فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایلکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله اکسیژن تراپی

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله اکسیژن تراپی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 


مقدمه
اکسیژن درمانی در بسیاری از بخشهای درمانی رایــج می باشد ، در جائی که شواهد و یا احتمالی دال بر کاهش اکسیژن رسانی از میزان طبیعی وجود داشته باشد .
اکسیژن درمانی جزء اساسی درمان برای بیماران نوع 1 نارسایی تنفسی است و شاید در درمان نارسایی تنفسی نوع 2 نیز استفاده گردد . نارسایی تنفسی نوع 1 ، کاهش اکسیژن در اثر نارسایی تنفسی است که در آن میزان دی اکسید کربن در خون شریان طبیعی و یا پائین است . نارسایی تنفسی نوع 2 ، نارسایی تهویه ای همراه با علائمی از بالا رفتن دی اکسیدکربن بخاطر کاهش تهویه نایژکی است . کاهش اکسیژن نیز ممکن است همزمان وجود داشته باشد . اکسیژن درمانی با افزایش غلظت اکسیژن دمی باعث جلوگیری از کاهش اکسیژن بافتی می شود که خود می تواند باعث اختلال در عملکرد سلولی شود . هر چند حمل و نقل اکسیژن بافتی تنها وابسته به اکسیژن دمی نیست بلکه بستگی به غلظت هموگلوبین و توانایی آن برای اشباع شدن با اکسیژن و نیز برون ده قلب و توانایی آن برای رساندن اکسیژن به سلولها دارد .
دادن اکسیژن با فشار بیشتر از اتمسفر که می توان از هایپوکسی جلو گیری کرد
اکسیژن تراپی به عنوان روشی از مراقبت های تنفسی که به هنگام وجود مشکل تنفسی ارائه می گردد. در این روش جریان اکسیژن با غلظت بالاتر از حد معمول به اندام های حیاتی مددجو رسانده می شود.
هدف از اکسیژن تراپی کاهش کار تنفس و برداشتن فشار از روی میو کارد است
اکسیژن نوعی دارو است هدف از استفاده آن رساندن pao2 به 60-80 میلی متر جیوه می باشد در موقع تجویز بیمار را از نظر نیاز بررسی می کنیم بیماری نیاز به اکسیژن تراپی دارد که دچار اورژانس های تنفسی یا قلبی باشد یا افزایش عمل متابولیسم داشته باشد که افزایش متابولیسم در زمان وارد شدن تروما زخم ها و یا تب بالا دیده می شود
علائم کمبود اکسیژن شامل :اختلالات ذهنی واختلال سطح هوشیاری-رنگ غیر طبیعی پوست و مخاط- تعریق -تاکی کاردی و تاکی پنه -تغییر در فشار خون

 

موارد مصرف اکسیژن درمانی
استفاده از اکسیژن پرفشار سابقه‌ای طولانی دارد که در درمان آمبولی هوا به کار گرفته می‌شد. آمبولی هوا شرایطی است که معمولا غواصانی که به اعماق آب می‌روند و سپس با سرعت زیاد به سطح آب بازمی‌گردند، دچار آن می‌شوند. در این حالت، به علت پیدایش حباب‌های کوچک هوا در جریان خون، خون به اعضای حیاتی بدن نمی‌رسد و سبب مرگ فرد می شود. اکسیژن پرفشار می‌تواند اندازه این حباب ها را کوچک کند و در نتیجه جریان خون به شرایط عادی باز گردد.
سایر استفاده‌های این روش شامل موارد زیر است:
• به عنوان پادزهر در مسمومیت با گازهای سمی به ویژه گاز مونواکسید کربن
• ضدعفونی‌کننده به ویژه در برابر میکروب‌های بی‌هوازی (میکروب‌هایی که در برابر اکسیژن توان مقاومت ندارند)
• کاهش تورم و تجمع مایعات در بافت‌های بدن که در بهبود سوختگی‌ها کمک‌ می کند
• بهبود هیپوکسمی (کاهش فشار اکسیژن خون سرخرگی)
تغییر در تعداد یا الگوی تنفس ممکن است به علت هیپوکسمی باشد. علائم هیپوکسی شامل: پرخاشگری، عدم هوشیاری، گیجی، خواب آلودگی، کما، تنگی نفس، افزایش فشار خون، بی نظمی ضربان قلب و تعریق شدید می باشد
‏هیپوکسی در صورت شدید بودن می تواند زندگی فرد رابه مخاطره بیاندازد. با پیشرفت سریع هیپوکسی، تغییراتی در سیستم عصبی مرکزی ایجاد می شود. بیمار دچار ناهماهنگی حرکات و اختلال هوشیاری می شود.
در هیپوکسی مزمن (مانند آن چه که در بیماری های انسداد مزمن ریه دیده می شود) ممکن است خستگی، خواب آلودگی، بی تفاوتی، بی توجهی و تأخیر در واکنش ها به وجود آید.
اکسیژن درمانی کوتاه مدت می تواند برای گروه کوچکی از بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسداد ریوی مفید باشد.

 

موارد احتیاط در اکسیژن درمانی
بیمارانی که سابقه تشنج داشته‌اند یا دچار تشنج می‌شوند و بیماران مبتلا به آمفیزم (نوعی بیماری ریوی ناشی از تجمع هوا در ریه‌ها که در بیشتر موارد، ناشی از مصرف سیگار است)‌ نباید از این روش استفاده کنند.

 

همچنین سابقه تجمع مایع در سینوس‌ها، گوش و سایر حفرات بدن، سابقه جراحی‌های چشمی یا داشتن بیماری‌های چشم، استفاده از داروهای شیمی‌درمانی و داروی دی‌سولفیرام (در درمان الکلسیم کاربرد دارد)‌ هم از دیگر موارد منع استفاده از این روش هستند.
در ضمن خانم‌ها بهتر است در دوران بارداری از این روش استفاده نکنند.
همانند سایر داروها، پرستار اکسیژن را با احتیاط تجویز نموده و به دقت اثرات آن را روی بیمار ارزیابی می کند. اکسیژن نیز یک دارو است و فقط باید توسط پزشک تجویز شود.
بیماران مبتلا به اختلالات تنفسی، اکسیژن را فقط به منظور افزایش فشار اکسیژن خون شریانی تا بازگشت آن به حد طبیعی دریافت می کنند.
افزایش اکسیژن هوای دم، به میزان اکسیژن گلبول های قرمز خون یا پلاسما نمی افزاید. در عوض مقادیر افزایش یافته ی اکسیژن، ممکن است اثرات سمی روی ریه ها و سیستم عصبی مرکزی بگذارد یا سیستم تهویه بدن را تضعیف کند.
هنگام تجویز اکسیژن، بیمار باید از نظر نشانه های عدم کفایت در اکسیژناسیون مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین پرستار مرتبا بیمار را از نظر علایم گیجی، بی قراری، خواب آلودگی، تعریق، رنگ پریدگی، بی نظمی ضربان قلب و افزایش فشار خون بررسی می کند.

 

عوارض اکسیژن تراپی
1- کاهش تهویه ناشی از تجویز اکسیژن : بطور طبیعی تحریک مراکز اولیه تنفسی در بصل النخاع و پنس بوسیله افزایش کم CO2 و تحریک مراکز ثانویه تنفسی در کاروتیه و قوس آئورت با کاهش فشار اکسیژن خون کمتر از 60mmHg انجام می گردد.مددجویان مبتلا به اختلالات عملکردی مزمن ریوی دچار احتباس CO2 می باشند و این مسئله در طولانی مدت باعث می شود که حساسیت بصل النخاع نسبت به افزایش CO2 کاهش یافته و تحریک تنفسی فقط با کاهش فشار اکسیژن صورت می گیرد.بنابراین مصرف اکسیژن با مقادیر بالا در این بیماران باعث حذف این محرک تنفسی می شود و در نتیجه با افزایش PaCO2 و اسیدوز تنفسی مددجو دچار آپنه می گردد.کنترل پی در پی و منظم ABG می تواند پرستار را از افزایش PaCO2 آگاه کرده تا اقدامات لازم صورت پذیرد.
2- مسمومیت با اکسیژن: شرایطی است پیشرونده که باعث نارسایی قلبی در مددجویی که اکسیژن با غلظت بالا را در زمان طولانی مصرف کرده می گردد.غلظت بالای اکسیژن را می توان بصورت FiO2 دریافتی 100% بیش از 6 ساعت، 80% بیش از 24 ساعت و 60% بیش از 36 ساعت تعریف کرد.نشانه های اولیه مسمومیت با اکسیژن شامل التهاب خفیف تراشه و برونش که با احساس ناراحتی در پشت استرنوم ، احتقان بینی، درد هنگام عمل دم و سرفه می باشد.حفظ PaCO2 بین 60- 90 mmHg در بیماری که اکسیژن می گیرد ایده آل است.
3- آتلکتازی: افزایش غلظت اکسیژن در هوای دمی ممکن است باعث روی هم قرار گرفتن آلوئول گردد نیتروژن که 78% هوا را تشکیل می دهد به میزان کمی توسط خون جذب می شود.بیشتر مقدار نیتروژن در آلوئول باقیمانده و از روی هم قرار گرفتن آلوئول ها پیشگیری می کند.زمانی که غلظت اکسیژن دمی افزایش می یابد مولکولهای اکسیژن بجای مولکولهای نیتروژن در آلوئولها قرار می گیرند و بوسیله بستر عروقی جذب می گردند در نتیجه آلوئولها خالی شده و روی هم قرار می گیرد این پدیده را شستشوی نیتروژن می نامند.
4- صدمه چشمی: صدمه به شبکیه در بالغین درصورتی اتفاق می افتد که در معرض FiO2 به میزان 100% قرار گیرند. PaCO2 به میزان بیش از 150 mmHg در مدت بیش از 4 ساعت می تواند باعث فیبروپلازی پشت عدسی شود.اشک ریزش، ادم و اختلال بینایی نتیجه عوارض سمی اکسیژن با غلظت بالابر قرنیه و عدسی در بالغین است.
جهت جلوگیری از بروز مسمومیت
1-محدود کردن دوره مصرف اکسیژن 100درصد به مدت های کوتاه 12-6 ساعت
2- کاهش Fio2 به پایین ترین مقدار در اولین فرصت ممکن با حفظ pao2 بیشتر از 60 میلی متر جیوه
3- استفاده از اکسیژن بالای 70 درصد ممکن است برای 24 ساعت بی خطر باشد .
4- اکسیژن بالای 50 درصد ممکن است برای مدت دو روز بی خطر باشد .
5- Fio2 بالای 40 درصد بعد از دو روز بالقوه سمی خواهد بود .
6- استفاده از Fio2 زیر 40 درصد ندرتا ” منجر به مسمومیت با اکسیژن خواهد شد .
اکسیژن معمولا از طریق سیلندر و یا به صورت سانترال جهت تجویز در اختیار قرار می گیرد . قبل از تجویز اکسیژن باید آن را مرطوب کرده ، از نظر فشار تعدیل نمود.
ابزار های لازم برای اکسیژن درمانی به دو گروه عمده تقسیم می شوند :
o سیستم های با جریان زیاد اکسیژن High Flow System
o سیستم های با جریان کم اکسیژن Low Flow System
در سیستم های با جریان کم اکسیژن ، بیمار هوای اتاق را همراه با اکسیژن تنفس می کند . برای استفاده از این نوع سیستم ها ، بیمار باید حجم جاری طبیعی و الگوی تنفسی منظم داشته باشد .
از این نوع سیستم می توان از کانولای بینی Nasal Canula ، ماسک ساده اکسیژن Simple Oxygen Mask ، ماسک با استنشاق مجدد هوای بازدمی Rebreathing Mask با کیسه ذخیره کننده و ماسک بدون استنشاق مجدد هوای بازدمی Non Rebreathing Mask با کیسه ذخیره کننده ، نام برد .
سیستم های با جریان زیاد اکسیژن ، معمولا درصد اکسیژن FiO2 مشخص و ثابتی را ایجاد می کنند که با تغییر در الگوی تنفس ببیمار ، در آنها تغییری ایجاد نمی شود . شایعترین و متداولترین مثال آن ، ماسک ونچوری Venturi Mask است .
سیستم های با جریان کم اکسیژن Low Flow System
این دستگاه ها اکسیژن را با غلظت متفاوتی از 90 - 21 درصد به بیمار تحویل می دهند . در این سیستم ها متغییر هایی که روی Fio2 (درصد اکسیژن دمی) تاثیر می گذارند عبارتند از :
1.ظرفیت ذخیره آناتومیکی دستگاه تنفس
2.نوع سیستم تجویز اکسیژن ( سوند یا کانولای بینی ، ماسک ، کیسه ذخیره ساز)
3.میزان جریان اکسیژن ( لیتر در دقیقه )
4. الگوی تهویه بیمار ( در بیمارانی که تنفس عمیق دارند ، درصد اکسیژن کمتری به بیمار می رسد ، زیرا مقدار زیادتری از هوای اتمسفر که دارای Fio2 برابر 21 % است با اکسیژن تجویز شده مخلوط می گردد و Fio2 را پایین می آورد:
1.کانولهای بینی (سوند بینی) از این روش به صورت وسیعی برای اکسیژن رسانی بیماران دچار هیپوکسی که به غلظت های کم تا متوسط اکسیژن نیاز دارند استفاده می گردد . میزان جریان اکسیژن تجویز شده به وسیله کانولهای بینی بین 1 تا 6 لیتر در دقیقه می باشد.
بر حسب سرعت تجویز اکسیژن ، مقدار تقریبی Fio2 هوای دمی به قرار زیر است :
Fio2
O2
24 – 28 %
2 Lit/min
28 – 32 %
3 Lit/min
32 – 36 %
4 Lit/min
36 – 40 %
5 Lit/min
40 – 46 %
6 Lit/min
مزایا : سبک و ارزان است. استفاده از آن آسان است. به راحتی توسط بیمار تحمل می شود. لازم نیست هنگام خوردن غذا یا سرفه کردن جریان اکسیژن قطع گردد. بیمار می تواند هنگام استفاده از آن تحرک کافی داشته باشد.
معایب : در صورت اکسیژنی که با این روش به بیمار می رسد بستگی به تعداد و عمق تنفس بیمار داشته و غلظت آنرا نمی توان تعیین کرد. تحریک مخاط نازوفارنژینال می کند 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 13   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اکسیژن تراپی

دانلود تحقیق روانشناسی - تأثیر آموزش سبک حل مسئله بر میزان حرمت نوجوانان دارای مشکلات رفتاری ارتباطی

اختصاصی از فایلکو دانلود تحقیق روانشناسی - تأثیر آموزش سبک حل مسئله بر میزان حرمت نوجوانان دارای مشکلات رفتاری ارتباطی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق روانشناسی - تأثیر آموزش سبک حل مسئله بر میزان حرمت نوجوانان دارای مشکلات رفتاری ارتباطی


دانلود تحقیق روانشناسی - تأثیر آموزش سبک حل مسئله بر میزان حرمت نوجوانان دارای مشکلات رفتاری ارتباطی

 

تأثیر آموزش سبک حل مسئله بر میزان حرمت خود نوجوانان سنین 12 تا 13 ساله دارای مشکلات رفتاری ارتباطی

 

 

با فرمت قابل ویرایش word

تعداد صفحات:  30 صفحه


چکیده:

هدف این تحقیق بررسی تأثیر آموزش حل مسئله بر میزان حرمت خود نوجوانان دارای مشکلات رفتاری ارتباطی سنین 12 تا 13 ساله (مقطع راهنمایی تحصیلی) بوده است. ابزار مورد استفاده در این تحقیق آزمون حرمت خود کوپر اسمیت و پرسشنامه مشکلات رفتاری راتر بوده است. از بین 68 دانش آموز 48 نفر که نمرات آنها در پرسشنامه راتر 9 و بالاتر از 9 و در پرسشنامه حرمت خود پایین تر از حد میانگین بود به طور تصادفی انتخاب گردید و به گروههای آزمایش و کنترل تقسیم شد. گروه آزمایش به مدت 7 هفته (هر هفته یک جلسه 90 دقیقه ای) تحت تأثیر متغیر مستقل قرار گرفتند، در حالیکه گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکردند. بعد از آن، پس آزمون انجام گرفت و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که بین میانگین های حرمت خود کلی دو گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد (P = 0). بدین گونه که میانگین نمرات حرمت خود کلی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر بود همچنین مقایسة بین میانگین های حرمت خود کلی دو گروه پسر و دختر در پس آزمون تفاوت معنی داری را نشان نداد. تأثیر متقابل جنسیت و آموزش حرمت خود در این تحقیق معنی‌دار نبود.

واژه های کلیدی: سبک حل مسئله، نوجوانان، حرمت خود، مشکلات رفتاری ارتباطی

 


بیان مسأله:

          در خلال نیم قرن گذشته حرمت خود به عنوان یکی از سازه های اصلی شخصیت همواره مورد توجه روان شناسان بوده است. روزنبرگ (1979) بر این عقیده بود که حرمت خود به معنای یک سازه کلی، ارزشیابی فرد از خود را به منزله موجود انسانی شایسته و با ارزش نشان می دهد. برخی از محققان (تفردی و ساوان، 2001) ابعاد اصلی تشکیل دهنده حرمت خود را در چهارچوب دو مولفه احترام و تمایل یا علاقه‌مندی6 قابل تمایز می دانند. این مولفان نشان داده‌اند که حرمت خود کلی در دو سطح صلاحیت خود و علاقه به خود9 قابل جداسازی است. صلاحیت خود نوعی تجربه شخصی ارزشمند است که در آن فرد خود را عامل عمل احساس می کند. بنابراین، سطح صلاحیت خود می تواند دارای جهت گیری مثبت یا منفی باشد. علاقه به خود، به عنوان بعد دیگر حرمت خود نیز شرایط و عوامل تجربه مفیدی را برای فرد به عنوان یک موجود اجتماعی فراهم می آورد (نقل از نورالله محمدی، 1384).

          بدون تردید یکی از دلایل اصلی توجه پژوهشگران به مفهوم حرمت خود، اثر بالقوه آن بر سلامت است. پژوهش هایی که به مطالعه اثرات حرمت خود اختصاص یافته اند آشکار ساخته اند که «حرمت خود آسیب دیده» تحمل شرایط دشواری که افراد در زندگی روزمره خواه ناخواه با آن مواجه می شوند را غیرممکن می سازد و پیامدهای روانی و جسمانی زیان آوری را برای آنها به بار می آورد (تیلور و اسپینوال، 1996) این شواهد نشان می دهند که گستره وسیع پیامدهای فردی مواردی چون اضطراب و افسردگی (نقل از کاپلان، 1996)، اختلال های جسمانی و روانی (اوگدن، 1998). مشکلات رفتاری و ارتباطی (سلیمی، 1376) و پاسخ های نامطلوب و انحراف آمیز مانند استفاده از مواد مخدر، خرابکاری، تحریف واقعیت (به نقل از کاپلان، 1996) را در بر می‌گیرد. بی‌تردید چنین پیامدهایی میزان آسیب پذیری فرد را به طور فزاینده ای افزایش می دهد که این نیز به نوبه خود برای نظام های بین فردی و اجتماعی عواقبی چون جدا افتادن فرد از ایفای نقش بهنجار را به دنبال دارد (کاپلان 1996، نقل از طاووسی، 1380).

          کوپراسمیت (1987) حرمت خود را به عنوان یک متغیر آستانه ای در نظر می گیرد، به این معنا که حرمت خود پایین تاثیر بازدارنده ای بر پشتکار، اعتماد، و عملکرد تحصیلی (صدر السادات و اسفند آباد، 1380) می گذارد و عملکرد فرد را در قلمرو روان‌شناختی، جسمانی، خانوادگی و اجتماعی دچار اختلال می کند و وی را وادار می سازد تا در جهت تغییر موقعیت خود یا سازش یافتگی با آن گام بردارد؛ سازش یافتگی که می تواند موثر یا ناموثر باشد (دادستان، 1377).

          حرمت خود یکی از تعیین کننده های اصلی در شکل دهی الگوهای رفتاری- عاطفی به ویژه در نوجوانان بشمار می آید. چه از دیدگاه تحولی حرمت خود همچون دیگر ویژگی‌های کودکان در خلال کودکی و نوجوانان دچار تغییراتی می گردد. طبق نظریه تعالی خود2، نوجوان دارای ارزشگذاری منفی از خود، ارزشگذاری مشابهی را نزد همسالان داراست. به عبارت دیگر گروه همگنان موجب نگرش منفی به خود در فرد می‌شود و همین ارزشگذاری منفی موجب بی ارزشی خود شده که در حیطه های مختلف حرمت خود تجلی می یابد. هرچه بیشتر نوجوان احساس بی ارزشی را در خود تجربه نماید، به همان نسبت احتمال درگیر شدن او در رفتارهای انحرافی افزایش می یابد (کاپلان، 1996، نقل از سلیمی، 1376). همچنین نتایج تحقیقات دیگر نشان می دهند که حرمت خود همبستگی منفی با مشکلات رفتاری دارد. (شوایتزر و همکاران، 1992) در تحقیق خود نمونه های بالینی را مورد بررسی قرار دادند و ارتباط منفی بین حرمت خود و مشکلات رفتاری را در نوجوانان ارجاع شده به کلینیک ها به دست آوردند. میزان حرمت خود در این نوجوانان پایین تر از میزان حرمت خود در نوجوانان سالم بود. پترسون و همکاران (1992) متوجه شدند که پسران پرخاشگر حرمت خود تحصیلی پایین تری نسبت به پسران فاقد پرخاشگری دارند و بین حرمت خود تحصیلی و بزهکاری همبستگی منفی وجود دارد.

          از طرفی پژوهشگران در توجه خود به واکنش های افراد به سبک هایی که آنان در رویارویی با «حرمت خود آسیب دیده» اتخاذ می کنند، معطوف ساخته اند و بدین نتیجه رسیده اند که در مقابله با حرمت خود پایین، تغییرات بین فردی قابل ملاحظه‌ای وجود دارد چه، تجربه احساس بی ارزشی خود تحت تاثیر متغیرهای متعددی قرار می‌گیرد، شیوه های ارزیابی مختلف، راهبردهای مقابله ای، عوامل مقاومت و آسیب پذیری از جمله متغیرهایی هستند که تعیین می کنند چگونه حرمت خود پائین تجربه می‌شود و آثار آن چه هستند.

          در این میان رابطه راهبردهای مقابله ای با حرمت خود پایین حایز اهمیت است. چه استفاده از سبک های مقابله ای کارآمد مقاومت فرد را در برابر حرمت خود پایین افزایش می‌دهد. برای مثال این باور که امکان تعدیل رابطه بین حرمت خود پایین در ابعاد اجتماعی و تحصیلی با مشکلات رفتاری ارتباطی وجود دارد در نتایج تحقیقات ویندل و ویندل (1996) درباره نوجوانان نشان داده شده است.........

 

و...........


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق روانشناسی - تأثیر آموزش سبک حل مسئله بر میزان حرمت نوجوانان دارای مشکلات رفتاری ارتباطی

دانلود مقاله روش تحقیق بررسی مشکلات دختران نابینا

اختصاصی از فایلکو دانلود مقاله روش تحقیق بررسی مشکلات دختران نابینا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه:
متأسفانه در کشورهای جهان سوم که سلطه سالها استعمار و استثمار آنان را از قافله پیشرفت تمدن عقب نگاهداشته درصد نابینایان بعلت فقدان بهداشت عمومی، سوء تغذیه، عدم رعایت مسائل ایمنی در کار، بی اطلاعی از مسائل بهداشتی چشم و غیره. بسیار بالا و نگران کننده است. این در جائیست که نقد علمی و مالی دولتها اجازه ایجاد سازمانهای رفاهی و انجام تحقیقات علمی در زمینه رفاه نابینایان را نمی دهد درواقع کشورهای جهان سوم با کمترین امکانات توانبخشی تعداد قابل ملاحظه ای نابینایی محروم از شغل، خانواده وامکانات آموزشی دارد که وضع آنها وخیم تر می شود.

 

بیان مسئله
نابینایی فاجعه نیست بلکه پدیده ای است بس کهن که قدمت آن را نمیتوان با پیدایش بشر همزاد وهمزمان دانست. با این عارضه و اتفاق باید به درستی روبرو شد. با قبول واقعیت آن را از طریق صحیح، سعی در برطرف کردن مشکلات آن تلاش کرد. با وجودی که نابینایی از نظرگذراندن زندگی صحیح وسالم فرد در موارد خاصی کمتر از بسیاری از معلولیتهای دیگر محدودیت ایجاد می کند مردم و جامعه نسبت به آن حساسیت بیشتری دارند و گاه نسبت به این گروه ترحم نابجایی از دیگران سر می زند. شاید به دلیل این است که اولاً نابینایی قابل دیدن است و نقصی ظاهری است در حالی که مثلاً ناشنوایی و معلولیتی به ظاهر پنهان است وشخص ناشنوا از نظر ظاهر، فردی سالم جلوه می کند دوم اینکه هر کسی قادر است د رتاریکی یا با بستن چشم خود دنیای نابینایی را حس کند در حالی که کسی قادر نیست گوش خود را ببندد و دنیای سخت شنوایی را لمس نماید. دلیل دیگر شادیوجود وسایل کمکی مخصوص نابینایان باشد مانند عصای سفید، عینک سیاه، یا سگ راهنما که همگی نقص این گروه را بزرگتر جلوه گر می سازند و بهتر در معرض دید دیگران قرار میدهند و دنیای آنان را یادآور می گردند.( پاکزاد 76، 292)
کودکان نابینا بعنوان عقب افتاده یا معلول و یا غالباً استثنایی می نامند. اینگونه کودکان برای اینکه امکان نیل به هدفهای آموزشی را داشته باشند به راهنمایی ویژه، کمکهای فنی، تربیت های خاص در مدارس و برنامه هایی که برای آنها تهیه شده است نیاز دارند.
پیروزی بر مشکلات و کامیابی در این امر مستلزم پشتیبانی مؤثر جامعه از برنامه آموزش و پرورش استثنایی است نخستین وظیفه جامعه در این زمینه بدون شک آن است که برای یک جامعه آموزش استثنایی، امکانات و تسهیلاتی فراهم کند.
برای آنهکه آموزش ا ستثنایی مشاکت موثر مردم را برانگیزد باید آنان به ضرورت و ارزش این آموزش پی ببرند و به فایده و اثر آن اطمینان حاصل کنند. درواقع آموزش استثنایی که هدفش آماده ساختن کودکان برای زندگی اجتماعی است باید در محیط مساعد و مناسبی گسترش یابد و این آموزش هنگامی می تواند قرین کامیابی گردد که جامعه اهمیت پذیرفتن معلولان خود به قدر کافی واقف باشند و در رفتار نسبت بدانان رشد خود را نشان بدهد از اینرو باید از همه وسایل ارتباط جمعی مانند مطبوعات، رادیو و تلویزیون کنفرانس ها و غیره بر آموزش و روش ساختن طرز فکر جامعه استفاده کرد.
درصدد تقریباً چشمگیر نابینایان در کشورهای مختلف دنیا و احساس نیاز به تأمین رفاه معنوی و مادی آنان و لزوم انجام اقداماتی بمنظور هرچه بیشتر کاستن از عوارض اجتماعی و فردی نابینایان تا حدی که بتوان شخص نابینا را به صورت عضوی فعال، اجتماعی و متکی به خو و غیر متروی بار آورد. سازمانهای دولتی، خصوصی، محققین، کارشناسان، دست اندرکاران را بر آن داشته است تا توجه به وضع نابینایان را بعنوان لزوم عینی اجتماعی بپذیرد و درصدد یافتن راه حل های علمی معقول و مناسب برآیند به همین علت در بسیاری از کشور های دنیا تحقیقات دامنه داری در این زمینه انجام گرفته و سرمایه گذاریهای وسیعی برای بهبود وضع نابینایان و آموزش آنان بریا مواجهه با وضع جدید و گماردن آنان در مشاغل مناسب بعمل آمده است.
با توجه به ارقام چشمگیر تعداد نابینایان در کشور مسائل مربوط به آنها کمتر مورد توجه جدی قرار گرفته است و تحقیقات محدودی دراین زمینه انجام شده است در حالی که آرزوی کودک نابینا و بطورکلی معلول و جود نداشته باشد آرزوی کاذب است زیرا برغم پیشرفتهای مداوم و جدی در زمینه علوم بویژه چشم پزشکی باز هر ساله تعدادقابل ملاحظه ای کودک نابینا پا به عرصه حیات می گذارند و یا به علت فقر غذایی و بهداشتی و نبود امکانات اولیه زندگی همه ساله تعداد زیادی از کودکان بینایی خود را از دست می دهند و این در حالی است از ابتدائی ترین امکانات توانبخشی و آموزشی و حرفه ای، اجتماعی محرومند.

 

انگیزه تحقیق:
با توجه به اینکه محقق خود نیمه بینا بوده است و در زمینه آموزشی با مشکلات و مسائل عدیده ای برخورد کرده است همیشه به دنبال فرصتی برای پژوهش در این زمینه بود ه است.
امید آن است این تحقیق باعث آگاهی بیشتر خوانندگان از مسائل و مشکلات آموزشی این قشر شود و باعث حل مشکل آنان گردد.
اهداف تحقیق
1- بررسی مسائل و مشکلاتی که کودکان و نوجوانان نابینا را از جذب آموزش کافی و حصول تطابق اجتماعی لازم باز می دارند.
2- شناسایی مشکلات و مسائلی که دانش آموزان در این مدارس و خانه و اجتماع با آنها مواجه هستند که مانع رشد و شکوفایی شخصیت آنها می گردد.
3- یافتن راه حلهایی که میزان اینگونه مسائل و مشکلات را تقلیل دهد و در اجتماعی تر ساختن کودکان و نوجوانان نابینا مؤثر باشد.
اهمیت موضوع مورد بررسی
اهمیت موضوع مورد بررسی در نظر داشتن مسائل نابینایان که از جمله زمینه های است که کمتر مورد توجه جدی قرار گرفته، آرزوی اینکه کودک نابینا یا هر فرد نابینایی وجود نداشته باشد آرزوی کاذب است زیرا به زعم پیشرفتهای مداوم و جدی در زمینه علوم، بویژه چشم پزشکی باز هر ساله تعداد قابل ملاحظه ای کودک نابینا باقی می گذارد و یا به علت فقر غذایی و بهداشتی ونبود امکانانت اولیه زندگی، هرساله تعداد زیادی از کودکان بینایی خود را از دست می دهند و این در حالی است که از ابتدایی ترین امکانات توانبخشی، آموزشی و حرفه ای و اجتماعی محرومند.(درویار ریچارد، 1368، ص 1)
بدین ترتیب امروزه هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که خود و یا سایر بستگان نزدیکش تا پایان عمر هرگز به هیچوجه در معرض خطر نابینایی و یا کاهش شدید بینایی قرار نخواهد داشت. با وجود این امر آیا بازهم مانند گذشته ها باید با نابینایی بدترین مجازات و تاریکترین سرنوشت باشد؟( درویا ریچارد، 1368 ص 1)
آیا بازهم مانند گذشته باید نابینایان تا پایان عمر خود را از داشتن یک زندگی خوب و مناسب و از تحقق ساختن آرزوهایشان محروم و ناتوان احساس کنند؟ از این رو ضروری است بطور مستمر تلاش گردد تا از یکسو برای پیشگیری از وقوع نابینایی و از سوی دیگر در صورت بروز نابینایی، جهت مقابله و عرضه بر عوارض آن کلیه امکانات لازم علمی، و عملی و تکنولوژیکی پیش بینی و فراهم گردیدند. لذا انجام پژوهش های علمی در این راستا دارای نقش ارزنده و حائز اهمیت می باشد و امید است این مطالعه اندک کمکی هرچند ناچیز ارائه دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم
تاریخچه توجه به نابینایان
قدیمی ترین نوشتارهای پزشکی که بدست ما رسیده است و متعلق به تمدن رایج در منطقه بین النهرین می باشد مبین آن است که لااقل 5000 سال پیش مراقبت از چشم یکی ازتخصصهای پزشکی بوده است قانون حمورابی که در سال 1280 شمسی در شوش بدست آمد و حاوی قوانین حاکم بر سرسری ها در 3000 سال پیش بود حاوی مطالبی درباره چشم پزشکی است و نشان میدهد که جراحی های چشم همانقدر که برای بیمار مخاطره آمیز بوده است برای پزشک نیز مخاطراتی دربرداشته است. زیرا که هیچ چشم پزشکی حق به دریافت بیش از ده سکه نقره برای جراحی های موفقیت آمیز چشمی نمی باشد. اما اگرچراحی های موفقیت آمیز انجام نگیرد دست جراح قطع می شود.
در سراسر تاریخ نابینایی بلیة بزرگی برای انسانها محسوب می شده است زیرا بزرگترین موفقیتی که یک نابینا می توانست بدست بیاورد این بود که گدای موفقی بشود. حتی حقایقی در دست است که نشان می دهد در برخی موارد افراد فوق العاده فقیر کودکان خود را کاملاً کور می ساختند تا ترحم بیشتر بسویشان جلب شود. چنین مشهود است که در برخی از جوامع بدوی کودکانی را که متولد می شدند بعلاوه با وجود آن که در وشته های مذهبی تذکر داده شده است که باید نسبت به نابینایان رفتاری انسانی داشته باشیم مردم چنین عقیده داشتند که کوری نوعی تنبیه آسمانی است ولی از موراد خیلی نادر مثل هومر که از نعمت بینایی محروم بود، این ظر نادیده می گرفتند.
عصر کار جدید که برای نابینایان، عصری حمایت کننده است برای افراد این گروه از اجتماع خیلی بآهستگی فرا رسید.
یکی از قدیمی ترین آسایشگاههایی که اختصاصاً برای نگهداری از نابینایان تأسیس شد،ا احتمالاً آسایشگاهی است که در قرن چهارم میلادی در Caelazea واقع در پادریسه Cappadezia اسقف شهر لومان Leman در فرانسه انستیتوییب رای نگهداری از نابینایان در نزدیکی شهر پونیلیوتا تأسیس کرد و م یگویند ویلیان فاتح پادشاه نورین ها هم که در سال 444 شمسی(1066) میلای انگلستان را فتح کرد برای جبران گناهان عظیمی که مرتکب شده بود چندین نوانخانه ای درست کرد که در آن از کوران نگاهداری میشد. قرنها بعد فاتحون جنگهای صلیبی پس از مطالعه غرامت جنگی که برای آنکه این غرامت ها هر چه زودتر پرداخت گردد اعلام داشتند که در ازاء هر روز تأخیر در پرداخت غرامت 20 نفر از اسراء را کور می کنند و تهیه غرام 15 روز به طول انجامید یعنی سیصد نفر کور شدند.
برطبق رویات موجود این رویداد چنان خاطرلوئی نهم پادشانه فرانسه را آزرده ساخت که او در سال628شمسی (1260 میلادی) دستور داد تا انستیتویی تحت نظر شخصی خودش برای نگاهداری از نابینایان در پاریس بوجود بیاید و این همان آسایشگاهی است که تحت نام کز- ون Ceuze-vingts( به معنی پانزده – بیست) هنوز هم وجود دارد.
برخلاف ژاپ که نابینایان بعنوان مشت و مال دهنده دارای منزلت خاص اجتماعی بودند در اروپا و اغلب نقاط دنیا نانبیایان گروهی سربار جامعه بحساب می آمدند ما در سال 904 شمسی( 1526 م) انسان درست بزرگ اسپانیولی خوان لویش ویوس Juan Luis Vives قطعه ای به نام اضمحلال بینوایان نوشت که در آنه پیشنهاد شده بود نابینایان نباید بیکار گذارده شوندبلکه باید به ایشان کارهای تولیدی که برآورنده نیازهای خودشان باشد واگذار شود. این یک نظریه انقلابی بود و به این دلیل به آهستگی طرفدارانی پیدا کرد. اما به هرحال اولین قدمی وبده در راه پیدایش عصر جدیدی برای نابینایان برداشته شد و موجب شد که این افراد سرانجام در بقیه افراد اجتماع ادغام گردند.
قسمت اعظم اقدامات مربوط به بازشدن درهای آموزش و پرورش برروی نابینایان توسط یک نفر فرانسوی بنام والنتن هوی(Valentine Hauy) انجام گرفت که در سال 1162 شمسی( 1874 م) اقدام به افتتاح انستیتویهایا جوانان کور در پاریس کرده موفقیت او در تعلیم دوازه کودک نابینایی که از طرف انجمن دوستان به انستیتوی وی اعزام شده بودند موجب گردید که به او لقب( پدر و حواری نابینایان) داده شود. پس از انقلاب فرانسه مدرسه هوی به آسایشگاه کنز – ون ملحق شد و در آن ادغام گردید.
هور همچنین اولین کسی بود که کاغذ برجسته را که می شد از راه لمس مطالب روی آن را خواند مورد استفاده قرار داد و داستان از این قرار است که از اولین شاگردان او به نام فرانسوا لسوئور Francia Lesar موقعی که میخواست چند برگ کاغذ را طوری روی میز معلمش بگذارد دست به کارت پستالی خورد که حروف نوشتجات روی آن قدری فرورفتگی پیدا کرده بود و لسوئو توانست برخی از این حروف را تشخیص بدهد و تصمیم گرفت این روش را امتحان کند. لذا چند حرف از حروف الفبا را محکم با مداد روی کاغذ نوشت و بنحوی که محل نوشته ها قدری فررفتگی پیدا کرد و لسوئو توانست آنها را بخواند. پس از این رویداد اقدامات و تجربیات گوناگونی بعمل آمد و روی حروف برجسته و گود شده امتحاناتی شد تا اینکه سرانجام لوئی بریل Louis Braille معلم نابینای انستیتو ملی جوانان نابینا الفبایی را که هر یک از حروف آن بوسیله نقطه برجسته مشخص می شود ابداع کرد در ماه مه 1975 یکصدوپنجاهمین سال تولید بریل چنین جشن گرفته شد الفبای ابداعی او بعنوان الفبای بین المللی نابینایان مورد قبول قرار گرفت( نیمی بینا 1370- ص 18)

 

گذری برتاریخچه آموزش و پرورش در جهان و ایران:
دیرزمانی بود که نابینایان در مزره ناتوانان بشمار می آمدند و بجز گروهی معدود انگشت شمار که دارای نبوغ ذاتی و امکانات محیطی ویژه خود بوند را ه مشخص و سیر معینی برای آموزش توانبخشی و رفاه آنان وجود نداشت لکن از حدود 20 سال یپش در برخی از کشورهای جهان در این زمینه گامهای برداشته شد و از آن زمان رسیدگی به امور نابینایان با تأسیس مراکز، سازمانهای و ...د رامور مختلف آموزشی، توانبخشی و بهزیستی پی ریزی گردید. این توسعه گسترش با تلاش مؤثر خود نابینایان و نشانه های درخشاان شکوفایی و کارآیی آنها تا به آن حد رسیده است که در بسیاری از موارد در انجام وظایف اجتماعی و کسب موقعیت های محیطی میتوانند با دیگر به افراد به رقابت برخیزند.
در ایران از حدود 50 سال قبل توجه به امور مختلف آموزشی و رفاهی نابینایان بطور پراکنده آغاز گردید خوشبختانه در سالهای اخیر با مشارکت و همگامی مستقیم خود نابینایان اقدامات چندی در این زمینه بعمل آمده است:
الف) در جهان:
در طی قرنهاکودکان نابینا در مدارس کودکان عادی به تحصیل مشغول بوده اند لکن برخی از والدین متمکن از معلمین و مربیان خصوصی جهتتعلیم کودکان نابینای خود استفاده می کردند و بعنوان یک سابقه تاریخی باید اشاره نمود که در سال 1970 بعد از میلاد دانشگاه الزهرا در مصر ولین برنامه ریزی آموزش نابینایان را در جهان پی ریزی نمود لیکن آغاز آموزش مدون و برنامه ریزی شده برای نابینایان اولین بار در سال 1785 با تأسیس آموزشگاه نابینایان هیوئی در فرانسه پایه گذاری شد. هیوئی که در زمان انقلاب کبیر فرانسه می زیست برای تأمین بودجه و اداره آموزشگاهش تلاش زیادی بعمل آور وحتی در حکومت نفوذ کرد. پس از آن آوزشگاههای ویژه نابینیان در لیورپول(1791) برلن(1806) میلان(1807) آمستردام(1985) و دیگر شهرهای اروپای یکی پس از دیگری ایجاد گردیدند. تقریباً همزمان با ایجاد مدارس در شهرهای یادشده درسال 1829 و 1831 در مدرسه شبانه روزی در آمریکا در ایالات ماساچوست و نیویورک تأسیس شدند. در سال 1861 انستیتوی مازارت برای نابینایان در مونترلا آموزشگاههای فاکس در سال 1862 و مدرسه انتاریو در برند فورد در سال 1872 در کشور کانادا تأسیس شدند.
در استرالیا اولین آموزشگاه نابینایان در 1862 در شهر ملبورن گشایش یافت. در هندوستان در سال 1887 اولین آموزشگاه نابینایان در پنجاب تأسیس شد پس از آن مدارس ویژه نابینایان در سراسر نقاط جهان قارچ وار روئیدند و در دهه 1950 به اوج خود رسیدند.
در کشورهای جهان سوم آموزشگاههای مناسبی برای نابینایان ایجاد کردند. از میان ایثارگرانای که در مراکز آموزش نابینایان نقش عمده ای داشتند ن 3 تن بیشتر از همه به چشم می خورد.
1- والنتین میوئی 2- جووآن ویلهم 3- ساموئل کریولی ها می باشد.
"هاو" اولین مدیر موسسه نابینایان در ینوانگلو بود که بعدهانام مؤسسه پرکنیز بر آن نهاد هاشد« لوئی بریل»(1852-1809) در سال 1824 در 15 سالگی زمانی که شاگرد مدرسه هیوئی بود خط بریل را برای نابینایان که تا آنوقت سیستم واحدی برای نوشتن نداشتند اختراع کرد( یمینی نیا، 1370 ص20)

 

ب) در ایران:
با وجود یکه در قرن 19 و اوایل قرن 20 در اکثر کشو رها چه از طرف دولت وچه از طرف مردم خیر و بشردوست به اور آموزش نابینایان توجه شده بود، لذا هنوز در کشور ما کوچکترین قدمی در این راه برداشته نشده بود تا اینکه در سال 1299 شمسی یک نفر کشیش آلمانی بنام ارنست کریستونل اولین گام را برداشت و در شهر تبریز مدرسه ای برای آموزش نابینان دائر نمود و در سال 1319 تعطیل شد. در سال 1330 شمسی یک شعبه از مدرسه فوق الذکر بنام مدرسه نور آئین جهت آموزش دختران نابینا در اصفهان شروع به کار کرد وبه امر آموزش دختران نابیینا همت گماشت. همچنین در سال 1340 شمسی موزشگاه کریستو نل جهت تعلم و تربیت پسران نابینا گشایش یافت. اولین آموزشگاه ویژه نابینایان در تهران در سال 1328 شمسی توسط سازمان خدمات اجتماعی تأسیس گشت. آموزشگاه فوق الذکر به آموزشگاه رودکی موسوم بود و بطور شبانه روزی اداره می شد. در سال 1339 منحل گردید و بعد آموزشگاه نابینایان خزائلی که ابتدا تحت عنوان ایتجمن هدایت و حمایت از نابینایان در سال 1342 شمسی شروع بکار نمود این آموزشگاه امروزیهدارای دوره ابتدایی و راهنمایی می باشد. آموزشگاه شهید محبی که قبل از انقلاب تحت عنوان مدرسه رضائی پهلوی به امر آموزش نابینایان اشتغال داشت در سال 1343 در تهران شروع به کار کرد.
تا قبل ازانقلاب و پیروزی انقلا ب اسلامی بو جه آموزشگاه فو ق الذکر ا زراههای مختلفی تأمین می گردید ولی از سال 1358 کلیه امور آن چه از نظر اداری و چه ا زنظر آموزشی و پرورش تأمین می گردد. همچنین مدرسه و آموزشگاههای ویژه نابینایان در تهران آموزشگاه دخترانه نرجس و آموزشگاه دخترانه عبدالعظیم را میتوان نام برد.
دفتر برنامه ریزی آموزشی کودکان استثنایی در سال 1347 به امر تربیت ویژه نابینایان توجه کرد لازم به یادآوری است که از نیمه اول سیستم تلفیقی آموزش نابینایان توجه شده و بطوریکه در حال حاضر عده زیادی از دانش آموزان نیمه بینا در مدارس عادی زیر نظر معلمین در تهران مشغول به تحصیل هستند.( یمینی نیا، 1370 ص 31).
تاریخچه خط بریل در جهان و ایران:
با آنکه در طی قرون وسطی نابینایان فرانسه از برخی مزایا برخوردار بودند ولی بطور کلی وضعشان چندان مطمئن نبود. کار آنان عمدتاً گدایی بود و جاده های اصلی و فرعی پر از فقرای نابینایی از زن و مرد که با فلاکت و سرگردانی از جایی به جای دیگر می رفتند. گام های لرزان و لباسهای کثیف و مندرس و ظاهری ترسناک به آنان می داد. در نیمه دوم قرن 18 وضع اسفبار نابینایان و در نتیجه احساس حقارت آنان باعث متأثرشدن« والنین هائوی» شد. وی بخصوص در سال 1771 با مشاهده سوءاستفاده از نابینایان در نمایشها که وادارشان می کردند عینک های تخته ای به چشم بزنند و با سازهای درهم شکسته آهنگ های وارونه اجرا کنند سخت به چشم آمد و آن وقت بود که تصمیم گرفت عمر خود را وقف بهبود شرایط زندگی آنان کند او در سال 1784 مؤسسه سلطنتی نابینایان را تأسیس کرد و به سوادآموزی نابینایان پرداخت و برای این کار از حروف الفبای عادی که بصورت برجسته و بزرگ چاپ می شد استفاده می کرد و این نخستین کتابهای مخصوص نابینایان بود که تعدادشان کم و حملشان پرزحمت و هزینه شان زیاد بود و با این همه حروف و کلمات عطش دانش را در شاگردان ارزنده کرد.
هائوی گام بزرگ برداشت که ادامه آن به عهده مرد برجسته ای بنام لوئی بریل بود که بر اثر حادثه مسخره ای بینایی خود را از دست داده بود. او که پسر یک زین ساز بود در چهارم ژانویه 1809 در دهکده در پاریس به دنیا آمد. پس از آن که لوئی بریل به راه افتاد روزها در کارگاه پدرش به بازی با تکه های چرم سرگرم می شد یک روز کاردی که با آن مشغول بازی بود به چشمش فرو رفت و در آن هنگام 3 ساله بود. عفونت چشم آسیب دیده و به زودی به چشم دیگر نیز سرایت کرد و بکلی کور شد. پدرش برای تعلیم و خواندن به او میخ هایی را به شکل حروف الفبا بر روی تخته می کوبید. او در سال 1814و در سن 10 سالگی به مؤسسه سلطنتی نابینایان در پاریس فرستاده شد. در سال 1821 شارل ماری و باربیه دولاسوله وان وانسه فرانسه سیستم آوانگاری یا نگارش شبانه به دانش آموزان.
نابینا عرضه کرد که در آن سیستم فونتیک اصوات مختلف به دو ستون 6 نقطه ای برجسته نماینده می شدند. لوئی بریل در سال 1825 سیستم 6 نقطه را به نام الفبای برجسته خواندن و نوشتن نابینایان ابداع نمود که در این سیستم روی هم رفته 63 آرایش مختلف برای نقطه ها امکان پذیر است و فاصله میان نقطه های بریل 2 تا 5/2 میلی متر است و شخص برای خواندن باید نوک انگشتان خود را بر روی سطور برجسته این جزوه در سال 1837 انتشار یافت و بتدریج سیستم او در سراسر دنیا مورد پذیرش واقع شد و در ژانویه سال 1852 درگذشت.
در ایران فردی بنام کریستوفل که در زیر پوشش دایره اسقفی ارامنه از طریق ترکیه و لبنان وارد تبریز شده و در سال 1304 به تأسیس آموزشگاهی ویژه نابینایان دست زد و خط را به طریق ابتکاری وارد کشور نموده و از آنجایی که آشنایی او به زبان فارسی کافی نبوده است که بتواند تمام نیازمندیهای زبان را برطرف کند فردی بنام محمدعلی خاموش در تدوین خط با او همکاری نموده است وهمواره با ورود او خط بریل از طریق آموزشگاه کریستوفل تبریز و اصفهان وارد کشور می شود و در ترویج خط و شیوه کامل آن در بین نابینایان چاپخانه کیهان که بنیانگذاری آن را دکتر مصباح زاده نموده است و همچنین سازمان آموزش ابایصیر که بنیان گذار آن آیت ا... شمس آبادی بوده است نقش مؤثری داشته است.( دکتر افروز 1365)

 

تعریف و طبقه بندی نابینایی:
در حوزه نقایص بینائی تعاریف زیادی وجود ندارد اما درباره تعاریف موجود همچون حوزه های دیگر مربوط به معلولیتها درباره بهترین تعریف بین متخصصان اختلاف عقیده زیادی باشد. دو نمونه از شایعترین تعاریف که در این زمینه ارائه شده است عبارتنداز تعریف قانونی، تعریف تربیتی. تعریف اول بیشتر بوسیله افراد عادی و متخصصان پزشکی به کار می رود و تعریف دوم مورد کاربرد معلمان و مربیان تربیتی است.
تعریف قانونی که شامل ارزیابیهای از حدت دید و میزان دید است برای این منظور به کار می رود تا معلوم شود آیا شخص شمول امتیازاتی که قانونی برای افراد نابینا معین کرده است می شود یا خیر، انجمن پزشکی امریکا این تعریف را در سال 1934 پیشنهاد کرد که او هم اکنون نیز مورد قبول بنیاد نابینایان آمریکا است: نابینای قانونی به کسی گفته می شود که تیزبینی او در چشم بهتر و حتی با استفاده از وسایل عادی( مثلاً استفاده از عینک) و یا کمتر باشد، یا کسی است که میدان دیدش آنقدر کم است که وسیعترین قطر آن نتواند فاصله زاویه ای را که بیشتر از 20 درجه است فراگیرد، دید به معنای آن است که شخص در فاصله 20 پایی چیزی می بیند که یک فرد با دید معمولی آن در 200 پایی تشخیص می دهد.

 

نابینایی:
هر شخصی که در جه بینایی او بعد ازاستفاده از عینک از و یا باشد نابینا به حساب میآید. بعبارت دیگر منظور این است که شخص آنچه را که باید در فاصله6 متری مشاهده کند در فاصله 6 متری می بیند. البته ملاحظات و جوانب دیگری هم مانند دید در نظر گرفته می شود. این میزان عدم دید جهت تعیین یک شخص بعنوان نابینا اختیاری بوده د ر چندین کشور دنیا رایج است . مقصود این است که بدانیم آیا یک شخص به سرحد نابینایی رسیده است تا از امکانات اجتماعی و خیریه ای جامعه بهره مند شود( طاهری 1377 ص 12)
بسیاری از افراد که قانوناً نابینا به حساب می آیند در واقع مقدار ناچیزی بینایی دارند که در بسیاری از موارد مفید بوده و میتوانند ابتدا با بکارگیری لوازم و وسایل خاص از این دید که بهره مند شوند استفاده از وسایل علمی در افزایش قابل توجه دید نقش بسیارمؤثری دارد امروزه تلویزیون های مدار بسته درشت کننده در اکثر کتابخانه ها و مراکز توانبخشی نابینایان د رکشورهای صنعتی دیده میشود. کتابهای با حروف درشت نیز برای برآورده ساختن نیازهای نیمه نابینایان در اکثر کشورهای دنیا به چاپ می رسد متأسفانه امکان درسترسی به اینگونه وسایل در کشور حاکم است.
از طرفی کتابهای باحروف درشت ویژه نابینایان در اوایل سالهای دهه 1360 برای دانش آموزان دستیبابی به چاپ رسیده است بعلت کمبود کاغذ و سایر امکانات غیر قابل دسترسی است به همین علت نیمه نابینایان در ایران از طریق خط برجسته نیازهای آموزشی خود را برطرف می کنند که اینکار عواقب نامطلوب فراوانی را به بار می آورد.
(طاهری 1367 ص 13و 12)

 

سازگاری با محیط کار و فعالیت های اجتماعی
الف) حس تشخیص موانع
قسمتهای عمده ای از توان حرکت در افراد نابینا بستگی به مهارت آنها در تشخیص موانع موجود در محیط دارد.
آزمایشات مختلفی که اکثر آن در دانشگاه کونل انجام شده است که نشان می دهد افراد نابینا به تدریج مهارت فراوانی در حس کردن و دیدن موانع پیدا می کند خلاصه ای از نتایج این آزمایشات به شرح زیر است:
1- حس تشخیص مانع افراد نابینا به یک اندازه نیست بلکه در بین آنان اختلافات فراوانی وجود دارد.
2- افراد نابینای ناشنوا فاقد این قدرت هستند و به نظر می رسد که قادر به فراگیری آن هم نیستند.
3- تحریک پوست صورت و یا پوستهای قسمتهای دیگر بدن نه لازم و نه کافی برای تشخیص موانع است.
4- در اکثر مواقع ایجاد صدا شرط لازم کافی برای درک مانع است.
5- تغییر تن وصدا و انعکاس آن یکی از شرایط لازم برای تشخیص مانع است.
6- درهنگام راه رفتن به سرعت عادی فرکانس صوتی در حدود 1000 سیکلی و یا بیشتر برای تشخیص مانع لازم است فرکانس کمتر کافی نیست اهمیت فرکانس های بالا در آن است که در برخورد با اشیاء کوچک انعکاس بهتری دارند.
7- افراد نابینا که فاقد تشخیص مانع هستند با تمرین منظم می توانند این حس را در خود بوجود بیاورند( یمینی نیا، 1370 ص 43)
ب) حرکت
احتمااً مهمترین توانایی لازم برای نابینایان که به سازگاری آنان هم کمک فراوان می کند توانایی حرکت آنان در محیط اطراف خود اوست میل به حرکت یکی از مهمترین عوامل لازم و مؤثر می باشد. وارون و کوبن نمونه هایی ازمشکلات حرکت افراد نیمه بینا را ذکر میکنند این اشکالات ممکن است به این دلیل باشد که شخص نیمه بینا قادر به دیدن است ولی نه آنقدر که بتواند براحتی در محیط حرکت کند و این ناتوانی ممکن است بتدریج منجر به سرخوردگی کامل شود و شخص نیمه بینا کاملاً متکی به دیگران می گردد اما افراد نیمه بینا ممکن است تمایل بیشتری به یادگرفتن و بکاربردن هرچه بیشتر علائم و نشانه های اطراف خود باشند چون نمی توانند این علایم را بوسیله قوه دید خود ببیند و یا بیابند.

 

ج) پیشرفت آموزشی نابینایان
مطالعاتت کمی در زمینه مقایسه و پیشرفت د رسی کودکان بینا و نابینا انجام شده است بیشتر متخصصین معتقدند که مقایسه مستقیم این دو گروه صحیح نیست برای آنکه شرایط لازم آزمایش آنان با یکدیگر بسیارمتفاوت است همچنین پذیرفته شده است که پیشرفت در سی کودکان نیمه بینا و نابینا به نسبت بهتر ا زکودکان ناشنوا است و به نظر می آید که مواد آموزشی را بهتر می شود به کودک نابینا در مقایسه با کودک ناشنوا عرضه کرد.
لوئنلند(1971) می گوید کودکان نابینا در صورتی که در آموزش آنان از تکلم بیشتری استفاده می شود از لحاظ آموزشی صدمه کمتری خواهند دید.

 

عوامل مؤثر در نابینایی:
1- علل ارثی و ژنتیکی: که غالباً تحت تأثیر یک ژن نهفته بوجود می آید مانند بیماریهای پلکی، خوداشکی و کره چشم
2- علل مادرزادی: شامل بیماریهای مادر دردروان بارداری است که برروی عضلات و اعصاب بینایی جنین تأثیر می گذارد، مانند سرخجه، توک و پلاسموز.
3- عوامل محیطی: که به دو گروه تقسیم می گردند:
الف) بیماریها: شامل بیماریهای عفونی( مننژیت) بیماریهای مقاربتی( سفلیس)، بیماریهای داخلی( دیابت)، بیماریهای مغز( تومورهای مغز او بیماریهای چشم نظیر کاتارک و آب مرواربد) گلکوو( آب سیاه)، تراخم.
ب) حوادث: شامل حوادث ناشی از کار، تصادفات، وسایل نقلیه جنگ( کریمی درمنی، 1382، ص 169)

 


ویژگیهای افراد دارای آسیب بینای بویژه کودکان
افراد مبتلا به آسیبهای بینایی بسته به شدت آسیب بینایی، سن و وقوع نابینایی، چگونگی آسیب دیدگی و چگونگی برخورد اطرافیان و محیط بامشکل آنان دارای ویژگی های خاص خود هستند. در فرهنگ همه جوامع در مورد نابینایان نوعی خرافات شکل گرفته است که حاکی از عدم شناخت دقیق این جوامع از مسأله ای بنام آسیب بینایی است اعتقاد و اینکه نابینایان دارای حس ششم می باشند یا از نظر برخی خصوصیات از جامعه همگنشان برتر هستند از جمله اعتقادات ناصحیحی است که در بین مردم رواج دارد.
واقعیت این است که نابینایان به دلیل محرومیت حسی خاصی که دارند به جای آنکه از ادراکات دیداری خود برای غنابخشیدن به شناختشان از جهان اطراف استفاده کنند به کانالهای درونداد حسی جایگزینی چون ادراکات شینداری روی می آورند در نتیجه از حافظه شنیداری قدرتمندی برخودار می شوند که موجبات برتری آنان را برای افراد عادی فراهم می آورد. طبیعی است که این برتری پرورش یافتگی ادراکات شنیداری قدرتمندی، پویایی، لامسه، حاصل تمرینها و کوششهایی است که فرد نابینا از راه این حواس برای برقراری ارتباط با دنیای پیرامون خود بدست آورد است.در مقابل محرومیتهایی را هم برای آنان فراهم می آورد و این زمانی اهمیت می یابد که دریابیم امروزه بیشترین اطلاعاتمان و از راه دروندادی بینایی به دست می آوریم. به هر شکل آسیبهای بینایی در افراد بویژه کودکان موجب عدم توازن در تحول، شناختی، عاطفی، زبانی، اجتماعی و حرکتی گروه برای مثال کودکان دارای آسیب بینایی بخصوص اگر بصورت مادرزادی نابینا بوده باشند. در هر پنج زمینه مذکور دچار تأخیر تحول می باشند. از نظر تحول شناختی کودکان نابینا بدلیل محرومیت از حس بینایی نمیتوانند تجربیات زیادی از محیط به دست آورند درنتیجه شکل گیری مفاهیم دچار وقفه می شود و رشدی آرام در پیش خواهد گرفت .
از اینرو تحول شناختی آنان نسبتبه همگنان طبیعی شان در رده ای پائین قرار می گیرند.
تأخیر در شکل گیری مفاهیم بدلیل ارتباط تنگاتنگی که میان زبان و ذهن وجود دارد موجب تأخیر در شکل گیری مفاهیم زبانی می گردد.نابینایی لطمه ای نسبتاً شدید به تحول فکری- حرکتی کودکان نابینا می زند زیرا شناخت فضای اطراف و تنظیم جابجایی اندامهای بدن در آن مستلزم بهره گیری از ادراکات دیداری سات.در نتیجه فراگیری مفاهیم فاصله،جهت یابی، وضعیت بدن در فضا، وضعیت شیء، را در فضا و حرکت سالم از راه فضا در محیط های آشنا و ناآشنا معمولاً نیازمند اقدام بلاواسطه در محیط هستند که دراین دسته از کودکان با تأخیری جدی صورت می گیرد.
تأخیر در مخهارتهای شناختی، زبانی،حرکتی به نوبه خود موجب تأخیر در تحول اجتماعی می شود. و امکان یک تعامل سالم به دیگری یا دیگران را از کودک دارای آسیب بینایی می گیرد. این کودکان به دلیل محدودیتهای ذکرشده غالباً از فرصتهای طبیعی که موجب تحول اجتماعی هستند مثل بازی با همسالان،گردش، تفریح و امکان آموزش در کنار همسالان طبیعی نمی توانند سود ببرند، از سوی دیگر نگرشهای معیوب اجتماعی مثل ترحم، مراقبت، ترس، و فرار از تعامل با این کودکان و .... نیز روند این تحول را با وقفه های بیشتر همراه می کند. همه عوامل بالا دست بدست یکدیگر داده، کودک دارای آسیب بینای را در فضایی قرار می دهد که در آن با ناکامیها، محرومیتها مضاعف( علاوه برمحرومیت های طبیعی او) مقایسه های نابجا، شکست های متعدد و از همه مهمتر تربیت عاطفی غلط که غالباً مبتنی بر افراط و تفریط است روبرو می شود. خود پنداره منفی در او شکل می گیرد که امکان تعامل عاطفی و سازنده از وی گرفته شده و تحول عاطفی نامناسب را برای او به ارمغان می آورد تربیت عاطفی کودکان دارای آسیب نابینایی می تواند درمحیط های مختلفی چون خانه، مدرسه، اجتماع از راههای متعدد صورت پذیرد( کریمی درمنی 1383، ص 172) و فرد با توجه به رشد فیزیکی و ذهنی نیاز به آموزش متناسب با طبقه خود دارد. در بیشتر جوامع مراکز رسمی آموزشی مثل مدرسه بیشترین نقش را در ارائه آموزشهای فنی و تخصصی عهده دار هسند و ارائه این آموزشها نیاز به افراد متخصص دارد و هرچقدر که آنها از آگاهی لازم در برخورد با نابینا و چگونگی ارائه آن دارا باشند فرد نابینا پیشرفت مؤثری خواهد داشت.
رفتار و طرز برخورد معلمان و مربیان آموزشگاه با دانش آموزان در پیشرفت تحصیلی او و کاهش تنش و یا رفع مشکلات آنها بسیار مؤثر است. اگر معلمان در سر کلاسهای درس با دانش آموزان رفتار خوب داشته باشند و بین آنها تمایزی در رفتار قائل نشوند و او با انگیزه دو چندان در سر کلاسها حاضر می شوند و این رفتارها برمی گردد به تشویق و تنبیه دانش آموزان و چگونگی آن از طرف معلمان مدرسه و تأمین بهداشت روانی آنها در سر کلاسها و محیط مدرسه.
و نیز وجود مشاوران و استفاده از آنان از طرف دانش آموزان نابینا و برخورداری از راهنمایی و ارائه طریق آنها از مشکلات و مسائل دانش آموزان خواهد کاست.
( خسروبیگی 1379 ص 29)

 

تعلیم و تربیت کودکان نابینا و نیمه بینا:
بدون شک نقص بینای در احراز تجربه و سبک دانش محدودیتی ایجاد می کند ولی این محدودیت به آن اندازه نیست که فرد نابینا از تمام فعالیت های آموزشی فراگیر حرفه و تجربه اندوزی محروم گردد. نابینا ممکن است در فراگیری برخی از حرفه ها محدودیتی ایجاد کند و ولی چه بسیارند افراد نابینا که در آموزش بسیاری ازعلوم و فنون از بینایان نیز بهتر عمل کرده اند. بطورکلی حرفه و شغلی که نیاز به بینائی نداشته باشد فراگیریش برای نابینایان امکانپذیر است نابینایان در علوم انسانی پیشرفتی قابل توجه دارند. در موسیقی ممتاز می شوند و از عهده حرفه و مشاغلی چون فیزیوتراپی یا بالندگی برمی آیند برخی از کارها را میتوانند مشترکاً با بینایان انجام دهند فکر و دست آنان با کمک دید بینایان بر بسیاری از مشکلات فایق می آید. در آموزش کودکان نابینا یا نیمه بینا چهار اصل مهم و حیاتی است.
1- اصل فراگیری خط بریل
2- استفاد از باقیمانده بینایی هرچقدر که کم باشد
3- حرکت و جهت یابی
4- تسلط بر هنر گوش دادن و فراگیری از راه شنوایی

 

محیط های آموزشی برای کودکان نابینا:
بطورکلی کودکان نابینا و نیمه بینا را به چهار طریق می توان آموزش داد:
1- مراکز شبانه روزی
2- مراکز روزانه
3- کلاسهای خاص در مدارس عادی
4- کودک نابینا در کلاس عادی

 

1) مراکز شبانه روزی
گرچه برای مدتی به تدریج تعلیم و تربیت نابینایان در مدارس شبانه روزی متداول گردید و روز بروز در اکثر کشورها مراکز آموزشی شبانه روزی برای نابینایان گسترش یافت ولی درواقع شبانه روزیها باید آخرین علاج در آموزش و پرورش نابینایاان باشد. مراکز شبانه روزی باید بیشتر برای کودکان نابینایی مناطق دوردست و یا گروهی که علاوه بر نابینایی ناراحتی دیگر برای از جمله عقب ماندگی ذهنی و نقص شنواییی دارند و یا به هر علت امکان زندگی برای آنان در محیطی که زندگی می کنند، نیست بوجود آید.

 

2) مراکز روزانه
دانش آموزان ساعات معینی از روز را به مدرسه می روند و زیر پوشش آموزشی قرار می گیرند. این مراکز علاوه بر آموزش و روش پرورش روح و جسم کودک باید در هدایت آنان به رفتار صحیح و قابل قبول جامعه کوشش نمایند.

 

3) کلاسهای خاص در مدارس عادی
در مواردی که ایجاد مراکز با آموزش کودکان در مراکز روزانه امکان پذیر نباشد می توان در مدارس عادی کلاسهای خاص جهت کودک نابینا ایجاد نمود.
4) دانش آموزان نابینا در کلاس عادی
یکی از مناسبترین انواع و آموزش برای کودکانی که نقص بینایی دارند ادامه تحصیل آنان همراه با کودکان عادی است. در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان این نوع آموزش روبه ازدیاد گذارده و بر همین لحاظ معلمان مدارس عادی در دوره های تربیت معلم و آموزشهای لازم را در برطرف کردن نیازهای کودکان نابینا و نیمه نابینا و نحوه تدریس به آنان می بیند.( خسروبیگی، 1379، ص 34)

 

آشنایی با آموزش نابینایان و روشهای مورد استفاده
بنا به قول بسیاری از مردم چشم سلطان بدن است. زیرا که از صبح تا شب هر کاری که می کنیم اول با چشم آن می بینیم و بعد آنها را انجام می دهیم به عبارت دقیق تر چشم دروازه مغز است و حس بینایی مهمترین راه ارتباطی انسان با خارج می باشد موقعی که این دروازه بسته و این راه مسدود می شود تماس انسان با محیط خارج تشکیل شده و کسب اطلاعات و معلومات محققان بشردوستان همواره معطوف به این امر بوده که در صورت مسدودبودن این راه چگونه مغز با دنیای بیرون رابطه برقرار کرده و انسان را از انزوا آزاد و رها می سازد، برای این منظور تاکنون سعی شده است که ازراههای ارتباطی دیگری مانند حس لامسه و شنوایی بجای چشم حداکثر استفاده را بعمل آورده و تا آنجا که ممکن است این راهها را جانشین چشم بسازند.

 

روشهایی که برای آموزش نابینایان مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از:
1- روش بریل
2- استفاده از بینایی باقیمانده
3- آموزش گوش دادن
4- آموزش تحرک و فعالیت برای زندگی مستقل

 

1) روش بریل
بریل خط الفبای مخصوص نابینایان است. مبتکر آن شخصی به نام لوئی بریل( 1852-1809) است این فرد یک معلم نابینای فرانسوی که بر اثر تصادف بینایی خود را از دست داده بود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   74 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله روش تحقیق بررسی مشکلات دختران نابینا

تحقیق در مورد مبانی اخلاق

اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد مبانی اخلاق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد مبانی اخلاق


تحقیق در مورد مبانی اخلاق

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

 

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

  

 

تعداد صفحه8

 

 

 

فهرست مطالب

 

 

رابطه علم اخلاق و حقوق :

رابطه علم اخلاق و عرفان عملی :

علم اخلاق و رابطه آن با علوم تربیتی

مکاتب عمده و مهم اخلاقی :

مطلق گرایی در اخلاق و دلایل آن :

فصل دوم – جاودانگی اخلاق

مطلق بودن اخلاق به چه معناست؟

مقصود از نسبی بودن اخلاق چیست؟

انواع نسبی گرایی اخلاقی :

بخش اول: مبانی اخلاق

فصل اول – کلیات

  • مفهوم لغوی واژه اخلاق :

اخلاق جمع کلمه خُلق به معنی سرشت باطنی انسان است و در مقابل آن خَلق به معنی شکل و صورت ظاهری انسان است.

 

  • تفاوت صفات نفسانی انسان :

صفات نفسانی انسان یا ثابت و راسخ است که به آن ملکه گفته می شود و یا زودگذر و موقتی است که به آن حال گفته می شود. اخلاق همان صفات ثابت و راسخ در نفس انسان است.

 

  • عوامل مؤثر در اخلاق :

دو عامل مهمن که خُلق و خوی انسان را می سازد عبارتند از:

الف) طبیعت یا وراثت و ذات

ب) تمرین و تکرار که در نتیجه یادگیری و آموزش به دست می آید.

 

  • تعریف علم اخلاق :

علمی که صفات خوب و بد را معرفی می کند و شیوه تحصیل آنها را آموزش می دهد و از اعمال و رفتار متناسب با آن صفات بحث می کند.

 

5- موضوع علم اخلاق :

هر علمی درباره چیزی بحث می کند. مثلاً علم پزشکی درباره بدن انسان و روان شناسی درباره رفتار انسان وعلم حساب در موضوع عدد بحث می کند. موضوع علم اخلاق که از آن بحث می شود عبارتست از نفس و جان انسان.

 

6- هدف نهایی علم اخلاق :

هدف علم اخلاق اسلامی این است که انسان را به اندازه استعداد خود مظهر اسماء و صفات خداوند قرار    می دهند یعنی در روح انسان صفات الهی ظاهر می شود و در این مسیر انسان کامل کسی است که رو به رو محل ظهور همه اسماء و صفات خداوند قرار گیرد.

 

 

فلسفه اخلاق :

تحلیل و بررسی عقلانی مسائل بنیادی اخلاق را فلسفه اخلاق گوییم مانند اینکه ملاک خوب و بد چیست و آیا اینکه اخلاق نسبی است یا مطلق؟

 

تربیت اخلاقی :

راه کارهای عملی برای رسیدن به فضائل اخلاقی را تربیت اخلاقی می گوییم.

 

رابطه علم اخلاق با فقه :

علم فقه علمی است که وظایف انسان را در مقابل خداوند بیان می کند. مسائل فقهی دو جنبه دارند:

الف) جنبه اخروی و ثواب و کیفر

ب) جنبه دنیوی و صحیح یا باطل بودن عمل

 

رابطه علم اخلاق با فقه در جنبه اخروی و ثواب و کیفر اعمال است


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد مبانی اخلاق