فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله مدیریت زمان

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله مدیریت زمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

sپیشگفتار
تاریخچه ای کوتاه از زمان :
در اروپایی قرون وسطی کلیسا زمان را تنظیم می کرد و قوانینی درباره کارهایی که می توان یا نمی توان در روز خاصی انجام داد وضع می کرد.
به عنوان مذهبی زمانهای معینی از روز را برای نماز خواندن تعیین می کرد. به عنوان مثال ماتینز قبل از سحر، پریم هنگام طلوع آفتاب و نون ساعت نه صبح برگزار می شد. بعدها نون به نیم روز موکول شد که ظهر امروز را به وجود آورد. این اوقات شرعی بر مبنای واحد زمانی شصت دقیقه ای وضع نشده بود، اما به هر حال زمانهایی از روز برای بجا آوردن نیایشها اختصاص یافته بود.
گرچه اولین ساعتها مکانیکی حدود قرن سیزدهم میلادی ساخته شد (پیش از آن به طور گسترده ای از ساعتهای آبی و شنی استفاده می شد.) اما از آنها برای قرنها فقط به عنوان مجسمه های تزیینی استفاده می گردید. حتی شخص مهمی چون ساموئل پپیز که یک مقام دولتی قرن هفدهم بود اوقات روزانه خود را با ساعت خورشیدی یا ناقوس کلیسا تنظیم می کرد (لغت clock در زبان انگلیسی از ریشه لاتین clocco به معنی زنگ گرفته شده است. )
مفهوم نوین زمان در پی اعتراضات پیوریتینها به تقویم کشیشهای کاتولیک رم شکل گرفت. نظر آنها یعنی شش روز کار در هفته و یک روز استراحت عمدتاً تا پایان مورد قبول عامه قرار گرفته بود.
در یک جامعه روستایی که فصلها سرعت زندگی را تعییین می کردند، اندازه گیری دقیق زمان ضرورت چندانی نداشت.
تا عهد جرج دوم (60-1727) سفر هنوز با همان سرعتی که در قرن اول میلادی انجام می گرفت صورت می پذیرفت؛ تا اینکه جان پالمر نماینده پارلمان شهر باث تاسیس اولین شبکه حمل و نقل عمومی را اعلام کردکه طبق جدول زمانبندی شده دقیقی حرکت می کرد، و آنوقت همه چیز تغییر یافت. دلیجانهای او شهر باث را در اواخر بعد از ظهر ترک می کردند و تمام شب را می راندند و ساعت هشت صبح روز بعد به مقصد خود، که دفتر کل اداره پست در خیابان لمبارد لندن بود، می رسیدند. در این دوران تمام شهرهای کوچک ساعتهای خود را با وقت محلی یا با استفاده از طلوع و غروب خورشید تنظیم می کردند، بدین ترتیب معلوم می شد که شهر فالموت در وسعت کانتری بیست دقیقه تا لندن فاصله دارد، و نورویچ، هفت دقیقه بعد از لندن قرار دارد. بدین خاطر اولیین دلیجانها این زمان بندی ها را همانطوری اجرا می کردند که خواسته شده بود. حتی بعد از آنکه شبکه سراسری راه آهن تاسیس شد، خاطره ها هنوز آسوده بود. هنگامی که جرج براد شاو در سال 1839 اولین جدول حرکت قطارهای خود را تدوین می کرد، یکی از شرکتهای راه آهن از اعلام ساعت وردو قطار سر باز زد و چنین اعتراض نمود که « با این کار سر وقت آمدن قطارهارا اجباری می کنید.»
هنگامی که برج سنت استیفن با مشهورترین ناقوس شهر لندن- که به نام یکسور سنگین وزن انگلیسی بیگ بن نامیده شد- در سال 1856 تکمیل شد، منجم دربار ( sir George Airy) اصرار داشت که باید ساعت آن بر طبق وقت گروینچ تنظیم شود. از آن پس در مدت بسیار کوتاهی تمام ساعتهای انگلیسی طبق همین وقت تنظیم شد.
این روزها خیلی از افرادى که در تجارت هستنى توانایی متوقف کردن ضرباتی را که مرتباَ به سرشان وارد می شود ندارند و فرصت کافی پیدا نمی کنند تا راهی بیابند که پایین آمدن از پله ها را برایشان راحت تر و دلپذیر تر کند.
این تحقیق درباره ،« مدیریت زمان » را با همین طرز فکر جمع آوری کرده ایم این برنامه دارای چهار عامل است :
1 ) در یک فرآیند عملی به شما توضیح داده خواهد شد که چگونه می توانید اوقات خویش را به طور موثری اداره کنید.
2 ) نگرش اصلی ای که زیر بنای هر فرایند استف علت پیشنهاد این نگرش و باور را بخوبی برایتان توضیح می دهد.
3 ) از سابقه ذهنی انسان و مثالهایی استفاده شده که دور نمای گسترده ای از مسائل کلیدی و اصلی مدیریت و برنامه ریزی زمان بدست می دهد و بدین ترتیب می توانید از دیدگاههای جدید در مورد زمان مطلع شوید.
4 ) تمرینهای ضروری شده است تا بتوانید کاملاً از برنامه های ارائه شده بخوبی استفاده کنید.
شما با گذاراندن این دوره پی خواهید برد که چرا و چگونه وقتتان به هدر می رود و آن وقت آماده خواهید شد که طرز استفاده بهینه از وقت گرانبهاتیان را فرا گیرید.
در جامعه کنونی که تحت هر گونه فشار هستید، مدیریت و برنامه ریزی کار آمد زمان فقط یک امر مفید نیست بلکه به یک امر ضروری اجتناب ناپذیر بدل گشته است؛ چه رسیدن به مسائل زیر به کسب این مهارت بستگی دارد:
 دستیابی به اهداف شخصی در زندگی؛
 رسیدن به اهداف در سر موعد تعیین شده ؛
 کاری پر ثمره و رضایت بخش به جای کاری پر تنش و بیفایده؛

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مقدمه :
« هم اکنون در اینجا متوجه می شوید که نمام تلاشتان بیهوده بوده است و هنوز سر جای اول خود هستید، اما اگر می خواهید به جای دیگری بروید حداقل دو برابر گذشته تلاش کنید!»
لوئیس کارول- از درون آینه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رقابت با زمان :
اینکه چه شغلی دارید یا صاحب چه پست و مقامی هستید مهم نیست زیرا موقعیتها مشابه هستید و در شرایط مشابه شما نیز مانند کریس خود را در رقابت با زمان یک بازنده می یابید. به رغم آنکه اغلب مردم اوقات بیشتری را صرف کار می کنند باز هم با افزایش مدام وظایف شغلی در محل کار خود روبرو هستند که طبعاً همراه آن سطح استرس و فشار روانی نیز بیشتر می شود. در حقیقت اخیراض جوامع اروپایی، امریکایی و ژاپن همگی با بحرانهای کمبود وقت و فشارهای ناشی از آن روبرو هستند، و با به پایان رسیدن این قرن و ورود به قرن آینده این فشار احتمالاً هم کارفرمایان و هم کارکنان را بیش از پیش تحت تاثیر قرار می دهد و سلامت و آسایش شخصی آنان را به خطر می اندازد و میزان مشارکت آنان را در امور مختلف کاهش می دهد.
در زمانی نه چندان دور بعضی از متخصصین امور آینده بشری- همانهای که تصور می کنم سرگرم پیش بینی درباره به وجود آمدن ادارات بدون پرونده بودند- جسورانه ورود قربت الوقوع انسان به عصر فراغت را پیش بینی می کردند. بنابر آنچه که آنها معتقدند ما اکنون بسرعت به یک دوران طلایی از تاریخ بشر نزدیک می شویم که در آن اساسیترین نگرانی بشر یافتن راههایی جهت صرف اوقات فراغت نامحدود خود خواهد بود.
اما کارها به گونه ای که آنها تصور می کردند پیش نمی رود. از آنجا که شرکتها و کمپانیها به علت رکود درصد تعدیل نیروی کار و قطع هزینه ها هستند بسیاری از کارمندان دریافته اند که حتی یک روز هم نمی توانند مرخصی بگیرند یا زودتر از آنکه خدعه نظافت را شروع کنند به خانه بروند.
دیگر مهم نیست که برای یک زندگی آسوده چه آرزوهایی در سر دارند، بسیاری از آنان مجورند برای کسب ترفیع یا حفظ شغل خود حتی زندگی خانوادگی و شخصی خود را نیز فدا کنند. ساعات کا در بیست سال گذشته، افزایش یافته است. در ایالات متحده ساعات کار معادل یک ماه کار در سال و مدت مرخصی ساعتی در کل به یک روز کامل در سال افزایش یافته در حالی که تعطیلات به سه روز و نیم کاهش یافته است. پروژهشهای اخیر نشان می دهد که در اروپا و امریکای شمالی کار کردن به سنت ژاپنیها نزدیک می شود. بدین ترتیب که کارمندان دوازده ساعت در روز کار می کنند و گاهی تا آخر غروب هم سرگرم کارند.
زمانی که [موسسه] مدیریت اولویتها، که پایگاه اصلی آن در شهر سیاتل است، تعدادی بیش از هزار نفر از مدیران رده میانی امریکایی را برای مشاوره انتخاب کرد متوجه شد که بیش از نیمی از آنها به طور معمول پنجاه تا شصت ساعت در هفته و شش درصدی آنها بیش از این هم کار می کنند.
در نتیجه می توان فقط سی دقیقه آن را می تواند به خودش اختصاص دهد.
در نتیجه می توان چنین محاسبه کرد که هر زن یا مرد سی ساله در یک روز به طور متوسط فقط سی دقیقه آن را می تواند به خودش اختصاص دهد.
به رغم وجود این همه وقت که به کار کردن اختصاص می یابد چهار نفر از ده نفر مدیران رده میانی می گویند که هنوز کارهای زیادی دارند که وقت انجام دادن بموقع آنها را ندارند. خود همین مسئله به توضیح گزارش [موسسه] مدیریت اولویتها مبنی بر اینکه 85 درصد مدیران وقت کمی را در کنار خانواده هایشان می گذرانند کمک می کند.

 

فشار بیش از حد :
در حالی که بعضی از مدیران پرچالش ممکن است طالب کار بیشتر باشند بعضی دیگر توانایی تحمل فشار شدید کار را ندارند. یک مدیر اجرایی، محل کار را به میدان مسابقه دو ماراتن تشبیه می کند و می گوید اقلیت ناچیزی به خط آخر مسابقه می رسند در حالی که اکثراً خسته و درمانده در بین راه می مانند. تعداد کارکنانی که پشت سر دوندگان پیشرو از حال می روند به میزان زیادی به فرهنگ همیاری کارکنان بستگی دارد. در صورتی که برداشت سرپرست از کارایی کارگرش کیفیت کار وی باشد نه تعداد ساعات کار، فشار کار قابل تحملتر می شود.
متأسفانه، رقابت شدید و همه جانبه و ایده های استوار مثل «عضوی از تیم بودن» سبب شده است که بسیاری از سازمانها کارایی، وجدان کاری و جاه طلبی شغلی کارکنان را با طول روز کاریشان بسنجند.
چنین ملغمۀ غافلگیر کننده ای از افرایش ساعات کار، افزایش میزان کارایی، فقدان امنیت شغلی، قروض شخصی، و تمنیات روز افزون سبب شده است که فشارهای روحی ناشی از کار افزایش یابد. بر طبق اظهار نظر پروفسور کاری کوپر از مؤسسه علوم و تکنولوژی دانشگاه منچستر، سطح فشارهای روحی در هفت سال گذشته بیشتر از دو برابر شده است. وی در یکی از بررسیهای خود مشاهده کرد که بیش از نصف مدیران اجرایی از فشار روحی ناشی از کار رنج می برند.

 

 

 


کمبود وقت :
25 سال پیش استفان لیندر در کتاب طبقات بیکار و آزرده پیشگویی کرد که رشد اقتصادی در جوامع پیشرفته منجر به بروز پدیده «کمبود وقت» خواهد شد. او اخطار کرد که با افزایش فشار ناشی از کمبود وقت، اواقات فراغتی که صرف استراحت بعد از غذا یا قدم زدن آرامش بخش در حومۀ شهر می شد صرف فعالیتهایی می شود که با سرعت می توان انجام داد. امروزه با وجود غذاهای آمادۀ طبخ فوری، پیش بینی وی به میزان زیادی درست از آب درآمده است. از اجاقهایی که با امواج ماکروویو کار می کنند تا آسانسورهایی که با سرعت زیاد حرکت می کنند تماماً از طریق تکنولوژی قابل دست یافتن است.
به خاطر اینکه اهمیت موضوع بیشتر مشخص شود، باید بگوییم که بسیار واضح است که ساعتهای سختکوشی و همچنین سطح بالای فشار روانی نه تنها یک مشکل کوتاه مدت نیست بلکه جنبه ای دائمی از زندگی شغلی افراد است، و سه دلیل گریزناپذیر برای آن وجود دارد.
1 ) کاهش کارکنان – افزایش تقاضاها :
هرچه که اسمش را بگذارید «تعدیل کردن»، «به تعویق انداختن»، «عقل گرایی»، یا آنچه که به اصطلاح جنبۀ مثبت اخراج کارکنان تلقی می شود یعنی «آزاد کردن حق انتخاب افراد» نهایتاً به کارکنانی کمتر، با فشار کاری فزاینده ای منجر خواهد شد. این روند دائمی است با همان روشهای قدیمی سلسله مراتب مدیریت مشارکتی افقی که جای خود را به شرکتهای سازمان یافتۀ عمودی داده است و چنان طراحی شده است که ارتباطات کارآمدتر و پاسخ سریعتر به زمان را تضمین می کند.

 

2 ) کاهش منابع – افزایش بازدهی :
برای کسب هزینه کمتر و بازدهی بیشتر مهارتهای انسانی بیشتر جای خود را به اتوماسیون می دهد. توسعۀ سریع تکنولوژی این روند را سرعت می بخشد. همان طور که آدمهای ماشینی تعداد زیادی از کارگران متخصص را بیکار می کنند، نسل جدید کامپیوترها بسیاری از مشاغل دفتری را نیز حذف خواهد کرد.
3 ) رقابتهای شدید همه جانبه – سرعت میزان تغییرات :
رقابتهای مداوم بین المللی اجازه توقف یا حتی درنگ برای تجدید قوا را به شرکتها نمی دهد. ادارات یا باید به طور مرتب تغییر کنند یا به واسطه محیط کاری تغییر می یابند. این فشار برای تغییر مداوم با ورد شرکتهای گرسنه و قابل انعطاف سواحل اقیانوس آرام و چینی به بازار تجارت شدیدتر نیز می شود. به عنوان مثال صنایع تولید کامپیوتر تایوان زمان لازم را برای تولید قطعه ای جدید – از لحظه طراحی تا خط تولید – به نود روز کاهش داده است. سرعت تغییر که همراه با فشار روحی به علت کمبود وقت است، فقط به خاطر سه عامل زیر می تواند افزایش یابد.
• نمودار رشد اطلاعات بزودی در طی بیست ماه دو برابر خواهد شد. این سرعت رشد به معنی آن است که مرتباً باید برای به روز کردن دانسته ها و مهارتها وقت بیشتری صرف کرد.
• اطلاعات با سرعت زیادی کهنه و منسوخ می شود. از زمانی که کسب دانش در بیست سال ابتدایی زندگی برای چهل سال بعدی کفایت می کرد چندان نگذشته است. امروزه، مقدار وسیع اطلاعات حتی بخش کوچکی از زندگی را نمی پوشاند. اطلاعات و دانسته ای که امروز استفاده می شود فردا از ارزش چندانی برخوردار نیست. برای مثال در رشته کامپیوتر کاربرد قانون مُور نشان می دهد که نیمی از دانشی که یک متخصص کسب می کند در عرض یکی، دو سال بلااستفاده می شود.
• اکنون اطلاعات با سرعت جابجا می شود. تا همین اواخر مدیران وقت زیادی برای فکر کردن در مورد تصمیمات دشوار، جستجوی اطلاعات بیشتر، جمع آوری نظرات دیگران و تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات برای رسیدن به قضاوتی صحیح داشتند. آقای تام پیترز به یاد می آورد، زمانی که در شرکت مک کینزی، مشغول به کار بود، هنگامی که می خواستند پروژه های بیست ساله ای را که هزینه ای برابر یک ربع میلیون دلار صرف ابزار و تجهیزات پتروشیمی آن می شد برگزار کنند اصلاً مسئله تورم را به حساب نمی آورند. آنها احساس می کردند که عرضه، تقاضا و بهای کالاهایی نظیر گندم و ذرت در عرض این مدت به میزان دقیقی قابل پیش بینی است.
مطالعات روان شناسی نشان داده است که فشار روانی ناشی از تصمیم گیریهایی که هم خطرهای زیاد و هم منافع زیادی ممکن است دربر داشته باشد دو سطح متفاوت برانگیختگی ذهنی و جسمی را سبب می شود.
• در حالت مراقبت و هوشیاری اوج می گیرد و به ما کمک می کند که مناسبترین تصمیم را بگیریم.
• در حالت مراقبت بیش از حد، نتیجه ای به جز استرس فزاینده نخواهد داشت که اغلب هنگام قضاوت به خطاهای فاجعه آمیزی منجر می شود. عامل تعیین کننده وجود زمان کافی برای قضاوت و تصمیم گیری است. هرچه زمان کوتاهتر باشد خطر ظهور حالت مراقبت بیش از حد به قضاوتهای غیرقابل اطمینان و واکنشهای نامتناسب ختم می شود.
به خاطر تمام دلایل فوق، فشار بر روی مدیران برای مقابله با زمان هر روز شدیدتر می شود.
مدیریت فردی کلید مدیریت زمان :
«زمانی را که از دست می دهید هرگز بازگشت پذیر نیست»
جفری شوستر – تریلوس و کریسید
مدیریت زمان امکان پذیر نیست! هیچ مدیر اجرایی هر قدر هم با تجربه، هرگز یک ثانیه را هم برنامه ریزی نکرده است (اگر در این مورد شک دارید، سعی کنید پنج دقیقه بعدتان را برنامه ریزی کنید.
آنچه که واقعاً در پی کشف آن هستیم راههای اداره خودمان است و البته تا آنجا که امکان پذیر باشد ادارۀ محیطمان با حداکثر کارایی.
چون مدیریت زمان در واقع مدیریت فردی است، نگرشهای ذهنی منفی خصوصاً در ما سدهایی برای دستیابی به آن ایجاد می کند.
ارزیابی نگرشهای مربوط به مدیریت زمان :
برای بررسی نگرشتان دربارۀ مدیریت زمان به هر گزاره زیر که با باورهای شما جور در می آید یک امتیاز بدهید.
1 ) من ذاتاً فرد نامنظمی هستم.
2 ) تنها راه کسب بازده بیشتر سخت تر کار کردن است.
3 ) من می توانم در تمام روز به یک حد کارایی داشته باشم.
4 ) برنامه ریزی زمان سبب می شود که اختیار در زندگی از بین برود.
5 ) من باید برای خود ضرب الاجل بگذارم تا به حداکثر کارایی برسم.
6 ) من باید بر چگونگی صرف وقتم کنترل کامل داشته باشم.
7 ) اگر می خواهید کاری را خوب انجام دهید فقط خودتان باید آن کار را انجام دهید.
8 ) تفویض اختیار بزرگترین راه صرفه جویی در وقت است.
9 ) من حتی وقت آن را ندارم که برای کارهایم از قبل برنامه ریزی کنم.
10 ) عدم وقت شناسی نشانه بیکفایتی یا بی احترامی است.
نمرات :
0 : شما نگرش بسیار مثبتی نسبت به مدیریت زمان دارید و قاعدتاً در اجرای روشهای عملی که در این تحقیق توضیح داده شده است هیچ گونه مشکلی نخواهید داشت.
3 . 1 : اگرچه شما برداشت سازنده ای نسبت به مدیریت زمان دارید، اما چند نگرش منفی که جداً به آن معتقد هستید شما را عقب خواهد انداخت. اظهارنظرها را در مورد هرکدام از گزاره ها بخوانید.
6 . 4 : توانایی شما برای مدیریت زمان با تأثیر از نگرشهای منفی تان تحلیل رفته است. نظرات داده شده در مورد هرکدام از گزاره ها مطالعه کنید.
10 . 7 : این نمره روشن می سازد که توانایی شما در مدیریت زمان به طور محسوسی توسط باورهای نادرست و مضر لطمه خورده است. در مقطع کنونی احتمالاً بسیار مردد هستید که راحت زندگی کردن و تحت فشار کمتری بودن می تواند در یَد قدرت خودتان باشد. اما اجرای روشهای عملی این تحقیق شما را در پرورش نگرشی مثبت نسبت به مدیریت زمان یاری خواهد کرد.

 

 

 


اظهار نظر های در مورد گزاره ها :
باور : «من ذاتاً فرد نامنظمی هستم.»
واقعیت : اگر در دوران جوانی هرگز مدیریت شخصی را نیاز نیاموخته اید، ممکن است چنین استنباط کنید کخ طبیعتاً نا منظم هستید. اما واقعیت این است که هر کسی می تواند در هر سنی سازمان دادن و اداره کردن وقت خود را فرا گیرد. تنها چیزی که به آن نیازمندید قبول تغییراتی در زندگی است، همراه با آگاهی از اینکه کجا، کی و چگونه این تغییرات لازمه را انجام دهید.
باور : «تنها راه کسب بازده بیشتر سخت تر کار کردن است.»
واقعیت : بعضی از کسانی که خیلی کار می کنند بدترین مدیران زمان هستند. این افراد با وجود آنکه ساعتهای طولانی کار می کنند و حتی اضافه کاری هم می کنند، که نهایتاً منجر به آن می شود که تحت فشار روحی هم باشند، معمولاً کارایی کمتری دارند و کیفیت کارشان نیز نا مقبول است.
آنها معمولاً «مشغول به کار بودن» را با «موثر کار کردن» اشتبباه می گیرند و در حقیقت شبیه شخصیت داستان قصه های کانتربری می شوند، وکیلی که همیشه «زیاد کار می کرد» اما در واقع آن قدر ها هم که به نظر می آمد مشغول به کار نبود! بیاموزید تا آنجا که ممکن است مشولیات خود را از زندگی حذف کنید ، و به جای آن کار ها را به موثر ترین طریق ممکن بموقع انجام دهید.
باور : «من در تمام روز می توانم به یک میزان کارایی داشته باشم.»
واقعیت : تجربه به خودتان ثابت می کند که چنین امری امکان ندارد. حتی کار آمد ترین کار گران هم سطوح اوج و حضیض را در انرژی و هوشیاری خود تجربه کرده اند. این تغییرات طبیعی با ساعت درونی بدن هماهنگی دارد. در دوره های زمانی خاصی در طول روز که برای بعضیها صبح و برای بعضی دیگر بعد از ظهر یا حتی غروب است، انسان نیرومند و تواناست، توانایی تمرکز بیشتری بر مشکلات دارد و با حداقل تلاش و طبقات خود را انجام می دهد. اما در مواقع دیگر ممکن است از نظر ذهنی و جسمی خسته باشد یا انگیزه لازم را برای کار کردن نداشته باشد و نتواند بر مشکلات تمرکز کند.
یکی از راههای کاهش استرس و استفاده موثرتر از وقت، برنامه ریزی برای انجام اصلیترین کار ها در زمانهایی است که شخصاً بیشترین کارایی را دارید.
باور : «برنامه ریزی زمان سبب می شود که اختیار در زندگی از بین برود.»
واقعیت : تنظیم اهداف معین و تعریف اولویتها هیچ گاه به منزله به دام افتادن در یک چرخه کسل کننده و قابل پیش بینی زندگی نیست. در حقیقت مدیریت بهتر زمان برای شما فرصتهایی فراهم خواهد کرد که با جوشش و انگیزه بیشتری عمل کنید.
باور : «من باید برای خود ضرب الاجل بگذارم تا به حداکثر کارایی برسم.»
واقعیت : بسیاری از مردم انجام کار های مهم را به آخرین لحظات موکول می کنند ، به علت اظطراب آدر نالین ترشح می شود و آدر نالین چنان نشئه آور است که انسان به آن معتاد می شود و بدین ترتیب همیشه کار رابه تعویق می اندازد. هر چند که وجود مقدار کمی آدرنالین برای احساس انگیختگی و اعتماد به نفس لازم است، ولی موکول انجام کار ها به آخرین لحظات فرصتی برای رفع اشتباه احتمالی نخواهد گذاشت. و گر چه مقدار کمی آدرنالین هموار ایجاد انگیزه می کند اما ترشح بیش از اندازه آن برای سلامت مضر است.
باور : «من باید بر چگونگی صرف وقتم کنترل کامل داشته باشم.»
واقعیت : «هر قدر هم که وقت خود را از قبل تنظیم و سازماندهی کرده باشید هیچ کس قادر به کنترل کامل کار روزانه خود نخواهد بود. زیرا بسیاری از راهزنان زمان در محیط کار شما در کمین نشسته اند؛ مثل مراجعانی که کار مهم ولی بدون تعیین وقت قبلی دارند، تماسهای تلفنی ، در خواست ملاقات همکاران ، اولویتهایی که توسط روسا بدون مشورت قبلی با شما برنامه ریزی می شود، جلسات مختلف، ایاب و ذهاب برای ملاقات موکلین و مشتریان، انتظار کشیدن برای انجام یک قرار ملاقات و مواردی از این قبیل.
باور : «اگر می خواهید کاری را خوب انجام دهید، فقط باید خودتان انجامش دهید.»
واقعیت : اگر سعی کنید که همه کار ها را خودتان انجام دهید هیچ کاری را درست به پایان نخواهید رساند. اگر بخواهید در مقابل تقاضا های فزاینده صرف وقت جان سالم بدر برید، باید بیاموزید که چه زمانی تفویض اختیار کنید یا کار بخصوصی را کنتر بگذارید.
باور : «تفویض اختیار بزرگترین راه صرفه جویی در وقت است.»
واقعیت : این باور هم به همان نسبت نادرست است. تفویض اختیار زمانی جلو اتلاف وقت شما را می گیرد که بدانید چطور، کی، کجا، چگونه تفویض اختیار کنید اگر تفویض اختیار را فقط نام دیگری برای از سرباز کردن کار ها می دانید نه تنها وقت خود را تلف کرده اید بلکه وقت فرد بد اقبالی را که نا مناسبی کار به او تفویض شده است نیز تلف خواهید کرد.
باور : «من حتی وقت آن را ندارم که از قبل برای کار هایم برنامه ریزی کنم.»
واقعیت : این باور مرا به یاد داستان آن گاو چران کانا دایی می ندازد که چوم زمستان در پیش بود نیاز به ساختن یک کلبه داشت. بنابراین به قطع درختان پرداخت. چوب بری از آنجا می گذشت به او نصیحت کرد، «تو باید اول تبرت را تیز کنی» مزرعه دار خسته جواب داد «فعلاً وقت ندارم، من سخت مشغول بریدن این درختان هستم !» این دقیقاً استدلال میلیونها نفر از مسئولان اجرایی، مدیران، کارمندان حرفه ای ، و مردان و زنان با مشاغل آزاد است. زمانی که پی می برند باید راههای سودمند تری برای مقابله با حجم خرد کننده کار وجود داشته باشد، هرگز وقت نمی کنند که بنشینند و برای حل این مسئله فکری بکنند. همین دلیل خوبی است برای اثبات اینکه صرف ده دقیقه وقت برای مدیریت زمان چقدر سودمند است. این روشها شما را قادر می سازد که تبر خود را تیز کنید تا به کار های زمان بری بپردازید که ممکن است زیر برفهای بهمن وار ان مدفون شوید.
باور : «عدم وقت شناسی نشانه بیکفایتی بی احترامی است.»
واقعیت : در حالی که در کشو هایی نظیر آمریکا، کانادا، استرالیا و کشور های اروپایی برای گذاران وقت ارزش بسیاری قائل هستند. اما این امر در بسیاری از فرهنگهای دیگر صدق نمی کند. این نکته ای مهم برای کسانی است که در تجارت بین المللی کار می کنند. برای مثال در خاورمیانه، آمریکای لاتین و چین اگر قرار است جلسه ای ساعت ده تشکیل شود ممکن است تا ساعت یازده یا حتی دوازده نیز شروع نشود.
در غروب این تاخیر بی ادبی، بیکفایتی یا بی علاقگی معنی می دهد، اما در این کشورها چنین مفهومی ندارد. این اختلاف صرفاً به این دلیل است که در فرهنگ آنها به طریق راحت تری به زمان نگاه می شود. آنها زمان چند رنگی را پذیرفته اند که به معنی انجام توأم چند کار با هم است.

 


حیطه زمانی خود را مشخص کنید :
دیدگاه کلی شما نسبت به زندگی به اندازه باور های نادر ستتان بر مدیریت زمان و برنامه ریزی برای آن اثر خواهد گذاشت. پژوهشهای دکتر فیلیپ زیمبار دو از داشنگاه استنفورد نشان می دهد که مردم می توانند در یک یا دو حیطه از چهار حیطه مختلف زمان زندگی کنند. ارزیابیهای زیر شما را قادر می سازد حیطه زمانی ای را که ترجیح می دهید عمر خود را در آن صرف کنید، شناسایی نمایید.
حیطه یک : من زندگی آرام و بی درد سری را ترجیح می دهم. دوست دارم دور از تنشهای زیادی و با سرعت مناسب خودم قدم بر دارم و رویکردی آرامش بخش نسبت به ضرب الاجلها داشته باشم.
حیطه دو : بزرگترین لذت من در زندگی گذراندن وقت با دوستان، رفتن به مهمانیها یا غذا خوردن خارج از منزل یا محل کارم است. اغلب هر کاری دلم بخواهد می کنم و ممکن است همیشه در مورد وضعیت رفتار خودم بقدر کافی فکر نکنم.
حیطه سه : من ترجیح می دهم که زندگی ام را با دقت برنامه ریزی کنم و روال عادی را به تنوع ترجیح می دهم.
حیطه چهار : من از اینکه به ضرب الا جلهایم برسم لذت می برم و از وقت شناسی ام احساس غرور می کنم.
سه گام برای مدیریت زمان :
برای سازماندهی زندگی خود و تنظیم موفقیت آمیز وقتتان ضروری است که از سه نکته زیر اطلاع داشته باشید:
• اهدافی که در زندگی شخصی و شغلی در صدد کسبشان هستید.
• وقت خود را در حال حاضر چگونه می گذارانید.
• روشهای بکار گیری زمان برای رسیدن به اهدافتان.
ارزیابی از گذران وقت :
«اگر نتوانید وقت خود را برنامه ریزی کنید، هیچ جیز دیگر را هم نمی توانید اداره کنید.»
پیتر دراکر
پیگیری زمان :
نیازی نیست که همه کار هایی را که وقت شما را می گیرد یادداشت کنید. فقط هر تغییر توجه را همان طور که در زیر توضیح داده شده است، ثبت کنید. بعضی از مردم به خاطر آنکه هر روز کاریشان شبیه به هم است،نوشتن پنج روز این جدول را غیر لازم می پندارند. آنها معتقدند که ثبت یک روز هم اطلاعات کافی در اختیار ما خواهد گذاشت. هستند کسان دیگری که به این جدول اعتراض می کنند و چنین اظهار می دارند که چون هر روز کاریشان با روز دیگر متفاوت است، حتی ثبت پنج روز از کار های روزانه شان نمی تواند تصویر دقیق و جامعی از چگونگی گذران وقتشان ارائه دهد.
جدول برگه ثبت گذر زمان روزانه
اولویت ساعت روز کار زمان مصرف شده چگونه در آینده زمان قابل صرفه جویی است






هیچ کدام از این نظرات از تجربیات عملی بر نخا سته است. اگر معتقدید که در هر روز زندگی کاریتان تغییرات روز بروز جزئی رخ می دهد؛ حتماً بسیار متعجب خواهید شد وقتی که پی ببرید این تغییرات چه تنوعی دارند. به همین نسبت اگر مسائلی که با آن روبرو هستید روز بروز به طور گسترده ای متغیر به نظر می رسند، با جدول پیگیری زمان الگو های منظم فعالیت خود را خواهید شناخت.
زمان که کار پیگرد زمان را انجام می دهید بسیار مهم است پنج اصل راهنمای زیر را مد نظر داشته باشید:
1 ) هر گونه تغیر توجه را، حتی اگر کوتاه نیز باشد، ثبت کنید.
برای مثال زمانی که کارتان به علل زیر قطع می شود:
• تماسهای تلفنی.
• مراجعان نا خوانده
• تغییر جهت به سمت فعالیتی بی اهمیت اما لذت بخش در بین کاری با اهمیت ولی کسل کننده.
• شرکت بالاجبار در یک جلسه.
• واگذار کردن کاری به شما که اهمیتش را کمتر از کاری که فعلاً در دست انجام دارید، تلقی می کنید.
2 ) پیگیری مسیر این تغییر توجه هر زمان که اتفاق افتد :
3 ) روزانه ستونهای زیر را کامل کنید :
• زمان.
• فعالیت.
• زمان مصرف شده.
4 ) از مخففها برای خلاصه کردن جدولها استفاده کنید:
• ت = تماسهای تلفنی.
• خ = خواندن گزارشها و سایر اسناد.
• ن = نوشتن نامه ها،
• د = دیکته کردن نامه ها.
• م = مراجعان.
5 ) پیگیری زمان را از لحظه شروع به کار آغاز نمایید.
موضوعات ثبت گذر زمان :
اگر چه برای مدیریت موثر زمان برگه ثبت گذر زمان از ضروریات است، اما بسیاری از افراد در انجام آن دقت نمی کنند. در کار گاههای آموزشی سیمینار شرکت کنند گان برای عدم انجام این یا رها کردن آن بعد از دو، سه روز انواع بهانه ها را می آورند:
• «من خیلی گرفتار بودم......»
• «چون یک روز نتوانستم این کار را بکنم، رهایش کردم.....»
• «من بادپر کردم آن احساس گناه می کنم زیرا به من نشان می دهد که چقدر از وقت خود را صرف کار های لذت بخش اما کم اهمیت می کنم.....»

 

 

 


جدول کامل شده برگه ثبت گذر زمان روزانه
اولویت ساعت روز کار زمان مصرف شده چگونه در آینده زمان قابل صرفه جویی است
55 : 8 ورود – قهوه 5 دقیقه
00 : 9 کارتها برای «ر» 5 دقیقه
05 : 9 کارتهای موقت برای «ی» 5 دقیقه

 

چهار اصل مدیریت زمان:
«اگر 9 ساعت برای قطع درختی وقت داشتم، 6 ساعت آن را صرف تیز کردن تبر خود می کردم.»
ابراهام لینکن
هر گاه با کاری روبرو شدید که انجام دادن آن مدت زمان مشخصی طول می کشد، قبل از اینکه به هر گونه اقدامی دست بزنید کمی تامل کنید. می توانید با طرح چهار سئوال از خود مقدار قابل ملاحظه ای از وقت، نیرو و زحمت خود را صرفه جویی کنید، بازدهی خود را بهبود بخشید، و فشار های روحی خود را کاهش دهید.
1 ) آیا لازم است اینکار حتماً انجام شود ؟
طرح است سئوال در واقع اتفاقاتی را که با انجام نشدن کار ممکن است روی دهد، نشان می دهد. در صورتی که این کار انجام نشود چه تاثیری بر اهدافتان خواهد گذاشت؟
2 ) آیا من ملزم به انجام دادن آن هستم؟
3 ) آیا می توانم این کار را به تعویق بیندازم؟
4 ) آیا من باید مستقیماً این کار را انجام دهم؟
صرفه جویی در وقت
فعالیتی که حذف شود زمانی که در یک هفته صرفه جویی می شود.
خواندن نامه های بیخودی 30 دقیقه
خواندن روزنامه ها و مجلاتی که ارتباطی با کار ندارد. 120 دقیقه
دردل کردنهای تلفنی 180 دقیقه
مراجعان ناخوانده 240 دقیقه
جلسات 360 دقیقه

 

جدول فوق نمی گوید که این امور خود فعالیتهای بی اهمیتی هستند، بلکه اهمیت آنها را منوط به هدفی می داند که درصدد کسب آن هستید.
وقت خود را قیمت گذاری کنید :
یکی از روشهای تصمیم گیری در مورد انجام دادن یا ندادن کاری تخمین قیمت تمام شدۀ آن بر حسب محاسبات زیر است :
حقوق سالانه = ریال
پاداشها و کمیسیونهای معمول دریافتی = ریال
دو درصد از حقوق سالانه را برای پرداخت حق بیمه بازنشستگی اضافه کنید = ریال
صدرصد از حقوق پایه را برای پرداخت هزینه های سربار مثل (اجارۀ دفتر، هزینه روشنایی، گرما، تلفن، سفرها، خدمات دفتری، اداری و غیره) اضافه کنید = ریال
هزینه سالانه کل شرکت = ریال
اکنون آن را به 230 روز (متوسط روزهای کار در هر سال) تقسیم کند = ریال
بالاخره نتیجه را به تــعداد متوسط ساعت کـــاری کـــه هر روز انجـــام می دهید تقسیم کنید = ریال
هزینه کل هر ساعت = ریال
نتیجه این محاسبات نشان می دهد که هر ساعت فعالیتی که شما در شرکت انجام می دهید چقدر ارزش دارد.
در حقیقت این رقم قدری مبالغه آمیز است؛ زیرا هیچ کس نمی تواند در هر دقیقه از کار روزانه خود کاملاً فعال باشد. اما به هر حال با این محاسبه می توانید تصمیم بگیرید کاری را که می خواهید انجام دهید اقتصادی و مقرون به صرفه است یا خیر.
تفویض اختیار :
ناتوانی یا اکراه در تفویض اختیارات بزرگترین عامل شکست بسیاری از مدیران و کارکنان حرفه ای در مدیریت زمان است. پژوهشها نشان می دهد که در بعضی از شرکتها 97% وقت مدیران در روز صرف اجرای کارها می شود تا ادارۀ امور.
تمام مدیران موفق به این نکته واقف شده اند که تفویض اختیار صحیح و کارآمد برای مدیریت مؤثر زمان امری بسیار ضروری است.
موانع روانی تفویض اختیار :
• ترس از دست دادن اقتدار
• ترس از اشتباهاتی که روی خواهد داد
• ترس از محو شدن
تفویض اختیار نادرست :
تفویض اختیار نادرست زمانی روی خواهد داد که :
• یک کارمند کاری را که به او تفویض اختیار شده به درستی درک نکرده یا توانایی انجام دادن آن را نداشته باشد.
• دستورالعملها قبل از آنکه کار به درستی پایان یافته باشد بارها تکرار شود.
• زمان زیادی از ضرب الاجل تعیین شده بگذرد.
• کار به غلط انجام شده باشد و مجدداً توسط کارمند یا مدیری که به او تفویض اختیار شده دوباره انجام شود.
• کارمند انگیزۀ کافی برای درست انجام دادن کار نداشته باشد.
شش کاری که هرگز نباید تفویض اختیار کرد :
اگر یک مدیر هستید بدانید که فقط شش وظیفه وجود دارد که هرگز نباید به دیگران تفویض اختیار شود :
1 ) برنامه ریزی یک پروژه کلیدی
2 ) انتخاب اعضای گروه یک پروژه
3 ) هدایت تلاشهای گروه
4 ) ایجاد انگیزه در اعضای گروه
5 ) ارزیابی از اعضای گروه
6 ) پاداش به اعضای گروه.
قدرت تأخیر مثبت :
«اگر پاسخ فوری می خواهی – جواب آن نه است!»
شعار خریداران
توماس جفرسون در نامه ای به جرج واشنگتن نوشت : «تأخیر بر خطا کردن رجحان دارد.» اگر او این کلمات را در قرن بیستم که همه چیز با شتاب به پیش می رود می نوشت، سومین رئیس جمهور امریکا می توانست اضافه کند : «همچنین بر اتلاف وقت.»
این واقعیتی است که با کُند پیش رفتن ممکن است بسیاری از فرصتها از دست برود؛ اما مواردی هم پیش می آید که بیش از حد سریع حرکن کردن منجر به اشتباه کردن و در نتیجه باعث از دست دادن زمان می شود.
زمانی که تأخیر مثبت است :
1 ) زمانی که کار کم ارزشتری را به خاطر کار پرارزشتری به تعویق می اندازیم
2 ) زمانی که از لحاظ عاطفی برانگیخته شده اید
3 ) زمانی که برای انجام دادن مؤثر کارها از کمبود دانش یا مهارتی رنج می برید.
4 ) زمانی که حالات جسمی و روحی شما اجرای بهینه کاری را غیرممکن می سازد.
به کار بچسبید – اقدام کنید :
این همان جایی است که بسیاری از مدیران درجا می زنند. آنها کاملاً می دانند که کار هم با اهمیت تر از آن است که حذف شود و هم نمی توان آن را تفویض کرد و هم نباید به تعویض افتد. بدبختانه به جای آنکه به این کار بچسبند و آن را به جلو برند به دام امروز و فردا کردن می افتند.
برای اجتناب از این حالت و انجام دادن مؤثرتر کارهای اولویت دار و مهم، ضروری است که در ده مهارتی که در چرخ مدیریت زمان برای موفقیت آمده است متبحر شوید :
1 ) انضباط شخصی
2 ) شناسایی زمینه های کلیدی نتیجه بخش
3 ) هدف گذاری
4 ) کنترل مزاحمتها و وقفه ها
5 ) برنامه ریزی و اولویت بندی
6 ) اجتناب از امروز و فردا کردن
7 ) شرکت و / یا سازماندهی مفید جلسات
8 ) دقت و تمرکز
9 ) تفویض اختیار
10 ) شیوه های کار سازمان یافته.

 


ارزشیابی مهارتهای مدیریت زمان :
به سطح توانایی فعلی خود در هر یک از مهارتهای فوق نمره دهید (از 1 معادل خیلی پایین، تا 10 معادل خیلی بالا). با قراردادن علامت × روی هر پرۀ چرخ، میزان مهارت مربوطه را علامت گذاری کنید. سپس علامت × ها را به هم متصل کنید تا یک شمای گرافیکی از حدود توانایی و ضعفهای خود در رابطه با مدیریت زمان به دست آورید.
در پایان نمره ها را با هم جمع کنید و در اولین مربع مربوطه بنویسید.
نمودار صفحه بهدی چرخ موفقیت یک مدیر فروش به نام جان 42 ساله را نشان می دهد. وی به خود در مورد ده مهارت اصلی فوق به صورت نمره داده است :
انضباط شخصی 6 ؛ شناسایی زمینه های کلیدی نتیجه بخش 5 ؛ هدف گذاری 7 ؛ کنترل مزاحمتها 3 ؛ برنامه ریزی و اولویت بندی 3 ؛ اجتناب از امروز و فردا کردن 2 ؛ شرکت و / یا سازماندهی مفید جلسات 4 ؛ دقت و تمرکز 1 ؛ تفویض اختیار 8؛ شیوه های کار سازمان یافته 6 .
مهارتهای مدیریت زمانی خود را بهبود بخشید :
اهداف واقع بینامه ای برای بهبود مهارتهایی، که به آنها نمرۀ کم داده اید، قرار دهید و جمع نمرات اهداف جدید را در مربع دوم بنویسید. در اینجا ده شیوه برای انجام دادن کارها آورده شده است :
1 ) فهرست کار درست کنید
2 ) نقشه زمانی بسازید
3 ) کارهای خود را سازمان دهید
4 ) با دقت ولی از روی انتخاب اسناد را بایگانی کنید
5 ) انعطاف پذیر باشید
6 ) از بهترین زمان روز خود سود ببرید
7 ) بدترین کار هر روز را اول انجام دهید.
8 ) با ورزش در پشت میزتان با خستگی مبارزه کنید
9 ) برای هر کاری یک ضرب الاجل قرار دهید
10 ) تمرکز و دقت کردن را یاد بگیرید
بیرون راندن غاطبان زمان :
آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت خود را بر باد ندهید، زیرا زندگی از آن ساخته شده است.
بنجامین فرانکلین
در هر هفته کاری، هزاران ساعت پرارزش توسط هفت غاصب سنگدل زمان از شرکتهای کوچک و بزرگ به یغما برده می شود. هزینه این دزدی در روز روشن سر به میلیونها می زند. تازه تعداد کمی از مدیران متوجه این غارت شده اند و تعداد کمتری گامهای مثبتی برای بیرون راندن این تبه کاران از خانه خود برداشته اند. تا زمانی که این غاصبین زمان افشا نشوند، زمان و پولهای نقد در جلو چشم شما دزدیده میشود.
مواردی که لازم است «نه» بگویید :
در شرایط زیر باید درخواستها را رد کنید مگر اینکه دلایل قانع کننده ای برای پذیرفتن آنها داشته باشید
5 موقعیتی که باید «نه» بگویید :

 

1 ) زمانی که خواسته نامعقول باشد.
2 ) زمانی که کار از اولویت کمتری برخوردار باشد.
3 ) زمانی که از مهارت و دانش کافی برخوردار نباشید.
4 ) زمانی که عصبانی یا ناراحت هستید.
5 ) زمانی که لازم نیست شما آن کار را انجام دهید.
پرهیز از مراجعین اتفاقی :
«دوستی که به تو نیاز دارد یک آفت است.»
ناشناس
پژوهشهای اخیر نشان داده اند که هر هشت دقیقه یک مدیر معمولی با قطع کار مواجهه می شود و زمانی که این وقفه ایجاد شود، چندین دقیقه طول خواهد کشید که وی مجدداً به همان تمرکز و بازدهی قبلی در کار خود برسد. به بیان دیگر قبل از ایجاد هر وقفه فقط چند دقیقه به طور جامع روی هر کاری عمل می کند.
از متداولترین عواملی که این وقفه را ایجاد می کنند تلفنها ومراجعین سرزده و بدون وقت قبلی هستند.
روانشناسی ترکیب بندی دفتر کار :
اگر برای خود دفتر کاری دارید، ترکیب بندی آن شامل دو منطقه خواهد بود – یکی قسمت عمومی و دیگر قسمت خصوصی.
مراجعین در قسمت عمومی پذیرفته می شوند. منطقه خصوصی قلمرو شخصی شماست.

 

روشهای مراجعین ناخوانده :
این غاصبان در تلاشهای غالباً موفقیت آمیز خود برای دزدیدن وقت شما، اغلب از استراتژی سه مرحله ای زیر استفاده می کنند :
1 ) آنها با بهانه بعضاً نیمه موجهی وارد می شوند تا ملاقات بدون وقت قبلی خود را آغاز کنند.
2 ) آنها از قسمت عمومی اتاق به منطقه خصوصی وارد می شوند.
3 ) آخرین مانور نشستن در کنار شماست.
رد کردن مراجعین سرزده :
در اینجا شش استراتژی برای مقابله با دیدارهای برنامه ریزی نشده آورده شده است :
1 ) سدهای فیزیکی ایجاد کنید
2 ) آنها را به قسمت عمومی عقب بزنید
3 ) از تماس مستقیم چشمی با او پرهیز کنید.
4 ) هرگز اجازه استقرار به آنها ندهید
5 ) با آنها تا خارج از اتاق قدم بزنید
6 ) دیگران را وادار کنید که از قبل از شما وقت بگیرند.

 

 

 


سخنانی از افراد موفق :
استفن روبین، رئیس گروه پنتلند
داشتم یک منشی خوب که تلفنها را غربال کند و فقط آنهایی را که مهمتراند در زمانی که جلسه ای ندارید وصل کند بسیار ضروری است. اگر این احتیاط را نکنید، هرگز یک جلسه پیوسته و بدون مزاحمت نخواهید داشت.
صرفه جویی در وقت، هنگام خواندن و نوشتن :
«کلمات دعای خداوندی فقط 56 لغت دارد؛ در حالی که سخنرانی گتسبرگ آبراهام لینکلن 268 لغت دارد؛ اعلامیه استقلال 1322 لغت دارد؛ و قانون ایتلتی در مورد قوانین فروش کلم 26911 لغت دارد.»
انتقاد به کنگره امریکا
خواندن و نوشتن گزارشات، یادداشتها، نامه ها، کتابها، مجلات، روزنامه ها و سایر اسناد شغلی مقدار زیادی از وقت یک مدیر معمولی را در یک روز کاری می گیرد.
افزایش رشد انتظارات بوروکراتیک، قوانین و آیین نامه های دولت، نیاز مبرم به اینکه آگاهیهای شغلی و حرفه ای باید مطابق روز باشد این شرایط را نیز بدتر کرده است. اگر ما قدمهایی برای کنترل آن بر نداریم این آخرین غاصب زمان می تواند سنگدل بودن خود را نسبت به بقیه به اثبات برساند.
مهارتهای مطالعه خود را بهبود بخشید :
خوشبختانه با بهبود بخشیدن مهارتهای خواندن و نوشتن که در دوران دبستان آموختیم، دورنمای وسیعی ای برای صرفه جویی در وقت داریم.
تحقیقات نشان داده است که با خواندن سرعت متوسط دویست کلمه در دقیقه در مقابل هزار کلمه در دقیقه نشان می دهد که مردان و زنان با تحصیلات عالی نیز پنج بار آهسته تر از آنچه که لازم است، می خوانند. اگر آنها از توانایی حقیقی و بالقوه خویش استفاده کنند، برای مثال خواندن کتابی که پنج ساعت طول می کشد به شصت دقیقه یا کمتر کاهش می یابد.
عادت به وقت تلف کردن و کند خوانی در حقیقت به چگونگی آموزش خواندن در دوران دبستان مربوط می شود. در این دوران از کودکان خواسته می شود که سرپا بایستند و با صدای بلند درس خود را در برابر معلم و کلاس بخوانند. اگر لغتی از قلم بیفتد از آنها خواسته می شود که دوباره متن را بخوانند. در نتیجه، بسیاری از بزرگسالان به دو علت زیر، بیهوده سرعت خواندن خود را پایین می آورند
• با تبدیل کردن کلمات به صدا در داخل سر خود در سکوت
• خواندن هر کلمه
این روشها نه لازم است نه قابل پذیرش. کلمات چاپ شده را می توان با دقت خواند و درک نمود بدون آنکه بخواهیم این علایم چاپی را اول به صداهای ادا شده تبدیل کنیم. زیرا از طرف دیگر میزان زوایدی که در انواع مطالب وجود دارد، این امکان را می دهد که بدون آنکه در درک مطلب دچار اشکال شویم، از آنها بگذریم.
باورهای غلط در مورد تندخوانی :
باور غلط : «تبحر در تندخوانی بسیار مشکل است و اصلاً وقت آن را ندارم»
واقعیت : هر فرد بالغ با سواد با کمی تلاش و صرف وقت می تواند سرعت خواندن خود را دو یا سه برابر کند.
باور غلط : «تندخوانی منجر به عدم درک بسیاری از مطالب می شود.»
وودی آلن پس از گذراندن یک دورۀ تندخوانی به شوخی گفت که کتاب جنگ و صلح را در چهار دقیقه خوانده است. «کتاب راجع به روسیه بود!» بسیاری از کسانی که به دلیل ملاحظات شغلی، نه لذت، مطالعه می کنند بیشتر نگران طعنه آن هستند تا حقایقی که در آن وجود دارد. آنها معتقدند که با سریع خواندن ممکن است حقایق، آمار، ایده ها و نقطه نظرات اصلی را جا بگذارند تا بد بفهمند. زیرا در آموزش اولیه آنها خواندن به صورت «کلمه به کلمه» بوده است که آنها با جاگذراندن هر کلمه، هرچند که به موضوع ربط نداشته باشد، احساس گناه و اضطراب می کنند.
واقعیت : تحقیقات نشان داده است که بین سرعت خواندن و درک مطلب رابطه کمی وجود دارد. بعضی از افراد با سرعت زیاد و درک مطلب عالی می خوانند در حالی که بعضی دیگر به طور دردناکی آهسته می خوانند و درک ضعیفی از موضوع به دست می آورند.
باور غلط : «تندخوانی آموزش حرکت سریع چشمان است که در یک نگاه اطلاعات بیشتری کسب کند- مثل خواندن یک پاراگراف کامل در یک نگاه.»
واقعیت : گرچه این روش ابتدا در برخی دوره های تندخوانی آموزش داده می شد؛ اما ثابت شده است که کوشش بیهوده ای است زیرا چیزی که سبب آهسته خواندن می شود گرفتن اطلاعات از طریق چشمها نیست، بلکه درک مطالب در مغز است.
رویکردی کلی به خواندن :
• هدف من از خواندن این مطلب چیست؟
• کدام یک از اهدافم با خواندن آن برآورده می شود؟
• آیا خواندن این متن بهترین روش رسیدن به هدفم است؟
اگر دلیل خوبی برای خواندن آن ندارید پس با حذف آن در وقت خود صرفه جویی کنید.
اگر متوجه شدید که خواندن مطلب ارزش سرمایه گذاری دارد، آن روشی را انتخاب کنید که رویکرد کلی خواندن مؤثر نامگذاری شده است. به سرعت صفحان آن را ورق بزنید تا برداشت کلی

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مدیریت زمان

دانلودمقاله گزارش کار اموزی رشته کامپیوتر

اختصاصی از فایلکو دانلودمقاله گزارش کار اموزی رشته کامپیوتر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 مونتاژ و اسمبل سیستمها:
مونتاژ و اسمبل کردن یکی از اهداف این دوره بود که با آشنایی از سخت‎افزار و قطعات کامپیوتر و در مرحله بعدی بررسی از نظر عملکرد آنها به دنبال آن بودیم.
مونتاژ و اسمبل یک کامپیوتر را میتوان به سه مرحله اصلی تقسیم کرد که عبارتند از:
1-نکات مورد توجه در انتخاب قطعات قبل از مونتاژ
2-مراحل مونتاژ یا اسمبل فیزیکی
3-مراحل آماده سازی و ست کردن و خطایابی بعد از مونتاژ
نکات قابل توجه در انتخاب قطعات:
توجه به نوع و مدل قطعات در مونتاژ یک کامپیوتر از خود پروسه اسمبل مهمتر است. به طوری که یک انتخاب اشتباه میتواند کل پروسه مونتاژ را تحت الشعاع قرار داده و سیستم به طور کامل راه‎اندازی نشود.
کیس (Case):
درانتخاب کیس بر روی پارامترهای مهم زیر باید توجه نمود:
8 -فرم کیس
8 -فرم کانکتورهای تغذیه
8 -توان خروجی
8 -توجه به کلیدهای Power و Reset پانل جلوی کسی به طوری که به راحتی در دسترس باشد.
8 -چراغهای Led پانل جلوی کیس که به طور واضح و روشن باشد.
8 -داشتن گارانتی معتبر
8 -فضای لازم برای گردش هوا در داخل کیس.
مادربورد (Mother Board):
در انتخاب مادربورد به عنوان مهمترین قطعه یک کامپیوتر به موارد مهم زیر توجه کنید:
فرم مادربورد
8 Onbord بودن یا نبودن یک یا چند قسمت
8 پشتیبانی مادربورد از تکنولوژی‎های جدید
8 حافظه رم قابل پشتیبانی از نظر نوع – مدل – سرعت – ظرفیت و…
8 نوع پردازنده‎های قابل پشتیبانی از نظر سوکت – ولتاژ کاری – فرکانس پایه – عدد ضربدر – فرکانس نامی و خانواده (پنتیوم و…)
8 اسلاتهای توسعه مورد نیاز برای نصب کارتهای جانبی از قبیل AG‍ با سرعت X8 Or X4 برای کارت گرافیک – PCI برای کارت‎های صدا و مودم.
8 اندازه حافظه کش
8 تراشه اصلی مادربورد برای پشتبیانی از ویژگی‎های جدیدتر
8 داشتن اسلاتهای توسعه برای کارت‎های مدم و شبکه جدید
8 دارای گارانتی معتبر
هارددیسک: (Hard Disk):
هارد دیسک سیستم به عنوان نگهدارنده اطلاعات دائم سیستم:
8 ظرفیت
8 نوع اینترفیس قابل اتصال (IDE OR SCSI)
8 قابلیت پشتیبانی از سرعت‎های بالای انتقال اطلاعات
8 سرعت چرخش موتور
8 دارای گارانتی برای تمام خرابیها
حافظه رم (DRAM):
8 نوع ماژول رم قابل نصب در مادر بورد (RIMM-DIMM-SIMM)
8 حداکثر ظرفیت هر ماژول قابل پشتیبانی توسط مادر بورد
8 کل حافظه قابل پشتیبانی توسط مادر بورد
8 داشتن گارانتی معتبر
8 …
پردازنده (CPU):
8 نوع- اینتل یا سایرکس یا…
8 مدل (P-PII-PIII-P4-ATHLON-DURAN)
8 ولتاژ کاری (3045-106و…)
8 -قابلیت نصب بر روی مادر بورد از نظر محل نصب
8 سرعت باس پردازنده (FSB)
CD یا DVD درایو:
8 انتخاب CD یا DVD با توجه به کاربرد و استفاده هر کدام.
8 سرعت کاری بر حسب Nx(هر X در Cd برابر 150kb/S و در DVD برابر 750KB/S می‎باشد.
8 اینترفیس درایو CD یا DVD (IDE یا SCSI).
8 داخلی یا خارجی (نوع داخلی می‎تواند دارای اینترفیس IDE و اسکازی و نوع خارجی می‎تواند دارای اینترفیس اسکازی پورت موازی یا پورت USB باشد.)
8 زمان‎های دستیابی و خواندن.
8 استفاده از تکنولوژی‎های خاص برای به حداقل رساندن لرزش درایو در زمان چرخش دیسک و بالا بردن سرعت دستیبای (به عنوان مثال استانداردDDSSII).
CD رایتر یا DVD رایتر:
8 سرعت نوشتن پاک کردن و خواندن CD یا DVD.
8 نوع اینترفیس رایتر CD یا DVD (نوع اسکازی با توجه به سرعت انتقال بالاتر بهتر است ولی باید هزینه‎ی بیشتری را پرداخت کنیم).
8 داشتن تکنولوژی‎های از قبیل DDSSII و … برای به حداقل رساندن لرزشها
8 داشتن تکنولوژیهایی برای جلوگیری از سوختن CD یا DVD در صورت خش داشتن یا خراب بودن
8 سازگار با فرمت انواع CD یا DVD
8 حافظه بافر رایتر
8 قابلیت نصب به صورت افقی یا عمودی
8 سازگار با انواع سیستم عامل و انواع نرم‎افزارهای رایت
8 مکانیزم بارکردن و گرفتن CD یا DVD
8 گارانتی معتبر
کارت گرافیک یا VGA:
8 اندازه حافظه نصب شده کارت و میزان قابل افزایش و ارتقای آن
8 داشتن خروجی TV به صورت همزمان یا غیر همزمان
8 حداکثر تفکیک و رنگ قابل پشتیبانی با توجه به حداکثر حافظه کارت
8 پشتیبانی سخت‎افزاری و نرم‎افزاری از ویژگیهای جدید (مانند – MPEG – 3DIMAGE-3DFX,…).
8 نوع و سرعت حافظه رم (حافظه‎های DDR دارای سرعت بالاتر بوده بنابراین در کارهای گرافیکی تاثیر زیادی دارد.
8 قابلیت نصب و پشتیبانی در سیستم‎های عامل مورد نظر کاربر
8 داشتن اسلات توسعه مورد نیاز
کارت مودم:
8 پشتیبانی و داشتن آخرین تکنولوژیهای ارسال – دریافت – فشرده سازی – خطایابی
8 قابل نصب و پشتیبانی توسط سیستم عامل‎های مختلف
8 دارای تراشه‎های اضافی برای کنترل جریان اطلاعات از طریق حذف نویزهای اضافی و افزایش میزن سیگنال به نویز
8 نوع داخلی یا خارجی
8 نوع پورت اتصال به کامپیوتر در مدل خارجی (پورت USB) درسیستم‎های قدیم پورت سریال
مراحل اسمبل سیستم:
مرحله1: پیچ‎های دو طرف کیس را باز کرده و کاور آن را برداشته و درکناری بگذارید (معمولاً دو طرف کیس‎های ATX به صورت دوسینی باز می‎شود.)
مرحله 2: قطعات داخل کیس را چک نمایید تا از بودن تمام آنها اطمینان حاصل کنید که مهمترین آنها عبارتند از:
8 کابل برق
8 بسته پیچ شامل انواع پیچ‎های رزوه نرم و درشت و گیره‎های پلاستیکی و فلزی
8 درپوشهای مخصوص Atx-At-Nlx پشت کیس برای مادربوردهای مختلف.
مرحله 3: قطعات مورد نیاز را از جعبه‎ها و پلاستیک‎هایشان خارج و بر روی میز در کنار هم قرار دهید.
نکته: مشخصات تمام قطعات را یادداشت نمایید تا در موارد لزوم از آن استفاده کنید.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  44  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله گزارش کار اموزی رشته کامپیوتر

همه چیز درباره "تلفن"

اختصاصی از فایلکو همه چیز درباره "تلفن" دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

همه چیز درباره "تلفن"


مقاله همه چیز درباره

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب *

 فرمت فایل :Word  (قابل ویرایش و آماده پرینت )

  تعداد صفحه:38

  فهرست مطالب :

 

مقدمه، تاریخچه و مبانی تلفن عناصر اصلی تشکیل‌دهنده تلفن

برخی مشخصات تلفن‌ها:

2- نمره‌گیری

- NSR

1

3- جرقه‌گیر

4- مکالمه دو جانبه

5- مکالمه مجدد

6- ختم مکالمه و قطع ارتباط

خود شنوایی تعمیر تلفن تاریخچه دستگاههای مراکز تلفن خودکار داخلی تاریخچه تلفن در ایران

سیستم مراکز تلفن خودکار

تعریف

* انواع مراکز تلفن خودکار

الف) مراکز تلفن خودکار شهری

ب) مراکز تلفن خودکار داخلی الف) سیستم راه‌جوی

1- تلفن مشترک متقاضی صداکننده

* اصول کار مراکز شهری

2- آلات محافظت

3- TA(خط مشترک)

4- سلکتور مقدم یا راه‌جوی(VW)

6-IIGW(گروپ دوم سلکتور)

8-LW(سلکتور خط یا سلکتور آخر)

7- IIIGW(گروپ سلکتور سوم) و IVGW(گروپ سلکتور چهارم) و… 

5- IGW(سلکتور نخستین گروه یا ثبت‌کننده رقم اول)

9- TA(خط مشترک مورد تقاضا)

10- ماشین سیگنال

ب) بوق اشغال

الف) بوق آزاد

پ) شبه زنگ

ت) تیکرتین

زنگ

 کنتور مکالمه

 سیستم جستجوکننده

  1. بالارفتن هزینه نصب
  2. مشکل سرویس و تعمیر و نگهداری
  3. جای‌گیری بیش از حد
  4. خرابی بیش از حد معمول برای بعضی از سلکتورها بعلت کار مداوم
  5. عدم استفاده از بعضی از سلکتورهای تلفنی راه‌جوی

* منابع تغذیه

الف) سیستم تغذیه از برق شهری

ب) سیستم تغذیه از باطری تر

پ) سیستم ژنراتور جریان مستقیم

مراکز تلفن خودکار داخلی

* تعریف

* قمستهای اصلی و اساسی مراکز تلفن خودکار داخلی

الف) میانراه داخلی

ب) میانراه خارجی

پ)ماشین سیگنال

ت) منابع تغذیه

  1. برق شهر
  2. باطری‌های تر

* شارژ همگام با رگولاتور تنظیم

* شارژ غیرهمگام

* سرویس خدماتی

الف) مشترکین نامحدود

ب) مشترکین نیمه محدود

 

 

 

مقدمه

 

 

تلفن از نظر لغتی مرکب از دو کلمه یونانی، تله به معنی دور و فون به معنی صوت است تلفن بوسیله آقای وینستون ساخته شده و از 1256 استفاده از آن بعمل آمده است. تلفن از جهت تاریخ مقدم بر آنست ایرانیان در 558 سال قبل از میلاد مسیح گروهی از مردانی که دارای صدای قوی بودند در بالای ساختمان میگماردند تا مطلب لازم را دهان به دهان بمقصدهای منظور برسانند.

کشیشی در سال 1197 میلادی برای ارتباط اطاقهای صومعه خویش چاره‌ای اندیشید نقشه خود را به آکادمی علوم فرانسه تسلیم نمود و اظهار داشت که با این وسیله ممکن است از فاصله 50 فرسنگ دو نفر با یکدیگر صحبت نمایند.

در سال 1875 میلادی گروه زیادی از دانشمندان و مهندسین در راه تکمیل تلفن و اختراع مسائل زحمت کشیدند و انواع مختلفی از تلفن ساخته شده مانند شیمیاوی که طرحش بوسیله مون ریخته‌شد، تلفن بلوری بوسیله نیکولسون، تلفن با کندانسور نیمه هادی بوسیله رالک و جونسون، بالاخره تلفن حرارتی و … ولی هیچکدام از این اختراعات مورد توجه مردم قرار نگرفت تا زمانی که یک جوان آمریکایی قدم به میدان نهاد و این افتخار را نصیب خود کرد این جوان الکساندر گراهامبل بود. که پس از خاتمه تحصیلات در سال 1287 به کانادا رفت و از همان راه به اختراع تلفن موفق گردید.


دانلود با لینک مستقیم


همه چیز درباره "تلفن"

دانلودمقاله فرمت های مختلف تصاویر

اختصاصی از فایلکو دانلودمقاله فرمت های مختلف تصاویر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

مقدمه:
مزیت JPEG پیشرفته اینست که اگر یک تصویر ضمن اینکه منتقل می شود، بلافاصله نمایش داده شود، شما می توانید خیلی بسرعت کل تصویر را بطور تقریب با اصلاح تدریجی کیفیت ببیند تا کسی که مدت طولانی تری منتظر می ماند و این خیلی مجهتر از یک نمایش کند ازبالا تا پایین تصویر می باشد. صغفش اینست که هر اسکنی حدوداًبه میزان یکسانی محاسبه برای نمایش، متوسل می شود همانطور که کل فایل JPEG خط مبنا باید باشد. بنابراین JPEG پیشرفته فقط وقتی حساس می شود که فردی کُدبرداری داشته باشد که در مقایسه با اتصال ارتباطی سریع
است. (اگرداده ها بسرعت برسد، یک کُدبرداری // پیشرفته می تواند بوسیله جهش بعضی گذرهای نمایشی، وفق یابد. از اینرو کُد برداری شما به قدر کافی فرمت دارد تا TI داشته باشد یا اتصالات شبکه ای سریعتر ممکن است هیچ تفاوتی رابین JPEG پیشرفته، و با قاعده نبیند، اما بر روی یک اتصال سرعت مودم، JPEG پیشرفته، وسیع می باشد.)
تا همین اواخر، کاربردهای زیادی در JPEG پیشرفته که جذاب بنظر می رسید، وجود نداشت، بنابر این آن بطور وسیعی اجرا نمی گشت. اما با شهرت جستجو گرهای شبکه جهانی وب در اجرای اتصالات کند مودم و با اسب بخار در حال افزایش کامپیوترهای شخصی، JPEG پیشرفته برنده کاربرد شبکه جهانی وب شده است، نرم افزار JPEG آزاد JJG اکنون از JPEG پیشرفته حمایت می کند وتوانایی جستجو گرها و دیگر برنامه های شبکه جهانی وب بسرعت گسترده می گردد. به استثنای توانایی فراهم کردن نمایش پیشرفته، // JPEG پیشرفته و JPEG خط مبنا اساساً یکسان هستند و آنها بخوبی بر روی انواع تصویر های مشابه کار می کنند. ممکن است بین نمایش های خط مبنا و پیشرفته یک تصویررا بدون لطمه به کیفیت تبدیل می کند (اما برای انجام این مورد نرم افزارخاصی نیاز می باشد، تبدیل بوسیله خروج از فشردگی و دوباره فشرده کردن به دلیل خطاهای گردکردن برشی بدون خسارت نمی باشد.) یک فایل JPEG پیشرفته به هیچ وجه فقط بوسیله یک کُد برداری JPEG خط مبنا، قابل خواندن نیست، بنابر این نرم افزار موجود باید قبل از اینکه JPEG پیشرفته را بتوان بطور گسترده ای استفاده کرد، ارتقاء یابد. موضوع 16 در بخش 2 را برای آخرین اخبار در مورد برنامه هایی که از آن پشتیبانی می کنند، ببینید. می توانم من یک JPEG شفاف بسازم؟
نه. JPEG از شفافیت پشتیبانی نمی کند و احتمالاً آنرا به سرعت انجام نمی دهد. آن آشکار می کند که اضافه شدن شفافیت به JPEG نباید کار ساده ای باشد. اگر جزئیات کاملی می خواهید تا پایان بخوانید و کسب اطلاع کنید. شیوة قدیمی برای شفافیت کُد در GIF دیگر الگوهای فایلی یافت شده، یک مقدار رنگی که از جهات دیگر استفاده نشده برای که نشانگر یک سلول تصویری شفاف می باشد، انتخاب می شود که نمی تواند در JPEG کار کند. زیرا JPEG پراتلاف می باشد. یک سلول تصویری ضرورتاً با همان رنگی که با آن شروع شده، آشکار نمی شود. بطور معمول یک خطای جزئی در مقدار سلول تصویری عیبی ندارد. زیرا بطور جزئی تصویر را تحت تأثیر قرار می دهد. اما اگر آن سلول تصویری را از شفاف به نرمال یابد. عکس تغییر دهد، این خطا کاملاً آشکار و مزاحم می باشد، بخصوص اگر زمینة اصلی کاملاً متفاوت از رنگ شفاف باشد. یک شیوة معقولانه تر ذخیره کردن کانال آنها (درصد شفافیت) همانند یک عنصر جداگانة رنگ در یک تصویر JPEG می باشد.
آن می تواند کار کند زیرا یک خطای کوچک در آلفا فقط تفاوتی جزئی در نتیجة کار ایجاد می کند. مشکل اینست که کانال آلفای معمولی دقیقاً نوعی از تصویر باشد که بطوری بدی بر روی JPEG انجام می شود. مقدار زیادی نواحی مسطح بزرگ و پرشهای ناگهانی. شما باید از یک مجموعه با کیفیت بسیار بالا برای کانال آلفا استفاده کنید. این کار را می توان انجام داد، اما این پنالتی برای اندازة فایل بزرگ می باشد. یک JPEG شفاف این شیوه را که می تواند به آسانی اندازة یک JPEG غیرشفاف را دوبرابر کند، انجام می دهد. قیمت پرداختی بیشترین کاربردهای شفافیت بسیار بالا می باشد. تنها راه حل واقعی اینست که ذخیره سازی پراتلاف تصویر JPEG را با ذخیره سازی بدون اتلاف یک الگوی (پوشش) شفافیت با استفاده از تعدادی الگوریتم دیگر ترکیب کنید. توسعه، استانداردسازی، و ترویج توانایی یک قالب فایل برای کارکردن، کار کوچکی نیست. تا آنجایی که من می دانم هیچ کار جدی بر روی آن انجام نشده و بنظر نمی رسد که شفافیت ارزش تلاش و کار بیشتری داشته باشد.
یک JPEG بدون اتلاف وجود ندارند؟
آشفتگی زیادی در مورد این موضوع وجود دارد که تعجب برانگیز نیست. زیرا چندین شیوة مقایسه ای مختلف وجود دارد که همگی بعنوان JPEG شناخته شده می باشد. شیوه ای که معمولاً استفاده می شود، JPEG خط مبنا می باشد. (یا نوع دیگرش JPEG پیشرفته می باشد.) همچنین استاندارد ایزو (JSO) مشابهی یک شیوة بسیار متفاوت بنام JPEG بدون اتلاف را تعریف می کند. اگر خیلی آشفته نباشد، یک استاندارد جدید بدون اتلاف بنام «JPEG LS» تقریباً سر از خیابانها درمی آورد. وقتی می گویم «بدون اتلاف» منظورم از بی اتلاف از نظر ریاضیاتی این می باشد که: یک الگوریتم مقایسه ای بدون اتلاف، الگوریتمی است که خروجی (برونداد) از فشردگی خارج شده اش را که بیت به بیت با ورود (درونداد) اصلی یکسان می باشد، ضمانت می کند. این یک ادعای قوی تر از «غیرقابل تفکیک شدن تصویری از اصل» می باشد.
JPEG خط مبنا می تواند به تصویری با قابلیت تفکیک پذیری برای تصاویری که بیشترین شباهت را به عکس دانرد، دست یابد، اما آن نمی تواند هرگز کاملاً بدون اتلاف باشد. JPEG بدون اتلاف یک شیوة کاملاً متفاوت است که واقعاً بدون اتلاف می باشد. با این وجود آن کمابیش همانند JPEG خط مبنا فشرده نمی شود، آن بطور معمولی می تواند داده های تمام رنگی را تا حدود 2:1 فشرده کند و JPEG بدون اتلاف بخوبی فقط بر روی تصاویر آهنگ پیوسته کار می کند.
آن فشردگی مُفیدی از تصاویر صفحه رنگ یا تصاویری با بیت عمق کم تهیه نمی کند. JPEG بدون اتلاف در حقیقت هرگز به شهرت نرسیده و هیچ کاربرد معمولی آنرا پشتیبانی نمی کند و آن اکنون کاملاً غیرقابل استفاده می باشد. (برای مثال استاندارد جدید PNG ، JPEG بدون اتلاف را بر روی بیشترین تصاویر فشرده می سازد.) با درک این مطلب کمیتة ISO JPEG اخیراً یک استاندارد فشردگی بدون اتلاف کاملاً جدید بنام JPEG-LS را تکمیل کرده است. (شما همچنین ممکن است از آن تحت نام LOCO می شنوید.) JPEG-LS ، فشردگی بهتری از JPEG اصلی بدون اتلاف ارائه می دهد، اما هنوز نزدیک به آن چیزی که شما می توانید با یک شیوة پُراتلاف بدست آورید، نمی شود.
هر کسی حدس می زد که آیا این استاندارد جدید به شهرت می رسد یا نه. آن تکرار باارزشی می باشد که یک اجرای منظم JPEG را با حداکثر حالت کیفیتش آغاز می کند که به شما ذخیره سازی بدون اتلاف نمی دهد، حتی در بالاترین حالت کیفیت ممکن. JPEG خط مبنا پراتلاف می باشد. زیرا آن به خطاهای گِرد کردن برشی در محاسبات مختلف منوط می شود. خطاهای گِرد کردن برشی به تنهایی تقریباً همیشه خیلی کوچکتر از آنی است که دیده شود. اما اگر شما تصویر را از طریق چرخه های چندگانه فشردگی مرتبط کنید، آنها انباشته می شوند. خیلی از اجراها حتی به شما اجازه نمی دهند که به حداکثر محیط ممکن دست یابید، زیرا آن همانند یک شیوة کم بازده برای استفادة JPEG منظم می باشد. برای مثال با نرم افزار JJG JPEG شما مجبور نیستید فقط «کیفیت 100» را انتخاب کنید. همچنین نمونه برداری از کارافتادة کروما (رنگ) را برای به حداقل رساندن اتلاف اطلاعات، خاموش کنید. فایل های نتیجه خیلی بزرگتر می باشند و فقط از نظر کسری کیفیت بهتری از فایل های تولید شده در محیطهای معقولانه تری دارد. آنها هنوز کمی پراتلاف می باشند. اگر شما واقعاً به ذخیره سازی بدون اتلاف نیاز دارید، تلاش نکنید با JPEG منظم به آن نزدیک شوید.
چرا تمام مدارک در مورد قالبهای فایل می باشد؟
JPEG فقط به خانوادة الگوریتم های فشردگی اشاره می کند نه به یک قالب فایل تصویر ویژه. کمیتة JPEG از تعریف قالب فایل توسط جنگهای قلمروی در داخل سازمانهای بین المللی استانداردها جلوگیری می کند. از آنجایی که ما نمی توانیم عملاً تصاویر را هر شخص دیگری تعویض کنیم مگر اینکه بر روی یک قالب فایل مشترک توافق کنیم. این مورد برای ما یک مشکل بوجود می آورد. در غیاب استانداردهای رسمی، تعدادی از نویسندگان برنامة JPEG فقط برای انجام کارهای خودشان آنرا ترک می کنند و در نتیجه برنامه هایشان با هر شخص دیگری قابل وفق نیست. نزدیکترین چیزی که ما با یک قالب JPEG استاندارد داریم، تعدادی کار است که بوسیلة مردم در میکروسیستم های C-Cube هماهنگ می شود. آنها دو قالب فایل بر مبنای JPEG را تعریف می کنند.
JFIF (قالب تغییر فایل JPEG) یک قالب ارزان قیمت که سلولهای تصویری را انتقال می دهد نه چیز دیگری را. TIFF/JPEG ، TIFF 6/0 aka ، توسعة قالب Aldus TIFF . TIFF یک قالب گران قیمت می باشد که به شما اجازة ثبت فقط در مورد چیزی را می دهد که شما همیشه می خواستید در مورد یک یک تصویر و اطلاعات جانبی تر بدانید. JFIF بعنوان یک استاندارد غیررسمی بر روی اینترنت ظاهر می شود و چیزی است که بطور معمول بوسیلة یک «فایل PEG » معنی می شود. بیشترین خوانندگان JFIF همچنین توانایی دستکاری تعدادی قالبهای مختلف نه کاملاً قانونی JFIF را دارند. خصوصیت TIFF 6/0 برای یکپارچه کردن JPEG بطور وسیعی اجرا نمی شود، زیرا تا اندازه ای آن تعدادی نقص جدی طرحی دارد. طرح بازبینی شده TIFF/TPEG اکنون بوسیلة یادداشت # 2 تکنیکی TIFF توصیف می شود، این طرح موردی بود که در 0/7 TIFF استفاده شد. اجراهای جدید TIFF باید از طرح یادداشت تکنیکی برای توکاری کردن TIFF 6/0 استفاده کند نه از طرح. (تا جایی که من می دانم، سیستم های Next Step (قدم بعدی) تنها سیستم هایی هستند که هرگونة کاربرد قابل توجهی از نوع TIFF/JPEG,TIFF 6/0 بوجود می آورند.) حتی وقتی که TIFF/JPEG ثابت است، آن هرگز بطور گسترده ای استفاده نخواهد شد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   30 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله فرمت های مختلف تصاویر

دانلود مقاله بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانشجویان رشته های علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی

 

 

 

مقدمه :
مطالعات نشان داده است که بشر اصولاً بکارگیری روشهای خلاق را در یادگیری ترجیح می دد و روشهایی نظیر کاوش ، لمس کردن و پرسش و آزمایش و دنبال مجهول رفتن و نظریه دادن ، معلمین برخلاف متعلمین اغلب طرفدار دیکته کردن دانش و اطلاعات هستند ، تحقیقات نشان داده است که بسیاری از مطالب درسی ، اگر نگوییم همه ی آنها با روشهای خلاق بسیار با صرفه تر و موث تر است روشهای دیکته کردن آموخته می شوند علاوه بر آن بسیاری از افراد واکنشی بسیار قوی نسبت به یادگیری خلاق از خود نشان می دهیم ، آنها روشهایی که این امکان و اجازه را می دهد و از آنها می خواهد که خود دنبال مجهول و کشف پاسخ بروند ، میزان یادگیری بسیار بالا و در روشهایی که اطلاعات به آنها دیکته می شود ، سرعت و میزان یادگیری بسیار پایینی داشته اند. یادگیری از طریق بکارگیری استعدادهای خلاق ، عموماً به شکل های درک مسأله ، یا نواقص ، حدس زدن و ساختن فرضیه درباره راه حل آن، آزمایش کردن این حدسیات ، تجدید نظر و اصلاح حدسیات و استخراج نتایج آزمایش بروز می کند . در این فرایند یکی از غرایض قوی بشری نقش مهمی بر عهده می گیرد و آن تنشی است که بشر در مقابل یک مجهول یا غیر حقیقت احساس می کند . او سعی دارد به صورتی خود را از این تنش آزاد سازد و این انگیزه او را وادار به پرسیدن و حدس زدن و پی گیری مطلب می نماید حتی پس از حدس زدن ، تردید درباره صحت حدس هنوز باعث نارضایتی است . در دنیای پیچیده کنونی که شاهد رقابت های بسیار فشرده جوامع گوناگون برای دستیابی به جدیدترین فناوری و منابع قدرت هستیم افراد تیزهوش و دارای هوش هیجانی که خلاق هستند و صاحبان اندیشه نو و تفکر واگرا به مثابه گرانبهاترین سرمایه ها از جایگاه بسیار والا و ارزشمندی برخوردار است و در چنین عصری باید برای اداره سازمان های گوناگون اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی و آموزش و به نوآوری و نوجویی و نظرخواهی و بهره گیری از دستاوردهای اخلاقی ، علمی و فنی بشر همت گذاشت . امروز جامعه بیش از هر زمان دیگر به افراد هوشمند و خلاق نیاز دارد ، هر قدر جهانی که در آن زندگی می کنیم پیچیده تر می شود نیاز به شناسایی و پرورش ذهن های خلاق و آفریننده نیز بیشتر و شدیدتر می گردد به همین دلیل در شرایط کنونی ، مسأله خلاقیت از مهمترین مسائل در قلمرو روانشناسی آموزشگاهی است و همین طور رابطه نزدیکی با هوش به خصوص هوش هیجانی دارد . با توجه به این امر باید مدیرانی مبتکر و خلاق را برای رده های متفاوت مدیریت برگزید ، مدیران توانمندی که قادر باشند با اتخاذ تدابیر و شیوه های بایسته به ویژه در دستگاه آوزش و پرورش و مراکز دانشگاهی زمینه را برای تجلی بروز استعدادها و خلاقیت دانشجویان فراهم آورد . اگر با استناد به نظر ژان کیا ژه هدف اصلی آموزش در مراکز دانشگاهی و آموزش و پرورش را آفرینش و به ویژه آفرینش انسان های توانا به انجام دادن کارهای نو و انسان های خلاق و نوآفرین و کاشف بدانیم . ( سیدیحی محمدی – 1384 )
بیان مسأله :
با توجه به اهمیت خلاقیت و نوآوری در مراکز دانشگاهی و رابطه آنبا هوش هیجانی موضوع پژوهش در این تحقیق بیان مسأله به این صورت است که بین خلاقیت و روحیه خلاق و هوش هیجانی دانشجویان رشته های علوم انسانی می تواند رابطه وجود داشته باشد و با اینکه دانشجویان رشته علوم انسانی تدبیر و تفکری در رابطه با حل مسأله و یا پیدا کردن راه حل هایی جهت حل مسأله ندارند می توانند خلاق باشند . واژه خلاقیت عمر طولانی ندارد – واژه نامه انکلیسی آکسفورد – ظهور این کلمه را به سال 1875 میلادی در کتابی راجع به ادبیات نمایش و انگلیسی نسبت می دهد . در این کتاب قدرت خلاق شکسپیر سخن رفته است . خلاقیت واژه های بسیار مهم و ارائه تعریض از آن مشکل است و بنابراین با توجه به روحیه خلاق جوانان این قشر مهم جامعه و اینکه هوش بخصوص هوش هیجانی می تواند نقش بسزایی در نوآوری داشته باشد که در اندازه گیری هوش هیجانی بیشتر به توان باالقوه انجام کار توجه می شود تا حاصل کار ، یعنی بیشتر به فرایندها توجه داریم تا پیامدها تأکید نموده است که نتایج پژوهش های انجام شده در خصوص هوش هیجانی انجام داده اند متوجه شده اند مدارس و مراکز عالی موفق هستند که به ایجاد رابطه مناسب بین دانشجویان و اساتید و دانش آموز و معلم کمک می کند هوش هیجانی می تواند در روحیه خلاق جوانان نقش داشته باشد به این صورت که به کارگیری استعداد و رغبت و هوش لازم برای نوآوری لازم و ضروری است . ( جلالی – 1384 )
سوال مسئله :
آیا بین هوش هیجانی و سلامت روانی دانشجویان علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد ابهر رابطه معنی داری وجود دارد ؟
اهداف تحقیق :
هدف از تحقیق حاضر این است که بین هوش هیجانی و خلاقیت رابطه وجود دارد و این که آیا احساسات شناختی ، جسمانی و روحی می تواند در نوآوری و ابتکار نقش بسزایی داشته باشد یا نه رابطه ای بین هوش هیجانی و هوشی که شامل توانایی اداره مطلوب خلق و خوی و وضع روانی است در ارائه نوآوریها و ابتکارات نقش بسزایی نداشته و می توان گفت که رابطه ای بین این دو متغیر وجود ندارد .
اهمیت و ضرورت تحقیق :
از آنجا که خلاقیت و نوآوری برای بقای سازمانها به ویژه مراکز آموزشگاهی و دانشگاهی امری حیاتی است و ذهنی که در جستجوی ثبات است راکد می ماند . خلاقیت کم ، نشانه یک فرد عادی است و خلاقیت زیاد آدم های خلاق و مبتکر را از دیگران متمایز می سازد . در مورد ارتباط بین بهره هوش هیجانی و خلاقیت نمی توان به درستی رابطه ای را تصور کرد زیرا بسیاری از افراد خلاق افراد باهوش بالا نیستند ولی شاید از لحاظ هوش هیجانی در رتبه بالایی باشند انگیزه دیگر خلاقیت کنجکاوی نسبت به رویدادها و پدیده های محیط زندگانی همیشه موجب برخورد با مسئله می شود گاه خلاقیت در شیوه حل مسأله و گاه در طرح آن است می توان گفت که اهمیت و ضرورت تحقیق داشتن روحیه شاد و امیدوا است و افرادی که نسبت به رویدادها و مسائل محیطی دیدگاه منفی دارند نمی توانند خلاق و نواندیش باشند مبارزه با درماندگی و آزاد بودن و آزاد زیستن سیوه زندگی انسان های خلاق است و امید است که با ارائه بررسی رابطه خلاقیت و هوش هیجانی در بین قشر جوان بتوانیم در زمینه نوآوری قدم و گامهای موفقی برداریم و این تحقیقات را در مراکز عالی آموزشگاهی و دانشگاهی بکار ببریم . ( رهاورد – 1383 )
زمینه تحقیق :
بین هوش هیجانی و خلاقیت دانشجویان رشته غلوم انسانی دانشگاه آزاد واحد ابهر رابطه معنی داری وجود دارد .
متغیرهای تحقیق :
هوش هیجانی : متغیر وابسته
خلاقیت : متغیر مستقل
تعاریف عملیاتی و نظری واژه ها و مفاهیم
تعریف نظری هوش هیجانی : عبارتند از هوش شناختی شناور که مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است که توانایی اداره مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانش هاست . هوش هیجانی ، هوش غیر شناختی ، ابعاد شخصی – هیجانی و اجتماعی و حیات هوش را که اغلب بیشتر از جنبه های شناختی آن در عملکردهای روزانه موثرند مخاطب قرار می دهد . ( سید یحیی محمدی – 1385 )
تعریف عملیاتی هوش هیجانی : عبارت است از نمره ای که آزمودنی از آزمون هوش هیجانی بدست آمده است .
تعریف نظری خلاقیت : عبارت است حل یک مشکل یا سلسله ای از مسائل کوچک و بزرگ خلاقیت اظهار وجود و استقلال طلبی و حفظ شخصیت انسان این تعریفی است که راجرز در رابطه با خلاقیت می کند ( کرباسی – 1384 )
لوتانز ( 1992 ) خلاقیت را بوجود آوردن تلفیقی از اندیشه ها در هیانت های افراد و یا گروهها در یک روش جدید تعریف کرده است .
رضائیان ( 1374 ) خلاقیت را بکارگیری توانائیهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است . متداول ترین برداشت از خلاقیت عبارت است از اینکه فرد فکری نو و متفاوت ارائه دهد . ( کرباسی – 1384 )
تعریف عملیاتی خلاقیت عبارتند از نمره ای است که آزمودنی از آزمون خلاقیت بدست آورده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل دوم :
پیشینه و ادبیات تحقیق

 

 

 

 

 

مرور سوابق نظری و پیشینة مورد مطالعه:
یحیی بیات 1380 در تحقیقی که با عنوان عوامل درون مدرسه ای موثر بر خلاقیت دانش آموزان انجام داده نشان می دهد که بین رفتارهای حمایتی، هدایتی، و ممانعتی مدیر و خلاقیت دانش اموزان رابطة معنادار آماری وجود ندارد ولی بین جنسیت و خلاقیت همبستگی معناداری وجود دارد.پسران در مقایسه با دختران از نظر خلاقیت (مجموع نمرات و انعطاف پذیری و بسط و ابتکار) نمرات بالایی را کسب نمودند پس در نتیجه این پژوهش دانش آموزان پسر خلاق تر از دانش آموزان دختر بوده اند.
علی رقم رابطه همبستگی کوچک بین نمرات آزمون های خلاقیت و آزمون های هوش صاحب نظران معتقدند که نباید انتظار داشت افراد خلاق در میان افراد دارای هوش بهر کم یافت شود.گیلفورد و کریستین سن( 1973) دربارة رابطه بین هوش بهر و خلاقیت گفته اند که تایک سطح معین از هوش بهر، یعنی حدود 120 بین هوش و توانایی های خلاق قدری همبستگی وجود دارد.اما بالاتر از هوش بهر 120 این هبستگی دیده نمی شود.هم چنین گفته شده است که دانش آموزانی که از لحاظ پیشرفت تحصیلی از دیگران وضع بهتری دارند یا احتمال بیشتری ممکن است دارای ویژگی های تفکر خلاق باشند.(سیف، 1372)
روان شناسان ، هوش را مهارتی هم گرا یا استعدادی می شناسند که به طور کامل به سوی پاسخ متوجه می شود.در حالی که خلاقیت را استعدادی واگرا دانسته اند که پاسخ های گوناگونی را مجسم می سازد.تحقیق های انجام یافته پیرامون هوش و خلاقیت نشان داده اند شاگردانی که در این دو امر برجسته بوده اند می توانستند در خود تسلط و آزادی کامل به وجود آورند و هم دارای رفتار بزرگسالان و کودکان باشند آنهایی که از لحاظ هر دو ویژگی در پایین ترین مرتبه قرار داشتند افرادی گیج و سر درگم به نظر می رسیدند که غالباً رفتاری دفاعی یا تلافی جویانه داشتند ، فعالیت های شدید دفاعی در پیش می گرفتند و به انواع بیماریهای روان تنی گرفتار بودند اما کسانی که از هوش بالا برخوردار بوده اند و در خلاقیت در درجة پایین بودند به آن دسته از شاگردان اختصاص داشت که در درس های خود وسواس فراوانی به خرج می دادند و از شکست های تحصیلی واهمه داشتند.ولی کسانی که در درجه پایین هوش بودند ولی از جهت خلاقیت مقام والایی داشتند.غالباً از خود و از مدرسه بی زاری نشان می دادند و به مدرسه و درس و معلم با دیدة خشم و ناراحتی می نگریستند و زمانی که از کارهای درسی نگرانی نداشتند استعداد و درخشان خود را در خلاقیت و مهارت های شناختی به خوبی بروز می دادند( پارسا، 1371 ص 91).
با روز(1966) در مطالعه خود همبستگی بین خلاقیت و معدل نمره های تحصیلی را در پسران 40% و در دختران 61% گزارش کرده است.
حشمتی (1376) نیز همبستگی معناداری را بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی به دست آورده است و اعلام نموده است که خلاقیت با درس های املاء – انشاء قرائت فارسی، ریاضی و هنر همبستگی دارد ولی این همبستگی با درس علوم مشاهده نشده است.
ادبیات و پیشینه تحقیق:
هنگامی که ما عبارت « شخص خلاق» را می شنویم.احتمالاً به فردی مشهور، خارق العاده و عجیب فکر می کنیم که زندگی غیرمعمولی دارد و کارهای شگفت انگیز و غیرمتقربه زیادی انجام داده است.این طرز تفکر نشان می دهد که تعداد بسیار کمی از افراد می توانند خلاق باشند.در حالی که خلاقیت فرد را توصیف نمی کند بلکه ایده ها و تولیداتی را که به طرز مناسبی تازگی دارند تعریف می کند.
خلاقیت چیزی نیست که در اختیار گروه خاصی از افراد باشد بلکه خلاقیت یک ظرفیت ذهنی است که همگی افراد نسبت یا درجه ای از آن را در اختیار دارند و با ترتیب صحیح می توانند آن را شکوفا کرده و به فعلیت برسانند.
خلاقیت یعنی رسیدن به نتیجه ای که آن را از قبل پیش بینی نکرده باشیم، اصطلاح « آهان فهمیدم» اصطلاحی است که همگی ما بارها آن را به کار برده ایم ولی افراد خلاق کسانی هستند که فراوان از این اصطلاح استفاده می کنند.مکنیون برای خلاقیت سه شرط را لازم می داند، وی معتقد است خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو است، باید مشکل گشا باشد و مبتکرانه صورت گیرد.وی همچنین در گزارش پژوهشی خود نتیجه می گیرد که افراد خلاق در تفکر خود مستقل ترند ولی در عین حال از پیشنهادها و داده های ارائه شده توسط دیگران با آغوش بازتری استقبال می کنند؛ آنها موفق پذیرتر و در عین حال خود رأی تر هستند، شوخ تر و در عین حال عبوس ترند( تورنس ، ترجمه قائم زاده، 1372).موریس دبس نیز بیان می کند که خلاقیت فرآیندی فکری است که با هوش معمولی که بوسیله هوش بهر ارزیابی می شود تفاوت دارد.خلاقیت به تفکر واگراست که تحلیل را به کار می برد و نوآوری را در سطوح مختلف افزایش می دهد.هم چنین خلاقیت مستقیماً در کار خلق و ایجاد شرکت دارد و در کودک کم سال ابتدا به شکل متعدد و فراوان دیده می شودو بعد به تدریج تفکیک می گردد و ساخت می یابد تا که بالاخره به تولید انرژی معینی منتهی می شود.علاوه بر این خلاقیت در تمامی فعالیت های انسانی ، فنون ، اقتصاد، علم و.. دیده می شود(بودو ، 1385)
استاین خلاقیت را فرآیندی می داند که نتیجه آن یک اثر شخصی است و توسط گروهی اجتماعی در یک برهه زمانی به عنوان چیزی مفید و ارضا کننده پذیرفته می شود انرسن نیز معتقد است خلاقیت دارای چند بعد است و عبارت است از عمیق تر کندن، دوباره نگاه کردن، خط زدن اشتباه ها و.... و کسی که مسأله خلاق را حل می کند باید قادر باشد مسأله را گسترش داده، آن را باز کند و یا اجزای آن را تشخیص دهد ( تورنس، ترجمه قاسم زاده، 1372). وی هم چنین بیان می کند که خلاقیت در کودکان امری همگانی است ولی در مورد بزرگ سالان تقریباً وجود ندارد، خود به خود این سئوال پیش می آید که چه بر سر این توانایی عظیم و همگانی بشر می آید( بودو، ترجمه خانزاده، 1385).
تورنس معتقد است، فرد خلاق کسی است که توانایی دیدن اشیاء از نظرگاه های تجسمی و نگرش به مسایل از نقطه نظرهای مختلف را دارد.وی بیان می کند که فرد خلاق می تواند به طور مکرر به یک جسم یا وضعیت معمولی برگردد و آن را به طور متفاوت و هیجان انگیز درک کند، نویسنده خلاق کسی است که بتواند زندگی را به طرق جدیدی ببیند و دیده های خود را از طریق اشعار، داستان ها، نمایشنامه ها و سایر کارهای ادبی به نمایش درآورد، هنرمند نقاش و یا عکاس کسی است که بتواند مسایل را از دیدگاهی متفاوت ببیند و آنچه را می بیند از طریق یک نقاشی، مجسمه، عکس یا فیلم عرضه کند در هر زمینه از کوشش خلاق پیشرفت های بزرگ از افرادی به دست آمده که به آنچه به طور مکرر خود و دیگران دیده اند به طریق جدیدی بنگرد( اسبورن، ترجمه قاسم زاده، 1375).
اَش 1975معتقد است افراد خلاق به استقلال و خودمختاری گرایش دارند و این متضاد فعالیت هم رنگی است.وی همچنین ثابت کرده است که افراد معینی مجبور می شوند تحت فشار اکثریت باورهایی را بپذیرند که با آمادگی های ادراکی خود آن ها در تعارض است، در حالی که عده ای دیگر تسلیم فشار گروه نمی شوند و استقلال و قضاوت خود را محفوظ می کنند.این تفاوت، افراد را به سازشکار و غیرسازشکار تقسیم می کند که دومی از خصوصیات افراد خلاق است( شریعت پناهی، 1373)
به طور تقریبی همه وقتی با یک وضعیت ناقص رو به رو می شوند گرایش به قضاوت فوری دربارة آن دارند که نتیجه این رفتار عدم دستیابی به راه حل های ابتکاری است که این راه حل ها خسته کننده و عاری از هیجان هستند چنان که از روان شناسی گشتالت به خوبی روشن است یک شکل ناتمام ، در شخص تنش هایی برای وحدت بخشیدن و تکمیل بر می انگیزد.از این جا که این تنش باعث ایجاد گرایش در پخص برای « بستن زودرس» می گردد که نشانه آن تکمیل شکل به ساده ترین و واضح ترین صورت ممکن است در صورتی که این تنش کنترل شود به واکنش ها و پاسخ های ابداعی منجر می گردد.فرد خلاق کسی است که قادر است جهت ایجاد ایده های مبتکرانه ، برخوردی بازداشته و این گشودگی را به حد کافی ادامه دهد.
تعریف جامعی که از خلاقیت می توان ارائه داد تعریفی است که توسط ارلیچ ارائه شده است.وی معتقد است خلاقیت عبارت است از تجدید سازمان تجاربی که منحصر به فرد بوده و متفاوت از دانسته های قبلی است.در این تعریف به چند ویژگی برخورد می کنیم که به شرح آن ها پرداخته خواهد شد.
« تجدید سازمان اطلاعات» بدین معنا است که فرد خلاق همان اطلاعاتی که همگی ما در اختیار داریم، دارد ولی او می تواند این اطلاعات و تجارب را در رابطه های جدیدی قرار دهد و از نو سازمان بندی کند و به نتیجه ای نو برسد.« منحصر به فرد بودن» ویژگی دیگری بدین معنی است که فرایند خلاقیت به دلیل شخصی و درونی بودن دوبار تکرار نمی شود فرایندهای عینی که دوبار تکرار می شوند دیگر فرآیندی خلاق نیستند بلکه تبدیل به حل مسأله می شوند.منحصر به فرد بودن به تنهایی برای یک عمل خلاقه کافی نیست بلکه عمل خلاق باید در جهت رسیدن به یک هدف ، مفید واقع شود.
خلاقیت بیشتر اوقات در فرآورده هایی تجلی می کند که تخیل در به وجود آمدنشان نقش اساسی دارد.فرد خلاق گویی در یک بازی است، یعنی مقوله های خاص خود را می آفریند، به علاوه در برابر بسیاری از مسایل با طیب خاطر همان بازخوردی را ظاهر می کند که در مقابل بازی نشان می دهد.کودکی که خلاق است بازی ها، داستان ها، و اسباب بازی های جدید ابداع می کند یا در قبلی ها تجدید نظر می کند، داستان های تخیلی می گوید یا راه حل های زیادی برای مسایل ایجاد می کند، ارتباط ها و وابستگی های غیرعادی را درک می کند، حوادث و تجارب را به روش های غیرمعمول تفسیر می کند رویاباف است.درباره مسایلی اظهار شگفتی می کند که در سن او غیرعادی است، ممکن است در سال های اول زندگی یک هم بازی خیالی داشته باشد، از رویاها، افسانه پریان و داستان های علمی لذت می برد.ساختمان ها و فرایندهای جدید را مجسم نموده و می تواند آن ها در گفتار ، نوشتار، هنر ، موزیک و یا سایر اشکال هنری بیان کند(ارلیچ، ترجمه کلانکی، 1372).
برخی خلاقیت را با حل مسأله یکی می دانند.گانیه معتقد است یادگیری، سطوح مختلفی دارد و عالی ترین سطح یادگیری را حل مسأله می داند.می توان بین حل مسأله و آفرینندگی از این لحاظ تفاوت قایل شد که حل مسأله فعالیتی عینی تر از خلاقیت است و هدفی مشخص تر دارد.
به طوری که حل مسأله بیشتر بر واقعیت استوار است اما خلاقیت بیشتر جنبة درونی و شخصی دارد و مبتنی است بر تخیل و شهود.ویتینگ و ویلیامز معتقدند که خلاقیت مستلزم حل مسأله است اما افراد خلاق پیش از آن که مسیله را حل کنند آن را خلق می کنند یا بر پیچیدگی آن می افزایند.
مدت 30 سال است که روانشناسان کشف کرده اند که روش های ترتیبی والدین و ارزش های آن ها با خلاقیت کودکان در ارتباط است.البته امکان دارد که کودکان خلاق باعث شوند پدران و مادران روش های خاص اتخاذ نموده و به طرقی خاص عمل نمایند.
پدران و مادرانی که معتقد به دادن آزادی های زیادی به کودکانشان هستند زمینه را برای داشتن کودکانی خلاق فراهم می سازند.کودکان خلاق پدران و مادرانی دارند که برای آنها به عنوان یک فرد احترام قایل هستند، به توانائی آن ها ایمان داشته و معتقدند که آن ها منخصر به فرد هستند. خانواده هایی که برای کودکان خلاق هستند دارای ارتباط عاطفی فوق العاده نزدیکی نیستند در حقیقت تعجب آور است که در چنین خانواده هایی با خلاقیت کم تر ممکن است اتحاد خانوادگی کم تر و سردی بیشتری میان والدین و کودکان برقرار باشد.به علاوه این حقیقت دارد که خلاقیت یک کودک ممکن است به علت جو عاطفی خصمانه ، طرد کننده و یا فقدان رابطه صمیمانه متوقف گردد.به نظر می رسد که رمز کار در اعتدال باشد.کودک نباید بیش از اندازه به والدین وابسته باشد اما باید بداند که مورد علاقه و قبول آن ها قرار دارد.والدین کودکان خلاق در منزل قوانین زیادی وضع می کنند.این به آن معنی نیست که والدین کودکان خلاق به آن ها اجازه هر کاری می دهند، آن ها به عوض تعیین آئین خاص، مجموعه روشنی از ارزش ها را با کار خود به عنوان الگویی برای کودکان به نمایش می آورند و کودکان خود را تشویق می کنند که دریابند کدام رفتار نمایندة آن ارزش هاست.این والدین توجه زیادی به نیل به دستاوردها دارند.آن ها کودکان خود را تشویق می کنند که منتهای سعی خود را به عمل آورند و کارهای جالب انجام دهند.در یک بررسی در زمینه مقایسه خانوادة خلاق با خانواده ای با خلاقیت کم تر این نتیجه به دست آمد که والدین خلاق (خانواده خلاق) داشتن ضریب هوشی بالا و به دست آوردن نمرات بالا را کم اهمیت تر از نیروی تصور و صداقت می دانستند: والدین کودکان خلاق معمولاً دارای احساس امنیت نسبت به خود بوده و به دنبال موقعیت اجنماعی نیستند و در مقابل خواسته های اجتماع نسبتاً مصون هستند.به علاوه دارای شایستگی بسیار و علایق گوناگون هم در منزل هم در بیرون از منزل هستند.اینان تصور ذهنی روشنی از آینده کودک به عنوان یک فرد مستقل و مجزا شایسته احترام و محبت دارند که می توان انتظار داشت در هر شرایطی به صورت یک فرد پایبند اخلاق و مسئوول عمل کند، به علاوه به آن کودک به چشم شخصی نگاه می کنند که قادر است کارهای بزرگ و خلاق را با تمام استعدادها و مهارت هایی که داراست انجام دهد.اما از نظر استعداد، مهمترین جنبة رفتار والدین شوخ طبعی است.یعنی توانایی خندیدن به شرایط، حوادث و خود شخص ، یک بررسی نشان داد که در خانواده های کودکان خلاق شوخ طبعی وجود دارد.آن ها تقریباً به طور دائم در حال شوخی، شعبده بازی و تفریح هستند.اعضای خانواده اغلب اسامی مضحکی برای هم دارند و کلماتی را به کار می برند که فقط برای خودشان قابل درک است(آمابلی، ترجمه قاسم زاده، 1375).
اجزاء خلاقیت
خلاقیت سه جزء دارد.جزء یکم آن قلمرو مهارت هاست.قلمرو مهارت ها به منزلة مواد اولیه استعداد، آموزش و تجربه در یک حوزة خاص است، که تا حدودی ذاتی است و می توان گفت که کودکان با درجه های متفاوتی از این استعداد به دنیا می آیند.اما اگر فردی در این زمینه از استعداد کمی هم برخوردار باشد آموزش و تجربه می تواند سبب پیشرفت وی گردد.
جزءدوم، نحوة تفکر خلاق و مهارت های کاری است.بدین ترتیب که برخی شیوه های کاری، فکری و شخصیتی خاص در افراد وجود دارد که آن ها را فادر می سازد قلمرو مهارت های خود را در راه های جدید به کار گیرند.به نظر می رسد برخی از این مهارت ها ذاتی باشد.اما جنبه های دیگر از تفکر خلاق وجود دارد که می توان آن ها را به وسیله آموزش و تجربه افزایش داد.
سومین جزء خلاقیت انگیزة درونی است.این هم ممکن است تا اندازه ای فطری باشد اما تا حد بسیار زیادی به محیط اجتماعی بستگی دارد.انگیزه درونی شخص ممکن است به میزان زیادی از یک کار به کار دیگر تفاوت کند و به جالب بودن آن کار و زمینة اجتماعی آن بستگی داشته باشد این نکته بسیار مهم است که چیزی به عنوان «فعالیتی که از جنبة درونی جالب باشد» وجود ندارد بلکه یک فرد خاص با یک مقطع زمانی خاص است که می تواند فعالیتی را از جنبة درونی جالب کند (آمایلی، ترجمه قاسم زاده، 1375)
هوش و خلاقیت
روانشناسان، هوش را مهارتی هم گرا یا استعدادی می شناسند که به طور کامل به سوی پاسخ متوجه می شود در حالی که خلاقیت را استعدادی واگرا دانسته اند که پاسخ های گوناگونی را مجسم می سازد.تحقیق های انجام یافته پیرامون هوش و خلاقیت نشان داده اند شاگردانی که در این دو امر برجسته بوده اند و هم دارای رفتار بزرگسالان و کودکان باشند.آن هایی که از لحاظ هر دو ویژگی در پایین ترین مرتبه قرار داشتند افرادی گیج و سر در گم به نظر می رسیدند که غالباً رفتاری دفاعی یا تلافی جویانه داشتند، فعالیت های شدید دفاعی در پیش می گرفتند و به انواع بیماریهای روان تنی گرفتار بودند اما کسانی که از هوش بالا برخوردار بوده اند و در خلاقیت در درجة پایین بودند به آن دسته از شاگردان اختصاص داشت که در درس های خود وسواس فراوانی به خرج می دانند و از شکست های تحصیلی واهمه داشتند.ولی کسانی که در درجه پایین هوشی بودند ولی از جهت خلاقیت مقام والایی داشتند غالباً از خود و از مدرسه بیزاری نشان می دادند و به مدرسه و درس و معلم با دیده خشم و ناراحتی می نگریستند و زمانی که از کارهای درسی نگرانی نداشتند استعداد درخشان خود را در خلاقیت و مهارت های شناختی به خوبی بروز می دادند.(پارسا، 1371، ص 61)
تورنس (1975) همبستگی بین آزمون های خلاقیت و آزمون های هوشی را پایین گزارش کرده است.بنابراین از روی نمرات هوشی افراد نمی توان میزان خلاقیت آن ها را پیش بینی کرد.
علی رقم رابطه همبستگی کوچک بین نمرات آزمون های خلاقیت و آزمون های هوش صاحب نظران معتقدند که نباید انتظار داشت افراد خلاق در میان افراد دارای هوش بهر کم یافت شود.
گلیفورد و کریستین سن(1973) دربارة رابطه بین هوش بهر و خلاقیت گفته اند که تا یک سطح معینی از هوش بهر، یعنی حدود 120 بین هوش و توانایی های خلاق قدری همبستگی وجود دارد.اما بالاتر از هوش بهر 120 این همبستگی دیده نمی شود.هم چنین گفته شده است که دانش آموزانی که از لحاظ پیشرفت تحصیلی از دیگران وضع بهتری دارند با احتمال بیشتری ممکن است دارای ویژگی های تفکر خلاق باشند(سیف، 1372).
خلاقیت و پیشرفت تحصیلی
سیلبرمن معتقد است که تعلیم و تربیت بایستی فرد را برای کاری آماده کند که هنوز وجود ندارد و ماهیتش را حتی تصور هم نمی توان کرد و این امر تنها بدین صورت انجام می پذیرد که به کودکان آموزش داده شود چگونه یاد بگیرند و به آن ها نوعی انضباط فکری داده شود تا آنها را قادر سازد که اندوخته های عقلی بشر را صرف مسایل تازه کنند.توانایی تولید داده های تازه از طریق تجزیه و تحلیل ذهنی این داده ها یکی از جذاب ترین و ارزشمندترین مهارت بشری است(کالاگر، 1372)
تورنس در مورد رابطه بین نمره های آزمون خلاقیت خویش و پیشرفت تحصیلی کاربرد خلاق داده ها و سایر انواع موفقیت های خلاق را در نظر گرفته باشند و یا موضوع های درسی به روش های خلاق کسب شده باشند.اما در بسیاری از مطالعه های انجام شده هیچ یک از این دو در نظر گرفته نشده است(تورنس، 1374)، همچنین وی در مطالعه ای که به منظور برآورد روایی معیار بسط آزمون خویش انجام داده است به این نتیجه رسیده که این معیار بیش از هر یک از معیارهای خلاقیت تصویری ، با معیارهای پیشرفت در مدرسه رابطه دارد و در بررسی در مورد معیار انتزاعی بودن عناوین نیز گزارش داده است که دانشجویان از همتایان سنی خود که به داشنگاه نمی روند، در این مورد برتری دارند( تورنس، ترجمه قاسم زاده، 1372) ، تورنس در اثر خود موسوم به « هدایت استعداد خلاق» نشان داده است که بعضی مواد تحصیلی بیشتر از سایر مواد با خلاقیت در ارتباط هستند، به طوری که خلاقیت پیشرفت تحصیلی بیشتری را در مواد کلامی به خصوص قرائت امکان پذیر می سازد، در حالی که بهره هوشی بیش از هر چیز با ریاضیات همبستگی مثبت دارد.البته این نتایج در سطح مدارس ابتدایی به دست آمده است.وانگهی تورنس نشان می دهد که با خنثی کردن تأثیرات هوش بهر بین خلاقیت و قرائت ضریب همبستگی 48% به دست می آید ولی بین خلاقیت و ریاضی فقط ضریب 28% به دست می آید.(مفاخری، 1366)
اسبورن معتقد است کودکانی که در کلاس های بهترین نمره ها را می آورند بدن تردید در کارهای حافظه ای رکورد خوبی به دست می آورند ولی این بدان معنا نیست که آن ها در خلق ایده های جدید نیز به همان اندازه مهارت دارند.بر اساس آزمایش های علمی در مورد استعداد خلاقیت، تفاوت کمی بین افراد هم سن دانشگاه دیده و غیردانشگاهی، دیده شده است.در حقیقت تحصیل عامل اساسی نیست و بسیاری از افراد با مدارج بالای علمی از لحاظ خلاقیت بی بار هستند در حالی که بسیاری از افراد با وجود نداشتن تحصیلات رسمی موفقیت های برجسته ای در این زمینه به دست آورده اند(اسبورن، ترجمه قاسم زاده، 1375).
تیلور و همکاران (1962) بین نمره های آزمون پیشرفت تحصیلی و آزمون های خلاقیت ضریب همبستگی بزرگی به دست نیاورده اند.هم چنین گفته شده است که دانش آموزانی که از لحاظ پیشرفت تحصیلی از دیگران وضع بهتری دارند با احتمال بیشتری دارای تفکر خلاق هستند.گتزل و جکسون( 1962) نیز نشان داده اند که افراد بسیار خلاق، پیشرفت تحصیلی هم اندازه افراد باهوش نشان می دهند.همچنین کلازمایر و دیگران اظهار داشته اند در میان کسانی که نمره پیشرفت تحصیلی آن ها زیاد است.فرد خلاق، را بیشتر می توان یافت تا در میان کسانی که نمره پیشرفت تحصیلی آن ها کم است(سیف، 1372).
باورز(1966) در مطالعه خود همبستگی بین خلاقیت و معدل نمره های تحصیلی را در پسران 40% و در دختران 61% گزارش کرده است.
پژوهشگر ایرانی (امیری، 1358) از پژوهش خود به طور ضمنی نتیجه گرفته است که پیشرفت تحصیلی گروه خلاق از غیر خلاق بیشتر است.در پژوهشی نیز که توسط هاشمی در همان سال صورت گرفت بین نمره های درس های علوم اجتماعی و تاریخ و نمره های مربوط به خلاقیت همبستگی مثبت معنی دار پیدا کرده است.این پژوهشگر در تحلیل نتایج خود می گوید درس های تاریخ و علوم اجتماعی بیشتر مربوط به جنبة کلامی اند.لذا همان طور که تورنس یافته است با خلاقیت همبستگی بیشتری دارند تا سایر درس ها که کم تر کلامی هستند.هم چنین این همبستگی در جنبه های سیالی کلامی بیشتر بوده و در مورد درس تاریخ بیشتر از درس علوم اجتماعی گزارش شده است(هاشمی، 1358).
مفاخری(1366) همبستگی بین نمره خلاقیت و درس های جامعه شناسی و دانش اجتماعی را مشاهده نکرده است هم چنین وی در پژوهش خود بیان می کند که درس های ریاضی و امار هم با خلاقیت همبستگی ندارند و علت احتمالی این امر را ضعیف بودن دانش آموزان در این درس ها اعلام کرده است ولی بین نمره معیار سیالی خلاقیت و درس تاریخ نیز یک همبستگی بالا و بین نمره معیار انعطاف پذیری و جغرافیا نیز همبستگی بالا را گزارش کرده است(مفاخری، 1366).
در پژوهش دیگری که محسنی (1376) بر روی دانش اموزان شهرستان رشت انجام داده است بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی همبستگی مثبتی را پیدا کرده است و بیوکی (1376) نیز در ضمن نرم یابی آزمون تورنس به منظور تعیین روایی تست همبستگی بین نمره های آزمون و درس های هنر و انشاء را معنی دار گزارش داده است به طوری که این همبستگی با درس انشاء برابر با 48% و با درس هنر 47% به دست آمده است.
حشمتی (1376)نیز همبستگی معناداری را بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی به دست آورده است و اعلام نموده است که خلاقیت با درس های املاء ، انشاء قرائت فارسی، ریاضی و هنر همبستگی دارد ولی این همبستگی با درس علوم مشاهده نشده است.

 

 

 

خلاقیت و جنسیت
اسبورن معتقد است با وجودی که زنان در قدرت جسمانی ضعیف تر از مردان هستند، ولی در قدرت تصور این طور نیست در حقیقت آزمایش های متعدد نشان داده است که در زمینه خلق ایده های تازه، زنان استعداد بیشتری از خود بروز می دهند.پروفسور له مان در مطالعه خود نشان داده است که رکورد خلاقیت بین مردان بیش از زنان است، لیکن فقط در چند دهه اخیر تاریخ است که زنان فرصتی داشته اند تا بال های خلاقیت خویش را بگسترانند.همان طوری که در یک تجزیه و تحلیل از تفاوت های روانی بین دو جنس اشاره شده است، این تفاوت ها اکتسابی است ، نه ذاتی و وقتی زن به زندگی وسیع تری وارد می شود به نحو بارزی از بین می رود(اسبورن، ترجمه قاسم زاده، 1375).
تورنس در یک مطالعه پژوهشی تحت عنوان «تشخیص نقش جنسیت در تفکر خلاق» تفاوت مهمی بین امتیازهای خلاقیت کلی و هیچ کدام از امتیازهای جنسیت برای مرد یا زن پیدا نکرد.هم چنین دکتر جی آ میلتون در مطالعه پژوهشی خود با عنوان « اثر شناسایی اثر شناسایی رل جنسیت بر روی مهارت های حل مسأله» به این نتیجه رسید که مردان با خصوصیت های مذکر، مسایل را با سهولت بیشتری از مردان با خصوصیات های مؤنث حل می کنند و به همین ترتیب زنان با خصوصیت مذکر بیشتر از زنانی که خود را با نقش مؤنث شناسایی می کنند در حل مسایل موفق ترند(اسبورن، ترجمه قاسم زاده، 1375).
در پژوهشی که توسط سورش و موتیا انجام گرفت، نشان داده شد که پسرها در تفکر واگرا برتر از دخترها هستند و در تفکر همگرا بین دخترها و پسرها تفاوتی پیدا نکردند.(مفاخری، 1366)
پژوهشگر ایرانی (بیوکی، 1376) در مقایسه میانگین نمره های خلاقیت ، در هیچ یک از بخش های کلامی آزمون تورنس و نمره کل خلاقیت تفاوت معناداری را بین آزمودنی های دختر و پسر دوره راهنمایی مشاهده نکرده و تنها در بخش غیرکلامی آزمون، تفاوت معنی داری بین این دو گروه گزارش داد.هم جنین محسنی (1376) در پژوهش خود به طور ضمنی به این نکته دست یافت که بین خلاقیت دختران وپسران رابطه معنادار آماری وجود ندارد.هم چنین بین خلاقیت دانش آموزی شهری و روستایی اعم از دختر و پسر تفاوت معنا دار اماری وجود دارد.
حشمتی (1376) در پژوهش خود نشان داده است که در سنین دبستان دختران از پسران خلاق تر هستند در حالی که نادرپور در همان سال نشان داده است در دوران راهنمایی تحصیلی بین خلاقیت دختران و پسران تفاوت معناداری وجود ندارد.
رشد خلاقیت
به عقیده افلاطون ، تجربه بیش از آنکه بیفزاید می کاهد و جوانان به ایده های ابداعی نزدیک ترند تا پیرها اسبورن معتقد است که در بعضی موارد استعداد خارق العاده در سنین پایین شعله ور شده، سپس به زودی در آتش سوخته و نابود می گردد.ژرژ لاتون روانشناس آمریکایی اظهار می دارد که قدرت فکری ما تا سن 60 سالگی به رشد خود ادامه می دهد ولی پس از آن چنان کند تحلیل می رود که در 80 سالگی می تواند به خوبی 30 سالگی باشد.وی معتقد است به وجودی که افراد مسن گرایش به از دست دادن سایر قوای خود مانند حافظه را دارند ولی خلاقیت سن نمی شناسند(اسبورن، ترجمه قاسم زاده، 1385).
له مان در بررسی بر روی 1000 کار موفق خلاق، متوسط سنی که این نوع آوری ها در آن صورت گرفته بود را 74 سالگی ذکر کرد.وی همچنین معتقد است که آثار درجه یک خلاقیت معمولاً زمانی به وقوع پیوسته که افراد در محدودة سنی 25 تا 35 سالگی قرار داشته اند یعنی اوج باروری خلاقیت در سنین 25 تا 35 سالگی است و آثار درجه دوم خلاقیت 5 سال بعد بروز خواهد کرد یعنی در سنین 40 سالگی نلر معتقد است خلاقیت همانند رشد جسمانی دارای یک سیر تکاملی زمانی است که در انتهای دوران دبیرستان به منتهی خود می رسد.اما همان طور که خود او نیز اعتراف می کند علی رغم این که می توان فرض نمود خلاقیت نیز همچون هوش تا پایان دوره نوجوانی به رشد لازمة خویش می رسد باید این تصور را نیز داشت که در واقع خلاقیت پس از این سنین مراحل پختگی را طی کرده و نمودهای عالی تر آن شاید حتی در سنین بالاتر دیده شود.بنابراین خلاقیت از یک طرف مربوط به رشد مغزی است و از طرف دیگر به سبک دانش و تجربه ای که در طول زمان به دست می آید وابسته است.این عامل سبب می شود تا فرد خلاق با گذشت زمان از مضاعفی برخوردار گردد(سدود، 1369).حشمتی و نادرپور(1376) از پژوهش های خود نتیجه گرفته اند که در مقطع ابتدایی، خلاقیت از پایه سوم به پایه پنجم ، رشدی را از خود نشان می دهد. هم چنین در دوران راهنمایی این رشد از کلاس اول به سوم وجود دارد.
نقش معلم در پرورش خلاقیت
اغلب کودکا در عرض هفته زمان بیشتری را با مربیان خود می گذرانند تا باوالدینشان، مربیان بنابر ضرورت شغلی خود مستقیماً می توانند حس کنجکاوی طبیعی کودکان را تضعیف کرده و انگیزه آن ها را از بین ببرند و یا با ایجاد جوی مناسب سبب رشد و پرورش این استعداد شوند.
معلمانی که فقط بر حفظ مالب تأکید دارند با دادن عادت صرف به داشن آموز و باز پس گرفت اطلاعات علاوه به از بین بردن خلاقیت کودک به قدرت بیان، استدلال و ابداع او ضربه وارد می کنند و در نتیجه ایده های خلاقیت یا از بین رفته یا بسیار کاهش می یابند.بعد یادگیری به معنای کسب معلومات از کتاب ها به رشد توانائی ها و ایجاد تفکر خلاق کمک نمی کند دانش آموزان برای یادگیری نیاز به محیط مناسبی دارند که نمی توانند با آن تعامل داشته باشند.مکنیون معتقد است که اگر چند اصل را رعایت کنیم زمینه را برای پرورش خلاقیت ایجاد کرده ایم که این اصول به شرح زیر است:
1- اظهار نظر کودکان را مورد انتقاد قرار ندهیم، یعن آن ها را از ارزیابی و قضاوت نترسانیم وقتی داشن اموز از ارزیابی نترسید یاد می گیرد که هر راه حلی را که به نظرش می رسد بیان کند.تفکر دربارة راه حل های مختلف برای یک مسأله از جمله عواملی است که به پرورش خلاقیت کمک می نماید.
2- دربارة احتمالات و نظرات خیالی با دانش آموزان گفتگو کنید.در این صورت کودک احساس می کند چیزی که به ذهنش رسیده مهم است بنابراین به آن توجه می کند.
3- با الگو قرار دادن خودمان انتقادپذیری و در واقع تحمل نظرات دیگران را به بچه ها اموزش دهیم.
تورنس معتقد است در بیشتر کلاس ها کودکی که اندیشه یا محصولی غیرعادی رائه می دهد در معرض یک خطر باشد تا بر اندیشه و تصور خود پا فشاری کند زیرا اغلب چنین اندیشه هایی را مسخره می کنند و احمقانه و عجیب می پندارند.وی دستورهای زیر را برای پرورش استعداد خلاقیت ضروری می شناسند.
1- شاگردان را تشویق کنید که در اشیاء و افکار دخل و تصرف کنند یا در آن ها وضع تازه ای به وجود آورند.
2- وقتی شاگردان اندیشه های نو ابراز می کنند هر قدر هم که دور از ذهن باشد به دیده اغماض بنگرید.
3- در تنظیم درس ها انعطاف داشته باشیم و به دارندگان فکرهای نو همیشه میدان بدهید.
4- همواره محیط کلاس را هنگام تدریس آرام و بی تشنج نگه دارید.
5- میان شاگردی که دارای استعداد خلاق است با دیگر شاگردان رابطه نیکو برقرار سازید.
6- مسایل بحث برانگیز را مطرح کنید و حتی عقاید پذیرفته را مورد بحث و انتقاد قرار دهید.
7- اسا حل مسأله را آموزش دهید.
8- به شاگردان بیاموزید که نیروهای خلاقیت خود را ناچیز نشمرند و عظمت و اهمیت شاهکارها در آنان ترس و ناامیدی ایجاد نکند.
مربیان می توانند با بیان آزادانه احساس خود را از قبیل کنجکاوی، علاقه، شادی و احساس شخصی مبارزه طلبی نمونه ای برای کودکان باشند چنانچه مربیان کودکان را تحت کنترل قرار دهند انگیزه ی آن ها را در سطح پایین تری قرار خواهد گرفت و اگر مربیان به کودکان خود مختاری بیشتری دهند انگیزه آن ها در سطح بالاتری قرار می گیرد.به این ترتیب قابل درک ات که انتظار داشته باشیم در کلاس هایی که مربیان دارای گرایش به کنترل کودکان هستند خلاقیت در سطح پایین تری قرار گیرد.
خلاقیت چیست ؟
خلاقیت ، توصیف ، محدودیت ها و روشهای ایجاد خلاقیت
خلاقیت واژه ای است مبهم و ارائه تعریف دقیق از آن دشوار می باشد . محققان اغلب به جای تعریف آن ، خصوصیات افراد خلاق را ترسیم کرده اند . اما اگر بخواهیم تعریفی از آن ارائه کنیم می توانیم بگوییم : خلاقیت یک فرآیند ذهنی است مرکب از قدرت ابتکار و انعطاف پذیری . خلاقیت هر حسی را در بر می گیرد : بینایی ، بویایی ، چشایی و شاید حتی ماورای حس را ، بسیاری از آن نامرئی ، غیر کلامی و ناهشیار است . برخی از محققان ( ویلسون 1962 ، کراچفیلد 1962 ) خلاقیت را نقطه مقابل همنوایی می دانند و به نظر آنها خلاقیت یعنی عقاید اصیل ، نظریات متفاوت نگریستن به مسائل لوفرانکویس معتقد است : همان گونه که هوش خیلی پایین همان کودنی است > خلاقیت خیلی پایین هم معمولی بودن است .
سطوح خلاقیت به نظر آی ، آر ، تایلور ( 1995 )
خلاقیت بیانی : همانند ترسیم خودبخودی کودکان .
خلاقیت بارآور : همانند تولیدات هنرمندان یا دانشمندان .
خلاقیت ابداعی : که از طریق تغییرات و پیشرفت حاصل می شود .
خلاقیت اختراعی : که در آن هوش و ذکاوت با روشهای و فنون آشکار می شود .
خلاقیت ظهوری : جایی که یک اصل یا فرض جدید وجود دارد و در حول آن مکاتب و حرکتهای ازه و مانند آنها شکوفا می شوند .
با در نظر گرفتن سطوح فوق عقیده بر این است که همیشه درجاتی از خلاقیت وجود دارد اما برخی از تولیدات بیشتر خلاقانه است و برخی دیگر کمتر . به عبارت دیگر خلاقیت در سطوح و درجاتی متفاوتی ظاهر می شود و از کشف ساختار اتم گرفته تا خوب مسطح کردن باغ متغیر است . اما آنچه به عنوان یک ملاک خلاقیت بیشتر حائز اهمیت است > تازه بودن می باشد . این ملاک در هر تعریفی از خلاقیت دیده می شود > به نظر ترستون نظر جامعه شرط نیست که تولید چیزی را نو به حساب آمرد یانه ؛ بلکه همین که فکری برای اولین بار به ذهن همه کس از یک زن خانه دار معمولی گرفته تا یک هنرمند برجسته ایجاد شود .
اشتاین (1953 ) برخلاف ترستون معتقد است که خلاقیت باید بر حسب فرنگ و جامعه تعریف شود . به نظر او بدیع و تازه بودن به این معنی است که در آن جامعه قبلاً وجود نداشته است او معتقد است برای این که کاری را یک کار خلاق بدانیم باید توسط گروهی از افراد به صورت کاری مفید و جالب و قابل قبول در نظر گرفته شود .
روش های مختلف خلاقیت
روش نو داروینی : حرکت فکر بدون ضابطه و به صورت آزمایش و خطاست تا این که منجر به کشف می شود .
روش نو لامارکی : یک قواعد اولیه در تفکر خلاق وجود دارد که ما از آن تبعیت می :نیم و در پرتو آن تبعیت است که بعدها عمل کشف صورت می گیرد . در این روش افراد خلاق باید از یک چهار چوب تبعیت کنند وگرنه خلاقیت صورت نمی گیرد .
روش ترکیبی ( چند مرحله ای ) : در مراحل اولیه خلاقیت قاعده مندی نقش بازی میکند و در مراحل بعدی روش داروینی مصداق پیدا می کند .
شرایط خلاقیت
منشأ تولید خلاقیت چیست ؟ آیا می توان خلاقیت را به توانایی ویژه ای از صفات شخصیتی نسبت داد ؟ یا اجزای دیگری هستند که در این فرایند نقش بازی می کنند ؟ تحقیقات نشان داده است که عوامل اجتماعی و محیطی نقش های عمده ای در عملکرد خلاقاه ایفا می کنند . ارتباط قوی و مثبتی بین حالت انگیزشی شخص – جهت گیری انگیزشی – و خلاقیت وجود دارد . تا حد زیادی این محیط اجتماعی است یا لااقل برخی از جنبه های محیط است که این جهت گیری را تعیین می کند در همین ارتباط ما از اصل انگیزش درونی خلاقیت سخن خواهیم گفت . مطابق با این اصل مردم زمانی خلاق می شوند که از طریق علاقه ، لذت ، رضایت و چالش در انجام کار احساس برانگیختگی کنند نه به وسیله فشارهای و اجبارهای بیرونی .
در اصل عشقی که مردم به کارشان دارند نقش عمده ای در خلاقیت آنها دارد برای مثال اشتاینر می گوید :
هیچکس به اندازه انیشتین از علم لذت نبرده است . از طریق نامه ها > مطالعه زندگی نامه افراد و یا یادداشت های دیگران می توان برخی از افراد و دانشمندان را شناخت که به کار خود علاقه و عشق وافری داشتند که نهایتاً منجر به ابداعات ، اختراعات و پیشرفتهای چشمگیری در ان زمینه شده است . هنری جاگلوم کارگردان سینما معتقد است لذت از خلاقیت شبیه به نشستن روی دوچرخه ای است که از تپه به طرف پایین حرکت می کند .
به رغم مطالب عنوان شده تحقیقات نشان داده اند عشقی که مردم نسبت به کارشان دارند از طریق فشارهای محیطی تضعیف شده ، براحتی اهمیت خود را از دست می دهد . در سال 1954 کارل راجرز در باره شرایط خلاقیت و اهمیت ایجاد موقعیت های آزاد و امن روان شناختی صحبت کرد ، در باره محیطی که در آن نظارت بیرونی وجود نداشته باشد . راجرز معتقد است که خلاقیت فقط در محیطی شکوفا می شود که در آن انگیزش تولید از درون ایجاد شود آزمایش و بررسی تفسیرهای افراد خلاق ، این دیدگاه را تأیید کرده است البته این را هم باید گفت که تنها عشق کافی نیست بلکه فرد خلاق باید با مشکلات فراوان محیطی را بسازد که فرصت کافی برای نگه داشتن عشق را ارائه دهد .

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت