به نظر من کافی نبوده است.لذا من با ارائه ی این تحقیق می خواهم تا جوانان ونوجوانان را درباره ی اثرات مخرب این قرص ها آگاه کنم. این تحقیق یک تحقیق کتابخانه ای است و حوزه ی آماری آن در محدوده ی کشورمان ایران و تحقیقی توصیفی است.

در این مورد نیز چند سوال تنظیم شده است که پاسخ آن ها را می توانید در دنباله ی مطالب بیابید

علل گرایش جوانان و نوجوانان به اعتیاد چیست؟

دوستان ناباب چه نقشی در اعتیاد افراد دارند؟

قرص های روان گردان چگونه عمل می کنند؟

4- مسئولان برای کنترل اعتیاد به مواد روان گردان چه اقداماتی انجام داده اند؟

5- مواد شادی آور(اکس) چه اَشکالی دارند؟

و همچنین فرضیه هایی مطرح شده است

1- استعمال مواد روان گردان باعث از بین رفتن سلو لهای مغز می شود

2- مصرف کنندگان دچار توهماتی می شوند که به خو د و دیگران صدمه وارد می کنند

3- بسیاری از مصرف کنندگان از بین رفته یا دچار اختلالات روانی می شوند

4- دوپینگ بعضی از ورزشکاران بوسیله ی مواد روان گردان صورت می گیرد

طرح تحقیق

1- سوالات اصلی

1- روان گردان به چه معنا ست؟

2- قرص های روان گردان چگونه عمل می کنند؟

3- مصرف این قرص ها دارای چه عوارضی است؟

4- اکستازی چیست؟

2- سوالات فرعی

1- علل گرایش و نوجوانان به اعتیاد چیست؟

2- دوستان ناباب چه نقشی در اعتیاد افراد دارند؟

3- مسئولان برای اعتیاد به قرص های روان گردان چه اقداماتی انجام دادهاند؟

این تحقیق، یک تحقیق کتابخانه ای است که برای جمع آوری مطالب درج شده در آن از کتابها و همچنین سایت های اینترنتی استفاده شده است.

چکیده

What is ecstasy?

MDMA or ecstasy is a Schedule I synthetic, psychoactive drug possessing stimulant and hallucinogenic properties. MDMA possesses chemical variations of the stimulant amphetamine or methamphetamine and a hallucinogen, most often mescaline.

MDMA, called "Adam," "ecstasy," or "XTC" on the street, is a synthetic, psychoactive (mind-altering) drug with amphetamine-like and hallucinogenic properties. Its chemical structure (3-4 methylenedioxymethamphetamine) is similar to two other synthetic drugs, MDA and methamphetamine, which are known to cause brain damage.

Health Hazards

Beliefs about MDMA are reminiscent of the claims made about LSD in the 1950s and 1960s, which proved to be untrue. According to its proponents, MDMA can make people trust each other and can break down barriers between therapists and patients, lovers, and family members.

Many of the risks users face with MDMA use are similar to those found with the use of amphetamines and cocaine. They are:

Psychological difficulties, including confusion, depression, sleep problems, drug craving, severe anxiety, and paranoia - during and sometimes weeks after taking MDMA (even psychotic episodes have been reported). Physical symptoms such as muscle tension, involuntary teeth clenching, nausea, blurred vision, rapid eye movement, faintness, and chills or sweating. Increases in heart rate and blood pressure, a special risk for people with circulatory or heart disease.

Recent research findings also link MDMA use to long-term damage to those parts of the brain critical to thought and memory. It is thought that the drug causes damage to the neurons that use the chemical serotonin to communicate with other neurons. In monkeys, exposure to MDMA for 4 days caused brain damage that was evident 6 to 7 years later. This study provides further evidence that people who take MDMA may be risking permanent brain damage.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد روش تحقیق علل گرایش جوانان و نوجوانان به قرص های روان گردان 41 ص

تحقیق درمورد تفسیر سوره کافرون

اختصاصی از فایلکو تحقیق درمورد تفسیر سوره کافرون دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

آیات 1 - 6، سوره کافرونسوره کافرون مکى است و شش آیه دارد.

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ یَأَیهَا الْکفِرُونَ(1)

لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ(2)

وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(3)

وَ لا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتمْ(4)

وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(5)

لَکمْ دِینُکُمْ وَ لىَ دِینِ(6)

ترجمه آیات

به نام اللّه بخشنده به عموم ، و مهربان به خواص .

بگو هان گروه کفر پیشه ! (1).

من نمى پرستم آنچه را که شما مى پرستید (2).

و شما هم نخواهید پرستید آنچه را که من مى پرستم (3).

من نیز براى همیشه نخواهم پرستید آنچه را شما مى پرستید (4).

و شما هم نخواهید پرستید آنچه را من مى پرستم (5).

دین شما براى خودتان و دین من هم براى خودم (6).

بیان آیات

در این سوره رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) را دستور مى دهد به اینکه برائت خود از کیش وثنیت آنان را علنا اظهار داشته ، خبر دهد که آنها نیز پذیراى دین وى نیستند، پس نه دین او مورد استفاده ایشان قرار مى گیرد، و نه دین آنان آن جناب را مجذوب خود مى کند، بنابر این نه کفار مى پرستند آنچه را که آن جناب مى پرستد، و نه تا ابد آن مى پرستد آنچه را که ایشان مى پرستند، پس کفار باید براى ابد از سازشکارى و مداهنه آن جناب مایوس باشند.

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 645

مفسرین در اینکه این سوره مورد بحث مکى است و یا مدنى اختلاف کرده اند، و از ظاهر سیاقش بر مى آید که در مکه نازل شده باشد.روایاتى راجع به زخم زبان در ((یا ایّها الکافرون ...)) به گروهى معهود و معین ازکفار بوده و ((و لا انتم عابدون ما اعبد)) اخبار غیبى از آینده است صفحه

قُلْ یَأَیهَا الْکفِرُونَ

ظاهرا خطاب به یک طبقه معهود و معین از کفار است نه تمامى کفار، به دلیل اینکه رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) را مامور کرده از دین آنان بیزارى جوید و خطابشان کند که شما هم از پذیرفتن دین من امتناع مى ورزید.

لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ

از این آیه تا آخر سوره آن مطلبى است که در جمله ((قل یا ایها الکافرون )) مامور به گفتن آن است ، و مراد از ((ما تعبدون )) بت هایى است که کفار مکه مى پرستیدند، و مفعول ((تعبدون )) ضمیرى است که به ماى موصول بر مى گردد، و با اینکه مى توانست بفرماید: ((ما تعبدونه )) اگر ضمیر را حذف کرده براى این بود که کلام دلالت بر آن مى کرده ، حذف کرد تا قافیه آخر آیات هم درست در آید، و عین این سؤ ال و جواب در جمله هاى ((اعبد)) و ((عبدتم )) و ((اعبد)) مى آید چون در آنها هم باید مى فرمود: ((اعبده )) و ((عبدتموه )) و ((اعبده )).و جمله ((لا اعبد)) نفى استقبالى است ، براى اینکه حرف ((لا)) مخصوص نفى آینده است ، همچنان که حرف ((ما)) براى نفى حال است ، و معناى آیه این است که من ابدا نمى پرستم آنچه را که شما بت پرستان امروز مى پرستید.

وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ

این جمله نیز نفى استقبالى نسبت به پرستش کفار بر معبود رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) است ، و این خبرى غیبى از این معنا است که کفار معهود، در آینده نیز به دین توحید در نمى آیند.این دو آیه با انضمام امر ((قل )) که در آغاز سوره است ، این معنا را به دست مى دهد که گویا رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به کفار فرموده : پروردگار من مرا دستور داده به اینکه به طور دائم او را بپرستم ، و اینکه به شما خبر دهم که شما هرگز و تا ابد او را نمى پرستید، پس تا ابد اشتراکى بین من و شما در دین واقع نخواهد شد.

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 646

بنابر این آیه شریفه در معناى آیه ((لقد حق القول على اکثرهم فهم لا یومنون ))، و آیه شریفه زیر است که مى فرماید: ((ان الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا یومنون )).در آیه مورد بحث جا داشت بفرماید: ((و لا انتم عابدون من اعبد - و شما نخواهید پرستید کسى را که من مى پرستم ))، چون بین معبود رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) و معبود بت پرستان فرق بسیار است ، یکى این است که معبود بت پرستان جماد و بى شعور است ، و موصولى که از آن تعبیر مى کند موصول مخصوص بى شعوران یعنى کلمه ((ما)) است ، وموصول مخصوص صاحبان شعور کلمه ((من - کسى که )) است ، پس چرا در آیه مورد بحث بجاى این کلمه ، کلمه ((ما)) را بکار برده ؟ پاسخش این است که منظور صرفا مطابقت این آیه با آیه ((لا اعبد ما تعبدون )) است .وجه تکرار مضمون سابق در ((و لا انتم عابد ما عبدتم و لا انتم عابدون ما اعبد)) صفحه

وَ لا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتمْ وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ

این دو آیه تکرار مضمون دو آیه قبل است که به منظور تاءکید آن تکرار شده ، نظیر تکرارى که در آیه ((کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون )) آمده ، و نیز تکرارى که در آیه ((فقتل کیف قدر ثم قتل کیف قدر)) آمده است .بعضى از مفسرین در توجیه اینکه چرا بین دو موصول فرق نگذاشت ، گفته اند: اصلا کلمه ((ما)) در دو جمله ((ما عبدتم )) و ((ما اعبد)) موصوله نیست ، بلکه مصدریه است ، و معناى آیه این است که : من نحوه پرستش شما را نخواهم پرستید، و شما نحوه پرستش مرا نخواهید پرستید، و خلاصه نه من شریک شما در پرستش هستم و نه شما شریک منید، نه در عبادت مشترکیم و نه در معبود، چون معبود من خداى تعالى است ، و معبود شما بت است ، عبادت من عبادتى است که خدا تشریعش کرده ، و عبادت شما چیزى است که خودتان از در جهل و افتراء بدعت نهاده اید،

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 647

و بنابر این توجیه ، دو آیه مورد بحث تکرار و تاءکید دو آیه قبل نیستند، ولى عیبى که در این توجیه است این است که از نظر عبارت آیه بعید به ذهن مى رسد، و ان شاء اللّه در بحث روایتى آینده وجهى لطیف براى تکرار دو آیه خواهد آمد.بیان اینکه آیه : ((لکم دینکم ولى دین )) اخبار از اینست که کافران مخاطب پیامبر (صلىالله علیه و آله ) به دین او نخواهند گروید. چند وجه دیگر در معناى این آیه

لَکمْ دِینُکُمْ وَ لىَ دِینِ

این آیه به حسب معنا تاءکید مطلب گذشته ، یعنى مشترک نبودن پیامبر و مشرکین است ، و لام در ((لکم )) و در ((لى )) لام اختصاص است ، مى فرماید: دین شما که همان پرستش بت ها است مخصوص خود شما است ، و به من تعدى نمى کند، و دین من نیز مخصوص خودم است ، شما را فرا نمى گیرد.در اینجا ممکن است به ذهن کسى برسد که این آیه مردم را در انتخاب دین آزاد کرده ، مى فرماید هر کس دلش خواست دین شرک را انتخاب کند، و هر کس خواست دین توحید را برگزیند. و یا به ذهن برسد که آیه شریفه مى خواهد به رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) دستور دهد که متعرض دین مشرکین نشود. و لیکن معنایى که ما براى آیه کردیم این توهم را دفع مى کند، چون گفتیم آیه شریفه در مقام این است که بفرماید شما به دین من نخواهید گروید و من نیز به دین شما نخواهم گروید، و اصولا دعوت حقه اى که قرآن متضمن آن است ، این توهم را دفع مى کند.بعضى از مفسرین براى دفع این توهم گفته اند: کلمه دین در آیه شریفه به معناى مذهب و آئین نیست ، بلکه به معناى جزا است مى فرماید: جزاى شما مال شما، و جزاى من از آن من است .بعضى دیگر گفته اند: در این آیه مضافى حذف شده ، و تقدیرش ((لکم جزاء دینکم ولى جزاء دینى )) مى باشد، یعنى جزاى دین شما مال شما، و جزاى دین من مال من . ولى این دو وجه دور از فهم


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد تفسیر سوره کافرون

تحقیق درمورد تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی

اختصاصی از فایلکو تحقیق درمورد تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 9

 

ص 401

حسد گاهی در شکل محبوب :

جملۀ " حسدأ من عند انفسهم " ( انگیزۀ آنها حسدی از ناحیۀ خودشان است ) ممکن است اشاره به این باشد که حسد گاهی در شکل هدف منعکس می شود و آب و رنگ دینی به آن می دهند ، ولی حسدی که آنها در این زمینه نشان می دادند حتی این رنگ را نیز نداشت بلکه صرفأ جنبه شخصی داشت .(1) این احتمال وجود دارد که اشاره به حسدی باشد که در جان آنها ریشه دوانده است .

(1) تفسیر المنار ذیل آیۀ مورد بحث . سوره بقره آیۀ 110 جزء اول

ص 424

سوره نساء ، آیه 53 – 55 حسدها ، در جنایات ص423 و حسد در روایتی از حضرت علی (ع) :

"حسد" که در فارسی از آن تعبیر به "رشک" می کنیم به معنی آرزوی زوال نعمت از دیگران است ، خواه آن نعمت به حسود یا نرسد ، بنابراین کار حسود در ویران کردن و آرزوی ویران شدن متمرکز می شود ، نه اینکه آن سرمایه و نعمت حتمأ به او منتقل گردد . حسد سر چشمۀ بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی است از جمله اینکه :

1- حسود تمام یا بیشتر نیروها و انرژیهای بدنی و فکری خود را که باید در راه پیشبرد اهداف اجتماعی به کاربرد در مسیر نابودی و ویران کردن آنچه هست صرف می کند ، و از این رو هم سرمایه های وجودی خود را از بین برده و هم سرمایه های اجتماعی را .

2- حسد انگیزۀ قسمتی از جنایات دنیا است و اگر عوامل و علل اصلی قتلها ، دزدیها ، تجاوزها و مانند آن را بررسی کنیم خواهیم دید که قسمت قابل توجهی از آنها از عامل حسد مایه می گیرد ، شاید بخاطر همین است که آن را به شراره ای از آتش تشبیه کرده اند که می تواند موجودیت حسود و با جامعه ای را که درآن زندگی می کند به خطر بیندازد .

یکی از دانشمندان می گوید " حسد و بد خواهی " از خطرناکترین صفات است و باید آن را به منزلۀ موحشترین دشمن سعادت تلقی کرد و در دفع آن کوشید . جوامعی که افراد آن را اشخاص حسود و تنگ نظر تشکیل می دهند جوامعی عقب افتاده هستند ، زیرا همانطور که گفتیم حسود همیشه می کوشد تا دیگران را به عقب بکشد و این درست بر خلاف روح تکامل و ترقی است .

3- از همۀ اینها گذشته حسد اثرات بسیار نا مطلوبی روی جسم و سلامت انسان می گذارد ، و افراد حسود معمولأ افرادی رنجور و از نظر اعصاب و دستگاههای مختلف بدن غالبأ ناراحت و بیمارند ، زیرا امروز این حقیقت مسلم شده که در بیماریهای جسمانی در بسیاری از موارد عامل روانی دارند ، و در طب امروز بحثهای مشروحی تحت عنوان بیماریهای " روان تنی " دیده می شود که به این فسمت از بیماریها اختصاص دارد . جالب اینکه در روایات پیشوایان اسلام روی این موضوع تکیه شده است :

در روایطی از حضرت علی (ع) می خوانیم :" صحة الجسد من قلة الحسد : تندرستی از کمی حسد است " و در جای دیگر می فرماید : " العجب لعقلة الحاد عن سلامة الاجساد : عجیب است که حسودان از سلامت جسم خود بکلی غافلند " و حتی درباره ای از احادیث می خوانیم که حسد پیش از آنکه به محسود زیان برساند از حسود شروع می کتد ، و تدریجاً او را به قتل می رساند !

4- از نظر معنوی حسد نشانۀ کمبود شخصیت و نادانی و کوتاه فکری و ضعف و نقص ایمان است . زیرا حسود در واقع خود را ناتوان تر از آن می بینید که مقام محسود و بالاتر از آن برسد و لذا سعی می کند محسود را به عقب برکرداند ، به علاوه او عملاً به حکمت خداوند که بخشندۀ اصلی این نعمت ها ست معترض است و نسبت به اعطای نعمت به افراد از طرف خداوند ایراد دارد ، و لذا در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم " الحسد اصلة من عمی القلب و الجود لفضل الله تعالی و هما جناحان للکفر و با لحسد وقع ابن آدم نی حسرة الابد و هلک مهلکا لا ینجونه ابداً : حسد و بدخواهی از تاریکی قلب و کوردلی است و از انکار نعمتهای خدا به افراد سرچشمه می گیرد ، و این او ( کوردلی و ایراد بر بخشش خدا ) دو بال گفر هستند ، به سبب حسد بود که فرزند آدم در یک حسرت جاودانی فرو رفت و به هلاکتی افتاد که هرگز از آن رهائی نمی یابد " (1)

قران مجید می گوید : نخستین قتل و کشتاری که در روی زمین واقع شده عامل حسد بود (2)

و در نهج البلاغه از علی (ع) ،نقل شده که فرمود " ان الحسد یأ کل الایمان کما تأکل النار الحطب : حسد تدریجاً ایمان را می خورد همانطور که آتش هیزم را تدریجاً از بین می برد .(3)

چه این که شخص حسود تدریجاً سوء ظنش به خدا و حکمت و عدالت او بیشتر می شود و همین سوء ظن است که او را از وادی ایمان بیرون می کشد . زیانهای معنوی و مادی ، فردی ، اجتماعی حسد فوق العاد و زیاد است و آنچه گفتیم در حقیقت فهرستی از آن به شمار می رود .

(1) مستدرک الوسائل جلد 2 ص 327

(2) مائده آیه 27 .

(3) نهج البلاغه خطبۀ 86 .

جزء ششم ،سوره مائده آیه 27-29 ، ص 349

نقش قتل بر اثر حسد :

بعضی از مفسران معتقدند که قبول عمل یکی ، ورد عمل دیگری ، از طریق وحی به آدم به آنها اعلام گشت و عتت آن هم چیزی جز این نبود که هابیل مردی با صفا و فداکار و با گذشت در راه خدا بود ولی فابیل مردی تاریکدل و حسود و لجوج بود ، و سخنانی که قرآن در همین آیات بعد از این دو برادر نقل می کند بخوبی روشنگر چگونگی روحیه آنها است .

4- از این آیات بخوبی استفاده می شود که سرچشمۀ حسد بوده ، و این موضوع ما را به اهمیت این رذیله اخلاقی و اثر فوق العاده آن در رویدادهای اجتماعی آشنا می سازد .

ص157

کینه و حسد

سوره اعراف آیه 42-43 جزء هشتم

در حقیقت یکی از بزرگترین ناراحتیهای انسانها در زندگی دنیا که سرچشمۀ پیکارهای وسیع اجتماعی می شود و علاوه بر خسارتهای سنگین جانی و مالی آرامش روح رابه کلی بر هم می زند همین " کینه توزی " و "حسد " است . بسیاری را می شناسم که از زندگی هیچ چیز کم ندارد ، تنها رنج و عذاب الیم آنها حسد نسبت به وضع دیگران ، و کینه توزی است که زندگی مرفه آنها را عرصۀ تاخت و تاز لشکر اندوه و غم و فعالیتهای خسته کنندۀ ، بی دلیل می سازد . بهشتیان بکلی از بدبختیهای ناشی از اینگونه صفات ب کنارند ، نه کینه ای دارند و نه حسدی و نه عواقب شوم این صفات زشت ، آنها با هم در نهایت دوستی و محبت و صفا و صمیمیت و آرامش زندگی می کنند ، همه از وضع خود راضیند ، حتی آنها که در مقامات پائینتری قرار دارند نسبت به وضع کسانی که مقام آنها بالاتر است ، رشک و حسد نمی برند ، و به این ترتیب بزرگترین مشکل همزیستی سالم آنها حل شده است . بعضی از مفسران روایتی نقل کرده اند که " هنگامی که بهشتیان به سوی بهشت روان شدند بر در بهشت درختتی می بینید که از ریشۀ آن سرچشمه جاری است " .

ص326

نقش ویرانگر حسد در زندگی انسانها :

حسد گاهی در 6 مفهوم غبطه ، حسد ، بخل ، ایثار:

درس مهم دیگری که از این داستان که چگونه حسد می تواند آدمی را تا سر حد کشتن برادر و یا تولید دردسرهای شدید برای او پیش ببرد و چگونه اثر این آتش درونی مهار نشود ، هم دیگران را به آتش می کشد و هم خود انسان را .

* اصولاً هنگامی که نعمتی به دیگری می رسد و خود شخص از او محروم می ماند ، چهار حالت مختلف در او پیدا می شود :

* نخست اینکه آرزو می کند همانگونه که دیگران دارند ، او هم داشته باشد ، این حالت را "غبطه " می خواند و حالتی است که قابل ستایش چرا که انسان را به تلاش و کوشش سازنده ای وا می دارد ، و هیچ اثر مخربی در اجتماع ندارد

* دیگر این که آرزومی کند آن نعمت از دیگران سلب شود . و برای این کار به تلاش و کوشش بر می خیزد این همان حالت بسیار مذموم "حسد " است ، که انسان را به تلاش و کوشش مخرب درباره دیگران وا می دارد ، بی آنکه تلاش سازنده ای دربارۀ خود کند .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی

تحقیق درمورد تقوا12020

اختصاصی از فایلکو تحقیق درمورد تقوا12020 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

تقوا و پرهیزکارى

لقمان در سخنان حکیمانه اش به فرزندش مى گوید : در این دنیایى که دریایى عمیق است و خلق بسیارى در آن غرق شده اند کشتى خود را تقوا قرار داده تا این کشتى تو را از میان امواج خطر و طوفان هاى خانمان برانداز هوا و هوس سالم به ساحل نجات برساند .

تقوا از ماده ى « وقى » است . وقى یعنى حصار ، قلعه ى حمایت ، حافظ ، نگهدار و سپر که این حصار محکم الهى با تمرین ترک گناه به وجود مى آید و انسان را در پناه و حمایت و حفظ خود قرار مى دهد و در نتیجه در دنیا از شرور و فتن و فساد و معصیت و گناه و تجاوز در امان قرار مى گیرد و در آخرت از عذاب دوزخ و آتش ابد مصونیت مى یابد .

از امام صادق (علیه السلام) از تفسیر تقوا پرسیدند : حضرت جوابى معنوى و پاسخى ملکوتى دادند :

أن لاَ یَفْقِدَک اللهُ حَیثُ أمرَک وَلاَ یَراک حَیثُ نَهاک(1) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ عدة الداعى : 303 ; بحار الانوار : 67 / 285 ، باب 56 ، حدیث 8 .

 

صفحه 357

در آنجا و در موقعیت و مکانتى که فرمانت داده قرار داشته باشى (مانند بودن در همه ى عبادات و بودن در عرصه ى خدمت به خلق و انجام کار خیر جایت را خالى نبیند ) و در آنجا که تو را نهى فرموده نباشى مشاهده ات نکند .

و این توضیح حضرت در حقیقت بیان عمق تقواست .

قرآن و آثار تقوا

آنان که علاقه دارند خود را تا آنجا که قدرت دارند و مى توانند از دچار شدن به فتنه و فساد و گناه و معصیت و خلاصه گرفتار شدن به عذاب قیامت حفظ کنند و در این زمینه ها تقوا به خرج دهند هدایت قرآن نسبت به آنان مؤثر است .

( ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ )(1) .

این است کتابى که در ( حقانیت ) آن هیچ تردیدى نیست ، ( و ) مایه ى هدایت تقوا پیشگان است .

آنان که مى خواهند برّ و نیکى از افق وجودشان طلوع کند و به هر خیر و خوبى آراسته شوند همه ى برّ و خیر و خوبى و نیکى در تقواست .

( وَلَکِنَّ الْبِرِّ مَنِ اتَّقَى )(2) .

بلکه نیکى آن است که کسى تقوا پیشه کند .

آنان که مى خواهند فرداى قیامت علم بى جهل ، عزت بى ذلّت ، ثروت بى فقر ، حیات بى مرگ به دست آورند(3) راهى جز پیشه کردن تقوا و پرهیز از همه ى معاصى و روى آوردن به همه ى واجباتى که به آنان تعلّق مى گیرد ندارند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بقره ( 2 ) : 2 .

2 ـ بقره ( 2 ) : 189 .

3 ـ المفردات راغب .

 

صفحه 358

( . . . وَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ )(1) .

و از خدا بترسید ، باشد که رستگار گردید .

آنان که مشتاق معیت با حق هستند و علاقه دارند همیشه و در همه جا با خدا باشند و از انس با او لذت ببرند و از سرمایه ى همراهى با او و همراهى او با خود بهره مند شوند باید تقوا پیشه کنند .

( . . . وَاتَّقُوا اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ )(2) .

و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقوا پیشگان است .

آنان که از سختى عقاب و جریمه ى خدا بیم دارند و نمى خواهند چشم به هم زدنى دچار عذاب قیامت شوند ، چاره اى جز تقوا ورزیدن ندارند .

( . . . وَاتَّقُوْا اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ )(3) .

و از خدا بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است .

آنان که دوست دارند براى آخرت خود بهترین زاد و توشه را تهیه کنند و کنار آن زاد و توشه تا ابد با آسودگى خاطر بهره مند گردند و از هر شر و رنج و مشکلى در امان باشند باید به تهیه ى تقوا برخیزند که به فرموده ى قرآن ، تقوا بهترین زاد و توشه براى انسان است .

( . . . وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى . . . )(4) .

و براى خود توشه برگیرید که در حقیقت ، بهترین توشه ، پرهیزگارى است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بقره ( 2 ) : 189 .

2 ـ بقره ( 2 ) : 194 .

3 ـ بقره ( 2 ) : 196 .

4 ـ بقره ( 2 ) : 197 .

 

صفحه 359

آنان که مى خواهند در همه ى شؤون حیات و براى همیشه مورد محبت خدا قرار گیرند و در عرصه ى محبوبیت حضرت دوست راه یابند ، تنها کارى که این محبوبیت را تحقق مى دهد ، تقوا است .

( . . . فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ )(1) .

بى تردید خداوند ، پرهیزگاران را دوست دارد .

آنان که علاقه دارند از کید و مکر دشمنان در امان بمانند و دوست دارند هیچ کیدى از سوى دشمن به آنان زیان نزند باید در حصار تقوا منزل گزینند و در پناه تقوا بیارامند .

کسانى که مى خواهند زحماتشان و کار و کوششان چه در مرحله ى عبادت و چه در زمینه ى خدمت به خلق خدا و چه در اعمال خیر مورد قبول حضرت حق قرار گیرد و به این خاطر به بهشت ابد راه یابند واجب است تقوا پیشه کنند ، یعنى درب همه ى گناهان را به روى خود ببندند ; زیرا باطن گناه آتش است و این آتش خوبى ها را مى سوزاند و نمى گذارد باقى بماند تا به نقطه ى قبول حق برسد !

( . . . إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ )(2) .

خدا فقط از تقوا پیشگان مى پذیرد .

کسانى که عاشق رحمت خدایند و اشتیاق رسیدن به آن را دارند و مى خواهند هم چون ماهى در دریا غرق رحمت دوست شوند باید از راه تقوا خود را به آن حقیقت الهیه برسانند و با بال تقوا به آن آسمان بى نهایت پرواز کنند .

( . . . وَاتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ )(3) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آل عمران ( 3 ) : 76 .

2 ـ مائده ( 5 ) : 27 .

3 ـ انعام ( 6 ) : 155 .

 

صفحه 36


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد تقوا12020

تحقیق درمورد احادیث شجاعت

اختصاصی از فایلکو تحقیق درمورد احادیث شجاعت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 9

 

شجاعت

امام علی(ع):الشجاعه عز حاضر، الجبن ذل ظاهر؛شجاعت عزتی است آماده، ترس ذلتی است آشکار.امام علی(ع):الشجاعه نصره حاضره و فضیله ظاهره؛شجاعت، نصرتی نقد و فضیلتی آشکار است.امام علی(ع):السخاء و الشجاعه غرائز شریفه، یضعها الله سیحانه فیمن أحبه و امتحنه؛سخاوت و شجاعت خصلت های والایی هستند که خداوند سبحان آن دو را در وجود هرکس که دوستش داشته و او را آزموده باشد می گذارد.امام علی(ع):جبلت الشجاعه علی ثلاث طبائع، لکل واحده منهن فضیله لیست للاخری: السخاء بالنفس و الأنفه من الذل و طلب الذکر ...؛شجاعت بر سه خصلت سرشته شده که هریک از آنها فضیلتی دارد که دیگری فاقد آن است: از خودگذشتگی، تن ندادن به خواری و ذلت و نامجویی.امام علی(ع):ثمره الشجاعه الغیره؛غیرت میوه شجاعت است.امام صادق(ع):ثلاثه لا تعرف إلا فی ثلاث مواطن: لا یعرف الحلیم إلا عند الغضب و لا الشجاع إلا عند الحرب و لا أخ إلا عند الحاجه؛سه کس اند که جز در سه جا شناخته نمی شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندی.امام علی(ع):لا آشجع من لبیبٍ؛شجاع تر از خردمند، وجود ندارد.امام علی(ع):لو تمیزت الأشیاء لکان الصدق مع الشجاعه و کان الجبن مع الکذب؛اگر خصلت ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستی با شجاعت باشد و بزدلی با دروغ.امام علی(ع):آفه الشجاعه إضاعه الحزم؛آفت شجاعت، فرو گذاشتن دوراندیشی است.امام علی(ع):العدل أفضل من الشجاعه لأن الناس لواستعملوا العدل عموماً فی جمیعهم لا ستغنوا عن الشجاعه؛عدالت بهتر از شجاعت است زیرا اگر مردم همگی عدالت را درباره همه بکار گیرند از شجاعت بی نیاز می شوند.

بردباریامام صادق(ع):الحلم سراج الله... و الحلم یدور علی خمسه أوجه: أن یکون عزیزاً فیذل أو یکون صادقاً فیتهم أو یدعو إلی الحق فیستخف به أو أن یؤذی بلا جرم أو أن یطالب بالحق و یخالفوه فیه، فإن آتیت کلا منها حقه فقد اصبت...؛بردباری چراغ خداست ... پنج چیز است که بردباری می طلبد: شخص عزیز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت کند و سبکش بشمارند، بی گناه باشد و اذیت شود، حق طلبی کند و با او مخالفت کنند، اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار کنی، بردبار هستی ...امام علی(ع):الحلم غطاء ساتر و العقل حسام قاطع، فاستر خلل خلقک بحلمک و قاتل هواک بعقلک؛بردباری پرده ای پوشاننده و عقل شمشیری برنده است، پس عیبهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز.امام علی(ع):إن لم تکن حلیماً فتحلم فإنه قل من تشبه بقوم إلا أوشک أن یکون منهم،اگر بردبار نیستی خود را بردبار جلوه ده، زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و بزودی یکی از آنان نشود.رسول اکرم(ص):کاد الحلیم أن یکون نبیاً؛آدم بردبار به پیامبری نزدیک است.رسول اکرم(ص):لیس بحلیم من لم یعاشر بالمعروف من لابد له


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد احادیث شجاعت